مقدمه
تجاوز جنسی به هر گونه رفتار یا تماس جنسی توسط یک فرد بالغ یا فرد بسیار مسنتر با یک کودک بهمنظور ارضای جنسی یا منافع مالی مجرم است (نصیر اوغلو و کیمن، 2016). نوجوانان، گروههای آسیبپذیری هستند (فرانکینو-اولسون، 2024)؛ مسائل مربوط به عزت نفس یکی از جنبههای حیاتی است که بسیاری از بازماندگان سوء استفاده جنسی، شرم و سرزنش عمیق خود را تجربه میکنند که تصویر آن، آنها را از خود مخدوش میکند و مانع از توانایی آنها در ایجاد روابط سالم میشود. ازنظر رفتاری، بازماندگان آزار جنسی با مسائل اعتماد قابلتوجهی مواجه هستند که میتواند به انزوای اجتماعی و مشکلات در ایجاد روابط معنادار منجر شود. برخی از نوجوانان درد خود را از طریق پرخاشگری و بزهکاری بیرونی میکنند که به مشکلات اجتماعی و حقوقی بیشتر منجر میشود (آنی، 2024).
مشکلات هیجانی- رفتاری در بین کودکان و نوجوانان بهعنوان خطرساز بالقوه برای بهزیستی روانشناختی آنان تلقی میشود و اغلب به پیامدهای نامطلوب و مداوم منجر میشوند (شعبان و همکاران، 2023). بسیاری از بازماندگان همچنان با مشکلات مزمن سلامت روانی مانند افسردگی، اضطراب و اختلال پس از سانحه دستوپنجه نرم میکنند که بر شغل، روابط و کیفیت کلی زندگی آنها تأثیر میگذارد (آنی، 2024).
یکی از شایعترین مشکلات سلامت روان پس از سوء استفاده جنسی از کودکان، اختلال استرس پسازسانحه است. اختلال استرس پس از سانحه یک اختلال روانی شدید است که در پاسخ به رویدادهای آسیبزای زندگی ظاهر میشود. افراد مبتلا به اختلال پس از سانحه معمولاً در معرض آسیبهای مداوم یا متعددی مانند سوء استفاده در دوران کودکی و خشونت خانگی یا اجتماعی هستند (بومپا و همکاران، 2024).
قربانیان تجاوز جنسی کودکان و نوجوانان در معرض خطر، طیفی از پیامدهای منفی ازجمله اختلال استرس پس از سانحه همراه و دوره افسردگی اساسی، سوء مصرف مواد، اختلالات خوردن، بزهکاری و قربانی شدن مجدد قرار دارند. عوامل فرهنگی و سطوح شدت تروما ممکن است بهعنوان عوامل خطر برای چنین پیامدهایی در نوجوانان قربانی تجاوز جنسی عمل کنند (میرکر و همکاران، 2022).
ترومای پیچیده بهعنوان یکی از آسیبهای دوران کودکی اغلب به روابط دلبستگی آزاردهنده در اوایل زندگی اشاره دارد و شامل مواجهه مکرر با خشونت، عهدشکنی و بیاعتمادی در رابطه با مظاهر دلبستگی است که دوران کودکی به شکل بدرفتاری جسمی، آزار جنسی، آزار عاطفی، غفلت عاطفی و غفلت جسمی میباشد که توسط مراقبین یا افراد آشنا برای کودک اتفاق میافتد (املوتک و همکاران، 2017). نتایج قبلی نشان داده است ترومای دوران کودکی در کشورهای با درآمد بالا بسیار شایع بوده و بار مالی بالایی برای جامعه ایجاد کرده است (لو و همکاران، 2020).
پژوهشها نشان میدهد قرار گرفتن در معرض سوء استفاده جنسی در نوجوانی و پیامدهای منفی مواجهه مکرر با تروما برای رشد جسمی و روانی آنان بسیار خطرناک شناخته شده است (تورازی و همکاران، 2021). براساس نتایج پژوهش جلالی دهکردی و همکاران (1401)، بین خودپنداره منفی، تروما و بدرفتاری در کودکان و نوجوانان رابطه وجود دارد. تروما یک تجربه هیجانی دردناک است. به نظر میرسد مداخلاتی که بهجای پردازشهای شناختی یا رفتاری بر پردازشهای هیجانی متمرکز هستند برای حلوفصل آثار مخرب تروما مؤثرتر باشند (جلالی دهکردی و همکاران، 1401).
براساس پژوهشهای انجامشده (کارتین، 2020؛ جوسف و همکاران، 2022؛ مینالی و همکاران، 2023) نرخ خودکشی در میان نوجوانان در حال افزایش است و قربانیان سوء استفاده جنسی در معرض خطر ابتلا به آسیبشناسی روانی پیچیده و افکار مزمن خودکشی هستند. افــکار خودکشــی بــه دورهای خــاص از زندگــی تعلـق نـدارد، امـا بـه نظـر مـیرسـد نوجوانـان در لحظـه هایـی از زندگـی کـه بـا مشـکلات شـخصی روبـهرو میشـوند، بیشـتر شـکنندگی نشـان مـیدهنـد (نام و همکاران، 2018).
در پژوهش مارتین-اَلز (2021)، ارتبـاط قوی میـان سـوء اسـتفاده جنسـی دوران کودکـی و رفتـار خودکشـی بزرگسـالی نشـان داده شد و نقـش تروماهـای دوران کودکـی را در بـروز ایـدهپـردازی خودکشـی و رفتـار خودکشـی در نوجوانی تأییـد کردنـد. نوجوانانی که مورد آزار جنسی قرار گرفتهاند، معمولاً علائم تروما را تجربه میکنند و بسیاری از آنها برای درمان مبتنی بر تروما ارجاع میشوند. بااینحال، آنها گاهی اوقات زمان قابلتوجهی را قبل از شروع درمان در لیست انتظار میگذرانند. ازطرفی ارزیابی سرزنش خود برای سوء استفاده جنسی ممکن است در برنامهریزی تریاژ و درمان برای جوانان مبتلا به علائم تروما پس از تجربه آزار جنسی مهم باشد (جورلس و همکاران، 2024).
