مقدمه
خودکارآمدی بر اعتقاد فرد درخصوص تواناییاش برای انجام موفقیتآمیز یک فعالیت در حوزهای خاص دلالت دارد (کرمانیان و همکاران، 1399). درواقع خودکارآمدی به توان شخصیتی افراد در مواجهه با مسائل و مشکلات برای دستیابی به موفقیت اشاره دارد (میچل و همکاران، ۲۰۲۱) و باوری است که براساس آن فرد میتواند دستاوردهای مفیدی کسب کند (سانتراک، 2008). خودکارآمدی به عواملی همچون موفقیتها و شکستهای قبلی فرد، واکنشهای عاطفی مثبت (شکری و تقیزاده، 1402)، پیامهایی که دیگران به فرد منتقل میکنند، موفقیتها و شکستهای دیگران، موفقیتها و شکستهای گروهی که فرد در آن فعالیت میکند (اورمراد، ۲۰۱۲) و اقناع اجتماعی (بندورا و وسلز، ۱۹۹۷) بستگی دارد. خودکارآمدی میتواند بر جنبههای مختلفی از رفتار افراد ازجمله انتخاب فعالیتها، اهداف، تلاش و استقامت آنها و درنهایت یادگیری و پیشرفتشان اثر بگذارد (چری و فلورا، ۲۰۱۷).
ترسهای شبانه بخشی از سیر طبیعی رشد کودکان به شمار میروند و معمولاً خفیف و گذرا هستند (کاشنیر و سعده، 2011؛ رافی و همکاران، ۲۰۱۸). این ترسها درواقع واکنشی به تهدیدات واقعی یا خیالی در شب میباشند (کاپسکو و همکاران، ۲۰۲۱)، که میتوانند شامل طیف گستردهای از ترسها ازجمله ترس از جدایی یا از دست دادن دیگران، نگرانی در مورد امنیت شخصی، ترس از موجودات خیالی، رویاهای ترسناک، ترس از تاریکی و تنهایی و نگرانی پیرامون برخی ویژگیهای ذاتی شب باشند (رافی و همکاران، ۲۰۱۸؛ سانتاکروز و همکاران، ۲۰۰۶). نتایج پژوهشها نشان میدهند ترسهای شبانه در کودکان بسیار رایج هستند (لویس و همکاران، ۲۰۲۱) و این ترسها فرصتهای رشدی کودکان را در موقعیتهای اجتماعی و تحصیلی به خطر میاندازند (عیسیزاده و همکاران، 1400).
اغلب کودکان با افزایش سن میتوانند بر این ترسها غلبه کنند، اما در برخی از کودکان این ترسها تشدید شده و تا نوجوانی ادامه مییابند (رافی و همکاران، ۲۰۱۸). پژوهشها نشان میدهند ۹ تا ۱۲ درصد کودکان پیش دبستانی مشکلات عاطفی و رفتاری را در اشکال مختلف نشان میدهند
(کاکاوند و همکاران، 1398). ترسهای شبانه میتوانند با مشکلات بسیاری همچون بیداریهای مکرر شبانه (لویس و همکاران، ۲۰۱۵)، خواب آلودگی در طول روز (رافی و همکاران، ۲۰۱۸)، مشکلات برونسازی و درونسازی و اختلالات اضطرابی (کاپسکو و همکاران، ۲۰۲۱) همراه باشند.
در سالهای اخیر، بروز مشکلات سلامت روان بهطور فزایندهای در کودکان افزایش یافته و باتوجهبه تأثیرات منفی این مشکلات در رشد کودکان، نگرانیهایی در سطح جامعه پدیدار ساخته است (آرزومانیان و همکاران، 1399). همچنین در ۲۵ سال اخیر مشکلات رفتاری کودکان بهعنوان یکی از موضوعات عمده روانشناسی درآمده است (شیرخانلو و همکاران، 1398). لذا، بهبود ترسهای شبانه در برخی از کودکان نیازمند مداخله متخصصان سلامت روان میباشد. پژوهشها نشان میدهند درمان شناختی-رفتاری سنتی یکی از درمانهای کارآمد در کاهش ترس و اضطراب کودکان و نوجوانان میباشد. همچون دیگر درمانهای شناختی–رفتاری سنتی این درمان نیز بهصورت حضوری، در ارتباط رودرو با درمانگر و در قالب ۸ تا ۱۶ جلسهای اجرا شده است. بااینحال دسترسی به درمانهایی با این ویژگی، مخصوصاً در کشورهایی با سطح اقتصادی-اجتماعی پایین و متوسط بنا به دلایلی همچون شرایط مالی و وضعیت حملونقل دشوارتر است (یان و همکاران، ۲۰۱۸).
