مقدمه
دوران کودکی مرحلهای حساس و شکلدهنده است که با رشد سریع عاطفی، اجتماعی و رفتاری همراه میباشد. در این دوران، کیفیت روابط بهویژه رابطه با والدین، تأثیر زیادی بر کودک دارد. اختلال در این تعاملات میتواند به بروز مشکلات رفتاری و اختلال در عملکرد خانواده منجر شود. کودکان پیشدبستانی اغلب مشکلات رفتاری مانند پرخاشگری، نافرمانی و ناپایداری هیجانی را نشان میدهند که میتواند بر رشد اجتماعی آنها تأثیر بگذارد. این مشکلات معمولاً با روابط نامناسب والد-کودک و روشهای نامطلوب تربیتی مرتبط هستند (دابوویتس و کرسلی، 2023).
والدین در تربیت و شکلگیری شخصیت کودکان و نوجوانان نقش مهمی دارند. امروزه توجه بسیاری به آموزش روشهای ارتباطی والدین با کودکونوجوان شده است. برنامههای آموزش والدین بهعنوان آموزش رفتاری والدین یا مدیریت والدین شناخته میشود و اصلاحی است که برای توصیف مجموعهای از برنامههای تجربی مناسب برای درمان مشکلات رفتاری دوران کودکی و آسیبهای آنها انجام میشود (اسکات و گاردن، 2015). آموزش والدین در زمنیه چگونگی برخورد با کودک دارای شواهد مثبت گستردهای نسبت به هر درمان روانیاجتماعی دیگر برای اختلالات در زمنیه سلامت روان کودک است (ریونبارک و همکاران، 2018). بسیاری از خانوادهها اطلاع چندانی نسبت به وضعیت روانی و رفتاری کودک با مشکلات رفتاری ندارند و همین عدم آگاهی مشکلات ارتباطی مادر و کودک را شدت میبخشد (بالگان و سیفتسی، 2017). نتایج یک پژوهش با طرح معادلات ساختاری نشان داد رابطه مستقیم و معنیداری بین والدگری آگاهانه، استرس والدینی با مشکلات رفتاری کودکان است (شیرمحمدی و همکاران، 1403).
یکی از مسائلی که بسیاری از خانوادهها درگیر آن هستند، مشکلات رفتاری کودک در دوره سنی 3 تا 7 سال است. در یک طبقهبندی مشکلات رفتاری کودکان در دو دسته مشکلات رفتاری درونیسازیشده مانند اضطراب و افسردگی و مشکلات رفتاری برونیسازیشده مانند پرخاشگری، بیشفعالی و رفتارهای تضادورزی و نقض قواعد و قوانین اجتماعی در نظر گرفته میشود (اخنباخ و همکاران، 2012). در یک گزارش مطرحشده، حدود 17 درصد از کودکان در رده سنی 6 تا 16 سال امکان بروز نشانههای مشکلات رفتاری را دارند. این مشکلات رفتاری حلنشده در سنین مدرسه میتواند به مشکلات در زمینه یادگیری و دوستیابی در مدرسه و مشکلات ارتباطی با والدین در خانواده شود (چن و همکاران، 2022) بیتردید مسائل و مشکلات ناشی از اختلالهای رفتاری و هیجانی فرزند عملکرد خانواده را مختل میکند و والدین را در شرایط ذهنی و روانی خاص قرار میدهد (اسمیت و مک گارد، 2021).
عملکرد خانواده نشاندهنده انعطافپذیری، ایجاد مرزهای مناسب و اتخاذ الگوهای ارتباطی مناسب بین اعضای خانواده است. عملکرد خانواده در صورتی بهینه است که حالتی انطباقی داشته باشد و کمترین تعارض بین اعضای خانواده باشد. ابعاد عملکرد خانواده دربرگیرنده مواردی مانند حل مشکل بهمنظور حفظ عملکرد خانواده، آمیزش عاطفی با اعضای خانواده، انجام نقشهای خود بهعنوان مادر یا پدر، همراهی عاطفی به معنای واکنشهای عاطفی مناسب به اعضای خانوده، ارتباط و تبادل اطلاعات بین اعضا خانواده و کنترل رفتار که به حالتهای مختلف کنترل رفتار در موقعیتهای گوناگون اشاره دارد (دای و وانگ، 2015).
نتایج پژوهشها حاکی از این است که عملکرد خانواده در خانوادههای که دارای فرزند با مشکلات رفتاری است، در زمنیههای نقشها، همراهی عاطفی، کنترل رفتار، آمیزش عاطفی و ارتباط ضعیفتر است (جکسون و همکاران، 2015؛ شریفی، 1402). نتایج یک پژوهش نشان داد آموزش مدیریت رفتاری به مادران میتواند تکانشگری دانشآموزان دارای اختلال نقص توجه/بیشفعالی را کاهش دهد (حسنی و همکاران، 1403). در پژوهشی دیگر نیز نشان داده شد آموزش مهارتهای زندگی میتواند مشکلات رفتاری کودکان کار را کاهش دهد (طاهری و همکاران، 1403). کیفیت و عملکرد خانواده یک عامل مؤثر در سلامت روان و رفتارهای مناسب والدین با کودکان و یکی از مهمترین عامل لازم برای رشد و نگهداری سالم اعضای خانواده میباشد (اسکالی و همکاران، 2020).
