مقدمه
توسعه هر جامعه به نظام آموزشی آن جامعه بستگی دارد. باتوجهبه عملکرد تحصیلی فراگیران در دورههای مختلف، نظام آموزشی میتواند کارآمد و موفق باشد. تجربه مدرسه بهطور قابلتوجهی بر موفقیت تحصیلی و سلامت روان در بزرگسالی تأثیر میگذارد. بیتوجهی به ارتقای سلامت روان در مدارس هرگونه تغییر، تصمیم یا برنامه درمانی را پیچیده میکند (ولز و آرچیبالد،2023). در گذشته مدارس بر توسعه مهارتهای مرتبط با علم و شناخت متمرکز بودند و فقط هدفشان ارائه رویکردی محدود به رشد انسانی بود. انتظارات آنها از دانشآموزان تنها معطوف به آینده کودکان بوده و توجه چندانی به آموزشهای خودمراقبتی آنها نشده است. اما آنچه امروز برای مدارس ضروری است، رشد دانشآموز بهعنوان «انسان خوب» است (آرنت و همکاران،2020).
در سراسر ادبیات مرتبط، توافق بالقوهای در مورد اهمیت خودمراقبتی وجود دارد. توانایی افراد، خانوادهها و جوامع برای ارتقای سلامت، پیشگیری از بیماری و حفظ سلامتی میباشد، وقتی مردم نمیتوانند از خود مراقبت کنند از نظر کمی و کیفی به حمایت خانوادهها، سازمانهای اجتماعی و مراقبین بهداشت مدارس نیاز دارند (روبرت و پانوار، 2022).
پژوهشهای بسیاری نشان داده است سازماندهی خدمات بهداشتی در مدارس، راهبرد اساسی برای ارتقای سلامت دانشآموزان و درنهایت کل جامعه است. در واقع، مدرسه فرصتی بیهمتا و جایگاهی اساسی برای بهبود زندگی و ارتقای بهداشت روانی کودکان و نوجوانان میباشد (کولی و مارتین، 2019). توانایی مراقبت از خود یکی از مهارتهای اساسی زندگی است که شامل رفتارهای غذایی، رعایت بهداشت، لباس پوشیدن و آگاهی از ایمنی میشود، اما نه محدود به آن. توسعه توانایی خودمراقبتی متناسب با سن، اولین گام به سوی مستقل شدن برای کودکان خردسال است که مرحله مهمی از رشد روانی است (زو و همکاران، 2022). توانایی خودمراقبتی بهعنوان سواد سلامت یک رفتار مبتنی بر دانش است که میتواند در موقعیتهای مختلف به کار گرفته شود (کاجیتا، 2016).
بااینحال، مراقبت از خود ممکن است مجموعه مهارتی باشد که کودک برای غلبه بر احساسات شدید غم و اشتیاق پس از ترک والدین به آن نیاز داشته باشد. آموزش راهبردهای خودمراقبتی به بچهها میتواند آنها را با ابزارهایی که برای مقابله بهتر با عوامل استرسزای آینده به روشهای سالم و مؤثر نیاز دارند، مجهز کند (ری و همکاران،2020).
در ایران و جهان برخی مطالعات در زمینه اثربخشی بسته ارتقای رفتارهای خودمراقبتی در دانشآموزان صورت گرفته است. حیدری و همکاران (1401) در پژوهشی دریافتند خودمراقبتی دارای مؤلفههایی ازجمله جسمی، تغذیهای، روانی، اجتماعی، خواب، مجازی، جنسی و بهداشتی است. امیدی گرگری و همکاران (1401) در پژوهشی نشان دادند آشنایی دانشآموزان با مفهوم مراقبت، حدود و ثغور و انواع آن و پیامدهای آن در حوزههای مختلف میتواند در نهادینهسازی انجام فعالیتهای خودمراقبتی نقش اساسی ایفا کند. اسد زندی (1399) دریافت عناصر مدل مفهومی شامل جلب اعتماد دانشجویان، دانشافزایی درباره سلامت معنوی، توسعه ارتباط با خدا، خود ، مردم و عالم خلقت، ایجاد انگیزه، تقویت اعتمادبهنفس و احساس خودکارآمدی، نیازمند محاسبه نفس روزانه براساس فرآیند حل مشکل است.