یکی دیگر از درمانهای پیشنهادی برای کاهش ترسهای شبانه در کودکان و نوجوانان مداخلات مبتنی بر مواجهه است. مداخلات مبتنی بر مواجهه یکی از اجزای درمان شناختی– رفتاری است که در آن بیمار در غیاب خطر واقعی در معرض محرکها یا موقعیتهای اضطرابزا قرار میگیرد. نتایج پژوهشها نشان میدهند مواجهه میتواند در درمان اختلالات اضطرابی بسیار مؤثر باشد (پیتیگ و همکاران، ۲۰۱۹). باوجوداین، ظرفیت شناختی تحولنیافته کودکان خردسال در مراحل اولیه رشد میتواند فرآیند اجرای این روشدرمانی را با چالشهایی مواجهه کند. لذا، در سالهای اخیر پژوهشگران گامهایی در جهت متناسبسازی این درمان با وضعیت کودکان برداشتهاند (لویس و همکاران، ۲۰۲۱).
یکی از انواع این مداخلات، مداخله مبتنی بر مواجهه با استفاده از کتاب است. در این مداخله داستانهایی درمورد ترسهای شبانه توسط والدین برای کودک خوانده شده و بازیهایی در جهت مواجهه با موقعیت اضطرابآور انجام میشود. این درمان در قالبی مناسب با ظرفیتها شناختی و تحولی کودکان ارائه میشود. درایندرمان، از کتاب برای ارائه اطلاعات مفید و افزایش توانایی کودک برای خودمدیریتی استفاده میشود (یان و همکاران، ۲۰۱۸). در این کتاب اصول رایج کاهش اضطراب مانند راهبردهای مقابلهای، قرار گرفتن در معرض موقعیت برانگیزاننده اضطراب، تقویت و سرمشقگیری رفتارهای مطلوب از طریق استفاده از داستان به کار برده میشوند (لویس و همکاران، ۲۰۱۵). استفاده از این درمان مزایایی همچون سهولت در اجرا، ارائه درمان در قالبی جذاب برای کودکان، انعطافپذیری بیشتر در زمانبندی و اجرا، کمهزینه بودن (لویس و همکاران، ۲۰۱۵) و حفظ حریم خصوصی بیماران (یان و همکاران، ۲۰۱۸) دارد.
برای اجرای این درمان نیازی به حضور در کلینیک و برگزاری جلسات رودرو با درمانگر نیست. مراقبین میتوانند در منزل کتاب را برای کودک مطالعه کرده و بازیها را با او انجام دهند. بازی دارای فواید و ارزشهای بسیاری برای کودک است و به او کمک میکند تا احساسات خود را به شکل ساده و مؤثر بیان کند (حیدریان و همکاران، 1398). همچنین گوشدادن به داستان و نگاه کردن به تصاویر کتاب برای کودکان لذتبخش و سرگرمکننده بوده و امکان مطالعه آن در مکانهای و زمانهای مختلف وجود دارد (سو و اولندیک، ۲۰۱۲). همچنین این درمان برای خانوادههایی که خارج از شهر زندگی میکنند و برای دسترسی به کلینیک با مشکل روبهرو هستند، مفید است. بهطورکلی بهکارگیری این درمان میتواند پاسخگو دغدغه والدین و متخصصان سلامتروان درخصوص دسترسی گسترده، مقرونبهصرفه و مؤثر کودکان به درمانهای روانشناختی باشد (لویس و همکاران، ۲۰۱۵).
با در نظر گرفتن عوامل مؤثر بر پرورش احساس خودکارآمدی در کودکان و ویژگیهای و تکنیکهای بهکاررفته در درمان مبتنی بر مواجهه با استفاده از کتاب، پژوهشهای بسیاری در کشورهایی چون مجارستان (کاپسکو و همکاران، ۲۰۲۱)، برزیل (رافی و همکاران، ۲۰۱۸)، اسپانیا (سانتاکروز و همکاران، ۲۰۰۶) و آمریکا (لویس و همکاران، ۲۰۱۵). اثربخشی این مداخله را در افزایش خودکارآمدی کودکان در مقابله با ترسهای شبانه ارزیابی کردهاند. باتوجهبه اینکه این درمان تاکنون در کشور ایران بررسی نشده است، این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی این درمان بر خودکارآمدی کودکان ۴ تا ۸ ساله ایرانی در مقابله با ترسهای شبانه انجام شده است. فرضیه این پژوهش بدین شرح میباشد: مداخله مختصر مبتنی بر مواجهه به افزایش خودکارآمدی کودکان ۴ تا ۸ ساله در مقابله با ترسهای شبانه منجر میشود.