اگرچه عاملهایی مثل امنیت روانشناختی با عملکرد خانواده رابطه معنیداری دارد، اما نحوه ارتباط والدین با کودکان، قویترین عامل مؤثر بر الگوهای تعاملی خانواده به حساب میآید، بهخصوص در دورههای مربوط به تحولات اساسی رشد روانیکودکان این موضوع اهمیت بیشتری دارد. در زمینه بهبود ارتباط والدین و کودکان برنامههای روانشناختی مختلفی مطرح شده است. در یک پژوهش اثربخشی برنامه آموزش فرزندپروری مثبت بر کاهش مشکلات رفتاری کودکان و افزایش کیفیت زندگی خانوادگی والدین دارای کودکان اوتیسم بررسی شد و نتایج نشان داد این برنامه تأثیر مثبتی بر ارتباط والد و کودک دارد و میتواند اثر مثبتی بر وضعیت خانوادگی فرد هم داشته باشد (رجبی و شیخی، 1402). در پژوهشی دیگر، اثربخشی فرزندپروری با کفایت مبتنی بر طرحواره بر نوجوانان دارای مشکل رفتاری بررسی شد و نتایج نشان داد این برنامه میتواند تأثیر مثبتی داشته باشد (کریمی مقدم و همکاران، 1402). در یک پژوهش، برای افراد با سندرم داون براساس نظریه ذهن آموزش داده شد و نتایج نشان داد کفایت اجتماعی و خویشتنداری کودکان بهتر شد و مشکلات رفتاری آنها کاهش پیدا کرد (توکلی و همکاران، 1397).
بازیدرمانی مبتنی بر تعامل والد-کودک را آیبرگ در سال 1998 معرفی کرده است. اصل اساسی این درمان در زمنیه سبکهای فرزندپروری مقتدرانه و رویکردهایی همچون رفتاردرمانی، بازیدرمانی، نظریه یادگیری اجتماعی و نظریه دلبستگی است. در این برنامه درمانی به والدین آموزش داده میشود با کودکشان با توجه و به شیوهای پاسخگرانهای تعامل داشته باشند (ایبرگ، 1988). در این برنامه آموزشی، به والدین در دو مرحله، چگونگی تعامل با کودک و استفاده از مهارتهای معمولی بازیدرمانی برای بهبود ارتباط کودک-والد آموزش داده میشود.
در مرحله تعامل والدمحور والدین برای افزایش فرمانپذیری و کاهش رفتارهای کودک خود مهارتهایی را میآموزند (وب و همکاران، 2017). در این برنامه درمانی هم والدین آموزش دیده میشوند و هم کودکان. در این درمان کودکان بهطور مستقیم مورد درمان قرار نمیگیرند و بهبود تعاملات والد و کودک در درجه اول قرار میگیرد (آوبالسی و همکاران، 2023).
نتایج یک پژوهش نشان داد برنامه فلورتایم میتواند تأثیرمثبتی بر مشکلات رفتاری و تعامل والد و کودک داشته باشد (محمدزاده و همکاران، 1403). در یک پژوهش انجامشده، اثربخشی این روش درمانی بر افرادی که تروما دیده بودند بررسی شد و نتایج نشان داد استفاده از این روش میتواند در کاهش استرسهای والدگری و مشکلات رفتاری کودکان اثر مثبتی داشته باشد (وارن و همکاران، 2022). عیسیزاده و همکاران (1403) اثربخشی برنامه ترکیبی تعامل والد-کودک ایبرگ و والدگری شخصیتمدار را در کاهش نشانههای اضطرابی و مشکلات تفکر و توجه کودکان بررسی کردند؛ نتایج نشان داد این بسته ترکیبی با بهبود رابطه والد-کودک، بهطور غیرمستقیم میتواند نشانههای اضطرابی را در کودک کاهش دهد.
یکی دیگر از روشهای کاربردی در زمینه تعامل والد-کودک، درمان مبتنی بر رابطه والد-کودک است. این روش را لندرث و براتون (2005) معرفی کرده است. زیربنای این روش درمانی مجموعه روش فرزنددرمانی گرنی است که در سال 1964 آن را مطرح کرده است. در این روش والدین یاد میگیرند خودشان عامل درمانی فرزند خود باشند و در طی بازیهای مناسب، کودک خود را بهدرستی تشویق کنند (لندرث و براتون، 2005). اساس اصلی این روش بازی است. ازآنجاییکه بازی یک فعالیت نیمهآگاهانه است که به رشد شناخت و کفایت اجتماعی کودک کمک میکند. در طی جلسات آموزشی والدین با کودک بازی میکنند و کودک شیوه تعامل با دیگران را میآموزد (برابازون، 2016). در یک پژوهش اثربخشی این برنامه درمانی بهصورت یک طرح تکموردی بر روی 8 خانواده انجام شد و نتایج نشان داد استفاده از این روش درمانی توانست در 6 خانواده بهبود معنیدار در زمنیههای هدفمند عملکرد خانواده در زمینههای انسجام، ارتباط و رضایت خانواده داشته باشد (کورنت و براتون، 2014).