هاشمی و همکاران (1401) در پژوهشی به این نتایج دست یافتند که استفاده از انیمیشن همراه با راهبردهای دیگر برای آموزش خودمراقبتی دهان و دندان میتواند بر عملکرد و خودکارآمدی دانشآموزان تأثیر مثبت بگذارد. نتایج پژوهش گری و همکاران (2023) تمرین خودمراقبتی ابعاد گستردهای را دربر میگیرد که شامل تغذیه سالم، ورزش، بهداشت خواب، تمرکز حواس و فعالیتهای فراغت است. این تمرینات در پنج مؤلفه اصلی شامل فیزیکی (مانند خواب و ورزش)، روانی (افزایش خودآگاهی و مطالعه)، عاطفی (گذراندن وقت با عزیزان و تمجید از خود)، معنوی (یافتن معنا در زندگی) و حرفهای (مانند آموزش و تعیین مرزهای شغلی) دستهبندی میشوند و همگی برای تضمین سلامت و شایستگی عمومی فرد حیاتی هستند.
نتایج پژوهش اسپیتالتا و همکاران(2023) نشان میدهد فرآیند خودمراقبتی یک فرآیند ایستا نیست و باید باتوجهبه نیازهای رشدی و تکامل شرایط بالینی فرد در طول زمان انطباق یابد. همچنین، برای تضمین اجرای کافی و مؤثر خودمراقبتی، حمایت گسترده از سوی خانواده، متخصصان بهداشت و شبکههای اجتماعی حیاتی است؛ بهویژه تقویت این شبکههای حمایتی برای کمک به خانوادهها جهت مدیریت شرایط ناپایدار در منزل و تضمین تداوم مراقبت ضروری است.
پژوهش آلتاش(2022) نشان داد با در نظر گرفتن جنسیت کودکان، دختران علیرغم عدم تفاوت چشمگیر در مشاهدات، مهارتهای خودمراقبتی بهتری دارند و داشتن خواهر و برادر بر خودمراقبتی تأثیر مثبت دارد.
برای پیشگیری و مدیریت مؤثر عوامل خطر مرتبط با سبک زندگی، درک بهتر روابط بین رفتارهای سالم در میان نوجوانان مهم تلقی میشود. برنامه درسی خودمراقبتی بر مطالعه عمیق تغذیه سالم و تحقیقات ارتقای فعالیت بدنی، فلسفه و بهترین شیوهها در سلامت مدرسه متمرکز است. بهمنظور پیشگیری از بیماریهای مزمن ازجمله بیماریهای قلبی، سرطان و سکته مغزی، تغذیه سالم و فعالیت بدنی نقش مهمی در مرگومیر دارند (لوئیس و نویز،2013).
