1- گروه روانشناسی، واحد شهرکرد، دانشگاه آزاد اسلامی، شهرکرد، ایران.
چکیده: (166 مشاهده)
زمینه و هدف این پژوهش با هدف طراحی و اجرای الگویی هنری-تربیتی مبتنی بر تئوری انتخاب ویلیام گلاسر و بهرهگیری از فعالیتهای هنری، به دنبال بهبود کیفیت آموزشی و پرورش خودمختاری، خلاقیت و انگیزش در دانشآموزان ابتدایی است.
روش پژوهش روش پژوهش حاضر کیفی و از نوع مطالعه موردی ابزاری است که در یک مدرسه ابتدایی اجرا شد. جامعه پژوهش شامل معلمان و دانشآموزان پایههای اول تا سوم بود و شرکتکنندگان بهصورت نمونهگیری هدفمند و براساس شاخصهایی نظیر تجربه حضور در کلاس هنر و آمادگی مشارکت انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با 3 معلم و 15 دانشآموز، مشاهده مشارکتی و تحلیل آثار هنری تولیدشده گردآوری شد. روایی ابزارها بهوسیله نظر متخصصان و پایایی آنها از طریق توافق میان ارزیابان تأیید گردید. تحلیل دادهها بر مبنای کدگذاری نظاممند انجام شد.
یافتهها تحلیل دادهها سه مضمون اصلی و ۲۳ زیرمضمون را نشان داد: 1. تأثیر و اهداف راهبردهای مدیریت کلاس، 2. آگاهی معلمان از رفتار و نیازهای دانشآموزان، و 3. تصورات معلمان از ویژگیهای معلمان کارآمد. یافتهها نشان داد تجربه هنری محیطی خلاق و تعاملی ایجاد میکند که در آن دانشآموزان به یادگیری فعال و خودراهبر تشویق میشوند.
نتیجهگیری الگوی پیشنهادی با تأکید بر یادگیری خودمختار و انتخابهای آگاهانه، نقش معلم را از انتقالدهنده دانش به تسهیلگر یادگیری تغییر میدهد و از طریق پیوند تجربه هنری با فرآیندهای تربیتی، به رشد خودآگاهی، مسئولیتپذیری و مهارتهای اجتماعی دانشآموزان کمک میکند و میتواند بهعنوان رویکردی مؤثر در بهبود آموزش دوره ابتدایی بهکار گرفته شود.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
تخصصي دریافت: 1404/7/3 | پذیرش: 1404/10/13 | انتشار: 1404/10/13