1- گروه پژوهش هنر، دانشکده علوم نظری و مطالعات عالی هنر، دانشگاه هنر تهران، تهران، ایران
چکیده: (68 مشاهده)
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف طراحی و اجرای الگویی هنری-تربیتی مبتنی بر تئوری انتخاب ویلیام گلاسر و بهرهگیری از فعالیتهای هنری، به دنبال بهبود کیفیت آموزشی و پرورش خودمختاری، خلاقیت و انگیزش در دانشآموزان ابتدایی است.
روش پژوهش: روش پژوهش حاضر کیفی و از نوع مطالعه موردی ابزاری است که با هدف تبیین چگونگی کاربست تئوری انتخاب در تجربه هنری دانشآموزان در یک مدرسه ابتدایی اجرا شد. جامعه پژوهش شامل معلمان و دانشآموزان پایههای اول تا سوم بود و شرکتکنندگان بهصورت نمونهگیری هدفمند و بر اساس شاخصهایی نظیر تجربه حضور در کلاس هنر و آمادگی مشارکت انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با سه معلم و پانزده دانشآموز، مشاهده مشارکتی در جریان کلاسهای هنر، و تحلیل آثار هنری تولیدشده گردآوری شد. روایی ابزارها بهوسیله نظر متخصصان و پایایی آنها از طریق توافق میان ارزیابان تأیید گردید. تحلیل دادهها بهصورت مستمر و بر مبنای کدگذاری نظاممند انجام شد.
یافتهها: تحلیل دادهها سه مضمون اصلی و ۲۳ زیرمضمون را نشان داد: (۱) تأثیر و اهداف راهبردهای مدیریت کلاس، (۲) آگاهی معلمان از رفتار و نیازهای دانشآموزان، و (۳) تصورات معلمان از ویژگیهای معلمان کارآمد. یافتهها نشان داد که تجربه هنری محیطی خلاق و تعاملی ایجاد میکند که در آن دانشآموزان به یادگیری فعال و خودراهبر تشویق میشوند.
بحث و نتیجهگیری: الگوی پیشنهادی بر یادگیری خودمختار، انتخابهای آگاهانه و پرورش خلاقیت تأکید دارد. نقش معلم از انتقالدهنده دانش به تسهیلگر یادگیری تغییر میکند. این چارچوب ضمن تقویت ارتباط میان فعالیتهای هنری و فرآیندهای تربیتی، به رشد خودآگاهی، مسئولیتپذیری و مهارتهای اجتماعی در دانشآموزان منجر میشود و میتواند بهعنوان الگویی کارآمد برای بهبود روشهای آموزشی در سالهای ابتدایی مدرسه بهکار رود.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
تخصصي دریافت: 1404/7/3 | پذیرش: 1404/10/13 | انتشار: 1404/10/13