مایا و ریس (2016) بیان میکنند که انتظار است دانشآموزان با فراگیری این مهارتها بتوانند تواناییشان را برای خودمراقبتی افزایش داده و در برابر آسیبهای اجتماعی و رفتارهای پرخطر محافظت نمایند. افزایش شیوع بیماریهای مزمن در جامعه، اهمیت آموزش سبک زندگی سالم و رفتارهای خودمراقبتی را دوچندان کرده است. همچنین باتوجهبه تغییرات سریع سبک زندگی، نیاز به آموزش مهارتهای جدید برای مقابله با چالشهای جدید احساس میشود. رفتارهای خودمراقبتی، ابزاری ضروری برای مقابله با این تغییرات است. ازطرفدیگر علیرغم اهمیت موضوع، مطالعات کمی در این زمینه در ایران انجام شده است. باتوجهبه مباحث فوق پژوهش حاضر به دنبال پاسخگویی به سؤالات ذیل میباشد:
1. انواع خودمراقبتی در بین دانشآموزان ابتدایی کدامند؟
2. اثربخشی بسته ارتقای رفتارهای خودمراقبتی در دانشآموزان با تأکید بر دوره ابتدایی آموزشوپرورش شهر سمنان از دیدگاه ذینفعان داخلی و خارجی به چه میزان میباشد؟
روش پژوهش
طرح پژوهش و شرکتکنندگان
پژوهش حاضر ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر ماهیت، ترکیبی از نوع اکتشافی متوالی بود. در بخش کیفی، مدل مفهومی خودمراقبتی در دانشآموزان استخراج و در بخش کمی، اثربخشی بسته آموزشی تدوینشده براساس این مدل، با استفاده از طرح شبهآزمایشی پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل، مورد ارزیابی قرار گرفت. جامعه آماری پژوهش حاضر در بخش کیفی شامل کلیه اساتید دانشگاه فرهنگیان و صاحبنظران حوزه روانشناسی تربیتی و برنامهریزی درسی بود که از میان آنها، ۲۲ نفر (شامل اساتید، مدیران و کارشناسان متخصص) با استفاده از روش نمونهگیری ملاکمحور (هدفمند) با رویکرد حداکثر تنوع و استمرار فرآیند تا رسیدن به اشباع نظری دادهها انتخاب شدند. در بخش کمی، جامعه آماری مشتمل بر کلیه دانشآموزان دوره اول و دوم ابتدایی شهر سمنان در سال تحصیلی 2024-2025 میلادی (با جمعیت ۲۰۶۰۰ نفر) بود که حجم نمونه نهایی ۵۷ نفر (شامل ۳۳ دانشآموز دختر و ۲۴ دانشآموز پسر) با استفاده از روش خوشهای یکمرحلهای (انتخاب 2 مدرسه و سپس 2 کلاس) تعیین شد؛ این حجم نمونه براساس قاعده حداقل نیاز به ۳ تا ۵ آزمودنی بهازای ۱۶ مؤلفه استخراجشده از بخش کیفی برآورد گردید تا کفایت آماری لازم برای اجرای تحلیل کوواریانس و چندمتغیری حاصل شود.
معیارها و ضوابط ورود و خروج آزمودنیها در این پژوهش به دقت تدوین شد؛ ضوابط ورود به بخش کیفی شامل صاحبنظر بودن احرازشده، تسلط علمی و عملی تخصصی بر مباحث خودمراقبتی در مدارس و داشتن تجربه مرتبط کافی در حوزههای روانشناسی تربیتی یا برنامهریزی درسی بود.
در مقابل، خروج از بخش کیفی صرفاً در صورت عدم تمایل فرد به ادامه همکاری و یا ناتوانی در ارائه دادههای غنی و عمیق موردنیاز برای تحلیلهای تماتیک و رسیدن به اشباع نظری، مجاز شمرده میشد.
معیارهای ورود به بخش کمی عبارت بودند از اشتغال به تحصیل رسمی در دوره دوم ابتدایی (پایههای چهارم تا ششم) و توانایی پاسخدهی شناختی به سؤالات پرسشنامه، به شرط ارائه رضایتنامه آگاهانه کتبی از والدین.
ضوابط خروج از بخش کمی شامل غیبت بیش از 2 جلسه متوالی از پروتکل مداخلهای (بهدلیل تأثیر بر اعتبار داخلی پژوهش)، انصراف رسمی از تحصیل و یا عدم تمایل صریح آزمودنی یا والدین به ادامه مشارکت در فرآیند ارزیابی بود.