سازوکارهای دفاعی تنظیم هیجانی و بین فردی را تسهیل مینمایند و از این جهت کارکرد اجتماعی-هیجانی فرد را رقم میزنند (ثناگو محرر و همکاران، 1403). بررسیهای انجامشده در رابطه نوجوانان آزاردیده جنسی مداخلات متنوعی را ایجاب میکند (عالیه پویریر، 2020). طرحوارهها بهعنوان عناصر شناختی، در سازماندهی شخصیت و نحوه تفسیر تجارب فردی از رویدادها نقش ایفا میکنند (عباسی، 1398). طرحوارهها زمینه بروز ذهنیتها هستند. تشخیص ذهنیت در شناسایی عمل به درمانگر کمک میکند. این مدل علائم مشکلات را به زبانی ساده و قابلفهم برای بیماران شرح میدهد و با مواجه همدلانه محیط را برای تغییر میسر میکند، بهطوریکه در موقعیتهایی که روند درمان با مشکل مواجه میشود، خیلی مؤثر واقع میشود. فعالیتهای شناختی، رفتاری و هیجانی را تقویت کرده و با بیرونیسازی مشکلات باعث کاهش مقاومت در برابر تغییر و درمان میشود (یانگ و همکاران، 2006). ازطرفی پژوهشهای مختلف نشان دادند طرحواره درمانی بر اختلال پس از سانحه و تروما (پارکز، 2021؛ لیان و همکاران، 2023)، حل تعارض و افکار خودکشی (پنجهپور و همکاران، 1401)، اختلال پس از سانحه (حاتمی و همکاران، 1402) و اختلالات شخصیت و مشکلات روانی دوران کودکی (لرزنگنه و همکاران، 1400) مؤثر است.
یکی دیگر از شیوههای درمانی مورداستفاده در پژوهش حاضر رویکرد هیجانمدار است. رویکرد هیجانمدار یکی از رویکردهایی است که هم بر ارتباط خانواده و هم بر هیجانات فردی تمرکز دارد (میکلودز،2020) و تلفیقی از دیدگاههای سیستمی انسانگرایی و نظریه دلبستگی است و برای مقابله با انواع اختلالات اضطرابی گستردهای از تروماها و پریشانیهای ناشی از اتفاقهای زندگی میباشد (سیدشریفی و همکاران، 1399). ازطرفی، درمان هیجانمدار شامل روشهای مبتنی بر فعال کردن هیجان قوی اولیهای است که در یک زمینه ارتباطی همدلانه برقرار میشود (فتحی و همکاران، 1400). این درمان در اولین مرحله به ارزیابی سبک ارتباطی میپردازد و پس از اینکه دفاعها آشکار شدند این سبک را برای فرد آشکار ساخته و پیامدهای آن را مشخص میسازد؛ به همین دلیل افراد رفتهرفته موفق میشوند هیجانات سرکوبشده و ناآشکاری که چرخه منفی ارتباطی را تداوم میبخشند بشناسند و این چرخه را بهبود بخشند (برابچر و همکاران، 2019). تغییر در درمان هیجانمدار به این صورت است که پاسخهای هیجانی زیربنایی تعامل کشف شده و تجربه میشوند و مجدداً مورد پردازش قرار میگیرند و درنتیجه تعاملات جدیدی شکل میگیرند (شهار و همکاران، 2020).
براساس نتایج پژوهش پودینه و همکاران (1403) تنظیم هیجان بر تروما و سازگاری کودکان مؤثر است. همچنین پژوهشهای مختلف نشان دادند درمان هیجانمدار بر اضطراب (زادحسن و همکاران، 1401)، اختلال پس از سانحه (محققی و همکاران، 1401؛ حقیقتبیان و همکاران، 1400)، سلامت روان (ابراهیمی و همکاران، 1400)، تروما (خرمیان اصفهانی، 1402)، جلوگیری از آسیب مجدد جنسی (قادری و همکاران، 1402) و بر افکار خودکشی (نیکفلاح و همکاران، 1400؛ فری و همکاران، 1399) تأثیر بسزایی داشته است.
خلاء پژوهشی ازآنجا ناشی میشود که اکثر پژوهشهای انجامشده بر روی زنان و افراد مسن است، ازطرفی اختلال پس از سانحه، ترومای پیچیده و افکار خودکشی در نوجوانان آزاردیده جنسی در هیچکدام از پژوهشهای پیشین مورد مداخله هیجانمدار و طرحواره درمانی قرار نگرفته است. بنابراین پژوهش حاضر گامی نو در این راستا میباشد. ازطرفی، باتوجهبه حساس بودن دوران نوجوانی و پیامدهای کوتاهمدت و بلندمدتی که تجاوز جنسی بر سلامت روحی و جسمی نوجوانان دارد و ازآنجاکه آمار این مسئله در جامعه بالا بوده است، لذا گردآوری اطلاعات در این زمینه جهت کمک به نوجوانان و درمانگران ضروری است. علاوهبراین، نوجوانانی که میخواهند آسیبهای خود را پردازش کنند و مکانیسمهای مقابلهای مثبت ایجاد کنند، به دسترسی به خدمات سلامت روان مانند مشاوره و درمان نیاز دارند. ازطرفی مداخله زودهنگام در کاهش این اثرات بلندمدت آسیبها مؤثر است.
با ارائه پشتیبانی بهموقع، دلسوزانه و جامع، میتوانیم نتایج سلامت روان را برای بازماندگان تجاوز یا آزارجنسی بهبود بخشیم و از آنها به سمت بهبودی و تابآوری حمایت کنیم. بنابراین پژوهش حاضر خواستار ادامه تحقیقات و منابع برای رفع نیازهای پیچیده نوجوانان آسیبدیده جنسی است و بر لزوم رویکردی چندجانبه برای مراقبت و رفاه آنها تأکید میکند. ازاینرو هدف از انجام پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی رویکرد هیجانمدار و طرحواره درمانی بر اختلال پس از سانحه، ترومای پیچیده و افکار خودکشی در نوجوانان آسیبدیده جنسی است. فرضیههای پژوهش به شرح زیر است:
فرضیه اصلی
بین مداخله هیجانمدار و طرحواره درمانی و گروه کنترل در پسآزمون متغیر اختلال پس از سانحه، ترومای پیچیده و افکار خودکشی تفاوت معنیداری وجود دارد.
فرضیه فرعی اول
بین اختلال پس از سانحه، ترومای پیچیده و افکار خودکشی گروه مداخله هیجانمدار و گروه کنترل در مرحله پسآزمون تفاوت معنیداری وجود دارد.
فرضیه فرعی دوم
بین اختلال پس از سانحه، ترومای پیچیده و افکار خودکشی گروه طرحواره درمانی و گروه کنترل در مرحله پسآزمون تفاوت معنیداری وجود دارد.
روش پژوهش
طرح پژوهش و شرکتکنندگان
این پژوهش مطالعهای نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون و پسآزمون (دو گروه مداخله و یک گروه کنترل) است و ازلحاظ رویکرد انجام تحقیق، پژوهشی کمّی میباشد. جامعه موردمطالعه در این پژوهش، نوجوانان آسیبدیده جنسی شهرهای ایلام، تهران و تبریز در سال میلادی 2025 بود. با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند و با بهرهگیری از نرمافزار جیپاور (اندازه اثر=0/15)و حجم مناسب نمونه برای مطالعات نیمهتجربی، حجم نمونه مطالعه حاضر 60 نوجوان تعیین گردید که بهصورت تصادفی ساده (قرعهکشی) در دو گروه مداخله و یک کنترل (هر گروه 20 نفر) جایگزین شدند.
ملاکهای ورود به پژوهش شامل آزاردیده جنسی، اعلام آمادگی، توانایی حضور در تمام جلسات، رضایت سرپرست به شرکت در پژوهش و دریافت نکردن برنامه مداخلههای همزمان بود.
