دوره 6، شماره 3 - ( دوره6، شماره3(پیاپی21) 1404 )                   جلد 6 شماره 3 صفحات 405-388 | برگشت به فهرست نسخه ها

Ethics code: IR.IAU.KHISF.REC.1403.121


XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Jafarzadeh N, Khaleghipour S. (2025). Effects of a Crisis Intervention Model Combined With Acceptance & Commitment Therapy on Distress Tolerance, Resilience, and Death Anxiety in Mothers of Children With Cancer. Journal of Childhood Health and Education. 6(3), 388-405. doi:10.32598/JECHE.6.3.348.1
URL: http://jeche.ir/article-1-319-fa.html
جعفرزاده نازنین، خالقی پور شهناز.(1404). اثربخشی مدل مداخله در بحران غنی شده با رویکرد پذیرش و تعهد بر تحمل پریشانی، تاب آوری و اضطراب مرگ در مادران کودکان مبتلا به سرطان فصلنامه سلامت و آموزش در دوران کودکی 6 (3) :405-388 10.32598/JECHE.6.3.348.1

URL: http://jeche.ir/article-1-319-fa.html


1- گروه روانشناسی بالینی، واحد نایین، دانشگاه آزاد اسلامی، نایین، ایران.
2- گروه روانشناسی، واحد نایین، دانشگاه آزاد اسلامی، نایین، ایران.
متن کامل [PDF 8921 kb]   (138 دریافت)     |   چکیده (HTML)  (749 مشاهده)
متن کامل:   (26 مشاهده)
مقدمه
سرطان کودکان یکی از تهدیدهای جدی برای سلامت جسمانی و روانی خانواده‌هاست. مطالعات اپیدمیولوژیک نشان می‌دهد میزان بروز جهانی سرطان کودکان به‌طرز معنی‌داری از برآوردهای پیشین بالاتر است (اسمیت،2020). شایع‌ترین نوع سرطان کودکان، سرطان خون است و در ایران نیز حدود 2 درصد کودکان به سرطان مبتلا هستند (ابوالقاسمی، 1401). تشخیص بیماری در کودک پیامدهای روانی قابل‌توجهی برای اعضای خانواده، به‌ویژه مادران درپی دارد. یافته‌های روان‌شناختی حاکی از افزایش اضطراب، نگرانی، ترس از مرگ کودک و کاهش سلامت روانی والدین در مواجهه با بیماری‌های مزمن کودکان است (پینکوارت، 2019). مادران، به‌عنوان مراقب اصلی کودک، طی فرایند تشخیص و درمان با چالش‌های روانپزشکی قابل‌توجهی مواجه می‌شوند (خدادادی سنگده و قمی، 1395). یکی از متغیرهای محافظتی مهم در شرایط سخت، تاب‌آوری است؛ فرآیندی پویا که به سازگاری مثبت در مواجهه با آسیب‌های روان‌شناختی منجر می‌شود (گونزالس مندز و همکاران،2023؛ کامارگو و همکاران، 2025). براساس دیدگاه سوسویک و همکاران (2017) تاب‌آوری می‌تواند نقش سپر روانی در برابر آسیب‌ها ایفا کند. 
در نظریه‌های جدید، تاب‌آوری به‌عنوان سازه‌ای چندبعدی شناخته می‌شود که دربرگیرنده عوامل شخصیتی و مهارت‌هایی نظیر حل مسئله فعالانه است (عزیز و همکاران، 1403). درواقع، مراقبت مؤثر از کودک بیمار نیازمند سطوح بالایی از تاب‌آوری مادران است تا کیفیت مراقبت بهداشتی کاهش نیابد (واکیل و همکاران، 2025؛ سلیمان‌خان و همکاران، 1402). عامل روان‌شناختی دیگر تحمل پریشانی است که نقش بسزایی در واکنش مادران به بحران دارد (اکبرزاده و همکاران، 1400). این سازه به توانایی فرد در تحمل حالات ناخوشایند درونی و رویدادهای بیرونی دشوار اطلاق می‌شود (لیو و همکاران،2023)؛ و در ادبیات پژوهشی اخیر به‌عنوان ساختاری مهم در شروع و درمان آسیب‌های روانی مطرح شده است. تحمل پریشانی هیجانی شامل مؤلفه‌هایی چون پذیرش هیجانات، تنظیم آن‌ها و اجتناب از واکنش‌های ناکارآمد نسبت به آشفتگی‌های درونی است (لیرو و همکاران، 2023).
  اضطراب مرگ یکی از مهم‌ترین جنبه‌های روانی مطرح در تجربه والدین کودکان مبتلا به سرطان است؛ مفهومی که با ترس شدید از مرگ خود یا افراد مهم زندگی همراه است (یان و همکاران 2024 ). در مواجهه با بیماری‌هایی چون سرطان، تجربه اضطراب مرگ و ترس‌های مرتبط افزایش می‌یابد و می‌تواند اختلالات هیجانی متعددی را در فرد و خانواده پدید آورد (یان و همکاران، 2024). ازآن‌جاکه در شرایط بحرانی، استفاده از درمان‌های روان‌شناختی مناسب می‌تواند به تنظیم هیجانات و تسهیل فرآیند تطابق روانی کمک کند، به‌کارگیری مداخله در بحران با رویکرد پذیرش و تعهد مطرح می‌شود. بحران از نگاه روان‌شناختی، موقعیتی تهدیدآمیز، شدید و غیرمنتظره است که باعث اختلال در تعادل هیجانی و شناختی فرد شده و راهکارهای معمول مقابله‌ای، ناکارآمد می‌گردند (سیفی و همکاران، 1402؛ کارلسون و همکاران، 2024). 
طبق نظریه کاپلان (1964)، بحران زمانی آشکار می‌شود که فرد با مانعی روبه‌رو شود که با منابع روانی موجود قابل‌حل نباشد، درنتیجه، وارد دوره‌ای از آشفتگی، سردرگمی و ناتوانی در تصمیم‌گیری می‌شود. بحران‌ها ممکن است فردی، خانوادگی یا اجتماعی باشند و به اقدامات فوری درمانی نیاز دارند. درمان‌های بحران‌محور در صورت اجرا به‌موقع می‌توانند شدت هیجانات منفی را کاهش دهند و عملکرد روانی را به سطح پیشین بازگردانند (فورد، 2021 ). درمان «مداخله در بحران» به‌عنوان یکی از روش‌های کوتاه‌مدت، ساختاریافته و روان‌شناختی، طراحی شده تا به افراد در دوره‌های بحرانی کمک کند تا عملکرد روانی خود را بازیابند و از پیامدهای منفی بلندمدت جلوگیری کنند (مارشال، 2023). این مداخلات با بررسی شدت بحران، شناخت منابع فردی، آموزش مهارت‌های مقابله‌ای و تقویت تاب‌آوری روانی تلاش می‌کنند تعادل روانی فرد را احیا کنند (صدفی و همکاران، 1399). 
مدل‌هایی چون رویکرد شش‌مرحله‌ای جیمز و همکاران (2013) یا مدل هفت‌مرحله‌ای رابرتز و همکاران (2005)، ابزارهایی مؤثر برای ارزیابی و درمان فرد در بحران هستند. ترکیب این نوع مداخله با درمان پذیرش و تعهد می‌تواند اثربخشی مداخله را چندین برابر کند. درمان پذیرش و تعهد از درمان‌های موج سوم رفتاری است که در دهه 1980 هایز ارائه کرد و مبتنی بر اصولی همچون گسلش شناختی، پذیرش هیجانات، تمرکز بر لحظه حال، خود مشاهده‌گر، ارزش‌ها و اقدام متعهدانه است. این رویکرد با هدف ارتقای انعطاف‌پذیری روانی، فرد را ترغیب می‌کند که علی‌رغم وجود هیجانات منفی، در راستای ارزش‌های فردی حرکت کرده و زندگی معنی‌داری را تجربه کند (هایز و همکاران، 2012).
در چنین بستری، مادران کودکان مبتلا به سرطان در وضعیت بحرانی روانی قرار می‌گیرند که مداخله‌ای تلفیقی از اصول بحران‌درمانی و پذیرش و تعهد می‌تواند در ارتقای مؤلفه‌های روان‌شناختی مهمی چون تاب‌آوری، تحمل پریشانی و اضطراب مرگ مؤثر باشد. باتوجه‌به بار روانی سنگین ناشی از مراقبت از کودکان مبتلا به سرطان یا بیماری‌های مزمن، تحقیقات متعددی اثربخشی مداخلات روان‌شناختی به‌ویژه رویکرد پذیرش و تعهد را مورد بررسی قرار داده‌اند. پژوهش کویی و همکاران (2024) نشان می‌دهد تاب‌آوری خانوادگی به‌عنوان یک متغیر تعدیل‌کننده، تأثیر فشار مراقبتی را بر کیفیت زندگی والدین کودکان مبتلا به بیماری‌های مزمن کاهش می‌دهد و سلامت روانی آنان را حفظ می‌کند. مطالعه گو و همکاران (2025) نشان می‌دهد درمان پذیرش و تعهد بر کاهش استرس کودکان با نیازهای خاص اثربخش است. مطالعه گوموس و انسل (2023) نشان می‌دهد درمان پذیرش و تعهد بر اقسردگی، اضطراب و استرس والدین کودکان با نیازهای خاص مؤثر است. 
پژوهش جین و همکاران (2025) نشان می‌دهد مداخله مبتنی بر پذیرش و تعهد به‌طور معنی‌داری باعث کاهش اضطراب، افسردگی و استرس در والدین کودکان مبتلا به سرطان می‌شود و کیفیت زندگی آنان را بهبود می‌بخشد. پژوهش باستیسا و همکاران (2023) نشان می‌دهد اجرای دو جلسه مداخله آنلاین پذیرش و تعهد در والدینی که در معرض خطر روان‌شناختی قرار دارند، به کاهش افکار منفی تکرارشونده و افزایش زندگی مبتنی بر ارزش‌ها منجر گردیده است. نتایج پژوهش ولی‌زاده و همکاران (1401) نشان داد روان‌درمانی حمایتی بر خستگی، احساس شکست و تاب‌آوری مادران دارای کودک مبتلا به سرطان خون تأثیر دارد. پژوهش محمدی آریا و همکاران (1400) نشان داد بین نگرش والدین در مقابله با بیماری کووید-19 و مشکلات رفتاری کودکان رابطه معنی‌دار مشاهده شد. پژوهش رویز و همکاران (2024) نشان داد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به افزایش رضایت از زندگی در مادران کودکان مبتلا به سرطان منجر می‌شود.
 پژوهش جوکار و همکاران (1403) نشان داد درمان پذیرش و تعهد بر شایستگی اجتماعی کودکان اثربخش می‌باشد. در همین راستا، مطالعه جعفری و همکاران (1400) نشان داد اجرای مداخلات گروهی پذیرش و تعهد توانسته است میزان اضطراب، افسردگی و استرس والدین را کاهش داده و کیفیت زندگی آن‌ها را بهبود بخشد. نتایج پژوهش ابراهیمی‌صدر و محمود علیلو (1400) نشان داد درمان پذیرش و تعهد بر اضطراب مرگ و ناامیدی بیماران با مولتپل اسکلروزیس اثربخش است. پژوهش فروغی و همکاران (1402) نشان داد درمان پذیرش و هیجان بر تنظیم هیجان منفی، تحمل آشفتگی و تاب‌آوری زنان مبتلا به میگرن اثربخش بوده است. پژوهش هایلند و همکاران (2023) نشان می‌دهد درمان پذیرش و تعهد بر راهبردهای تنظیم هیجان اثربخش می‌باشد. نتابج پژوهش سالاری و همکاران (1401) نشان داد درمان پذیرش و تعهد بر افسردگی و اضطراب مرگ بیماران مبتلا به سرطان مؤثر است. پژوهش هاندریچ و همکاران (2021) تأثیر این درمان را در کاهش اضطراب‌های وجودی و ارتقای معنا در زمان مرگ و تنهایی تأیید کردند. پژوهش لاو و همکاران (2019) نشان داد مداخلات روان‌شناختی به تقویت توانمندی‌های مقابله‌ای در والدین کودکان با بیماری مزمن منجر می‌گردند. 
باتوجه‌به نقش کلیدی مادران در مراقبت روانی و جسمی از کودکان مبتلا به سرطان، توجه به وضعیت روان‌شناختی آنان نه‌تنها از منظر فردی، بلکه از دیدگاه سلامت خانواده و جامعه، ضرورتی انکارناپذیر دارد. مؤلفه‌هایی چون تاب‌آوری، تحمل پریشانی و اضطراب مرگ، از جمله عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی و عملکرد روانی مادران در مواجهه با بحران بیماری کودک هستند. اگرچه مطالعات متعددی در زمینه مداخله در بحران و اثربخشی رویکرد پذیرش و تعهد انجام شده‌اند، اما پژوهشی که به‌طور خاص ترکیب این دو رویکرد را در قالب یک مدل مداخله‌ای هدفمند و ساختاریافته بر سه مؤلفه روان‌شناختی مذکور در مادران کودکان سرطانی بررسی کند، تاکنون گزارش نشده است. ازاین‌رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مدل مداخله در بحران غنی‌شده با رویکرد پذیرش و تعهدبرافزایش تاب‌آوری، ارتقای تحمل پریشانی و کاهش اضطراب مرگ در مادران کودکان مبتلا به سرطان انجام شد. 
فرضیه‌های پژوهش عبارت‌اند از : مداخله در بحران غنی‌شده با رویکرد پذیرش و تعهد موجب افزایش معنی‌دار تحمل پریشانی در مادران کودکان مبتلا به سرطان در مقایسه با گروه کنترل می‌شود. مداخله در بحران غنی‌شده با رویکرد پذیرش و تعهد موجب افزایش معنی‌دار تاب‌آوری در مادران کودکان مبتلا به سرطان در مقایسه با گروه کنترل می‌شود. مداخله در بحران غنی‌شده با رویکرد پذیرش و تعهد موجب کاهش معنادار اضطراب مرگ در مادران کودکان مبتلا به سرطان در مقایسه با گروه کنترل می‌شود.