روش پژوهش
طرح پژوهش و شرکتکنندگان
این پژوهش یک کارآزمایی بالینی با طرح آزمایشی تکموردی با خط پایه چندگانه ناهمزمان میباشد که در شهر تهران و از ژوئن تا اکتبر ۲۰۲۴ انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش کودکان ۴ تا ۸ ساله ساکن تهران که دارای ترسهای شبانه هستند، میباشد. باتوجهبه اینکه بهطور معمول در طرحهای آزمایشی تکآزمودنی با خط پایه چندگانه ناهمزمان تعداد نمونه بین ۳ تا ۹ نفر است (کندال و همکاران، ۱۹۹۹)، لذا در این پژوهش حجم نمونه ۶ نفر در نظر گرفته شده است. افراد نمونه با روش نمونهگیری هدفمند و براساس معیارهای ورود انتخاب شدند. بهمنظور انتخاب نمونه در پیشدبستانیها و مهدکودکها، کلینیکهای روان شناسی و شبکههای اجتماعی برای شرکت در پژوهش فراخوان داده شد. طی یک تماس تلفنی، آزمودنیهای علاقمند به شرکت در پژوهش اطلاعات بیشتری در مورد فرآیند اجرای تحقیق دریافت کرده و پس از کسب رضایت کتبی، معیارهای ورود نیز بررسی گردید.
در این پژوهش پس از ارزیابی پیشآزمون، آزمودنیها بهطور تصادفی به خط پایه با طول مدت ۹، ۱۲ و ۱۵ روز تخصیص داده شدند. فاصله هر نقطه ارزیابی در خط پایه ۳ روز بود. به این صورت که ۲ نفر اول در ۴ نقطه، ۲ نفر دوم در ۵ نقطه و ۲ نفر سوم در ۶ نقطه ارزیابی شدند. پس از پایان خط پایه، آزمودنیها بهمدت ۸ هفته مداخله مختصر مبتنی بر مواجهه را دریافت کردند. در طول این مدت، بسته به نوع پرسشنامه آزمودنیها هر روز و هر ۷ روز ارزیابی شدند. بلافاصله بعد از پایان مداخله ارزیابی پسآزمون و 1 ماه بعد، ارزیابی پیگیری بهمنظور بررسی میزان تداوم نتایج انجام گردید.
معیارهای ورود در این پژوهش شامل سن کودک ۴ تا ۸ سال باشد، کودک بهعلت ترس شبانه از تنها خوابیدن اجتناب کند و کودک و والدین بر زبان فارسی تسلط کامل داشته باشند، میباشد. این پژوهش معیارهای خروج ندارد.
ابزارهای پژوهش
پرسشنامه آنچه فرزند من در شب در تاریکی میتواند انجام دهد (WICDAN) (۱۹۸۷)
این مقیاس را کافمن در سال ۱۹۸۷ جهت ارزیابی رفتارهای شبانه کودکان و میزان خودکارآمدی آنها در کنار آمدن با ترس از تاریکی طراحی کرده است. این مقیاس ۱۱ سؤال دارد. سؤالات آن در طیف ۳ درجهای لیکرت (نه، انجام دادن آن دشوار است (۰ امتیاز)، بله، اما انجام دادن آن دشوار است (۱ امتیاز) و بله، به سادگی (۲ امتیاز )) نمرهگذاری میشود و نمره نهایی آن از (0) تا (22) متغیر است. در این پرسشنامه نمره بیشتر نشاندهنده خودکارآمدی بیشتر کودکان در مواجهه با ترسهای شبانه میباشد. این پرسشنامه با روش ترجمه معکوس توسط محقق به زبان فارسی برگردانده شد. در این روش پس از ترجمه پرسشنامه ۲ روانشناس بهصورت مجزا متن ترجمهشده را ازلحاظ محتوایی و صوری بررسی کردند. سپس یک مترجم مسلط به اصول روانشناسی متن موردنظر را دوباره به زبان انگلیسی برگرداند. درنهایت نسخه ترجمهشده و اصلی پرسشنامه با یکدیگر مقایسه شدند. ترجمه نهایی بدون هیچ گونه تغییر دیگری تأیید شد. در پژوهش لویس و همکاران (۲۰۱۵) پایایی این مقیاس از طریق محاسبه ضریب همسانی درونی و ضریب بازآزمایی بهترتیب 0/89 و 0/78 و در سطح قابلقبول گزارش شده است. همچنین کاپسکو و همکاران (۲۰۲۱) نیز پایایی این مقیاس را در هر ۳ ارزیابی خط پایه، بعد از درمان و پیگیری بهترتیب 0/86، 0/81 و 0/88 گزارش کردهاند. در این پژوهش نیز پایایی این مقیاس از طریق محاسبه ضریب همسانی درونی 0/87 محاسبه شده است و ضریب بازآزمایی نیز 0/7 به دست آمده است. این پرسشنامه در طول ارزیابی خط پایه، درمان، پس از درمان و پیگیری توسط والدین تکمیل شد.