ملاکهای خروج از پژوهش شامل نیز غیبت بیش از 2 جلسه در جلسات درمان و انجام ندادن تکالیف بود. ملاکهای اخلاقی پژوهش عبارتاند از: رعایت اصول انسانی، محرمانه نگهداشتن راز افراد، توضیح کامل نحوه اجرای آزمون، پر کردن فرم رضایتنامه آگاهانه و اطلاعرسانی تعداد و مدت جلسات. ا
ابزار سنجش در این پژوهش مصاحبه بالینی ساختاریافته برای محور اختلالات شخصیت، پرسشنامه ترومای دوره کودکی و پرسشنامه خودکشی در نوجوانان بود.
ابزارهای پژوهش
مقیاس اختلال تنیدگی پس از سانحه (1988)
مقیاس اختلال تنیدگی پس از سانحه را کینی و همکاران، در سال 1988ساختهاند و 39 سؤال دارد که براساس طیف 5 درجهای لیکرت نمرهگذاری شده است. سؤالات پرسشنامه شامل چهار قسمت هستند: تکرار مکرر خاطرات ( شامل 10 سؤال: 4، 7، 13، 14، 36، 39، 18، 37، 33، 29)، اختلال در روابط شخصی (شامل 9 سؤال: 28، 19، 5، 1، 22، 6، 30، 35، 38)، اختلال در کنترل عواطف (شامل 10 سؤال: 20، 3، 26، 24، 27، 31، 16، 23، 25، 32)، فقدان افسردگی (10 سؤال: 8، 9، 10، 12، 15، 21، 2، 11، 17، 34). بهمنظور سنجش پایایی پرسشنامه، در پژوهش کینی و همکاران (1988) ضریب همسانی این آزمون 0/97گزارش شده است. همچنین کینی و همکاران، روایی این ابزار را تأیید کردهاند. پایایی این مقیاس در ایران توسط گودرزی (2003) با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 0/93 گزارش شد. جهت تعیین روایی همزمان این مقیاس از سه ابزار فهرست وقایع زندگی، فهرست اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) و سیاهه پادوآ استفاده گردید که ضریب همبستگی مقیاس اختلال تنیدگی پس از سانحه با هریک بهترتیب برابر با 0/23 0/82 و 0/75 گزارش شده است. در پژوهش حاضر پایایی این پرسشنامه 0/89 است.
پرسشنامه ترومای دوره کودکی (2003)
این پرسشنامه را برنشتاین و همکاران در سال 2003 ساختهاند که دارای 28 سؤال است و 5 حوزه تروماهای پیچیده را بهترتیب زیر پوشش میدهد: سوءاستفاده فیزیکی، سوءاستفاده جنسی، سوءاستفاده هیجانی، غفلت فیزیکی و غفلت هیجانی. این پرسشنامه در طیف 5 درجهای لیکرت (هرگز رخ نداده=1 تا اکثر اوقات رخ داده= 5) نمرهگذاری میشود. همچنین روایی محتوایی و صوری و مالکی این پرسشنامه مناسب ارزیابی شده است. در ایران ابراهیمی و همکاران (2022)، پایایی آن را با روش ضریب آلفای کرونباخ 0/98 برآورد کردهاند که نشان میدهد از همسانی درونی بسیار خوبی برخوردار است. همچنین متخصصان روایی این ابزار را تأیید کردهاند. در پژوهش حاضر پایایی این پرسشنامه 0/81 است.
پرسشنامه خودکشی در نوجوانان (1984)
این پرسشنامه 13 سؤال دارد و اولسون و همکاران (1984) آن را طراحی کردهاند. هدف اصلی آن ارزیابی میزان تمایل یا احتمالی خودکشی در نوجوانان است. هر سؤال دو گزینه دارد. به هر گزینه بلی «1» امتیاز و به هر گزینه خیر «0» امتیاز تعلق میگیرد. البته این شیوه نمرهگذاری در مورد سؤالات 1، 5 و 11 معکوس خواهد شد. برای بهدست آوردن امتیاز کلی پرسشنامه، مجموع امتیازات تکتک سؤالات با هم جمع میشود. این امتیاز دامنهای از «0» تا «13» خواهد داشت. هرچه این امتیاز بالاتر باشد، بیانگر تمایل بیشتر فرد پاسخدهنده به خودکشی خواهد بود و برعکس. در پژوهش اولسون و همکاران (2020) پایایی آن با روش ضریب آلفای کرونباخ بالای 0/70 برآورد شد و همچنین روایی این ابزار توسط متخصصان مورد تأیید قرار گرفت. در پژوهش نوری (1390) روایی صوری پرسشنامه به تأیید دو تن از اساتید دانشگاهی رسید و همچنین پایایی پرسشنامه یا قابلیت اعتماد آن با استفاده از روش اندازهگیری آلفای کرونباخ 0/65 محاسبه شد. در پژوهش حاضر پایایی این پرسشنامه 0/73 است.
برنامه مداخلهای
طرحواره درمانی بر پایه الگوی یانگ
جلسات مداخله گروه آزمایش اول براساس پروتکل مطرحشده در پژوهش گلکار و همکاران (1399) ارائه شد. جلسات مداخله گروه طرحواره درمانی در قالب 10 جلسه، هر هفته 2 جلسه و هر جلسه 45 دقیقه بهصورت گروهی و حضوری اجرا شد. خلاصه محتوای جلسات این پروتکل در جدول شماره 1 آمده است.
پروتکل رویکرد هیجانمدار فردی
جلسات مداخله گروه آزمایش دوم براساس پروتکل مطرحشده در پژوهش حسنآبادی و همکاران (1390) ارائه شد. جلسات درمانی هیجانمدار در قالب 8 جلسه، هر هفته 2 جلسه و هر جلسه 90 دقیقه بهصورت فردی و حضوری اجرا شد. خلاصه محتوای جلسات این پروتکل در جدول شماره 2 آمده است.
شیوه اجرا
پژوهش حاضر با تأیید شورای علمی پژوهشی و ریاست دانشگاه فرهنگیان تهران با دریافت تأییدیه علمی انجام گرفت.