ابزارهای پژوهش
مصاحبه نیمهساختاریافته:
ابزار اصلی مورداستفاده در بخش کیفی پژوهش، مصاحبه نیمهساختاریافته بود. هدف از این مصاحبهها، استخراج و تدوین ابعاد، مؤلفهها و شاخصهای خودمراقبتی از دیدگاه ۲۲ نفر از متخصصان و صاحبنظران حوزه تربیتی بود. برای اطمینان از اعتبار علمی ابزار، روایی آن با تکیه بر روایی محتوایی براساس قضاوت و توافق متخصصان تأیید شد. همچنین، پایایی مصاحبهها از طریق روش پایایی بین ارزیابان و بهواسطه یک فرآیند سازمانیافته کدگذاری، تحلیل و به تأیید رسید.
پرسشنامه محققساخته
در بخش کمی پژوهش، از پرسشنامه خودمراقبتی محققساخته استفاده شد. این پرسشنامه براساس ۱۶ مؤلفه استخراجشده از بخش کیفی تدوین گردید و شامل ۸۰ گویه در یک طیف لیکرت ۵ درجهای بود. روایی محتوایی ابزار بهصورت دقیق توسط ۱۰ نفر از خبرگان با استفاده از شاخصهای نسبت روایی محتوایی (CVR) و شاخص روایی محتوایی (CVI) بررسی شد که در نهایت به حذف ۳ گویه با مقادیر CVR پایین منجر گردید. پایایی پرسشنامه پس از یک مطالعه پایلوت با حجم نمونه ۱۵ نفر (n=15) با استفاده از روشهای آلفای کرونباخ و پایایی مرکب برآورد شد. ضریب آلفای کرونباخ کل پرسشنامه 0/88 گزارش شده است. مقادیر تفصیلی پایایی مربوط به ۱۶ بُعد آن در جدول شماره 1 ارائه شده است.
نتایج جدول شماره 1، نشاندهنده قابلیت اعتماد (پایایی) بالا و سازگار ابزار اندازهگیری است. ضرایب آلفای کرونباخ برای ۱۶ بُعد پرسشنامه در دامنه 0/601 تا 0/912 قرار دارند که نشاندهنده همسانی درونی قابلقبول تا عالی در مؤلفههای مختلف است؛ بهویژه باتوجهبه اینکه ضریب کل پرسشنامه 0/88 گزارش شده بود. مهمتر اینکه، مقادیر پایایی مرکب برای تمامی ۱۶ بُعد، همگی بالاتر از آستانه مطلوب 0/70 (در دامنه 0/755 تا 0/958) قرار گرفتهاند. این امر قویاً اعتمادپذیری ساختار عاملی پرسشنامه را تأیید کرده و حاکی از دقت اندازهگیری بالای ابزار در تمامی مؤلفههای 16 گانه خودمراقبتی است.
برنامه مداخلهای
برنامه ارتقای رفتارهای خودمراقبتی
برنامه مداخلهای تحت عنوان بسته ارتقای رفتارهای خودمراقبتی طراحی شد که یک پروتکل آموزشی مدون و ساختاریافته است و چارچوب نظری آن بهصورت مستقیم بر مبنای مدل ۱۶ مؤلفهای خودمراقبتی استخراجشده از بخش کیفی پژوهش تدوین گردید. این بسته از نظر رویکرد تغییر رفتار، مبتنی بر نظریه شناختی-اجتماعی آلبرت بندورا است که بر توانمندسازی دانشآموزان از طریق تقویت خودکارآمدی، یادگیری مشاهدهای و کسب مهارتهای خودتنظیمی تمرکز دارد تا درونیسازی و پایداری الگوهای مثبت خودمراقبتی تضمین شود. این پروتکل آموزشی در مجموع شامل ۱۷ جلسه مجزا بود که هر جلسه ۴۵ دقیقه به طول انجامید و اجرای کامل آن در طول ۶ هفته متوالی تکمیل گردید؛ هر جلسه (از ۱ تا ۱۷) بهطور اختصاصی به یک مؤلفه جدید از مدل خودمراقبتی (از خودمراقبتیهای سنتی مانند فیزیکی و عاطفی گرفته تا ابعاد نوظهوری چون دیجیتال، متاورسی، ژنتیکی و میکروبیوم) میپردازد. این پروتکل بر یادگیری فعال تمرکز دارد، زیرا در ستون فعالیتها، روشهای آموزشی متناسب با سن دانشآموزان ابتدایی (مانند بازی، داستانگویی، نقشآفرینی و کاردستی) گنجانده شده است تا مفاهیم پیچیده به شیوهای ملموس و انگیزشی درونیسازی شوند. بهطورکلی، جدول شماره 2 نشاندهنده اعتبار داخلی بالای مداخله و سازگاری دقیق آن با چارچوب نظری شناختی-اجتماعی است. جزئیات دقیق اهداف، محتوا و فعالیتهای هر جلسه نیز در قالب جدول شماره 2 (پروتکل درمانی) ارائه شده است.
