زمینه و هدف افسردگی صرفنظر از تأثیرات فردی، پیامدهای گستردهای بر ساختار خانواده دارد و بهویژه فرزندان را در معرض آسیبهای روانی، اجتماعی و هیجانی قرار میدهد. این اختلال میتواند موجب تضعیف پویایی خانواده و اختلال در کیفیت روابط میانفردی شود. مطالعه حاضر با هدف بررسی تجربه زیسته فرزندان نوجوان والدین مبتلا به اختلال افسردگی انجام شده است تا از این طریق، ابعاد مختلف تأثیرات روانشناختی و رفتاری این وضعیت بر فرزندان درک شود.
روش پژوهش مطالعه حاضر با رویکردی کیفی و مبتنی بر روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد، چراکه هدف آن تمرکز بر درک عمیق از تجربه زیسته فرزندان در مواجهه با والد مبتلا به اختلال افسردگی بود. شرکتکنندگان این پژوهش شامل 12 نفر از فرزندان 12 تا 17 ساله والدین مبتلا به افسردگی بودند که از میان مراجعان مراکز بهداشت و درمان (بخش مشاوره( شهر مهاباد و بهصورت داوطلبانه انتخاب شدند. معیار ورود به مطالعه، داشتن حداقل یکی از والدین با تشخیص بالینی افسردگی بود. دادههای گردآوریشده از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته، با استفاده از رویکرد تحلیل هفتمرحلهای کلایزی مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت.
یافتهها در فرایند تحلیل دادهها، پنج مضمون اصلی از مصاحبه با شرکتکنندگان استخراج شد که عبارتاند از: فضای زندگی، تأثیر افسردگی والد بر جنبههای مختلف زندگی فرزند، واکنشهای فردی به وضعیت والد افسرده، کمبود مهارتهای زندگی و پیامدهای روانشناختی ناشی از افسردگی والد بر فرزند.
نتیجهگیری تجربه زیسته فرزندان والدین مبتلا به افسردگی سرشار از چالشهای عاطفی، ارتباطی و اجتماعی است که بر رشد روانی و کیفیت زندگی آنها اثرگذار است. شناخت این تجارب میتواند مبنایی برای طراحی مداخلات حمایتی و پیشگیرانه متناسب با نیازهای واقعی این کودکان فراهم آورد. چنین رویکردی، ضمن کاهش پیامدهای منفی افسردگی والدین، به ارتقای سلامت روانی خانواده نیز کمک میکند.
| بازنشر اطلاعات | |
|
این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است. |