برنامه مداخلهای
مداخله مختصر مبتنی بر مواجهه
مداخله در این پژوهش با استفاده از کتاب «عمو لایت: چراغ را روشن و خاموش کن» و براساس تکنیکهای مبتنی بر مواجهه انجام شده است. این کتاب در ۲۱ فصل با ارائه داستان و آموزش بازیهای متنوع به کودکان ۴ تا ۸ ساله مهارتهای مرتبط با زمان خواب را آموزش داده و ترسهای شبانه را در آنها کاهش میدهد. داستان کتاب در مورد یک کودک واجد ترسهای شبانه است. هریک از فصلهای کتاب گامی در جهت کاهش این ترسها است و کودک داستان همراه با اعضای خانواده خود بازیهایی را انجام میدهد. مراجعی که از این کتاب استفاده میکند در هر فصل، پس از مواجهه با ترس خود در داستان، بازی مرتبط با آن فصل را با خانواده انجام میدهد. این کتاب و بازیها بهمدت ۸ هفته توسط والدین هر شب برای کودک مطالعه شده است. زمان مطالعه کتاب و تعداد بازیهایی که انجامشده بستگی به آمادگی خانواده و کودک در مواجهه با تاریکی داشته است. یکی از تأکیدات اصلی در این مداخله آمادگی کودک برای انجام بازیها و ادامه مطالعه کتاب میباشد.
شیوه اجرا
پس از کسب کد اخلاق از دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی، کتاب «عمو لایت: چراغ را روشن و خاموش کن» (کافمن، 2020) به زبان فارسی ترجمه شد و طی برگزاری چند جلسه با اساتید راهنما و مشاور محتوای آن باتوجهبه زمینه فرهنگی تغییر پیدا کرد. سپس بهمنظور بررسی اعتبار متن ترجمهشده یک فرد متخصص در حوزه داستانهای کودکانه آن را مطالعه و بررسی نمود. پس از ارسال فراخوان در شبکههای اجتماعی، مهدکودکها و پیشدبستانیها آزمودنیهای مایل به شرکت در پژوهش از طریق تماس تلفنی با پژوهشگر تماس گرفتند. در این تماس معیارهای ورود بررسی شدند و آزمودنیها به خط پایه با طول ۹، ۱۲ و ۱۵ روز تخصیص یافتند. در این درمان دو جلسه حضوری برگزار شده است.
جلسه اول پیش از شروع ارزیابی خط پایه بوده است. در این جلسه توضیحاتی درخصوص ویژگیها و مزایای درمان مبتنی بر مواجهه و نحوه اجرای پرسشنامهها در طول خط پایه ارائه شد. همچنین فرم پرسشنامهها برای تکمیل در منزل به والدین ارائه شد و فرم رضایت آگاهانه تکمیل گردید.
جلسه دوم پس از ارزیابی خط پایه برگزار شد. در این جلسه توضیحاتی درخصوص نحوه اجرا مداخله، فرم پرسشنامهها، کتاب و دستورالعمل اجرای مداخله توسط نویسنده اول به والدین ارائه شد. مداخله طی ۸ هفته توسط والدین اجرا شد. در این پژوهش، کتاب توسط والدین، بهمدت ۲ ماه هر شب برای کودکان مطالعه شد. داستانها باید قبل از خواب برای کودک خوانده میشدند. طی این دوره والدین هفتهای 1 بار طی یک تماس تلفنی بهمدت ۱۰ الی ۲۰ دقیقه مشکلات خود را دررابطهبا اجرای مداخله با محقق اصلی در میان گذاشتهاند. درنهایت یافتهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه ۲۶ و روشهای تحلیل دیداری، درصد بهبودی و اندازه اثر ارزیابی شده است
یافتهها
در این بخش ابتدا جدول یافتههای جمعیتشناختی نمونه پژوهش و پس از آن، آزمون فرضیات تحقیق ارائه میشود. در جدول شماره 1یافتههای جمعیتشناختی پژوهش ارائه شده است.
همانطورکه جدول شماره 1 نشان میدهد، میانگین سن شرکتکنندگان این پژوهش 6/5 سال بوده است. همچنین ۴ شرکتکننده پسر و ۲ شرکتکننده دختر در این پژوهش شرکت کردهاند. نتایج اندازهگیریهای مکرر پرسشنامه آنچه کودک در شب در تاریکی میتواند انجام دهد، برای آزمودنیهای اول تا ششم در جدول شماره 2 و تصویر شماره 1 ارائه شده است. بهمنظور تحلیل فرضیههای پژوهشی از مقایسه میانگینها، بررسی اندازه اثر و درصد بهبودی هر آزمودنی در خطپایه، درمان و پیگیری استفاده شده است که نتایج آن در جدول شماره 2 نشان داده شده است.
نتایج حاصل از جدول شماره 2 و تصویر شماره 1 نشان میدهند میانگین نمرات آزمودنی ۱ از 25/5 در خط پایه، به 22/12 در طول درمان و 18 در دوره پیگیری افزایش یافته است. بهطورکلی نمودار در طول دوره خط پایه و درمان روند صعودی دارد. در یک سوم ابتدایی و انتهایی درمان تغییرپذیری بالایی مشاهده میشود. باوجوداین در قسمت میانی نمودار با شیب تقریباً ثابتی افزایش مییابد. آزمودنی ۱ به اندازه اثر 62/2، 4/71 درصد بهبودی در پایان درمان و 7/77 درصد بهبودی در پیگیری رسیده است. تغییرات میانگین از خط پایه تا درمان، درصد بهبودی و اندازه اثر نشاندهنده موفقیت درمان در افزایش خودکارآمدی آزمودنی در مقابله با ترسهای شبانه میباشند.