روش پژوهش 

 طرح پژوهش و شرکت‌کنندگان 

این پژوهش با روش نیمه‌آزمایشی و با استفاده از طرح پیش‌آزمون–پس‌آزمون با گروه کنترل با هدف بررسی اثربخشی  مداخله در بحران غنی‌شده با رویکرد درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر متغیرهای تحمل پریشانی، تاب‌آوری و اضطراب مرگ مادران دارای فرزند مبتلا به سرطان انجام شده است. جامعه‌ آماری پژوهش شامل کلیه‌ مادران دارای کودک مبتلا به سرطان در شهر شهرکرد در سال 2024 بوده است. برای تعیین حجم نمونه موردنیاز، از نرم‌افزار جی‌پاور نسخه 3،1 استفاده شد.
در این برآورد، سطح معنی‌داری (α) برابر با 0/05، توان آزمون 0/80، و اندازه اثر 0/25 در نظر گرفته شد. براساس این تنظیمات، حداقل حجم نمونه موردنیاز برای اجرای آزمون تحلیل واریانس با دو گروه (آزمایش و کنترل) برابر با 30 نفر (15 نفر در هر گروه) تعیین شد. این حجم نمونه برای شناسایی اثرات مداخله درمانی با قدرت آماری مطلوب کفایت داشته است. نمونه‌ی پژوهش با استفاده از روش نمونه‌گیری دردسترس و براساس معیارهای ورود انتخاب شده است. شرکت‌کنندگان پس از انتخاب اولیه به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل، هر گروه 15 نفر گمارش شدند. گروه آزمایش برنامه مداخله بحران غنی‌شده با رویکرد پذیرش و تعهد را دریافت کرد، درحالی‌که گروه کنترل هیچ‌گونه آموزشی دریافت نکرد. پیش‌آزمون پیش از شروع مداخله و پس‌آزمون پس از پایان جلسات درمانی در هر دو گروه اجرا شد.
 ملاک‌های ورود به پژوهش شامل داشتن فرزند مبتلا به سرطان، سن کمتر از ۵۰ سال، تمایل به مشارکت داوطلبانه و امضای رضایت‌نامه‌ آگاهانه، حداقل مدرک تحصیلی دیپلم و عدم وجود اختلال روان‌پزشکی حاد بوده است. 
معیارهای خروج شامل عدم شرکت کامل در جلسات آموزشی یا عدم انطباق با شرایط ورود در طول اجرای پژوهش بوده‌اند. 