شیوه اجرا
اجرای این پژوهش شبهآزمایشی، پس از کسب مجوزهای رسمی از سطوح ستادی دانشگاه فرهنگیان و اداره کل آموزشوپرورش شهر سمنان و اخذ مجوز با رعایت کامل ملاحظات اخلاقی شامل دریافت رضایتنامه آگاهانه کتبی و تضمین محرمانگی کامل دادهها از طریق کدگذاری شرکتکنندگان آغاز شد. فرآیند جمعآوری دادهها با انتخاب خوشهای تصادفی دو مدرسه (دخترانه و پسرانه) انجام شد و نمونه نهایی (n=57) به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. در گام اجرایی، ابتدا پیشآزمون با پرسشنامه محققساخته بر روی هر دو گروه انجام گرفت؛ سپس، گروه آزمایش در یک دوره ۶ هفتهای، پروتکل آموزشی ۱۷ جلسهای بسته ارتقای رفتارهای خودمراقبتی را دریافت کرد، درحالیکه گروه کنترل آموزش متداول خود را دنبال نمود. درنهایت، پس از اجرای پسآزمون فوری، یک مرحله پیگیری پس از 1 ماه اجرا شد تا پایداری اثرات مداخله ارزیابی گردد.
تجزیهوتحلیل دادهها در بخش کیفی از طریق کدگذاری سهمرحلهای (باز، محوری و انتخابی) و در بخش کمی با استفاده از آمار استنباطی شامل تحلیل کوواریانس و تحلیل کوواریانس چندمتغیری صورت پذیرفت؛ پیش از انجام تحلیلها، تمامی مفروضههای اساسی ازجمله نرمال بودن دادهها و همگنی شیبهای رگرسیون مورد بررسی قرار گرفتند و عملیات آماری با نرمافزار SPSS نسخه26 تکمیل شد.
یافتهها
بخش کیفی پژوهش
بهمنظور پاسخ به سؤال اول پژوهش که استخراج «انواع خودمراقبتی در بین دانشآموزان ابتدایی» بود، دادههای حاصل از مصاحبههای نیمهساختاریافته با متخصصان، با استفاده از روش تحلیل تماتیک مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. فرآیند تحلیل شامل سه مرحله اصلی کدگذاری سهمرحلهای (مطابق الگوی دادهبنیاد) بود: ابتدا، در مرحله کدگذاری باز، مفاهیم اولیه و برچسبهای محتوایی از دل متن مصاحبهها استخراج شد؛ سپس، در مرحله کدگذاری محوری، کدهای مرتبط با یکدیگر گروهبندی شده و مقولههای اصلی شکل گرفتند؛ و نهایتاً، در مرحله کدگذاری انتخابی، مقولههای اصلی تحت یک مقوله محوری (پدیده محوری خودمراقبتی) سازماندهی شدند تا مدل مفهومی ۱۶ مؤلفهای خودمراقبتی نهایی گردد. جزئیات کامل فرآیند استخراج کدها و مقولهها در جدول شماره 3 (جدول کدگذاری) ارائه شده است.