در یک مطالعه تحلیلی دیگر این یافته گزارش شد که روش ارتباط مبتنی بر رابطه والد-کودک تأثیر معنیداری بر بهبود مهارتهای اجتماعی کودکان دارد (حسنی و همکاران، 1403). در یک پژوهش ایرانی انجامشده، اثربخشی این روش درمانی بر افزایش پذیرش والدینی مادران و کاهش رفتارهای مخل کودکان بررسی شد. یافتهها نشان داد رابطه درمانی والد-کودک به افزایش پذیرش والدینی مادران و کاهش رفتارهای مخل کودکان در گروه آزمایش منجر شد (اخوان تفتی و امیری، 1397).
اگرچه در زمنیه مشکلات رفتاری کودکان برنامههای آموزشی مستقیم برای خود کودک و برنامههای غیرمستقیم برای خانواده کودک طراحی شده است. ضرورت انجام این پژوهش به این صورت است که درمورد اثربخش بودن روش ارتباط مادر کودک مبتنی بر رابطه والد-کودک و بازیدرمانی مبتنی بر تعامل والد-کودک باتوجهبه اطلاعات در دسترس مطالعهای انجام نشده است. بنابراین هدف از انجام این پژوهش مقایسه اثربخشی دو روش تعاملی ارتباط مادر و کودک مبتنی بر رابطه والد-کودک و بازیدرمانی مبتنی بر تعامل والد-کودک بر مشکلات رفتاری و عملکرد خانواده است. در این پژوهش به این فرضیهها پاسخ داده خواهد شد،
«درمان مبتنی بر رابطه والد-کودک و بازیدرمانی مبتنی بر تعامل والد-کودک بر مشکلات رفتاری و عملکرد خانواده در کودکان پیشدبستانی اثر دارند.»
«درمان مبتنی بر رابطه والد-کودک و بازیدرمانی مبتنی بر تعامل والد-کودک اثر متفاوتی بر مشکلات رفتاری و عملکرد خانواده در کودکان پیشدبستانی دارند.»
روش پژوهش
طرح پژوهش و شرکتکنندگان
پژوهش حاضر از نوع نیمهآزمایشی با طرح 2 گروه آزمایش و یک گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی کودکان پیشدبستانی مراجعهکننده به مراکز مشاوره تخصصی کودک نهال، آفرینش و سگال یزد در سال 2024 -2025 است. در این پژوهش براساس متغیرهای پژوهش و روش آماری آن 45 کودک به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و در 2 گروه آزمایش ( هر کدام 15 نفر) و یک گروه کنترل ( 15 نفر) به روش تصادفی جایگزین شدند. حجم نمونه براساس نوع روش پژوهش که نیمهآزمایشی است و حداقل حجم نمونه در این تحقیقات 30 نفر است و جدول کوهن انتخاب شده است. برای انجام پژوهش، به مراکز مشاوره کودک شهرستان یزد ارجاع گردید و از بین کودکان پیشدبستانی ارجاع دادهشده بهعلت مشکلات رفتاری، با خانوادههایی که حاضر به همکاری در پژوهش بودند بهصورت داوطلبانه 45 مادر و کودک آنها انتخاب شدند.
برای ملاکهای ورود عدم تشخیص مشکلات روانشناختی مادر و کودک در زمنیههای افسردگی و اضطراب حاد با مصاحبه انجامشده توسط پژوهشگر، عدم اعتیاد باتوجهبه گزارش خود فرد و رضایت آگاهانه از شرکت در پژوهش در نظر گرفته شد.
ملاک خروج، ترک جلسات درمان بیش از 2 جلسه بود. در این پژوهش ریزش افراد نمونه را نداشتیم. افراد گروه نمونه بهصورت کاملاً تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند.
ابزارهای پژوهش
پرسشنامه عملکرد خانواده(1980)
این مقیاس را اپشتاین در سال 1980 تهیه کرده است و هدف آن سنجیدن عملکرد خانواده براساس الگوی مکمستر است. این پرسشنامه دارای 60 سؤال است و ابعاد حل مسئله، نقشها، همراهی عاطفی، ارتباطات، آمیزش عاطفی، کنترل رفتار و عملکرد کلی خانواده را میسنجد. پاسخها براساس یک مقیاس لیکرت 4 درجهای (از کاملاً موافقم تا کاملاً مخالفم) ارزیابی میشوند. مقیاس عملکرد خانواده یک مقیاس 4 درجهای لیکرت بهصورت کاملاً موافقم (1)، موافقم (2)، مخالفم (3) و کاملاً مخالفم (4) مشخص مینماید. روایی همگرایی این مقیاس با پرسشنامه الگوهای ارتباطی، پرسشنامه کانون مهار، خردهمقیاسهای واکنش عاطفی و امتزاج با دیگران 0/41، 0/36 و 0/46 به دست آمد که در سطح 0/001 معنیدار بود. پایایی این پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در یک نمونه 503 نفری بررسی شد و نتیجه بین 0/72 و 0/92 بود (آیوالیتا و پزیرکیندس، 2020). در ایران، زاده محمدی و ملک خسروی (1385)، آلفای کرونباخ کل پرسشنامه را 0/94 و برای بعد حل مسئله 0/72، ارتباط 0/70، نقشها 0/71، آمیختگی عاطفی 0/73، بعد پاسخگویی عاطفی 0/71 و بعد کنترل 0/66 گزارش کردند. در این پژوهش نیز پایایی ابزار براساس ضریب آلفای کرونباخ بررسی شد و نتایج برای خردهمقیاسها اینگونه بود، حل مسئله 0/82، ارتباطات 0/73، نقشها 0/76، پاسخدهی عاطفی 0/72، آمیزش عاطفی 0/82، کنترل رفتار 0/90، کنش کلی 0/76 و کل پرسشنامه 0/82 به دست آمد.