ابزارهای پژوهش 

پرسش‌نامه تاب‌آوری (2003)
 
پرسش‌نامه تاب‌آوری را کونور و دیویدسون در سال 2003 طراحی کرده‌اند. این ابزار با هدف سنجش میزان تاب‌آوری افراد در موقعیت‌های تنش‌زا و بحران‌های زندگی تدوین شده و شامل 25 گویه است که در قالب طیف 5 ‌درجه‌ای لیکرت از صفر (کاملاً مخالفم) تا 4 (کاملاً موافقم) نمره‌گذاری می‌شود. دامنه نمرات بین (0) تا (100) متغیر می باشد. خرده‌مقیاس‌های اصلی این ابزار شایستگی شخصی، اعتماد به عملکرد، پذیرش تغییرات مثبت، کنترل فردی، و تأثیرات معنوی می‌باشد. در مطالعه کونور و دیویدسون (2003) ضریب پایایی درونی برای کل پرسش‌نامه برابر با 0/89 گزارش شد که نشان‌دهنده انسجام درونی بالا بین گویه‌هاست. ساختار عاملی نشان‌دهنده هم‌خوانی مفهومی گویه‌ها با ابعاد نظری تاب‌آوری است و مؤید روایی سازه ابزار در جمعیت‌های بالینی و عمومی می‌باشد. در پژوهش رضایی پاندری و همکاران (1400) ضریب پایایی پرسش‌نامه با آلفای کرونباخ 0/89 و روایی سازه با شاخص‌های تحلیل تأیید عاملی  مورد تأیید قرار گرفته است. در پژوهش حاضر، پایایی پرسش‌نامه با روش آلفای کرونباخ 0/90 بود. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد ساختار پنج‌عاملی پرسش‌نامه با داده‌های نمونه پژوهش برازش مناسبی دارد که این امر مؤید روایی سازه ابزار در جمعیت موردمطالعه است.

مقیاس تحمل پریشانی (2005)
مقیاس تحمل پریشانی را سیمونز و گاهر در سال 2005 طراحی کرده و شامل 15 گویه است که براساس طیف لیکرت 5 ‌درجه‌ای از 1 (کاملاً مخالفم) تا 5 (کاملاً موافقم) نمره‌گذاری می‌شود. بنابراین نمرات بین 15 تا 75 در نوسان می‌باشد. این پرسش‌نامه چهار مؤلفه اصلی را دربر می‌گیرد: ارزیابی ذهنی پریشانی، میزان توجه به هیجانات منفی، تنظیم هیجانات، و اقدامات تسکین‌دهنده. نمرات بالا در این مقیاس نشانگر تحمل پریشانی بالا است. در مطالعه سیمون و گاهر (2005) ضریب پایایی با آلفای کرونباخ 0/82 و روایی سازه از طریق همبستگی با مقیاس‌های اضطراب و افسردگی مورد تأیید قرار گرفته است. در مطالعه محمودپور و همکاران (1400) ضریب آلفای کرونباخ 0/89 و همبستگی معنادار بین نمرات پرسش‌نامه و سایر مقیاس‌های مرتبط با سلامت روانی و هیجانی مشاهده شد که نشان‌دهنده روایی همگرا مطلوب است. در پژوهش حاضر پایایی با روش آلفای کرونباخ  برابر با 0/85 بود و روایی ابزار از طریق همبستگی مثبت با مقیاس‌های اضطراب و افسردگی، به‌عنوان شاخص روایی همگرا مورد تأیید قرار گرفت. 

مقیاس اضطراب مرگ (1970)
مقیاس اضطراب مرگ را تمپلر در سال 1970 طراحی کرده و از 15 ماده دو گزینه‌ای (بلی/خیر) تشکیل شده است. هر پاسخ «بلی» نشان‌دهنده وجود اضطراب مرگ و برابر با 1 نمره است و پاسخ «خیر» معادل صفر است. درنتیجه، نمره کلی فرد در این مقیاس بین (0) تا (15) متغیر است؛ نمرات بالاتر بیانگر اضطراب برای مرگ خود و دیگران می‌باشند. در مطالعه تمپلر (1970) ضریب بازآزمایی 0/83 و روایی همگرا مورد تأیید قرار گرفته است. درمطالعه شریف‌نیا و همکاران (1394) ضریب پایایی با آلفای کرونباخ 0/88 و روایی همگرا و واگرا برای تمام عامل‌ها مورد پذیرش بود. در پژوهش حاضر ضریب پایایی این پرسش‌نامه با روش آلفای کرونباخ برابر با 0/73 به دست آمد. روایی مقیاس از طریق روایی همگرا و با بررسی همبستگی آن با مقیاس‌های مرتبط با اضطراب و افسردگی مورد تأیید قرار گرفت.

برنامه مداخله‌ای
 
مدل مداخله در بحران غنی‌شده با رویکرد پذیرش و تعهد 

مدل مداخله در بحران غنی‌شده با رویکرد پذیرش و تعهد، برنامه‌ای تلفیقی، ساختاریافته و کوتاه‌مدت است که با هدف کمک به افراد در شرایط روانی بحرانی توسط کارلسون و همکاران  (2024) طراحی و اعتبارسنجی شده است. این مداخله، با اتکا به نظریه «مداخله در بحران» و درمان «پذیرش و تعهد»، تلاش دارد تا نه‌تنها ثبات هیجانی فوری را برای فرد فراهم آورد، بلکه او را در مسیر کشف معنای زندگی، پذیرش تجربه‌های درونی و اقدام براساس ارزش‌های شخصی هدایت کند. پایه نظری این مداخله، از دیدگاه رابرتز (2005)، بنیان‌گذار الگوی مداخله در بحران برگرفته شده است. در این نظریه، بحران به‌عنوان دوره‌ای از آشفتگی هیجانی تعریف می‌شود که در آن فرد به‌طور موقت توانایی خود را برای مقابله مؤثر با عوامل استرس‌زا از دست می‌دهد. 
چارچوب مدل هفت‌مرحله‌ای شامل ایجاد رابطه درمانی، بررسی علائم بحران، مداخله شناختی–هیجانی، تقویت منابع مقابله‌ای و بازگرداندن تعادل روانی است. این رویکرد، مداخله‌ای حمایتی، زمان‌مند و ساختاریافته می‌باشد و تأکید می‌کند بحران‌ها فرصت‌هایی برای رشد روان‌شناختی و بازتعریف هویت فردی هستند، اگر به‌درستی مدیریت شوند. در تلفیق با این نظریه، درمان پذیرش و تعهد که هیز و همکاران در سال 2004 طراحی کرده‌اند، مکملی برای ارتقای انعطاف‌پذیری روانی در دل بحران‌ها محسوب می‌شود. این رویکرد بر این باور استوار است که اجتناب از تجربه‌های درونی ناخوشایند نه‌تنها کمکی به کاهش رنج نمی‌کند، بلکه موجب تداوم آن می‌شود. درمان پذیرش و تعهد با اتکا به شش مؤلفه «کلیدی پذیرش، گسلش شناختی، تمرکز بر لحظه حال، خودزمینه‌ای، وضوح ارزش‌ها و اقدام متعهدانه» به افراد می‌آموزد چگونه در دل تجربه‌های دشوار، معنای زندگی را بازسازی کرده و براساس ارزش‌های شخصی تصمیم‌گیری کنند. 
برنامه تلفیقی حاضر، مجموعه‌ای متشکل از 10 جلسه است که هر جلسه حدود 90 دقیقه زمان دارد و طی 5 هفته، با 2 جلسه در هفته اجرا شد. جلسات در محیطی امن، نیمه‌ساختاریافته و تحت هدایت روان‌درمانگر متخصص برگزار شد. از جلسه نخست که با ایجاد رابطه درمانی و بیان تجربه‌های بحرانی آغاز می‌شود، تا جلسه یازدهم که جمع‌بندی تجربیات، تثبیت مهارت‌ها و تدوین برنامه مراقبتی پس از درمان را شامل می‌شود، فرد به‌تدریج از وضعیت آشفتگی روانی فاصله می‌گیرد و مسیر زندگی خود را براساس ارزش‌ها و معنای شخصی بازتعریف می‌کند. نتایج پژوهش‌ها حاکی از آن است که اجرای درمان پذیرش و تعهد در شرایط بحرانی به کاهش افسردگی، اضطراب و افزایش تاب‌آوری هیجانی، خودآگاهی و کیفیت زندگی منجر می‌گردد (گو و لان، 2025). در جدول شماره 1 خلاصه‌ای از جلسات درمان ارائه شده است. 