میانگین نمرات آزمودنی ۲ از 5/8 در خط پایه، به 77/20 در طول درمان و 22 در دوره پیگیری افزایش یافته است. نمودار در دوره درمان از همان ابتدا بالاتر از خط پایه قرار داشته و با شیب ملایمی افزایش یافته است. اندکی تغییرپذیری در نیمهدرمان وجود دارد. باوجوداین از یکسوم پایانی دوره درمان نمودار به ثبات رسیده است. آزمودنی ۲ به اندازه اثر 62/7، 6/63 درصد بهبودی در پایان درمان و 6/63 درصد بهبودی در پیگیری رسیده است. تغییرات میانگین از خط پایه تا درمان، درصد بهبودی و اندازه اثر نشاندهنده موفقیت درمان در افزایش خودکارآمدی آزمودنی در مقابله با ترسهای شبانه میباشند.
میانگین نمرات آزمودنی ۳ از 2/4 در خطپایه، به 44/20 در طول درمان و 22 در دوره پیگیری افزایش یافته است. در خط پایه نمودار ابتدا کاهش یافته و سپس ثابت شده است. در یکسوم ابتدایی دوره درمان تغییرپذیری بالایی وجود دارد. و تا انتهای درمان، نمودار با شیب ملایمی افزایش یافته است. همچنین این روند نمودار تا دوره پیگیری ادامه داشته است. آزمودنی ۳ به اندازه اثر 25/7، 1/68 درصد بهبودی در پایان درمان و 1/68 درصد بهبودی در پیگیری رسیده است. تغییرات میانگین از خط پایه تا درمان، درصد بهبودی و اندازه اثر نشاندهنده موفقیت درمان در افزایش خودکارآمدی آزمودنی در مقابله با ترسهای شبانه میباشند.
میانگین نمرات آزمودنی ۴ از 8/11 در خط پایه، به 19 در طول درمان و 22در دوره پیگیری افزایش یافته است. بهطورکلی نمودار در طول دوره خطپایه و درمان با شیب ملایمی افزایش یافته است. در دوره درمان تغییرپذیری در نمودار مشاهده نمیشود. آزمودنی ۴ به اندازه اثر 74/2، 6/63 درصد بهبودی در پایان درمان و 6/63 درصد بهبودی در پیگیری رسیده است. تغییرات میانگین از خطپایه تا درمان، درصد بهبودی و اندازه اثر نشاندهنده موفقیت درمان در افزایش خودکارآمدی آزمودنی در مقابله با ترسهای شبانه میباشند.
میانگین نمرات آزمودنی ۵ از 5/6 در خطپایه، به 44/9 در طول درمان و 10 در دوره پیگیری افزایش یافته است. در طول دوره خطپایه و دو سوم ابتدایی درمان تغییرپذیری وجود دارد. باوجوداین در یکسوم پایانی درمان نمودار در سطحی بالاتری از خطپایه به ثبات رسیده است. آزمودنی 5 به اندازه اثر 78/1، 3/36 درصد بهبودی در پایان درمان و 30 درصد بهبودی در پیگیری رسیده است. تغییرات میانگین از خطپایه تا درمان و اندازه اثر، نشاندهنده اثربخشی بسیار کم درمان و درصد بهبودی نشاندهنده عدم موفقیت درمان برای این آزمودنی میباشند.
میانگین نمرات آزمودنی 6 از 5/11 در خط پایه، به 33/16 در طول درمان و 16 در دوره پیگیری افزایش یافته است. نمودار در دوره درمان از همان ابتدا بالاتر از خط پایه قرار داشته است. بهطورکلی نمودار در طول درمان تقریباً در یک سطح قرار داشته و در بعضی نقاط فراز و نشیبهای کمی دارد. آزمودنی 6 به اندازه اثر 75/5، 5/37 درصد بهبودی در پایان درمان و 5/37 درصد بهبودی در پیگیری رسیده است. تغییرات میانگین از خط پایه تا درمان، درصد بهبودی و اندازه اثر نشاندهنده اثربخشی متوسط درمان بر افزایش خودکارآمدی آزمودنی در مقابله با ترسهای شبانه میباشند.