پرسشنامه مشکلات رفتاری (1999)
این پرسشنامه را اخنباخ در سال 1999 طراحی کرده است. هدف این ابزار ارزیابی مشکلات رفتاری و عاطفی کودکان است. تعداد سؤالات این پرسشنامه 113 سؤال است که براساس لیکرت 3 گزینهای نمرهگذاری میشود (0=هرگز، 1=گاهیاوقات، 2=اغلب و همیشه). مشکلات کودکان در دو قسمت رفتارهای درونیسازیشده که شامل اضطراب/افسردگی، کنارهگیری، شکایت جسمانی است و رفتارهای برونسازیشده شامل پرخاشگری و رفتارهای قانونشکن است. ضریب آلفای کرونباخ برای متغیر رفتارهای درونیسازیشده 0/83 و برای متغیر رفتارهای برونیسازیشده 0/89 و پایایی بازآزمایی کل پرسشنامه 0/88 گزارش شد (اخنباخ و رسوکولار، 2001). در ایران نیز روایی و پایایی این پرسشنامه بررسی شده است و دامنه ضرایب همسانی درونی مقیاسها با استفاده از آلفای کرونباخ از 0/63 تا 0/95 گزارش شده است. ثبات زمانی مقیاسها با استفاده از روش آزمون-بازآزمون با یک فاصله زمانی 5 الی 8 هفته بررسی شده که دامنه ثبات زمانی از 0/32 تا 0/67 به دست آمده است (مینایی، 2006). در این پژوهش ضریب آلفای کرونباخ 0/78 برای رفتارهای درونیسازیشده و 0/81 برای رفتارهای برونیسازیشده به دست آمد.
برنامه مداخلهای
برنامه آموزشی تعامل والد- کودک
این برنامه اقتباسشده از برنامه آیبرگ (1988) است. این برنامه آموزشی بر پایه نظریه یادگیری اجتماعی، نظریه دلبستگی و نظریه رفتارگرایی استوار است. این چارچوب نظری بیان میکند بهبود رابطه و تعامل مثبت والد-کودک از طریق افزایش رفتارهای پاسخگو و حمایتگر و کاهش الگوهای تعاملی منفی به کاهش مشکلا رفتاری کودک و ارتقای رشد هیجانی و اجتماعی او منجر میشود. این برنامه آموزشی در 10 جلسه 60 دقیقهای تنظیم شده است که خلاصه محتوای جلسات در جدول شماره 1 ذکر شده است.
برنامه بازیدرمانی مبتنی بر تعامل والد-کودک
این برنامه برگرفته از پرتکل لندرث (2005) است. چارچوب نظری این برنامه بر مبنای نظریه انسانگرایی و نظریه دلبستگی شکل گرفته است. در این برنامه والدین را بهعنوان عامل درمانگر اولیه کودک معرفی میکند و از طریق آموزش مهارتهای بازیدرمانی، انعکاس احساس و محدودیتگذاری حمایتی والدین را توانمند میسازد تا تعاملهای عاطفی و تربیتی سالمتری ایجاد کنند. این برنامه آموزشی در10 جلسه 60 دقیقهای تنظیم شده است. خلاصه محتوای جلسات در جدول شماره 2 ذکر شده است.
شیوه اجرا
بهمنظور انجام پژوهش، بعد از دریافت مجوزهای لازم از کمیته اخلاق واحد پژوهشی دانشگاه علم و فرهنگ تهران، ملاحظات اخلاقی در این پژوهش رعایت شد، مبنا بر این بود که تمامی آزمودنیها از حق انتخاب آزادانه برای شرکت در پژوهش برخوردار هستند، در هر مرحلهای میتوانند از مطالعه خارج شوند و همچنین به آنها اطمینان داده شد که دادههای بهدستآمده بهصورت گروهی تجزیهوتحلیل میشود و اطلاعات آنها در اختیار فرد دیگری قرار داده نخواهد شد. برای انجام پژوهش، به مراکز مشاوره کودک شهرستان یزد ارجاع گردید و از بین کودکان پیشدبستانی ارجاع دادهشده بهعلت مشکلات رفتاری، با خانوادههایی که حاضر به همکاری در پژوهش بودند بهصورت داوطلبانه 45 مادر و کودک انتخاب شدند. برای گروه اول آزمایش برنامه درمانی مبتنی بر بازیدرمانی والد-کودک در طی 2 ماه در طی10 جلسه اجرا شد. برای گروه دوم آزمایش برنامه درمانی مبتنی بر رابطه والد-کودک در طی 2 ماه در 10 جلسه اجرا شد و برای گروه کنترل درمانی صورت نگرفت. دادههای جمعآوریشده، با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 24 در دو بخش توصیفی و استنباطی تجزیهوتحلیل شد. بهمنظور تحلیل دادهها در بخش آمار توصیفی، میانگین و انحرافمعیار استفاده شد. در بخش تحلیل استنباطی، باتوجهبه فرضها از تحلیل کوواریانس چندمتغیره و آزمون تعقیبی بونفرونی استفاده شد. سطح معنیداری در آزمونها 0/05 در نظر گرفته شده است.