جدول شماره 3، نتایج حاصل از تحلیل تماتیک دادههای کیفی پژوهش را نشان میدهد. این جدول، فرآیند تبدیل دادههای خام مصاحبه به مدل مفهومی خودمراقبتی را مستندسازی کرده و بیانگر شناسایی موفقیتآمیز ۱۶ بعد متمایز از خودمراقبتی است که ساختار چندوجهی الگوی پیشنهادی را تشکیل میدهد. این ابعاد ۱۶ گانه شامل خودمراقبتیهای سنتی (مانند فیزیکی، عاطفی و اجتماعی) و ابعاد نوظهور (نظیر دیجیتال، مالی، متاورسی، ژنتیکی، میکروبیوم، پایدار و بیننسلی) میباشند که مبنای طراحی بسته آموزشی قرار گرفتند.
بخش کمی پژوهش
نتایج حاصل از سنجش رفتارهای خودمراقبتی در ۱۶ مؤلفه استخراجشده، به تفکیک دو گروه آزمایش و کنترل در دو مقطع زمانی (پیشآزمون و پسآزمون) در جدول شماره 4 نمایش داده شده است.
جدول شماره 4، مقایسه نمرات پیشآزمون و پسآزمون را در هر ۱۶ بُعد خودمراقبتی نشان میدهد. نتایج حاکی از یک افزایش شدید و معنادار در میانگین نمرات پسآزمون برای تمام مؤلفهها است. ازآنجاکه مقادیر معنیداری (Sig) برای همه ابعاد 0/000 گزارش شده است، میتوان نتیجه گرفت که نمرات پسآزمون در هر ۱۶ بُعد، بهطور آماری معنیداری بالاتر از نمرات پیشآزمون بودهاند. این یافته یک داده توصیفی اولیه بسیار قوی برای تأیید اثربخشی مداخله آموزشی بر ارتقای کلیه ابعاد خودمراقبتی در دانشآموزان است.
بهمنظور پاسخ به سؤال دوم پژوهش، ابتدا مفروضههای آماری موردنیاز برای اجرای تحلیل کوواریانس چندمتغیری مورد بررسی قرار گرفتند. بدین منظور، برای بررسی نرمال بودن توزیع دادهها از آزمون شاپیرو-ویلک، برای آزمون همگنی واریانسها از آزمون لون استفاده شد، توزیع دادههای مربوط به تمامی متغیرهای پژوهش در سطح معنیداری 0/05 مورد ارزیابی قرار گرفتند که نتایج آن بهصورت تفصیلی در جدول شماره 5 (نتایج آزمون شاپیرو-ویلک وآزمون لون) ارائه شده است.
جدول شماره 5، نتایج آزمون شاپیرو- ویلک و آزمون لون، مفروضههای آماری لازم پیش از اجرای تحلیل کوواریانس چندمتغیری را تأیید میکند. همانگونه که مشاهده میشود، مقادیر در آزمون شاپیرو-ویلک برای بررسی نرمال بودن توزیع دادهها در تمامی ۱۶ بُعد خودمراقبتی، بزرگتر از 0/05 است. این نتیجه نشان میدهد توزیع نمرات در هر ۱۶ بُعد، از توزیع نرمال برخوردار بوده و شرط لازم برای استفاده از آزمونهای پارامتریک رعایت شده است. علاوهبراین، مقادیر در آزمون لون برای بررسی همگنی واریانسها نیز در تمامی ابعاد بزرگتر از 0/05 است که نشاندهنده عدم وجود تفاوت معنیدار آماری بین واریانس نمرات گروههای آزمایش و کنترل است. این یافتهها، امکان استفاده از مدلهای کوواریانس برای ادامه تحلیلهای استنباطی را فراهم میسازند.
برای بررسی همگنی ماتریسهای واریانس-کوواریانس که از پیششرطهای اصلی تحلیل کوواریانس چندمتغیری است، از آزمون امباکس استفاده گردید. نتایج در جدول شماره 6 ارائه شده است.