پس از اجرای پیشآزمون مقیاس اختلال تنیدگی پس از سانحه (1988)، پرسشنامه ترومای دوره کودکی ( 2003 ) و پرسشنامه خودکشی در نوجوانان (1984) از هر دو گروه مداخله (هر گروه 20نفر) و کنترل (20نفر)، جلسات مداخله گروه طرحواره درمانی در قالب 10 جلسه، هرهفته 2 جلسه و هر جلسه 45 دقیقه بهصورت گروهی و جلسات درمانی هیجانمدار در قالب 8 جلسه، هر هفته 2 جلسه و هر جلسه 90 دقیقه بهصورت فردی اجرا شد. جلسات درمانی در مرکز سلامت در شهر تهران، تبریز و ایلام توسط متخصص روانشناسی با درجه دکتری و یک دانشجوی دکتری تخصصی روانشناسی برگزار شد. جهت جلوگیری از ریزش اعضای گروهها، حین مصاحبه اولیه با نوجوانان و یا والدین آنها، از آنها خواسته شد تعهد خود را نسبت به شرکت در کل جلسات حفظ کنند. این امر در طول جلسات نیز رصد میشد و همبستگی گروهی که بین اعضا ایجاد شده بود، مانع ریزش افراد گروه گردید. بعد از اتمام جلسات، آزمودنیها پسآزمون مقیاس اختلال تنیدگی پس از سانحه (1988)، پرسشنامه ترومای دوره کودکی (2003) و پرسشنامه خودکشی در نوجوانان (1984) را تکمیل کردند. در این پژوهش تمام اصول اخلاقی رعایت گردید. در پایان پژوهش، گروه کنترل نیز تحت مداخله قرار گرفت.
بهمنظور تجزیهوتحلیل آماری از نرمافزار SPSS نسخه 26 استفاده شد. جهت بررسی فرضیه اصلی پژوهش از آزمون واریانس، جهت بررسی فرضیه فرعی اول و دوم از آزمون تی مستقل و کوواریانس استفاده شد. سطح معنیداری اختلاف 0/05 در نظر گرفته شد.
یافتهها
در پژوهش حاضر 60 نوجوان آسیبدیده جنسی 12 تا 17 ساله شرکت کردند که واریانس کل برابر با 3/31 ، میانگین سنی آنها 14/182، انحرافمعیار 1/82 و دامنه تغییرات 15 است. نتایج نشان داد بین سه گروه تفاوت آماری معنیداری وجود نداشت و سه گروه همگن بودند.
در جدول شماره 3، شاخصهای توصیفی متغیرهای پژوهش شامل میانگین و انحرافمعیار به تفکیک گروه آزمایش و کنترل آورده شده است و پس از آن، آزمون فرضیات تحقیق ارائه میشود.
نتایج جدول شماره 3 نشان میدهد میانگین و انحرافمعیار نمرههای مربوط به اختلال پس از سانحه، ترومای پیچیده و افکار خودکشی را برای دو گروه مداخله هیجانمدار و طرحواره درمانی و گروه کنترل نشان میدهد. میانگین نمره متغیرهای وابسته در پیشآزمون-پسآزمون در هر دو گروه مداخله تفاوت معنیداری دارند، اما این تفاوت در میانگین نمره پیشآزمون و پسآزمون گروه کنترل معنیدار نیست. در ادامه برای تحلیل فرضیه اصلی پژوهش از آزمون واریانس جهت تحلیل تفاوت بین گروهها در پسآزمون استفاده شد که نتایج در جدول شماره 4 نشان داده شده است.
نتایج جدول شماره 4 نشان میدهد بین مداخله هیجانمدار و طرحواره درمانی و گروه کنترل در پسآزمون متغیر اختلال پس از سانحه (P=0/000, F=307/77)، ترومای پیچیده (P=0/000, F=66/88) و افکار خودکشی (P=0/000, F=107/53) تفاوت معنیداری وجود دارد. همچنین اندازه اثر برای متغیر اختلال پس از سانحه، ترومای پیچیده و افکار خودکشی در دو گروه مداخله اول و دوم و گروه کنترل بهترتیب 85/1 درصد، 55/3 درصد و 66/6 درصد است. در ادامه برای تحلیل فرضیه اصلی پژوهش از آزمون تی مستقل و کوواریانس جهت سنجش تفاوت میانگینهای دو گروه مداخله استفاده شد که نتایج در جدول شماره 5 نشان داده شده است.
نتایج جدول شماره 5 نشان میدهد بین اختلال پس از سانحه گروه مداخله اول و دوم در مرحله پسآزمون تفاوت معنیداری وجود دارد (P=0/000, F=19/550). همچنین براساس نتایج این جدول، بین ترومای پیچیده گروه مداخله اول و دوم در مرحله پسآزمون تفاوت معنیداری وجود ندارد (P=0/000, F=1/565) و همچنین بین افکار خودکشی گروه مداخله اول و دوم در مرحله پسآزمون تفاوت معنیداری وجود ندارد (P=0/43, F=0/62). همچنین تفاوت بین میانگین دو گروه (9/05-) نشاندهنده اثربخشی بیشتر درمان هیجانمدار و طرحواره درمانی بر اختلال پس از سانحه در مرحله پسآزمون است.
در ادامه برای تحلیل فرضیه فرعی اول پژوهش از آزمون تی مستقل و کوواریانس جهت سنجش تفاوت میانگینهای دو گروه استفاده شد که نتایج در جدول شماره 6 نشان داده شده است.
نتایج جدول شماره 6 نشان میدهد بین اختلال پس از سانحه گروه مداخله هیجانمدار و گروه کنترل در مرحله پسآزمون تفاوت معنیداری وجود دارد (P=0/000, F=1110/81). همچنین براساس نتایج این جدول، بین ترومای پیچیده گروه مداخله هیجانمدار و گروه کنترل در مرحله پسآزمون تفاوت معنیداری وجود دارد (P=0/000, F=6794/09)؛ و بین افکار خودکشی گروه مداخله هیجانمدار و گروه کنترل در مرحله پسآزمون تفاوت معنیداری وجود دارد (P=0/000, F=3388/81). همچنین تفاوت بین میانگین دو گروه (45/39-، 99/95- و 68/85)، نشاندهنده اثربخشی بیشتر درمانمدار بر اختلال پس از سانحه، افکار خودکشی و ترومای پیچیده در مرحله پسآزمون است.
در ادامه برای تحلیل فرضیه فرعی دوم پژوهش از آزمون تی مستقل و کوواریانس جهت سنجش تفاوت میانگینهای دو گروه طرحواره درمانی و گروه کنترل استفاده شد که نتایج در جدول شماره 7 نشان داده شده است.
نتایج جدول شماره 7 نشان میدهد بین اختلال پس از سانحه گروه طرحواره درمانی و گروه کنترل در مرحله پسآزمون تفاوت معنیداری وجود دارد (P=0/000, F=253/476). همچنین بر ساس نتایج این جدول، بین ترومای پیچیده گروه طرحواره درمانی و گروه کنترل در مرحله پسآزمون تفاوت معنیداری وجود دارد (P=0/000, F=7801/410)؛ و بین افکار خودکشی گروه طرحواره درمانی و گروه کنترل در مرحله پسآزمون تفاوت معنیداری وجود دارد (P=0/000, F=480/863). همچنین تفاوت بین میانگین دو گروه (36/34-، 98/35- و 66/35-) نشاندهنده اثربخشی بیشتر طرحواره درمانی بر اختلال پس از سانحه، افکار خودکشی و ترومای پیچیده در مرحله پسآزمون است.
مقایسه نتایج تفاوت میانگینهای جداول شماره 5 و 7 نشان میدهد مداخله هیجانمدار نسبت به طرحواره درمانی تأثیر بیشتری بر اختلال پس از سانحه، افکار خودکشی و ترومای پیچیده نوجوانان آسیبدیده جنسی دارد.