شیوه اجرا 
جهت اجرای این پژوهش، ابتدا طرح تحقیق شامل اهداف، شیوه‌های مداخله و ابزارهای اندازه‌گیری، برای بررسی و تأیید در اختیار کمیته اخلاق دانشگاه قرار گرفت. پس از ارزیابی‌های لازم، مجوز رسمی اجرای مراحل پژوهش صادر گردید. همچنین هماهنگی‌های لازم با مراکز درمانی منتخب جهت شناسایی و جذب مشارکت‌کنندگان به عمل آمد. در راستای رعایت اصول اخلاق پژوهش، از تمامی شرکت‌کنندگان رضایت‌نامه آگاهانه اخذ شد. شرح کاملی از اهداف مطالعه، نحوه اجرای جلسات درمانی و کاربرد داده‌ها به ایشان ارائه گردید تا با آگاهی کامل در پژوهش مشارکت نمایند. محرمانگی اطلاعات شخصی آنان تضمین شد و تأکید گردید که در هر مرحله از پژوهش، حق خروج داوطلبانه برای ایشان محفوظ است. فرآیند جمع‌آوری داده‌ها پس از انتخاب نمونه‌ها از میان مادران کودکان مبتلا به سرطان، با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس انجام شد. شرکت‌کنندگان به‌صورت داوطلبانه در جلسات درمانی شرکت کردند. مداخلات درمانی براساس پروتکل تلفیقی مداخله در بحران و رویکرد پذیرش و تعهد در قالب 10 جلسه گروهی طراحی و توسط درمانگر متخصص اجرا گردید. هر جلسه دارای اهداف و تکنیک‌های روان‌شناختی مشخصی بود که باتوجه‌به چارچوب نظری مداخله تنظیم شده بودند.
داده‌ها از طریق پرسش‌نامه‌های استاندارد شامل پرسش‌نامه تحمل پریشانی، پرسش‌نامه تاب‌آوری و پرسش‌نامه اضطراب مرگ در دو مرحله پیش‌آزمون و پس‌آزمون گردآوری شد. پیش از انجام تحلیل آماری، مفروضه‌های مرتبط با کاربرد آزمون تحلیل کواریانس بررسی گردیدند تا اعتبار نتایج حاصل از تحلیل تضمین شود. برای سنجش نرمال‌بودن توزیع متغیرها، ازآزمون شاپیرو–ویلک استفاده شد. همچنین جهت بررسی همسانی واریانس‌ها در بین گروه‌های موردمطالعه،آزمون لون اجرا گردید. در راستای تأیید مفروضه همگنی شیب رگرسیون، تعامل میان متغیر مستقل و متغیر هم‌پراش تحلیل شد که نتایج آن حاکی از برقراری این شرط پیش‌نیاز برای اجرای تحلیل کواریانس بود. تحلیل داده‌ها با استفاده ازآزمون تحلیل کواریانس در نرم‌افزار SPSS نسخه 27 انجام شد.

یافته‌ها
یافته‌های توصیفی پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی‌های جمعیت‌شناختی شرکت‌کنندگان و فراهم‌سازی زمینه‌ای برای تحلیل‌های استنباطی ارائه شده‌اند. شرکت‌کنندگان شامل مادران کودکان مبتلا به سرطان بودند. در گروه آزمایش، میانگین سنی مادران 38/6 سال با انحراف‌معیار 4/2 بود. 76 درصد آنان دارای تحصیلات دانشگاهی بودند. همچنین، میانگین مدت ابتلای کودک به سرطان در این گروه حدود 14/2 ماه بود. در گروه کنترل نیز میانگین سنی 39/10 سال با انحراف‌معیار 4/6، سطح تحصیلات دانشگاهی 70 درصد و مدت ابتلای کودک در این گروه حدود 12/6 ماه بود. بررسی این ویژگی‌ها نشان داد دو گروه ازنظر متغیرهای جمعیت‌شناختی در مرحله پیش‌آزمون تفاوت معنی‌داری نداشتند و ازنظر آماری هم‌ارز بودند. این هم‌ارزی اولیه، امکان بررسی دقیق‌تر تأثیر مداخله روان‌شناختی را فراهم می‌سازد.
در جدول شماره 2، میانگین نمرات شرکت‌کنندگان در دو گروه آزمایش و کنترل در مراحل پیش‌آزمون و پس‌آزمون محاسبه گردید. این مقایسه اولیه، تصویری کلی از تغییرات احتمالی در متغیرهای تحمل پریشانی، تاب‌آوری و اضطراب مرگ ارائه می‌دهد و زمینه‌ساز تحلیل‌های آماری دقیق‌تر مانند تحلیل کواریانس است.



جدول شماره 2 شاخص‌های آمار توصیفی شامل میانگین و انحراف‌معیار را برای سه متغیر اصلی پژوهش (تاب‌آوری، تحمل پریشانی و اضطراب مرگ) در دو گروه آزمایش و کنترل، در مراحل پیش‌آزمون و پس‌آزمون نشان می‌دهد. براساس داده‌های جدول، در گروه آزمایش پس از اجرای مداخله، افزایش قابل‌توجهی در میانگین نمرات تاب‌آوری و تحمل پریشانی و کاهش چشمگیری در اضطراب مرگ مشاهده شد. در مقابل، گروه کنترل تغییرات معنی‌داری را در این متغیرها تجربه نکرد. این تفاوت‌ها زمینه‌ساز تحلیل‌های استنباطی بعدی ازجمله آزمون تحلیل کواریانس برای بررسی اثربخشی مداخله درمانی است. پیش از انجام تحلیل‌های استنباطی مانند آزمون تحلیل کواریانس، بررسی مفروضه‌های آماری ضروری است تا اعتبار نتایج حاصل از تحلیل تضمین گردد. یکی از این مفروضه‌ها، نرمال‌بودن توزیع داده‌ها در مرحله پس‌آزمون است که با استفاده از آزمون شاپیرو_ویلک مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج این آزمون در جدول شماره 3 ارائه شده است.



جدول شماره 3، نتایج آزمون شاپیرو_ویلک را برای بررسی نرمال بودن توزیع نمرات پس‌آزمون در متغیرهای تاب‌آوری، تحمل پریشانی و اضطراب مرگ در دو گروه آزمایش و کنترل نشان می‌دهد. همان‌طور که مشاهده می‌شود، سطح معنی‌داری برای تمامی متغیرها در هر دو گروه بیشتر از 0/05 است؛ بنابراین، فرض نرمال بودن توزیع داده‌ها در مرحله پس‌آزمون تأیید می‌شود. این نتیجه نشان‌دهنده مناسب بودن داده‌ها برای انجام تحلیل‌های پارامتریک ازجمله آزمون تحلیل کواریانس است. در جدول شماره 4 در ادامه بررسی مفروضه‌های آماری، آزمون لون برای سنجش همگنی واریانس‌ها در مرحله پیش‌آزمون ارائه شد.
جدول شماره 4، نتایج آزمون لون را برای بررسی مفروضه همگنی واریانس‌ها در مرحله پیش‌آزمون نشان می‌دهد. مقدارF سطح معنی‌داری برای هر سه متغیر پژوهش (تاب‌آوری، تحمل پریشانی و اضطراب مرگ) به‌گونه‌ای است که سطح معنی‌داری در تمامی موارد بیشتر از 0/05  بوده و بنابراین، تفاوت معنی‌داری میان واریانس‌های دو گروه مشاهده نمی‌شود. این نتایج تأیید می‌کنند که مفروضه همگنی واریانس‌ها برقرار است و شرایط لازم برای اجرای تحلیل کواریانس فراهم شده است.