درمجموع، میانگین نمرات آزمودنیها از 95/7 در خط پایه، به 37/16 در دوره مداخله و 33/18 در دوره پیگیری رسیده است. این دادهها نشاندهنده افزایش خودکارآمدی آزمودنیها در مقابله با ترسهای شبانه در دوره درمان و پیگیری میباشند. آنها درمجموع به اندازه اثر 62/4، 75/56 درصد بهبودی در پایان درمان و 75/56 درصد بهبودی در پیگیری رسیدند. اندازه اثر بالا و درصد بهبودی نیز حاکی از موفقیت درمان در افزایش خودکارآمدی آزمودنیها در مقابله با ترسهای شبانه میباشد. اندازه اثر از حداقل 78/1 برای آزمودنی پنجم تا حداکثر 62/7 برای آزمودنی دوم محاسبه شده است. درصد بهبودی در مرحله مداخله نیز از حداقل 3/36 برای آزمودنی پنجم تا حداکثر 4/71 برای آزمودنی اول و درصد بهبودی در مرحله پیگیری از حداقل 30 برای آزمودنی پنجم تا حداکثر 7/77 برای آزمودنی اول به دست آمده است.
بهطورکلی نتایج اثربخشی درمان برای ۴ آزمودنی بالا و قابلقبول است. برای ۱ آزمودنی متوسط و ۱ آزمودنی پایین میباشد. باتوجهبه یافتههای بهدستآمده میتوان نتیجه گرفت که مداخله برای افزایش خودکارآمدی آزمودنیها در مقابله با ترسهای شبانه براساس پرسشنامه آنچه کودک در شب در تاریکی میتواند انجام دهد، مؤثر است.
بحث و نتیجهگیری
این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر مواجهه با استفاده از کتاب «برخودکارآمدی کودکان ۴ تا ۸ ساله ایرانی در مقابله با ترسهای شبانه» انجام شده است. یافتههای مربوط به تفاوت میانگینها، معنیداری آماری و بالینی برای همه آزمودنیها حاکی از تفاوت معنیدار بین نتایج خط پایه و مداخله بود. همچنین پس از اتمام جلسات درمان و پیگیری ۱ ماهه نیز اثرات مداخله همچنان ماندگار بوده است. علاوهبر نتایج کلی، دادههای حاصل از این پرسشنامه برای تکتک آزمودنیها نشان میدهند مداخله برای 5 آزمودنی اثربخشی قابلقبولی داشته است. بهطورکلی یافتهها نشاندهنده اثربخشی درمان مبتنی بر مواجهه با استفاده از کتاب «بر افزایش خودکارآمدی کودکان ۴ تا ۸ ساله در مقابله با ترسهای شبانه» و تأیید فرضیه پژوهشی میباشند.
یافتههای این پژوهش با نتایج پژوهشهای پیشین نیز همراستا هستند (رافی و همکاران، ۲۰۱۸؛ سانتاکروز و همکاران، ۲۰۰۶). بهعنوانمثال در پژوهش کاپسکو و همکاران (۲۰۲۱) که اثربخشی نسخه مجارستانی کتاب «عمو لایت: چراغ را روشن و خاموش کن» را بررسی کرده است، خودکارآمدی آزمودنیها در مقابله با ترسهای شبانه پس از دریافت مداخله، افزایش یافته است. همچنین در پژوهش لویس و همکاران (۲۰۱۵) که اثربخشی نسخه اصلی این کتاب را بر ۹ کودک دارای ترسهای شبانه بررسی کردهاند، تعداد شبهایی که هر کودک تنها در اتاق خودش خوابیده در طول مداخله افزایش یافته است. در پژوهش حاضر بهمنظور نزدیکی بیشتر به اصول درمانهای شناختی-رفتاری ، مداخله درمانی نسبت به پژوهشهای پیشین مدتزمان بیشتری ارائه شده است. در پژوهشهای قبلی مداخله حداکثر بهمدت ۶ هفته ارائه شده است، اما در این پژوهش آزمودنیها ۸ هفته درمان دریافت کردهاند. این موضوع میتواند با افزایش نمرات آزمودنیها در پرسشنامه «آنچه فرزند من در شب در تاریکی میتواند انجام دهد» (کافمن، ۱۹۸۷) و افزایش اثربخشی درمان نسبت به پژوهشهای پیشین مرتبط باشد.