بحث و نتیجهگیری
این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی رویکرد هیجانمدار و طرحواره درمانی بر اختلال پس از سانحه، ترومای پیچیده و افکار خودکشی در نوجوانان آسیبدیده جنسی انجام شد. نتایج حاکی از اثربخشی مثبت این دو رویکرد درمانی بر ترومای پیچیده، افکار خودکشی و اختلال پس از سانحه بود.
نتایج فرضیه اصلی پژوهش نشان داد بین سه گروه مداخله هیجانمدار، طرحوارهدرمانی و گروه کنترل در پسآزمون متغیرهای اختلال استرس پس از سانحه، ترومای پیچیده و افکار خودکشی تفاوت معنیداری وجود دارد؛ بهویژه، مداخله هیجانمدار تأثیر بیشتری در کاهش نشانههای آسیب روانی و افکار خودتخریبی نوجوانان آزاردیدهی جنسی نشان داد. نتایج این بخش از پژوهش با یافتههای پژوهش زادحسن و همکاران (1401)، محققی و همکاران (1401)، خرمیان اصفهانی (1402)، قادری و همکاران (1402)، حاتمی و همکاران (1402)، لیان و همکاران (1401)، لرزنگنه و همکاران (1400) و پنجهپور و همکاران (1401) همسو است. بهطورکلی، این یافته بیانگر آن است که کاربست رویکرد هیجانمدار با تأکید بر شناسایی، تجربه و پردازش هیجانهای سرکوبشده و حلنشده مرتبط با رویدادهای آسیبزا، زمینه بازسازی درونی و بازیابی احساس کنترل را فراهم میسازد. ازآنجاکه ترومای پیچیده و اختلال پس از سانحه معمولاً با سرکوب یا گسست هیجانی همراه هستند، تمرکز بر تجربه و ابراز هیجانهای دردناک در محیطی امن میتواند سازوکارهای دفاعی ناکارآمد را تضعیف کرده و فرایند تنظیم هیجان را بهبود بخشد.
-نتایج فرضیه فرعی اول نشان داد رویکرد هیجانمدار بر اختلال پس از سانحه، ترومای پیچید و افکار خودکشی مؤثر است. این، نتایج این بخش از پژوهش با یافتههای پژوهش زادحسن و همکاران (1401)، محققی و همکاران (1401)، حقیقت بیان و همکاران (1400)، ابرهیمی و همکاران (1400)، خرمیان اصفهانی (1402)، قادری و همکاران (1402)، نیکفلاح و همکاران (1400) و فری و همکاران (1399) همسو است.
پژوهش حاضر ازطرفی با پژوهشهای مذکور ناهمسو است، چراکه نمونه هیچکدام از پژوهشها، نوجوانان آزاردیده جنسی نبودند. در تبیین یافتههای این بخش از پژوهش حاضر میتوان چنین بیان کرد که درمــان هیجانمدار بـهدلیـل تأکیـد بـر همدلـی یکـی از روشهـای درمانــی مناســب بــرای کار بــا آســیب روانــی ناشــی از بیمــاریهـای مزمـن اسـت. در ایـن نـوع درمـان تمرکـز بـر احساسـات و عواطـف اسـت و درواقـع هیجانـات منبـع اطلاعـات در مـورد انگیـزه و عملکـرد بیمـار مـیباشـد (زارعی فسخودی و همکاران، 2021).
بازپردازش الگوهای تعاملی هیجانی، فرد را توانمند میکند تا تجارب جدیدی از خود و دیگری داشته باشد و به شیوۀ متفاوت عمل کند. در این رویکرد درمانی فرض بر این است که ارتباط درمانی و پردازش هیجانی درمورد خاطرات تروماساز، سازوکارهای اولیه برای تغییر هستند. یک رابط همدلانه و مشارکتی، به فراهمکردن زمین مناسبی برای جستوجوی اجزای تروما و تجارب بینفردی اصلاحی منجر میشود؛ بهویژه در اشخاصی که مشکلاتشان ناشی از عدم همدلی و کنترل بینفردی است. در اینگونه مداخلات، هیجانات ناسازگار مرتبط با تروما فراخوانده میشود و مراجعان یاد میگیرند این تجربهها را تحمل و درنهایت معنای جدیدی برای آنها خلق کنند.
ازطرفی، اختلالات روانی و عاطفی و همچنین مشکلات هویتی که در نوجوانان آزاردیده جنسی ایجاد شده به همراه دیگر مشکلات، چالشهای متعددی را برای فرد ایجاد میکند که در جلسات درمانی هیجانمدار فرد با شناسایی ترسهای ناشناخته و هیجانات منفی مرتبط با دلبستگی که سبب شکلگیری الگوهای منفی تعامل میشوند، آگاهی و هوشیاری خود را نسبت به هیجانهایشان بالا میبرند و احساسات خود را میپذیرند.
بهطورکلی، چنین استدلال میشود که فعالیتهای هدفمند موجود در برنامه آموزشی در نوجوانان دارای سابقه خودکشی میتواند از طریق افزایش هیجان مثبت، رفتار مثبت، افکار مثبت و ارضای نیازهای اساسی هیجانات مثبت یادگیری را نیز در آنان افزایش دهد (خالقیان و همکاران، 1401).
نوجوانان آسیبدیده جنسی با بیاهمیت دیدن زندگی، افکار خودکشی را در خود پرورش میدهند و در زندگی احساس ضعف میکنند و بعضاً با این فکر که راه برگشت ندارند اقدام به خودکشی میکنند. براساس نتایج پژوهش حاضر، رویکرد هیجانمدار با تنظیم هیجان و پذیرش احساسات زمینهای را فراهم کرده که نوجوانان آزاردیده جنسی با احساسات گیجکننده خود کنار بیایند و از احساس گناه و شرم رهایی یابند. رویکرد هیجانمدار با آموزش مدیریت هیجان و تقویت مهارتهای ارتباطی به نوجوانان آزاردیده جنسی یاد داد که با ایجاد تعامل مثبت از حمایت اجتماعی بهرهمند شده و تمرکز و شناسایی احساسات افکار خودکشی را مدیریت کنند.
-نتایج فرضیه فرعی دوم نشان داد رویکرد طرحواره درمانی بر اختلال پس از سانحه، ترومای پیچید و افکار خودکشی مؤثر است. نتایج این بخش از پژوهش با یافتههای پژوهش پارکز (2021)، حاتمی و همکاران (1402)، لیان و همکاران (2023)، لرزنگنه و همکاران (1400) و پنجهپور و همکاران (1401) همسو است. در تبیین یافتههای این بخش از پژوهش میتوان بیان کرد که نوجوانان آسیبدیده جنسی با ایجاد طرحوارهای ناسازگار، احساسات شدیدی مانند ترس، غم و حقارت را در خود ایجاد میکند، سپس فرد درگیر استراتژی تسلیم مقابلهای میشود. این حالت هیجانی-رفتاری شامل تسلیم شدن به احساسات دردناک حقارت و غمگینی است که بهعنوان حالت طرحواره کودک آسیبپذیر شناخته میشود، علائم اختلال پس از سانحه در نوجوانان آسیبدیده جنسی بسیار زیاد است که اختلالاتی در رفتار و عملکرد روزانه آنها به وجود آورده است. ازطرفی رفتارهای خودآسیبرسان در این افراد بالا بود، از این جهت اختلالات پس از سانحه بیماری، بحرانی است.