 در راستای بررسی مفروضه‌های آماری تحلیل کواریانس، پس از تأیید نرمال ‌بودن توزیع داده‌ها و همگنی واریانس‌ها، مفروضه‌ سوم یعنی همگنی شیب رگرسیون نیز مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج مربوط به این بررسی در جدول شماره 5 گزارش شده است.
جدول شماره 5، نتایج آزمون همگنی شیب رگرسیون برای متغیرهای پژوهش به‌منظور بررسی تعامل بین متغیر گروه و نمرات پیش‌آزمون انجام شده است. همان‌طور که مشاهده می‌شود، سطح معنی‌داری برای تعامل بین گروه و پیش‌آزمون در هر سه متغیر (تاب‌آوری، تحمل پریشانی و اضطراب مرگ) بیشتر از 0/05 است. بنابراین، فرضیه همگنی شیب رگرسیون برقرار بوده و پیش‌فرض لازم برای اجرای تحلیل کواریانس تأیید می‌شود. این نتیجه امکان تفسیر دقیق‌تر اثر مداخله را در تحلیل‌های استنباطی فراهم می‌سازد. پس از تأیید مفروضه‌های آماری، جهت تجزیه‌وتحلیل فرضیه‌های پژوهش شامل اثربخشی مداخله در بحران غنی‌شده با رویکرد پذیرش و تعهد بر افزایش معنی‌دار تحمل پریشانی، تاب‌آوری و کاهش اضطراب مرگ در مادران کودکان مبتلا به سرطان در مقایسه با گروه کنترل از آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیره و تک‌متغیره استفاده شدکه نتایج آن در جداول شماره 6 و 7 ارائه شده است. تحلیل کواریانس چندمتغیری به‌منظور بررسی تفاوت میانگین نمرات پس‌آزمون متغیرهای تاب‌آوری، تحمل پریشانی و اضطراب مرگ بین گروه‌های آزمایش و کنترل اجرا شد. 



جدول شماره 6 نتایج حاصل از تحلیل کواریانس چندمتغیره را بر میانگین نمرات پس‌آزمون سه متغیر تاب‌آوری، تحمل پریشانی و اضطراب مرگ در گروه‌های آزمایش و کنترل نشان می‌دهد. مطابق یافته‌ها، تمامی شاخص‌های چندمتغیری از جمله اثر پیلایی، لامبدای ویلکز، اثر هتلینگ و بزرگ‌ترین ریشه روی، به سطح معنی‌داریی 0/009 رسیده‌اند که کمتر از 0/05 بوده و بیانگر تفاوت معنادار بین گروه‌ها پس از اجرای مداخله است. اندازه اثر برابر با 0/38 بیانگر تأثیر نسبتاً بزرگ مداخله بوده و حاکی از تغییرات چشمگیر در متغیرهای روان‌شناختی مورد بررسی است. توان آماری برابر با 0/87 نیز نشان‌دهنده کفایت حجم نمونه برای تشخیص تفاوت‌ها با احتمال پایین خطای نوع دوم می‌باشد. این نتایج تأیید می‌کنند مداخله طراحی‌شده در گروه آزمایش به بهبود معنادار در ترکیب متغیرهای روان‌شناختی پژوهش منجر شده است.



 در ادامه و به‌منظور بررسی دقیق‌تر تأثیر مداخله بر هر یک از متغیرهای پژوهش به‌صورت جداگانه، تحلیل کواریانس تک‌متغیره اجرا شد که نتایج آن در جدول شماره 7 ارائه شده است.
در جدول شماره 7، مطابق فرضیه‌های پژوهش، اثر گروه بر هر سه متغیر به‌طور معنی‌داری مشاهده شده است. در متغیر تاب‌آوری، مقدار F برابر با 27/26 و سطح معنی‌داری 0/001 نشان‌دهنده تفاوت معنادار بین گروه‌ها در مرحله پس‌آزمون بوده و اندازه اثر 0/53 بیانگر تأثیر قوی مداخله است. در متغیر تحمل پریشانی نیز مقدار F معادل 37/12 و سطح معنی‌داری 0/001 نشان می‌دهد مداخله اثر مثبت قابل‌توجهی داشته و اندازه اثر 0/48 مؤید اثربخشی بالا بر این شاخص روان‌شناختی است. در مورد اضطراب مرگ، مقدار F برابر با 9/25 و سطح معنی‌داری 0/001 نشان‌دهنده کاهش معنادار اضطراب مرگ در گروه آزمایش بوده و اندازه اثر 0/31 نیز حاکی از اثربخشی مطلوب مداخله در این زمینه است. درمجموع  مداخله در بحران غنی‌شده با رویکرد پذیرش و تعهد توانسته است به‌طور معنادار موجب بهبود شاخص‌های روان‌شناختی مادران کودکان مبتلا به سرطان شود.