همانطورکه در مقدمه ذکر شد، عوامل بسیاری همچون موفقیتها و شکستهای دیگران، موفقیتها و شکستهای قبلی فرد، پیامهایی که دیگران به فرد منتقل میکنند و اقناع اجتماعی بر شکلگیری خودکارآمدی در افراد مؤثر هستند (شکری و تقیزاده، 1402؛ اورمراد، ۲۰۱۲). اغلب این موارد در مداخله این پژوهش به کار رفتهاند، بهطوریکه در این درمان کودک با الگویی مواجهه میشود که با موفقیت بر ترس شبانه خود غلبه کرده و خود او نیز با استفاده از تکنیکهای بهکاررفته مرحلهبهمرحله میتواند با ترس شبانه خود روبهرو شود. همچنین در طول مداخله، والدین تلاش میکنند کودک را تشویق کنند تا بر ترس خود غلبه کرده و همواره بر توانمندی او تأکید دارند. در داستان کتاب و با بازخوردهای والدین به کودک، اقناع اجتماعی نیز رخ میدهد. در تمام طول درمان، تلاش بر این است که کودک بهصورت شفاهی متقاعد شود که میتواند بر ترس خود غلبه کند. بهکارگیری این موارد در مداخله میتواند خودکارآمدی کودک در مقابله با ترسهای شبانه را افزایش دهد. بهطورکلی، در این مداخله مهارتهای موردنیاز برای مواجهه با ترسهای شبانه ابتدا در داستان کتاب توسط الگو به کودک آموزش داده میشود. سپس کودک با انجام بازیها این مهارتها را تمرین کرده و بر آنها تسلط پیدا میکند. این موارد میتواند به افزایش خودکارآمدی کودک در مقابله با ترسهای شبانه کمک کنند.
انجام پژوهش محدودیتهایی داشته است ازجمله اینکه افراد نمونه فرزندان خانوادههای سالم و با تحصیلات بالا بودهاند که میتواند تعمیمپذیری یافتهها را با کودکانی که والدین آنها منابع و زمان کمتری را به مطالعه کتاب و پیگیری درمان اختصاص میدهند، با چالش مواجهه کند.
از دیگر محدودیتهای این پژوهش عدم کنترل برخی عوامل مؤثر بر ناتوانی کودک در تنها خوابیدن همچون شیوههای فرزندپروری، اختلالات روانی والدین و سبکهای دلبستگی میباشد. باتوجهبه اثربخشی این درمان در افزایش خودکارآمدی کودکان در مواجهه با ترسهای شبانه، پیشنهاد کاربردی استفاده از این درمان بهعنوان خط اول درمان در کاهش ترسهای شبانه میباشد. پیشنهاد پژوهشی این است که در پژوهشهای بعدی اثربخشی این مداخله را بر نمونههای بزرگتر و متنوعتر بررسی کرده و متغیرهای تعدیلگر و واسطهکننده درمان را مشخص کنند. همچنین اجرای پژوهش با طرح دو گروهی با گروه کنترل و دورههای طولانیتر پیگیری سودمند خواهد بود.
ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش
این پژوهش مستخرج از پایاننامه مقطع کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی کودک و نوجوان با کد اخلاق (IR.USWR.REC.1402.223) از دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی و کد کارآزمایی بالینی (IRCT20240129060841N1) از مرکز ثبت کارآزمایی های بالینی ایران میباشد. در این پژوهش کدهای ۳۱گانه اصول اخلاقی رعایت شده است. رازداری، رضایت آگاهانه، استفاده از دادهها در راستای اهداف پژوهشی و آزادی و اختیار کامل شرکتکنندگان برای انصراف از ادامه مشارکت در پژوهش از جمله اصول اخلاقی در نظر گرفتهشده در این پژوهش میباشند.
حامی مالی
این پژوهش هیچگونه کمک مالی از سازمانیهای دولتی، خصوصی و غیرانتفاعی دریافت نکرده است.
مشارکت نویسندگان
همه نویسندگان بهطور یکسان در مفهوم و طراحی مطالعه، جمعآوری و تجزیهوتحلیل دادهها، تفسیر نتایج و تهیه پیشنویس مقاله مشارکت داشتند.
تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله تعارض منافع ندارد.
تشکر و قدردانی
از کلیه افرادی که ما را در این پژوهش یاری کردند تشکر و قدردانی میکنیم.