از این گذشته ترومای کودکی ممکن است رشد ظرفیتهای عاطفی اجتماعی مانند دلبستگی و درهمآمیختگی اجتماعی را مختل کند (اولسون و همکاران 2020) و به نقص پردازش عاطفی در دوران بزرگسالی منجر شود (آندرسون و همکاران، 2018). به نظر میرسد این عوامل میتواند باعث شکلگیری ویژگیهای همچون انزوای شدید، حساسیت به انتقاد و عدم همدلی در شخصیت فرد شود؛ و همچنین این مسئله باعث بروز کمبودهایی قابلتوجهی در عواطف بین فردی میگردد و نیز الگوهای درونی ناپایدار در روابط بین فردی به وجود آورد (لرزانگنه و همکاران، 1400).
علاوهبراین چنین استدلال میشود که آزار جنسی مهمترین عامل ایجاد الگوهای ناپایدار درونی نوجوان بوده است که نشاندهنده ارتباط شدید این آزاردیدگی مکرر و ترومای پیچیده است. این افراد نسبت به وقایع و حضور در اجتماع سوگیری غیرمنطقی دارند. تشویق به پذیرش عواطف با شناسایی طرحوارهای منفی و ناسازگار بهعنوان بخشی از طرحواره درمانی در پژوهش حاضر عاملی جهت تسریع در بهبود آسیبهای روانی ناشی از آزار جنسی نوجوانان بود. این افراد بهدلیل آسیب شدید روانی دارای طرحوارههای عمیق منفی بودند که طرحواره درمانی با تقویت احساس ارزشمندی و تغییر طرحوارهای منفی به تسهیل درمان کمک کرد. از طرفی پروسه درمان با دوری از محیطهای آسیبزا و حمایت خانواده جهت ایجاد محیطی امن برای فرد، در تسریع بهبودی و درمان کمک خواهد کرد. بهطورکلی چنین استدلال میشود که یاس و ناامیدی ناشی از اختلالات روانی پس از آزار جنسی منجر شده است که نوجوانان با ضعف اعتمادبهنفس روبهرو گردند و به پایان دادن زندگی خود فکر کنند. طرحواره درمانی با حل تعارضهای درونی و کارکردن روی ذهنیت، باعث شده فرد به توافقی درونی برسد.
ازجمله محدودیتهای پژوهش حاضر استفاده از نمونه دردسترس بود. همچنین جمعآوری نمونه نوجوان آزاردیده جنسی محققین را با مشکلات عدیدی روبهرو کرد. در پژوهشهای بعدی از نمونهگیری گستردهتر استفاده شود و این پژوهش در فرهنگهای دیگر نیز تکرار شود تا نتایج قابلاعتمادتری حاصل شود. بنابراین پیشنهاد کاربردی در اینجا بیان میشود:
پیشنهاد میشود بر استفاده از طرحواره درمانی و درمان هیجانمدار در مراکز مشاوره تأکید گردد. همچنین در پژوهشهای آتی از نمونههای نوجوانان بیشفعال و یا دارای اختلال سلوک نیز استفاده گردد. همچنین بهعنوان پیشنهاد پژوهشی، در پژوهشهای آینده علاوهبر مرحله پیشآزمون و پسآزمون مرحله پیگیری نیز لحاظ شود.
ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش
این مقاله دستاورد فعالیت پژوهشی پژوهشگران بوده است که در طی آن شرکتکنندگان با آگاهی در پژوهش مشارکت کردند و جهت رعایت اخلاق پژوهشی، اصل رازداری رعایت شده است. پژوهش حاضر با تأیید شورای علمی پژوهشی و ریاست دانشگاه فرهنگیان تهران نجام شد.
حامی مالی
این مطالعه دارای تأییدیه علمی با شماره (2/273/14030905) است و هیچگونه کمک مالی از سازمانیهای دولتی، خصوصی و غیرانتفاعی دریافت نکرده است.
مشارکت نویسندگان
همه نویسندگان بهطور یکسان در مفهوم و طراحی مطالعه، جمعآوری و تجزیهوتحلیل دادهها، تفسیر نتایج و تهیه پیشنویس مقاله مشارکت داشتند.
تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله تعارض منافع ندارد.
تشکر و قدردانی
بدینوسیله از تمامی شرکتکنندگان برای همکاری خالصانهشان در انجام این پژوهش، تشکر و قدردانی میشود.