بحث و نتیجه‌گیری
هدف این پژوهش بررسی اثربخشی مداخله در بحران غنی‌شده با رویکرد پذیرش و تعهد بر تاب‌آوری، تحمل پریشانی و اضطراب مرگ در مادران کودکان مبتلا به سرطان بود. در مورد فرضیه اول نتایج پژوهش نشان داد اجرای مداخله در بحران با رویکرد  پذیرش و تعهد موجب افزایش معنادار تاب‌آوری روان‌شناختی مادران کودکان مبتلا به سرطان شده است. این یافته حاکی از آن است که مداخله مذکور توانسته است منابع مقابله‌ای مادران را فعال کرده و ظرفیت سازگاری آنان را در مواجهه با فشارهای روانی ارتقا بخشد. یافته حاضر با نتایج مطالعات کویی و همکاران (2024) هم‌راستا است که نشان دادند تاب‌آوری خانوادگی نقش محافظتی در کاهش فشار مراقبتی والدین کودکان مبتلا به بیماری‌های مزمن ایفا می‌کند. همچنین با مطالعه ولی‌زاده و همکاران (1401) همسویی دارد که اثربخشی روان‌درمانی حمایتی در ارتقای تاب‌آوری مادران کودکان مبتلا به سرطان خون را تأیید کردند. افزون‌ بر این، مرور نظام‌مند لاو و همکاران (2019) نشان داد درمان‌های روان‌شناختی از مؤثرترین رویکردهای موجود در توانمندسازی روانی والدین کودکان دارای بیماری مزمن  محسوب می‌شوند. 
در تمامی این مطالعات، بر این نکته تأکید شده است که تاب‌آوری صرفاً یک ویژگی ذاتی و پایدار نیست، بلکه قابلیتی است که در بستر مداخلات روان‌شناختی قابل‌ارتقاء، تقویت و بازآفرینی است. تاب‌آوری روانی به توانایی فرد برای سازگاری مؤثر با موقعیت‌های بحرانی و تنش‌زا اشاره دارد. در شرایطی مانند ابتلای فرزند به سرطان، مادران با حجم قابل‌توجهی از اضطراب، ناامیدی، ترس‌های وجودی و احساسات پیچیده مواجه می‌شوند؛ وضعیتی که در بسیاری موارد، فراتر از ظرفیت‌های معمول روانی آن‌هاست (کامارگو و همکاران، 2025). 
بر همین اساس، مداخله‌ طراحی‌شده در این پژوهش با هدف ایجاد پشتیبانی فوری و ارتقای سازوکارهای بلندمدت مقابله‌ای در مادران اجرا گردید. «مداخله در بحران» به‌عنوان چارچوب اولیه، با تمرکز بر شناسایی واکنش‌های هیجانی، ایجاد احساس ایمنی روانی و فعال‌سازی منابع حمایتی، شرایط ورود مادران به فرآیند درمان را تسهیل نمود. 
در گام دوم، عناصر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد شامل پذیرش درد روانی، کاهش اجتناب ذهنی و تعهد به رفتارهای ارزش‌محور به مداخله اضافه شد؛ که در مجموع موجب افزایش انعطاف‌پذیری روان‌شناختی و درپی آن، ارتقای سطح تاب‌آوری مادران گردید. از منظر نظری، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد تلاش می‌کند افراد را از چرخه اجتناب، انکار و درماندگی هیجانی خارج ساخته و آنان را به‌سوی مواجهه پذیرا، کنش معنا‌مدار و زیستن همسو با ارزش‌ها سوق دهد. 
در شرایط بحران، این مدل درمانی ظرفیت آن را دارد که از واکنش‌های هیجانی صرف فراتر رفته و مادران را به کنش‌گرانی معنادار تبدیل کند. ترکیب این رویکرد با ساختار مداخله در بحران، فضای درمانی منسجم و انسان‌محوری ایجاد کرده است که در آن مادران توانسته‌اند با کاهش اضطراب و افزایش وضوح ذهنی، از منابع روانی خود بهره بگیرند و در مسیر سازگاری با شرایط دشوار فرزندشان قدم بردارند (عزیز و همکاران، 1403).
فرضیه دوم تحلیل نتایج نشان داد مداخله در بحران با رویکرد پذیرش و تعهد، به‌طور معنی‌داری موجب افزایش تحمل پریشانی در مادران کودکان سرطانی شده است. این یافته بیانگر آن است که رویکرد مذکور توانسته با ارتقای انعطاف‌پذیری روان‌شناختی، مادران را در مواجهه با هیجانات شدید و موقعیت‌های آشفته یاری دهد. یافته‌ حاضر با نتایج برخی مطالعات پیشین هم‌راستا است. برای‌نمونه، پژوهش فروغی و همکاران (1402) نشان داد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد می‌تواند تحمل پریشانی را در بیماران مبتلا به دردهای مزمن ارتقاء دهد. همچنین، یافته‌های پژوهش رویز و همکاران (2024) تأیید کردند که حضور در جلسات گروهی مبتنی برپذیرش و تعهد به کاهش اجتناب ذهنی و افزایش پذیرش هیجانی در والدین کودکان مبتلا به سرطان منجر شده است. 
این مطالعات بیانگر آن است که اصول این درمان در مواجهه با موقعیت‌های تنش‌زا، نقش تقویت‌کننده دارند. تحمل پریشانی یکی از شاخص‌های کلیدی سلامت روان در شرایط تنش‌زاست که تعریف آن به توانایی افراد برای حضور در تجربه‌های ناخوشایند، بدون تلاش برای اجتناب فوری یا واکنش‌های ناپایدار عاطفی بازمی‌گردد. در مواجهه با بیماری فرزند، مادران درگیر احساساتی مانند ترس، اندوه، سردرگمی و درماندگی هستند که می‌تواند موجب بروز علائم شدید اضطرابی و رفتاری شود. 
در پژوهش حاضر، چارچوب «مداخله در بحران» به‌عنوان پایه‌ اولیه درمان، با هدف بازگرداندن تعادل هیجانی، سازمان‌دهی منابع روانی و فراهم‌سازی فضای ایمن درمانی طراحی شد. مادران در آغاز درمان، فرصت یافتند واکنش‌های هیجانی خود را بشناسند، از حمایت تخصصی بهره‌مند شوند و درک اولیه‌ای از الگوهای مقابله‌ای مؤثر به دست آورند. 
افزودن درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به ساختار مداخله، موجب شد مادران به‌جای تلاش برای انکار یا اجتناب از درد روانی، بتوانند تجربه‌های ناخوشایند را با آگاهی و پذیرش فعال لمس کنند. اجتناب ذهنی که اغلب به تداوم اضطراب و کاهش تحمل پریشانی منجر می‌شود، در طی جلسات درمانی کاهش یافت و تعهد به رفتارهای ارزش‌محور افزایش پیدا کرد. این فرآیند، زمینه‌ساز رشد ذهن‌آگاهی و حضور آگاهانه در لحظه شد؛ عواملی که نقش بسزایی در افزایش ظرفیت تحمل پریشانی دارند. 
نتایج این فرضیه با ادبیات نظری درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد هم‌سوست که بر تقویت مهارت‌های روانی برای مواجهه با تجارب هیجانی سخت تأکید دارد. در شرایط بحران، فرد نیازمند نوعی سازوکار درونی برای توقف چرخه اجتناب، کاهش قضاوت‌های خودآزار،و جایگزینی رفتارهای همسو با ارزش‌های فردی است؛ مفاهیمی که در این مداخله به‌خوبی عملیاتی شدند (هایلند و ویلکس، 2023).
در مورد فرضیه سوم پژوهش نتایج نشان داد مداخله در بحران با رویکرد پذیرش و تعهد توانسته به‌طور معنی‌داری اضطراب مرگ مادران کودکان مبتلا به سرطان را کاهش دهد. این یافته بیانگر آن است که رویکرد مذکور از طریق ارتقای آگاهی هیجانی، کاهش اجتناب ذهنی و افزایش معناگرایی در زیستن، نقش مؤثری در تنظیم اضطراب‌های وجودی ایفا می‌کند. اضطراب مرگ، یکی از عمیق‌ترین و چالش‌برانگیزترین ابعاد روانی در والدین کودکان مبتلا به بیماری‌های سخت تلقی می‌شود. مادران در چنین شرایطی علاوه‌بر ترس از ازدست‌دادن فرزند، با افکار وجودی مرتبط با فناپذیری، بی‌عدالتی و درماندگی در برابر شرایط پیش‌بینی‌ناپذیر مواجه هستند. این اضطراب‌ها اگر مهار نشوند، می‌توانند موجب اختلالات اضطرابی، افسردگی و ازهم‌گسیختگی هیجانی شوند. 
در این پژوهش، چارچوب «مداخله در بحران» با هدف ایجاد ثبات روانی اولیه، شناسایی نیازهای فوری و فعال‌سازی منابع حمایتی طراحی شد. این چارچوب امکان مواجهه ایمن با بحران را فراهم کرده و مادران را در فرآیند تنظیم هیجانی اولیه یاری داده است. در گام دوم، اصول درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد همچون پذیرش افکار وجودی، زیستن در لحظه، تعهد به ارزش‌های فردی و تقویت انعطاف‌پذیری روان‌شناختی به ساختار درمانی اضافه گردید. 
یافته‌های این فرضیه با نتایج پژوهش ابراهیمی صدر و محمود علیلو (1400) هم‌راستا هستند که نشان دادند درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به کاهش اضطراب مرگ در بیماران مبتلا به بیماری‌های تهدیدکننده حیات منجر شده است. همچنین، مطالعه‌ هاندریچ و همکاران (2021) تأثیر این درمان را در کاهش اضطراب‌های وجودی و ارتقای معنا در زمان مرگ و تنهایی تأیید کردند. این مطالعات نشان‌دهنده‌ ظرفیت درمان پذیرش و تعهد در مواجهه با تجربه‌های فراگیر وجودی و اضطراب‌های مرتبط با مرگ هستند. درمجموع، تأیید فرضیه سوم نشان می‌دهد تلفیق مداخله در بحران با درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد می‌تواند رویکردی مؤثر برای کاهش اضطراب مرگ مادران در شرایط دشوار سلامت فرزند باشد. این رویکرد با کاهش اجتناب ذهنی، بازتعریف افکار وجودی و تقویت زیستن ارزش‌مدار، زمینه‌ساز تنظیم هیجانی و ارتقای تاب‌آوری در برابر بحران‌های عمیق روانی می‌گردد (کارلسون و همکاران، 2024).
محدودیت‌های پژوهش حجم نمونه محدود و گزینش هدفمند بود به‌صورتی‌که شرکت‌کنندگان تنها شامل مادران مراجعه‌کننده به مراکز درمانی خاص بودند که ممکن است قابلیت تعمیم نتایج را به جمعیت‌های گسترده‌تر کاهش دهد. تمرکز این پژوهش فقط بر مادران بوده است و مطالعه فقط به بررسی مؤلفه‌های روانی در مادران پرداخته و نقش دیگر اعضای خانواده در فرآیند مواجهه با بیماری مورد بررسی قرار نگرفته است. همچنین اثرات پایدار درمان تلفیقی در طول زمان بررسی نشده است، بنابراین نمی‌توان با قطعیت درباره دوام تغییرات روان‌شناختی حاصل از درمان اظهار نظر کرد. اثر سطح حمایت اجتماعی و ویژگی‌های شخصیت که می‌توانند بر اثربخشی درمان تأثیر بگذارند، به‌صورت مستقل مورد تحلیل قرار نگرفته‌اند. 
در راستای یافته‌های پژوهش، یکی از پیشنهادهای کاربردی آن است که مداخله در بحران غنی‌شده با رویکرد پذیرش و تعهد در مراکز مشاوره خانواده، به‌ویژه برای والدین کودکان مبتلا به بیماری‌های مزمن یا تهدیدکننده حیات، به‌صورت ساختاریافته اجرا شود. همچنین، توسعه خدمات روان‌شناختی بحران‌محور در بیمارستان‌های کودکان و تشکیل تیم‌های تخصصی مداخله در بحران در بخش‌های سرطان کودک، با رویکردی ترکیبی برای تنظیم هیجانات والدین در مراحل تشخیص، درمان و بستری، ضروری به نظر می‌رسد. آموزش هدفمند پرسنل درمانی شامل روان‌شناسان، مددکاران اجتماعی و پرستاران برای شناسایی نشانگان اضطراب مرگ و کاهش پریشانی روانی والدین، می‌تواند اثربخشی مداخلات را افزایش دهد. برگزاری کارگاه‌های مهارت‌های تاب‌آوری برای والدین و طراحی دوره‌های روان‌درمانی کوتاه‌مدت با هدف ارتقای تحمل پریشانی، تاب‌آوری روانی و معنا‌یابی تجربه بیماری فرزند، از دیگر اقدامات پیشنهادی است. همچنین، تولید محتوای آموزشی و روان‌درمانی متناسب با نیاز خانواده‌های کودکان دارای بیماری مزمن، می‌تواند نقش مؤثری در ارتقای سلامت روانی این گروه ایفا کند.
بنابراین یکی از پیشنهادات پژوهشی، انجام پژوهش‌های آینده‌نگر با طراحی طولی برای بررسی اثرات مداوم درمان مداخله در بحران با رویکرد پذیرش و تعهد بر تاب‌آوری و تحمل پریشانی در والدین کودکان مبتلا به بیماری‌های مزمن انجام شود. تعمیم مداخله درمانی به پدران یا سایر اعضای خانواده، با هدف سنجش میزان اثربخشی در ساختارهای روانی غیر از مادران و بررسی نقش متقابل خانوادگی در مدیریت بحران سلامت کودک انجام شود. مقایسه اثربخشی مداخله در بحران با رویکرد پذیرش و تعهد با سایر رویکردهای روان‌درمانی ، تحلیل کیفی تجربیات مادران شرکت‌کننده، با رویکرد پدیدارشناسی یا تحلیل روایت و بررسی نقش سبک‌های مقابله‌ای، نوع بیماری کودک، و سطح حمایت اجتماعی به‌عنوان متغیرهای تعدیل‌گر بر اثربخشی درمان مورد بررسی قرار گیرد.  