References
Arzumanian, K., Asadi, J. & Saberi, H. (2021). [Comparing the effectiveness of mother’s cognitive behavioral group training and children’s mindfulness training on the anxiety of 9- to 12-year-old boys and girls children (Persian). Journal of Early childhood Health and Education, 3(9). [Link]
Bandura, A., & Wessels, S. (1997). Self-efficacy. Cambridge: Cambridge University Press. [Link]
Cherry, S. J., & Flora, B. H. (2017). Radiography faculty engaged in online education: Perceptions of effectiveness, satisfaction, and technological self-efficacy. Radiologic Technology, 88(3), 249-262. [PMID]
Coffman, M. F. (2020). Uncle Lightfoot flip that switch: Overcoming fear of the dark. St. Petersburg, FL: Footpath Press LLC (D.C. Dusevitch, Illustrator). [Link]
Coffman, M.F. (1987). What my children do in the dark. Unpublished instrument. [Link]
Eisazadeh, M., Jahromi, R., Karimzade, M. & Dehghani -Arani, F. (2022). [Investigating the effectiveness of the combination package of Child’s Personality Type and Parent child interaction therapy in reducing anxiety symptoms and thought and attention problems (Persian)]. Journal of Early Childhood Health and Education, 2(12), 59-72. [DOI:10.32592/jeche.4.2.59]
El Rafihi-Ferreira, R., Silvares, E. F., Asbahr, F. R., & Ollendick, T. H. (2018). Brief treatment for nighttime fears and co-sleeping problems: A randomized clinical trial. Journal of Anxiety Disorders, 58, 51-60. [DOI:10.1016/j.janxdis.2018.06.008] [PMID]
Essau, C. A., & Ollendick, T. H. (2012). The Wiley-Blackwell handbook of the treatment of childhood and adolescent anxiety. New Jersey: John Wiley & Sons. [DOI:10.1002/9781118315088]
Haydarian, M., Mirzaie, M., Oveasi, S. & Akbari, M. (2020). [The effectiveness of play therapy based on the cognitive-behavioral model on behavioral problems, responsibility, and self-esteem of male students with attention deficit/hyperactivity disorder (Persian)]. Journal of Early Childhood Health and Education, 5(3), 124-143. [Link]
Kakavand, A., Keshavarz, S., & Shirmohammadi, F. (2020). [The effectiveness of theory of mind training on reducing adjustment problems in preschool children (Persian)]. Journal of Early Childhood Health and Education, 2(4), 66-78. [Link]
Kendall, P. C., Butcher, J. N., & Holmbeck, G. N. (1999). Handbook of research methods in clinical psychology. New Jersey: John Wiley & Sons. [Link]
Kermanian, S., Salehi, M., & Molazadeh, A. (2021). [Comparison of emotional regulation and self-efficacy in working and normal children (Persian)]. Health Psychology and Social Behavior, 1(1), 14-1. [Link]
Kopcsó, K., Láng, A., & Coffman, M. F. (2021). Reducing the nighttime fears of young children through a brief parent-delivered treatment-effectiveness of the Hungarian version of uncle lightfoot. Child Psychiatry & Human Development, 1-12. [DOI:10.1007/s10578-020-01103-4] [PMID]
Kushnir, J., & Sadeh, A. (2011). Sleep of preschool children with night-time fears. Sleep Medicine, 12(9), 870-874. [DOI:10.1016/j.sleep.2011.03.022] [PMID]
Lewis, K. M., Amatya, K., Coffman, M. F., & Ollendick, T. H. (2015). Treating nighttime fears in young children with bibliotherapy: Evaluating anxiety symptoms and monitoring behavior change. Journal of Anxiety Disorders, 30, 103-112. [DOI:10.1016/j.janxdis.2014.12.004] [PMID]
Lewis, K. M., Rafihi-Ferreira, R. E., Freitag, G. F., Coffman, M., & Ollendick, T. H. (2021). A 25-year review of nighttime fears in children: past, present, and future. Clinical Child and Family Psychology Review, 24(3), 391-413. [DOI:10.1007/s10567-021-00354-4] [PMID]
Mitchell, K. M., McMillan, D. E., Lobchuk, M. M., Nickel, N. C., Rabbani, R., & Li, J. (2021). Development and validation of the situated academic writing self-efficacy scale (SAWSES). Assessing Writing, 48, 100524. [DOI:10.1016/j.asw.2021.100524]
Ormorad, J. A. (2012). Human Learning (Theories and Applications) [ Y. Seyed Mohammadi (Persian Translator)]. Tehran: Arasbaran. [Link]
Pittig, A., Kotter, R., & Hoyer, J. (2019). The struggle of behavioral therapists with exposure: self-reported practicability, negative beliefs, and therapist distress about exposure-based interventions. Behavior Therapy, 50(2), 353-366. [DOI:10.1016/j.beth.2018.07.003] [PMID]
Santacruz, I., Méndez, F., & Sánchez-Meca, J. (2006). Play therapy applied by parents for children with darkness phobia: Comparison of two programmes. Child & Family Behavior Therapy, 28(1), 19-35. [DOI:10.1300/J019v28n01_02]
Santrak, J. W. (2008). Educational Psychology [M. Omidian (Persian Trans.)]. Yazd: Yazd University. [Link]
Shirkhanlo, Z., Tahmasebi, S., Mohammadi, A. & Rezasoltani, P. (2020). [Investigating the relationship between parental attachment styles, mental health, and parenting styles with behavioral problems in preschool children mediated by attachment: Structural equation modeling (Persian)]. Journal of Early childhood Health and Education, 93-114. [Link]
Shokri, A., & Taghizadeh, S. (2024). [The effectiveness of positive parenting for mothers on self-efficacy and resilience of children with specific learning disabilities (Persian)]. Learning Disabilities, 13(4), 36-46. [DOI:10.22098/jld.2024.15412.2175]
Yuan, S., Zhou, X., Zhang, Y., Zhang, H., Pu, J., & Yang, L., et al. (2018). Comparative efficacy and acceptability of bibliotherapy for depression and anxiety disorders in children and adolescents: A meta-analysis of randomized clinical trials. Neuropsychiatric Disease and Treatment, 14, 353-65. [DOI:10.2147/NDT.S152747] [PMID]