یافتهها
اطلاعات جمعیتشناختی مربوط به شرکتکنندگان (45 مادر) نشان داد میانگین و انحرافمعیار سن در گروه آزمایش 1/21±35/17 سال و در گروه کنترل 1/85±41/42 سال بود. در ادامه میانگین و انحرافمعیار نمرههای متغیرها در دو گروه آزمایش و کنترل در پیشآزمون و پسآزمون در جدول شماره 3 ذکر شده است.
همانطور که نتایج جدول شماره 3 نشان میدهد در نمره پیشآزمون و پسآزمون متغیرها در گروه آزمایش تغییراتی مشاهده میشود. قبل از انجام تحلیل کوواریانس چندمتغیره، ابتدا نرمال بودن توزیع دادهها در متغیرهای مشکلات رفتاری کودک و عملکرد خانواده توسط آزمون ناپارامتریک کولکوگروف- اسمیرنوف تأیید شد (P>0/05). همچنین، برطبق آزمون لون59 باتوجهبه مقدار به دست آمده برای متغیرهای پژوهش همگنی واریانس خطا نیز تأیید شد (P>0/05). نتایج آزمون امباکس60 جهت بررسی همگنی ماتریس کوورایانس در دو گروه از لحاظ آماری معنی دار نبود. ازاین رو می توان گفت در هر دو متغیر وابسته به پژوهش، فرض همگنی ماتریس کوواریانس مشاهده شده رعایت شده است (برای مشکلات رفتاری درونی سازی شده F= 3/123, P=0/361 ، مشکلات رفتاری بیرونی سازی شده F= 3/241, P=0/211 و عملکرد خانواده F= 4/143, P=0/141). جهت بررسی فرضیه پژوهش که درمان مبتنی بر رابطه والد-کودک و بازی درمانی مبتنی بر تعامل والد-کودک بر مشکلات رفتاری و عملکرد خانواده در کودکان پیش دبستانی اثر دارند، تحلیل کوواریانس چندمتغیره (مانکوا) بر روی نمرات پس آزمون با ذکر مقایسه پیش آزمون ها انجام شد. نتایج در جدول شماره 4 شده است.
نتایج حاصل از خلاصه تحلیل کوواریانس چندمتغیره در جدول شماره 4 نشان میدهد پس از کنترل نمرههای پیشآزمون، در نمره متغیرهای مشکلات رفتاری و عملکرد خانواده تفاوت معنیداری در دو گروه وجود دارد (0/₌لامبداری ویلکز، 0/₌اثر پیلایی، 3/333₌اثر هلتینگ، 3/251₌بزرگترین ریشه روی). میزان مجذور اتا 0/741 میباشد. برایناساس، مجذور اتا نشان میدهد تفاوت بین دو گروه باتوجهبه مؤلفههای متغیر وابسته، در مجموع معنیدار است.

همچنین نتایج جدول شماره 4 نشان میدهد بین گروههای آزمایش و کنترل باتوجهبه آزمون اثر پیلای (31/262) ازلحاظ حداقل یکی از متغیرهای وابسته تفاوت معنیداری وجود دارد. برای بررسی نقطه تفاوت، تحلیل کوواریانسهای در متن مانکوا بر روی متغیرهای وابسته انجام شد. نتایج در جدول شماره 5 ذکر شده است.

نتایج جدول شماره 5 نشان میدهد تحلیل کوواریانس در متغیرهای مشکلات رفتاری و عملکرد خانواده معنیدار میباشد. باتوجهبه نتیجه بهدستآمده میتوان گفت در گروههای آزمایش، تغییر معنیداری در کاهش نمرات متغیرهای وابسته در پسآزمون نسبت به گروه کنترل تحت تأثیر مداخلهها به وجود آمده است. جهت بررسی این فرضیه که درمان مبتنی بر رابطه والد-کودک و بازیدرمانی مبتنی بر تعامل والد-کودک تأثیر متفاوتی بر مشکلات رفتاری و عملکرد خانواده در کودکان پیشدبستانی دارند، از آزمون تعقیبی برای مقایسه پسآزمون گروههای مختلف در متغیر وابسته مشکلات رفتاری و عملکرد خانواده استفاده شد و نتایج در جدول شماره 6 ارائه شده است.
نتایج جدول شماره 6 آزمون تعقیبی نشان میدهد در متغیر مشکلات رفتاری فقط برای مشکلات رفتاری بیرونیسازیشده جلسات درمانی رابطه والد-کودک موفقتر از جلسات آموزشی بازیدرمانی مبتنی بر رابطه والد-کودک است اما در متغیر عملکرد خانواده تفاوت معنیداری بین دو روش درمانی وجود ندارد.