ملاحظات اخلاقی

پیروی از اصول اخلاق پژوهش

این مورد تأیید کمیته اخلاق دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان (خوراسگان) قرار گرفته و پس از ارزیابی‌های لازم، مجوز رسمی اجرای مراحل پژوهش با شناسه (IR.IAU.KHUISF.REC.1403.121) صادر گردید. تمامی اصول اخلاقی مرتبط با انجام پژوهش، ازجمله رضایت آگاهانه شرکت‌کنندگان، حفظ محرمانگی اطلاعات، رعایت حقوق انسانی و احترام به کرامت فردی، به‌طور کامل رعایت شده است. 

حامی مالی
این پژوهش برگرفته از از  پایان‌نامه نازنین جعفرزاده دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی، دانشکده روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد نایین بوده بوده و هیچ‌گونه کمک مالی از سازمانی‌های دولتی، خصوصی و غیرانتفاعی دریافت نکرده است.

مشارکت نویسندگان
تهیه، طراحی و نگارش مقاله: نازنین جعفرزاده؛ ناظر علمی و ویرایش محتوایی مقاله: شهناز خالقی‌پور.

تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله تعارض منافع ندارد.

تشکر و قدردانی
بدین‌وسیله از همراهی و همکاری ارزشمند والدین گرامی که با مشارکت مؤثر خود نقش مهمی در پیشبرد و تحقق اهداف این پژوهش ایفا کردند، صمیمانه سپاس‌گزاری می‌شود.