References
Abbasi, Z. (2020). Structural equation modeling (SEM) of separation anxiety disorder in children according to the mother’s personality, attachment style and children maladaptive schemas. Journal of Childhood Health and Education, 1(1), 63-80. [Link]
Alie-Poirier, A., Hébert, M., McDuff, P., & Daigneault, I. (2020). [Mental health profiles of sexually abused youth: Comorbidity, resilience and complex PTSD (Persian)]. International Journal of Child and Adolescent Resilience, 7(1), 123-138. [DOI:10.7202/1072593ar]
Andersen, J. A. (2018). Infant and Toddler Care Educational Program for At-Risk Adolescent Males to Reduce the Risk of Child Abuse [PhD dissertation]. Chicago :Chicago School of Professional Psychology. [Link]
Ani, N. C. (2024). The impact of child sexual abuse on children (survivors) in their adolescence age. Nigerian Journal of Arts and Humanities (NJAH), 4 (1), 134-141. [Link]
Balali Dehkordi, N., & Fatehizade, M. (2022). [Comparison of the effectiveness of Emotion-focused Therapy and Intensive short-term dynamic psychotherapy on marital adjustment of married women with experience of complex childhood trauma (Persian). Counseling Culture and Psycotherapy, 13(51), 31-57. [DOI:10.22054/qccpc.2022.65682.2871]
Boumpa, V., Papatoukaki, A., Kourti, A., Mintzia, S., Panagouli, E., & Bacopoulou, F., et al. (2024). Sexual abuse and post-traumatic stress disorder in childhood, adolescence and young adulthood: a systematic review and meta-analysis. European Child & Adolescent Psychiatry, 33(6), 1653-1673. [DOI:10.1007/s00787-022-02015-5] [PMID]
Brubacher, L., & Johnson, S. M. (2019). Clarifying the negative cycle in emotionally focused therapy. In Encyclopedia of couple and family therapy (pp. 443-448). Cham: Springer International Publishing. [DOI:10.1007/978-3-319-49425-8_901]
Curtin, S. C. (2020). State suicide rates among adolescents and young adults aged 10-24: United States, 2000-2018. National vital statistics reports : from the Centers for Disease Control and Prevention, National Center for Health Statistics, National Vital Statistics System, 69(11), 1–10. [PMID]
Ebrahimi, S., Ahmadi, K., & Farokhi, N. (2022). [Effectiveness of emotion-focused therapy on psychological capital and post traumatic growth in women with multiple sclerosis (Persian)]. Journal of Nursing Education, 11(3), 85-96. [DOI:10.22034/JNE.11.3.85]
Emami Meybodi, A., Banijamali, S. H., Yazdi, S. M., Moazeni, A., & Shafiei, M. (2015). Effectiveness of Mindfulness-Based Stress Reduction Training on Improvement of Cognitive, Emotional and Behavioral Rions in Individuals with Stuttering. MEJDS, 5(11), 109-18. [Link]
Fathi, S., Pouyamanesh, J., Ghamari, M., & Fathi Aghdam, G. (2021). The effectiveness of emotion-based therapy and acceptance & commitment therapy on the pain severity and resistance in women with chronic headaches. Community Health Journal, 14(4), 75-87. [DOI:10.22123/chj.2021.219287.1441]
Franchino-Olsen, H., Orkin, M., & Meinck, F. (2024). Toward a contextually sensitive understanding of polyvictimization: A latent class analysis of violence, risks, and protections among south african adolescents from highly deprived settings. Journal of Interpersonal Violence, 39(15-16), 3591-3618. [DOI:10.1177/08862605241233273] [PMID]
Frei, J. M., Sazhin, V., Fick, M., & Yap, K. (2021). Emotion-oriented coping style predicts self-harm in response to acute psychiatric hospitalization. Crisis: The Journal of Crisis Intervention and Suicide Prevention, 42(3), 232. [DOI:10.1027/0227-5910/a000713] [PMID]
Ghaderi, H., Arjmandnia, A. A., Dehestani, M., & Afrooz, G. A. (2024). [The effectiveness of emotion-focused therapy for trauma on executive functions in individuals with sexual trauma (case report) (Persian)]. Journal of Applied Psychological Research, 15(2), 235-251. [DOI:10.22059/japr.2024.358945.644624]
Golkar, T. , Golparvar, M., & Aghaei, A. (2021). Comparison of the effectiveness of indigenous schema therapy with Yang schema therapy on emotional regulation and desire for divorce in conflicting couples. Medical Journal of Mashhad university of Medical Sciences, 64(3), 3072-3082. [DOI:10.22038/mjms.2021.18773]
Gong, J., & Chan, R. C. (2018). Early maladaptive schemas as mediators between childhood maltreatment and later psychological distress among Chinese college students. Psychiatry Research, 259, 493-500. [DOI:10.1016/j.psychres.2017.11.019] [PMID]
Goodarzi, M. A. (2003). [Evaluating validity and reliability of Mississippi Post Traumatic Stress Disorder Scale (Persian)]. Journal of Psychology, 7(2), 153-178. [Link]
HaghighatBayan, N., Nasiri, S., Malekian, M., Mousavi, S. M., & Jafari, S. (2022). [Comparing the effectiveness of emotion-oriented therapy and commitment and acceptance on post-traumatic stress and post-traumatic growth in people with post-traumatic stress disorder in Tehran (Persian)]. Medical Journal of Mashhad university of Medical Sciences, 65(6), 2597-3098. [DOI:10.22038/mjms.2023.23422]
Hassanabadi, H., Mojarad, S., & Soltanifar, A. (2012). The evaluation of emotionally focused therapy (eft) on marital adjustment and positive feelings of couples with extramarital relations. Research in Clinical Psychology and Counseling (Studies in Education & Psychology), 1(2), 25-38. [Link]
Hatami, H., Mohammadi, N., Hadian Fard, H., & Aflak Seir A. (2024). Effectiveness of schema therapy (ST) and short-term intensive dynamic psychotherapy (ISTDP) to improve emotion regulation in complex post-traumatic stress disorder. Psychological Health Research Quarterly, 3, 18. [DOI:10.22054/qccpc.2022.65682.2871]
Jalali Dehkordi, N., Fatehizade, M. (2022). [Comparison of the effectiveness of Emotion-focused Therapy and Intensive short-term dynamic psychotherapy on marital adjustment of married women with experience of complex childhood trauma (Persian)]. Counseling Culture and Psycotherapy, 13(51): 31-57. [DOI:10.22054/qccpc.2022.65682.2871]
Joseph, V. A., Martínez-Alés, G., Olfson, M., Shaman, J., Gould, M. S., & Keyes, K. M. (2022). Temporal Trends in suicide methods among adolescents in the US. JAMA Netw Open, 5(10), e2236049-9. [DOI:10.1001/JAMANETWORKOPEN.2022.36049] [PMID]
Jouriles, E. N., Johnson, E., Rancher, C., Johnson, J. L., Cook, K., &, McDonald R. (2024). Adolescents who have been sexually abused: Trauma symptoms and self-blame while waiting for treatment. Journal of Clinical Child & Adolescent Psychology, 53(4), 680-689. [DOI:10.1080/15374416.2022.2051527] [PMID]
Keane, T. M., Caddell, J. M., & Taylor, K. L. (1988). Mississippi Scale for CombatRelated Posttraumatic Stress Disorder: Three studies in reliability and validity. Journal of Consulting and Clinical Psychology, 56(1), 85. [DOI:10.1037/0022-006X.56.1.85] [PMID]
Khaleghian, R., Ebrahimi Moghadam, H., & Pourebrahim, T. (2023). [Comparison of the effectiveness of emotion-oriented group counseling and Lyubomirsky’s happiness training on life expectancy in adolescents with a history of suicide (Persian)]. Rooyesh, 12(10), 99-108. [Link]