بحث و نتیجهگیری
هدف پژوهش مقایسه اثربخشی تأثیر برنامه درمانی مبتنی بر تعامل والد-کودک و بازیدرمانی مبتنی بر والد-کودک بر کاهشمشکل رفتاری کودک و بهبود عملکرد خانواده در کودکان پیشدبستانی شهرستان یزد بود. نتایج این پژوهش نشان داد هر دو روش تأثیر مثبتی بر بهبود مشکلات رفتاری کودکان و عملکرد خانواده دارد. این یافته با نتایج پژوهشهایی که اثربخشی هر دو روش را در بهبود مشکلات رفتاری کودکان و عملکرد خانواده گزارش کردند، (لندرث و همکاران، 2005؛ رجبی و همکاران،2024؛ اوبالسی، 2023) همسو است.
در تبیین این نتایج میتوان گفت روش آموزش تعامل والد- کودک نوعی روش درمانی است که بر آموزش والدین در جهت بهبود روابط با کودک و حل مشکلات رفتاری کودک تأکید میکند. ازیکسو جو خانوادگی خشن، خشک و متعصبانه زمینه ظهور اختلالات رفتاری را ممکن میسازد و ازسویدیگر بسیاری از اختلالات رفتاری کودکان در تعاملات منفی والد-کودک ریشه دارد (حسینی و همکاران، 1400). رفتارهای منفی والدین مثل فریاد زدن و تهدید کردن باعث تقویت رفتارهای منفی کودکان مثل بیمسئولیتی میگردد که این مسئله رفتارهای والدین را بدتر کرده و این چرخه ادامه مییابد. ازآنجاییکه آموزش گروهی تعامل والد-کودک از طریق تشویق تعاملات مثبت والد-کودک، ثبات رفتاری والدین و استفاده والدین از تکنیکهای انضباطی غیرخشونتآمیز به دنبال شکستن چرخه رفتارهای منفی والد- کودک است، لذا این شیوه درمانی میتواند نقش مؤثری در کاهش مشکلات رفتاری کودکان داشته باشد (لندرث و همکاران، 2005).
ازسویدیگر درمان تعامل والد-کودک تأکید بسیاری بر آموزش سبک والدینی مقتدرانه دارد و چون از رویکردهایی مانند رفتاردرمانی و بازیدرمانی برای آموزش نوع برخورد والد به کودک صحبت میکند، به والدین آموزش داده میشود با کودکشان چگونه به گرمی صحبت کنند و همین موضوع میتواند در کودک رفتارهای لجبازی و مخالف جویانه را کاهش دهد (عیسیزاده و همکاران، 1401). هنگامی که کودکان ازنظر شناختی نمیتوانند با محرکهای محیطی که مخالف آنها است کنار بیایند، به سمت رفتارهای پرخاشگرانه بیشتری میروند که در این برنامه آموزش والد- کودک، کودک بهطور مستقیم درگیر درمان نمیشود و با تغییر بافت محیطی اولیه و بهبود تعاملات والد- کودک، این مشکلات رفتاری برونسازیشده کاهش پیدا میکند (وب و همکاران، 2017).
یکی دیگر از نتایج این پژوهش این بود که روش بازیدرمانی مبتنی بر رابطه والد-کودک تأثیر مثبت بیشتری بر کاهش مشکلات رفتاری دارد. این یافته با نتایج پژوهش حسنی و همکاران (1403) همسو است که نشان داد این روش درمانی نتیجه بهتری نسبت به روش آموزشی کودکمحور دارد. این یافته را میتوان اینگونه تبیین کرد که در این روش والدین بیشتر مورد آموزش قرار میگیرند و در تلاش هستند تا تعاملات خود با کودک در منزل را بهتر کنند. ازآنجاییکه بیشتر مشکلات رفتاری کودکان در کنار رفتارهای والدین آنها شدت پیدا میکند (اخوان تفتی و امیری، 1396). در این روش درمانی در طی آموزشهای مستقیم والدین روش ارتباطی خود را با کودک بهتر میکردند و در منزل این یادگیری ادامه دارد.
انجام این پژوهش ازنظر اجرایی دارای این محدودیت بود که فقط در شهر یزد انجام شد. بنابراین در تعمیم نتایج به گروههای دیگر باید احتیاط کرد. در این پژوهش عوامل فرهنگی و اقتصادی بهعلت محدودیتهای اجرایی کنترل نشد. به نظر میرسد تحقیقات بیشتری در این زمینه نیاز است تا بتوان به درک بهتری از تفاوت مشاهدهشده دو درمان پی برد. باتوجهبه نتایج بهدستآمده، این پیشنهاد کاربردی مطرح است که در مهدکودکها و پیشدبستانیها دورههای آموزشی بازیدرمانی مبتنی بر تعامل والد-کودک برگزار شود. یشنهاد پژوهشی این است که اثربخشی برنامه آموزشی بازیدرمانی مبتنی بر تعامل والد-کودک و تعامل والد-کودک در کودکان با کنترل متغیرهای فرهنگی و جنسیت بررسی شود.
ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش
بهمنظور انجام پژوهش، مجوز لازم از کمیته اخلاق واحد پژوهشی دانشگاه علم و فرهنگ تهران با کد (IR.ACECR.USC.REC.1403.146) دریافت شده است. در پژوهش حاضر تمامی ملاحظات و معیارهای اخلاقی رایج رعایت شده است. همچنین به آزمودنیها اصول رازداری، حفظ حریم شرکتکنندگان، بدون نام بودن پرسشنامهها و چگونگی روند مداخله توضیح داده شد.
حامی مالی
این مطالعه برگرفته از پایاننامه بهاره بهجت، مقطع کارشناسی ارشد مشاوره خانواده، دانشکده علوم انسانی دانشگاه علم و فرهنگ تهران است. این پژوهش هیچگونه کمک مالی از سازمانیهای دولتی، خصوصی و غیرانتفاعی دریافت نکرده است.
مشارکت نویسندگان
همه نویسندگان بهطور یکسان در مفهوم و طراحی مطالعه، جمعآوری و تجزیهوتحلیل دادهها، تفسیر نتایج و تهیه پیشنویس مقاله مشارکت داشتند.
تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله تعارض منافع ندارد.
تشکر و قدردانی
بدینوسیله از تمامی والدین و همچنین از مسئولین محترم مراکز مشاوره که در انجام این پژوهش همکاری و مساعدت کردند، قدردانی و تشکر میشود.
References
Achenbach, T. M., Rescorla, L. A., & Ivanova, M. Y. (2012). International epidemiology of child and adolescent psychopathology I: Diagnoses, dimensions, and conceptual issues. Journal of the American Academy of Child & Adolescent Psychiatry, 51(12), 1261-1272. [DOI:10.1016/j.jaac.2012.09.010] [PMID]
Achenbach, T. M., & Rescorla, L. A. (2001). Manual for the ASEBA School Age Forms & Profiles. Burlington, VT: University of Vermont Research Center for Children, Youth, & Families. [Link]
Aivalioti, I., & Pezirkianidis, C. (2020). The role of family resilience on parental well-being and resilience levels. Psychology, 11(11), 1705-1728. [DOI:10.4236/psych.2020.1111108]
Akhavan Tafti, M. & Amiri, N. (2018). [The effectiveness of Child_ Parent Relationship Therapy (CPRT) on Improving Maternal Parenting styles (Persian)]. Journal of Psychological Studies, 14(3), 45-60. [DOI:10.22051/psy.2018.17723.1507]
Brabazon, T. (2016). Play: A theory of learning and change. Berlin: Springer. [DOI:10.1007/978-3-319-25549-1]
Bulgan, G., & Çiftçi, A. (2017). Psychological adaptation, marital satisfaction, and academic self-efficacy of international students. Journal of International Students, 7(3), 687-702. [DOI:10.32674/jis.v7i3.294]
Chen, C. C., Cheng, S. L., Xu, Y., Rudasill, K., Senter, R., & Zhang, F., et al. (2022). Transactions between problem behaviors and academic performance in early childhood. International Journal of Environmental Research and Public Health, 19(15), 9583. [DOI:10.3390/ijerph19159583] [PMID]
Cornett, N., & Bratton, S. C. (2014). Examining the impact of child parent relationship therapy (CPRT) on family functioning. Journal of Marital and Family Therapy, 40(3), 302-318. [DOI:10.1111/jmft.12014] [PMID]
Dai, L., & Wang, L. (2015). Review of family functioning. Open Journal of Social Sciences, 3(12), 134-141. [DOI:10.4236/jss.2015.312014]
Dubowitz, H., & Kressly, S. J. (2023). Documenting psychosocial problems in children’s electronic health records. JAMA Pediatrics, 177(9), 881-882. [DOI:10.1001/jamapediatrics.2023.2380] [PMID]
Eisazadeh, M., Ghorban Jahromi, R., Karimzadeh, M., & Dehghani Arani, F. (2023). [Investigating the effectiveness of the combination package of Child’s Personality Type and Parent-Child Interaction Therapy in reducing anxiety symptoms and thought and attention problems (Persian)]. Journal of Childhood Health and Education, 4(2), 4. [DOI: 10.32592/jeche.4.2.59]
Eyberg, S. (1988). Parent-child interaction therapy: Integration of traditional and behavioral concerns. Child & Family Behavior Therapy, 10(1), 33-46. [DOI:10.1300/J019v10n01_04]
Eyberg, S. M., Nelson, M. M., Duke, M., & Boggs, S. R. (2004).Manual for the dyadic parent-child interaction coding system.Unpublished Rating Manual. [Link]
Hasani, E., Rezaei Fard, A., & Eftekhari, H. (2025). [Effectiveness of parenting management training to mothers in reducing impulsivity and enhancing empathy of primary school students with attention deficit hyperactivity disorder (Persian)]. Journal of Childhood Health and Education, 6(1), 49-63. [DOI:10.32592/jeche.6.1.49]
Hosseini, N., Akhoundzadeh, G., & Hojjati, H. (2022). The effect of child-parent relationship therapy on social skills of preschool children: A semi-experimental study. International Journal of Adolescent Medicine and Health, 34(3), 20190151. [DOI:10.1515/ijamh-2019-0151] [PMID]
Jackson, A. C., Frydenberg, E., Liang, R. P. T., Higgins, R. O., & Murphy, B. M. (2015). Familial impact and coping with child heart disease: A systematic review. Pediatric Cardiology, 36, 695-712. [DOI:10.1007/s00246-015-1121-9] [PMID]