 
References
Abolghasemi, H. (2023). [About 3,000 Iranian children diagnosed with cancer annually; 2% of total cancer cases (Persian)]. Retrieved from: [Link]
Akbarzadeh, F., Sadeghi, N., & Radmehr, M. (2022). [The effects of self-encouragement training on distress tolerance among the mothers of hospitalized children (Persian)]. Journal of Multidisciplinary Care, 11(1), 32-36.  [DOI:10.34172/jmdc.2022.06]
Aziz, S. R., Yusoff, M. S. B., & Roslan, N. S. (2025). Mapping the multidimensional factors of medical student resilience development: A scoping review. BMC Medical Education, 25, 744. [DOI:10.1186/s12909-025-07290-9] [PMID] 
Bautista, A. B., Ruiz, F. J., & Suárez-Falcón, J. C. (2023). Acceptance and commitment therapy in parents of children with cancer at psychosocial risk: A randomized multiple baseline evaluation. Journal of Contextual Behavioral Science, 29, 109-121. [DOI:10.1016/j.jcbs.2023.06.004]
Camargo, C., Silva, T., & Oliveira, R. (2025). Psychological resilience and post-traumatic stress disorder: A meta-analysis. Middle East Current Psychiatry, 32(1), 45-60.  [DOI:10.1186/s43045-025-00123-6]
Caplan, G. (1964). Principles of Preventive Psychiatry. New York: Basic Books. [Link]
Carlsson, K., Strosahl, K. D., & Roberts, L. W. (2024). Crisis integration with acceptance and commitment therapy: Theory and practice. Washington, DC: American Psychiatric Association Publishing.  [DOI:10.1176/appi.books.9781615379613]
Connor, K. M., & Davidson, J. R. T. (2003). Development of a new resilience scale: The Connor-Davidson Resilience Scale (CD-RISC). Depression and Anxiety, 18(2), 76-82.  [DOI:10.1002/da.10113] [PMID]
Cui, P., Yang, M., Hu, H., Cheng, C., Chen, X., & Shi, J., et al. (2024). The impact of caregiver burden on quality of life in family caregivers of patients with advanced cancer: A moderated mediation analysis of the role of psychological distress and family resilience. BMC Public Health, 24, Article 817.  [DOI:10.1186/s12889-024-18321-3] [PMID] 
Ebrahimi Sadr, F., & Mahmoudalilou, M. (2022). [The effectiveness of Acceptance and Commitment Therapy (ACT) on death anxiety and hopelessness in patients with multiple sclerosis (Persian)]. New Ideas in Psychology, 17, 45-62. [Link]
Ford, J. D. (2021). Crises in the psychotherapy session: Transforming critical moments into turning points. Washington, DC: American Psychological Association.  [DOI:10.1037/0000225-007] 
Forooghi, F., Gholamzadeh Jofreh, M., Kazemian Moghadam, K., & Abedi, P. (2024). [Effectiveness of ACT on emotion regulation, distress tolerance, and resilience in women with migraine (Persian)]. Journal of Sabzevar University of Medical Sciences, 31(5), 733-746. [Link]
González-Méndez, R., Marrero, H., & Romei, V. (2023). Editorial: Mechanisms underlying psychological resilience and post-traumatic growth. Frontiers in Psychology, 14, 1230055.  [DOI:10.3389/fpsyg.2023.1230055] [PMID] 
Guo, Y., He, H., & Lan, J. (2025). The effectiveness of Acceptance and Commitment Therapy on parental stress in parents of special children: A meta-analysis. Child and Adolescent Psychiatry and Mental Health, 19, 80. [DOI:10.1186/s13034-025-00944-y] [PMID] 
Gümüş, E. Ç., & Öncel, S. (2023). Effects of Acceptance and Commitment Therapy-based interventions on the mental states of parents with special needs children: Randomized controlled trial. Current Psychology, 42, 19429-19442.  [DOI:10.1007/s12144-022-03760-1]
Hayes, S. C., Strosahl, K. D., & Wilson, K. G. (2012). Acceptance and Commitment Therapy: The Process and Practice of Mindful Change. New York: Guilford Press. [DOI:10.1037/17335-000]
Hyland, P., & Willcox, C. A. (2023). Which emotion regulation strategies are mediating the outcome of acceptance and commitment therapy? Psychotherapy Research. Advance Online Publication, 6. [DOI:10.1080/10503307.2025.2556836] [PMID]
Heidenreich, T., Noyon, A., Worrell, M., & Menzies, R. (2021). Existential approaches and cognitive behavior therapy: Challenges and potential. International Journal of Cognitive Therapy, 14(1), 209-234. [DOI:10.1007/s41811-020-00096-1] [PMID] 
Jafari, M., Narimani, M., & Khosravi, A. (2022). [Effectiveness of group-based ACT on anxiety, depression, stress, and quality of life ([Persian)]. Counselling Psychology Quarterly.  [DOI:10.1080/09515070.2023.2254726]
James, R. K., & Gilliland, B. E. (2013). Crisis Intervention Strategies. Belmont, CA: Brooks/Cole, Cengage Learning. [Link]
Jin, X., Li, H., Yao, W., & Wong, C. L. (2025). Acceptance and Commitment Therapy for Parents of Children With Cancer: An RCT. Pediatrics, 156(4), e2025071134. [DOI:10.1542/peds.2025-071134] [PMID]
Jokar, L., Khayatan, F., & Golparvar, M. (2025). [Comparing the Effectiveness of Schema-Based Parenting Package Based on Transactional Analysis with Parenting Based on Acceptance and Commitment Therapy in Mothers on the Children's Social Competence (Persian)]. Journal of Childhood Health and Education, 6(2), 205-220. [Link]
Khodadadi Sangdeh, J., & Ghomi, M. (2017). The effectiveness of group existential psychotherapy on enhancing psychological well-being in mothers of children with cancer. Journal of Psychological Studies, 13(4), 125-140. [DOI:10.22051/psy.2017.9785.1145]
Liu, X., Zhou, A. Y., Zhang, A. J., Guan, Y., & Xie, Q. (2023). Distress tolerance as a mechanism of mindfulness for depression and anxiety: Cross-sectional and diary evidence. International Journal of Clinical and Health Psychology, 23(2), 100345. [DOI:10.1016/j.ijchp.2023.100345] [PMID] 
Leyro, T. M., Zvolensky, M. J., & Bernstein, A. (2010). Distress tolerance and psychopathological symptoms and disorders: A review of the literature. Clinical Psychology Review, 30(7), 867-878. [DOI:10.1016/j.cpr.2010.06.003] [PMID]
Law, E., Fisher, E., Eccleston, C., & Palermo, T. M. (2019). Psychological interventions for parents of children and adolescents with chronic illness. Cochrane Database of Systematic Reviews, 2019(3), CD009660. [DOI:10.1002/14651858.CD009660.pub4] [PMID] 
Mahmoudpour, A., Shariatmadar, A., Borjali, A., & Shafiabadi, A. (2022). [Psychometric Properties of DTS in the Elderly (Persian)]. Journal of Educational Measurement, 12(46), 49-64. [DOI:10.22054/jem.2022.65915.3341]
Marshall, C. (2023). Crisis intervention: A vital approach to addressing mental health emergencies. OMICS International. Retrieved from: [Link]
Mohhamadiarya, A., Khavari, Z., Tahmasebi, S., & Hosseinzadeh, S. (2022). [Parents’ covid-19 knowledge and preschool children’s mental health (Persian)]. Journal of Childhood Health and Education, 3(2), 109-132. [Link]  
Pinquart, M. (2019). Meta-analysis of anxiety in parents of young people with chronic health conditions. Journal of Pediatric Psychology, 44(8), 959-969. [DOI:10.1093/jpepsy/jsz024] [PMID]
Rezaeipandari, H., Mohammadpoorasl, A., Morowatisharifabad, M. A., & Shaghaghi, A. (2022). Psychometric properties of the Persian version of abridged Connor-Davidson Resilience Scale 10 (CD-RISC-10) among older adults. BMC Psychiatry, 22, 493.  [DOI:10.1186/s12888-022-04138-0] [PMID] 
Ruiz, F. J., Luciano, C., Flórez, C. L., & Suárez Falcón, J. C. (2024). Investigating the effectiveness of ACT (Acceptance and Commitment Therapy) treatment on mothers of children with cancer. Clinical Cancer Investigation Journal, 13(1), 29-33. [DOI:10.51847/jsayjAAjvp]
Roberts, A. R., & Ottens, A. J. (2005). The seven-stage crisis intervention model: A road map to goal attainment, problem solving, and crisis resolution. Brief Treatment and Crisis Intervention, 5(4), 329-339. [DOI:10.1093/brief-treatment/mhi030]
Sadafi, M., Masjed-Saraee, M. R., & Afrooz, G. A. (2021). [Parenting stress and coping strategies in mothers of children with autism (Persian)]. Journal of Childhood Health and Education, 2(2), 63-77. [Link]
Salari, N., Khazaie, H., & Mohammadi, M. (2023). ACT and its effects on cancer patients’ anxiety and depression. Current Psychology. [DOI:10.1007/s12144-021-01934-x]
Seifi, A., Aghajani, A., & Jafarian Yasar, H. (2024). [Teaching methods to modify aggression in hyperactive children (Persian)]. Journal of Childhood Health and Education, 5(3), 9. [DOI:10.32592/jeche.5.3.104.]
Suszek, H., Kopacz, E., & Ogińska-Bulik, N. (2017). The Protective Factors for Resilience Scale (PFRS): Development of the scale and preliminary psychometric analyses. Cogent Psychology, 4(1), 1400415. [DOI:10.1080/23311908.2017.1400415]
Sharif Nia, H., Pahlevan Sharif,  S., Goudarzian, A. H., Haghdoost, A. A., Ebadi, A., & Soleimani, M. A., et al. (2016). [An evaluation of psychometric properties of the Templer’s Death Anxiety Scale-Extended among a sample of Iranian chemical warfare veterans (Persian)]. Journal of Hayat, 22(3), 229-244. [Link]
Simons, J. S., & Gaher, R. M. (2005). Development of distress tolerance scale. Motivation and Emotion, 29(2), 83-102.   [DOI:10.1007/s11031-005-7955-3]
Smith, M. A., Ward, Z. J., Yeh, J. M., & Scott, A. M. (2020). Estimating the total incidence of global childhood cancer: A simulation-based analysis. The Lancet Oncology, 21(4), 483-495. [DOI:10.1016/S1470-2045(18)30909-4] [PMID]
Soleimankhan, S., Johari Fard, R., & Hafezi, F. (2024). [Attachment-based play therapy for self-regulation and resilience in ADHD students (Persian)]. Journal of Childhood Health and Education, 4(4), 103-118. [Link]
Templer, D. I. (1970). Construction and validation of the Death Anxiety Scale. The Journal of General Psychology, 82(2), 165-177. [DOI:10.1080/00221309.1970.9920634] [PMID]
Valizadeh, S., Khademi, A., Alilou, M., & Mehrvar, A. (2023). [The effectiveness of supportive psychotherapy on chronic fatigue, sense of failure and resilience in mothers of children with leukemia (Persian)]. Journal of Early Childhood Health and Education, 4(1), 51-65.  [DOI:10.32592/jeche.4.1.51]
Wakeel, F., Corcino-Davis, Y., Everman, S., Manz, P. H., & Ledis, G. (2025). Exploring maternal resilience among predominantly low-income and minoritized women. Maternal and Child Health Journal, 29, 194-204.  [DOI:10.1007/s10995-025-04044-3] [PMID] 
Yan, Y., Chen, Y., Ou, M., Gong, Y., Yang, R., & Liu, X., et al. (2024). The mediating role of meaning in life between experiential avoidance and death anxiety among cancer patients: A cross-sectional study. BMC Cancer, 24, 663. [DOI:10.1186/s12885-024-12433-0] [PMID] 
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: عمومى
دریافت: 1403/11/21 | پذیرش: 1404/7/15 | انتشار: 1404/9/25

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه سلامت و آموزش در دوران کودکی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Childhood Health and Education

Designed & Developed by : Yektaweb