Khormian Isfahani, F. A., & Andalib, S. (2024). The effectiveness of emotion-focused therapy on attachment styles, meta-emotion and terrifying dreams among people with suffering from complex trauma. RBS; 22 (1), 159-171. [Link]
Lian, A. E., & Bono, S. A. (2023). Refining the experiential component of schema therapy for traumatised populations: A new continuum of experiential techniques. European Journal of Trauma & Dissociation, 7(4), 100352. [DOI:10.1016/j.ejtd.2023.100352]
Lian, A. E., Chooi, W. T., & Bono, S. A. (2024). The development and the effectiveness of schema therapy on malaysian female young adults who experienced continuous trauma and post-traumatic stress disorder. European Journal of Trauma & Dissociation, 12, 100427. [DOI:10.1016/j.ejtd.2024.100427]
lorzangeneh, S., & Soleimani, E. (2022). [Investigating the Structure of Structural Relationships between Childhood Trauma and Cognitive Distortions with Narcissistic Personality Disorder: Mediated by Early maladaptive Schemas (Persian)]. Clinical Psychology Studies, 13(48), 85-108. [DOI:10.22054/jcps.2023.58635.2508]
Lu, D., Wang, W., Qiu, X., Qing, Z., Lin, X., & Liu, F., et al. (2020).The prevalence of confirmed childhood trauma and its’ impact on psychotic-like experiences in a sample of Chinese adolescents. Psychiatry Research, 287, 112897. [DOI:10.1016/j.psychres.2020.112897] [PMID]
Maercker, A., Cloitre, M., Bachem, R., Schlumpf, Y. R., Khoury, B., & Hitchcock, C., et al. (2022).Complex post-traumatic stress disorder. The Lancet, 400(10345):60-72. [DOI:10.1016/S0140-6736(22)00821-2] [PMID]
Mainali, P., Motiwala, F., Trivedi, C., Vadukapuram, R., Mansuri, Z., & Jain, S. (2023). Sexual abuse and its impact on suicidal ideation and attempts and psychiatric illness in children and adolescents with posttraumatic stress disorder. The Primary Care Companion for CNS Disorders, 25(1), 45095. [DOI:10.4088/PCC.22m03239]
Martínez-Alés, G., Pamplin, J. R., & Rutherford, C. (2021).Age, period, and cohort effects on suicide death in the United States from 1999 to 2018: Moderation by sex, race, and firearm involvement. Molecular Psychiatry, 26(7), 3374-3382. [DOI:10.1038/S41380-021-01078-1] [PMID]
Miklowitz, D., Merranko, J., Weintraub, J., Walshaw, D., & Singh, K. (2020). Effects of focused therapy on suicidal ideation and behavior in youth at high risk for bipolar disorder. Affect Disorder, 1(275), 14-22. [DOI:10.1016/j.jad.2020.06.015] [PMID]
Mlotek, A. E., & Paivio, S. C. (2017). Emotion-focused therapy for complex trauma. Person-Centered & Experiential Psychotherapies, 16(3), 198-214. [DOI:10.1080/14779757.2017.1330704]
Mohagheghi, H., & Roshanaei, M. R. (2023). [The effect of emotional couple therapy (EFT) on post-traumatic stress disorder (PTSD) caused by domestic violence (Persian)]. Clinical Psychology Studies, 14(52), 118-146. [DOI:10.22054/jcps.2024.67484.2735]
Nam, B., Wilcox, H. C., Hilimire, M., & DeVylder, J. E. (2018). Perceived need for care and mental health service utilization among college students with suicidal ideation. Journal of American College Health, 66(8), 713. [DOI:10.1080/07448481.2018.1434779] [PMID]
Nasıroğlu, S., & Çimen, İ. (2016). Forensic reporting of a case of sexual abuse broadcast on periscope. Neuropsychiatric Disease and Treatment, 12, 2073. [DOI:10.2147/NDT.S106105] [PMID]
Nikfallah, R., & Barekat, A. (2022).The mediating role of emotion regulation difficulties and experiential avoidance in the relationship between defense mechanisms and suicidal ideation in adolescents. Applied Psychology, 16(1), 202-183. [DOI:10.52547/apsy.2021.223949.1166]
Nouri, A. (2012). [Studying the relationship between parental parenting style and suicidal tendencies in adolescents in Jahrom city (Persian)] [BA thesis]. Tehran: Payam Noor University.
Olson, E. A., Overbey, T. A., Ostrand, C. G., Pizzagalli, D. A., Rauch, S. L., & Rosso, I. M. (2020). Childhood maltreatment experiences are associated with altered diffusion in occipito-temporal white matter pathways. Brain and Behavior, 10(1), e01485. [DOI:10.1002/brb3.1485] [PMID]
Olson, G. K. (1984). Counseling Teenagers. Loveland: Group Publishing. [Link]
Panjepour, S., &Tabatabaeinejad, F. S. (2023). The effectiveness of the schema therapy on conflict resolution management in women with suicidal thoughts. Research in Cognitive and Behavioral Sciences, 13(1), 111-126. [DOI:10.22108/cbs.2023.135136.1687]
Parkes, M. (2021). Working with older people and complex posttraumatic stress disorder: A review of the field and case study using schema therapy. Clinical Psychologist, 25(2), 187-97. [DOI:10.1080/13284207.2021.1934428]
Poodineh, A., Fardin, M., & Khanghahi, S. (2025). The Effectiveness of Play Therapy on Reducing Shyness and Improving Social Skills of Children of Veterans. Journal of Childhood Health and Education, 6(2). [Link]
Sanago Moharer, G. R., Ajloo, M., Karbalaie Hasani, P., & Shariati, F. (2025). Mediating Role of Emotional and Interpersonal Difficulties in the Relationship Between Defense Mechanisms and Suicidal Ideation in Mothers of Children with Intellectual Disabilities. Journal of Childhood Health and Educatio, 6(1), 162-178. [DOI:10.32592/jeche.6.1.162]
Seyyedsharifi, M., Navabi Nezhad, S., & Farzad V. (2019).Comparison of the effectiveness of emotional - focused and schema therapy approach on the self-Efficacy of parenting in mothers of the household head. Journal of Psychological Science, 18(76),407-415. [Link]
Shaban, J., Khadijeh Abolmaali Alhosseini, K., & Saberi, H. (2023). Lived experience of Mothers’ Children with Emotional-Behavioral Problems: A Narrative Research. Journal of Childhood Health and Education, 4(1), 7. [DOI:10.32592/jeche.4.1.94]
Shahar, B. (2020). New Developments in Emotion-Focused Therapy for Social Anxiety Disorder. Journal of Clinical Medicine , 9(9), 2918. [DOI:10.3390/jcm9092918] [PMID]
Torazzi, E., Merelli, V., Barbara, G., Kustermann, A., Marasciuolo, L., & Collini, F., et al. (2021). Similarity and differences in sexual violence against adolescents and adult women: The need to focus on adolescent victims. Journal of Pediatric and Adolescent Gynecology, 34(3), 302-310. [DOI:10.1016/j.jpag.2020.11.018] [PMID]
Vreven, D. L., Gudanowski, D. M., King, L. A., & King, D. W. (1995). The civilian version of the Mississippi PTSD Scale: A psychometric evaluation. Journal of Traumatic Stress, 8(1), 91-109. [DOI:10.1002/jts.2490080107] [PMID]
Young, J. E., Klosko, J. S., & Weishaar, M. E. (2006). Schema therapy: A practitioner's guide. New York: Guilford Publications. [Link]
Zadhasan, Z., & Jofreh, M. G. (2023). The effectiveness of emotion-focused cognitive therapy on corona anxiety, sense of coherence and post-traumatic growth in women recovered from corona. Applied Family Therapy Journal(AFTJ), 4(1), 672-687. [DOI:10.61838/kman.aftj.4.1.34]
Zareie Faskhudi, B., Karbalaee Mohammad Meigouni, A., Rezabakhsh, H., & Ghelichi, L. (2022). [Comparison of the effect of unified transdiagnostic treatment from emotional disorders and emotion efficacy therapy on emotion regulation among adults with stuttering (Persian)]. Journal of Disability Studies, 12, 12. [Link]