Karimi Moghadam, H., Ghasemzadeh, S., & Arjmandnia, A. A. (2023). [The effectiveness of a schema-based parenting program on adolescents with behavioral problems’ resilience (Persian)]. Journal of Applied Psychological Research, 14(2), 217-229. [DOI:10.22059/japr.2023.343884.644286]
Landreth, G. L., & Bratton, S. C. (2005). Child Parent Relationship Therapy (CPRT): A 10-Session Filial Therapy Model. New York: Routledge. [DOI:10.4324/9780203956342]
Minaee, A. (2006). [Adaptation and standardization of child behavior checklist, youth self-report, and teacher’s report forms (Persian)]. Journal of Exceptional Children, 6(1), 529-558. [Link]
Mohamadzade, R., Hasannataj, F., & Taghipour Javan, A. A. (2025). The Effectiveness of the Floortime Program on Behavioral Problems and Parent-Child Interaction in Children with Attention Deficit Hyperactivity Disorder. Journal of Childhood Health and Education, 5(4), 161-171. [DOI:10.32592/jeche.5.4.161]
Obalasi, A. , Khademi, A. , Mahmoud Alilou, M., & Etemadi Nia, M. (2023). [Comparing the Effectiveness of Parent-Child Interaction Therapy (PCIT), Child-Centered Mindfulness Instruction (Burdick) and Incredible Years Parents Program Instruction (IY) on Decreased Internalizing Symptoms of First Period Elementary Students in Tabriz (Persian)]. Journal of Modern Psychological Researches, 18(71), 37-50. [DOI: 10.22034/jmpr.2023.14762]
Rajabi, G., & Ghahfarokhi, Y. (2024). [The effect of positive parenting education program on reducing childrens behavioral problems and increasing the quality of life parents children Autism Spectrum Disorder (Persian)] Journal of Psychological Methods and Models, 14(54), 43-60. [DOI:10.30495/jpmm.2024.31903.3798]
Rivenbark, J. G., Odgers, C. L., Caspi, A., Harrington, H., Hogan, S., & Houts, R. M., et al. (2018). The high societal costs of childhood conduct problems: Evidence from administrative records up to age 38 in a longitudinal birth cohort. Journal of Child Psychology and Psychiatry, 59(6), 703-710. [DOI:10.1111/jcpp.12850] [PMID]
Scott, S., & Gardner, F. (2015). Parenting programs. Rutter’s Child and Adolescent Psychiatry, 483-495. [DOI:10.1002/9781118381953.ch37]
Shirmohammadi, F., Mousavi, N., Kakavand, A., Abbasi, N., & Dabiri, T. (2024). [The mediating role of parental stress in the relationship between mindful parenting and behavioural problems in preschool children (Persian)]. Journal of Childhood Health and Education, 5(1), 67-79. [DOI:10.32592/jeche.5.1.67]
Scully, C., McLaughlin, J., & Fitzgerald, A. (2020). The relationship between adverse childhood experiences, family functioning, and mental health problems among children and adolescents: A systematic review. Journal of Family Therapy, 42(2), 291-316. [DOI:10.1111/1467-6427.12263]
Sharifi, M., & Sepahvand, T. (2023). The Effectiveness of Child Parent Relationship Therapy (CPRT) on Dimensions of Family Functioning in Mothers of Preschool Children: A Quasi-Experimental Study. Journal of Rafsanjan University of Medical Sciences, 22(7), 677-690. [DOI:10.61186/jrums.22.7.677]
Smith, S. L., & McQuade, H. B. (2021). Exploring the health of families with a child with autism. Autism, 25(5), 1203-1215. [DOI:10.1177/1362361320986354] [PMID]
Tavakoli, Z. S, Demehri, F., & Azizi, M. (2019). [Theory of mind teaching on the social competence and restraint in children of Down syndrome (Persian)]. Middle Eastern Journal of Disability Studies, 9, 52. [Link]
Taheri, S., Mohammadi Arya, A., Karimzadeh, M., & Vahedi, M. (2025). Determining the effectiveness of life skills training on behavioral problems and resilience of working children in Karaj (boys 7 to 13 years old). Journal of Childhood Health and Education, 6(1), 64-75. [Link]
Warren, J. M., Halpin, S. A., Hanstock, T. L., Hood, C., & Hunt, S. A. (2022). Outcomes of Parent-Child Interaction Therapy (PCIT) for families presenting with child maltreatment: A systematic review. Child Abuse & Neglect, 134, 105942. [DOI:10.1016/j.chiabu.2022.105942] [PMID]
Webb, H. J., Thomas, R., McGregor, L., Avdagic, E., & Zimmer-Gembeck, M. J. (2017). An evaluation of Parent-Child Interaction Therapy with and without motivational enhancement to reduce attrition. Journal of Clinical Child & Adolescent Psychology, 46(4), 537-550. l[DOI:10.1080/15374416.2016.1247357] [PMID]
Zadeh Mohamdi, A., & Khosravi, Gh. (2006). [A preliminary study of the psychometric properties and validation of family functioning assessment scale (Persian)]. Journal of Family Research, 2(5), 69-89. [Link]