همانطورکه در جدول شماره 6، مشاهده میشود، مقدار سطح معنیداری نمرات بهدستآمده (0/636) بزرگتر از آستانه 0/05 است. برایناساس، فرض صفر مبنی بر همسانی ماتریس واریانس-کوواریانس متغیرهای وابسته در گروههای آزمایش و کنترل تأیید میشود و میتوان نتیجه گرفت که از این مفروضه مهم آماری تخطی نشده است. این تأیید، اعتبار نتایج حاصل از تحلیل کواریانس در جدول شماره 7 را تضمین میکند.
جدول شماره 7، نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیری، به مقایسه همزمان نمرات پسآزمون انواع خودمراقبتی در دو گروه آزمایش و کنترل (با کنترل اثر پیشآزمون) پرداخته است. همانطورکه در بخش سطح معنیداری مشاهده میشود، مقادیر برای هر چهار آماره چندمتغیری (شامل اثر پیلایی، لامبدای ویلکز، اثر هتلینگ و بزرگترین ریشهروی) برابر با 0/000 بوده که کوچکتر از سطح آلفای 0/01 است. این نتیجه آماری نشان میدهد تفاوت معنیداری بین نمرات پسآزمون انواع خودمراقبتی در دو گروه وجود دارد. بهعبارتدیگر، فرض صفر آماری رد میشود و میتوان نتیجه گرفت که بسته آموزشی ارتقای رفتارهای خودمراقبتی، تأثیر معنیدار و مثبتی بر مجموعه ابعاد خودمراقبتی دانشآموزان داشته است. همچنین، مقدار اندازه اثر بالا (0/993) حاکی از قدرت تبیین بسیار زیاد اثر گروهی بر متغیرهای وابسته است.
بهمنظور بررسی تفاوت دو گروه آزمایش و کنترل در هریک از متغیرهای خودمراقبتی بهصورت تفکیکی و با کنترل اثر پیشآزمون، از آزمون اثرات بین آزمودنی استفاده شد که نتایج کامل آن در جدول شماره 8 ارائه شده است.
همانطور که در جدول شماره 8، نتایج آزمون اثرات بین آزمودنی مشاهده میشود، مقدار F بهدستآمده برای تمامی ۱۶ بُعد خودمراقبتی در سطح معنیداری 0/000 میباشد که کوچکتر از 0/01 است. بنابراین، فرض صفر آماری رد و فرضیه پژوهش مبنی بر اثربخشی تأیید میشود. باتوجهبه بالاتر بودن میانگین نمرات گروه آزمایش در مرحله پسآزمون در مقایسه با افراد گروه کنترل (که در جدول شماره ۵ ارائه شد)، این نتایج نشان میدهند که بسته آموزشی ارتقای رفتارهای خودمراقبتی بهطور مؤثر و مجزا در افزایش معنادار تمامی ۱۶ بُعد خودمراقبتی در دانشآموزان ابتدایی نقش داشته است. همچنین، مقادیر بالای اندازه اثر که در تمام ابعاد بیشتر از 0/91 است، حاکی از سهم بسیار بالا و قوی مداخله آموزشی در تبیین تغییرات بین گروهها میباشد.
به منظور ترسیم بصری نتایج بهدستآمده از تحلیلهای آماری و مقایسه میانگین نمره خودمراقبتی دانشآموزان در دو مقطع زمانی پیشآزمون و پسآزمون، تصویر شماره 1 در ادامه ارائه شده است.
همانطور که در تصویر شماره 1 بهوضوح مشاهده میشود، میانگین نمره کل خودمراقبتی دانشآموزان گروه آزمایش در مرحله پسآزمون بهطور قابلتوجهی نسبت به مرحله پیشآزمون افزایش یافته است. این افزایش، تأییدکننده نتایج استنباطی گزارش شده در جداول شماره ۷ و ۸ است و نشان میدهد مداخله آموزشی موردنظر تأثیر مثبت و معنیداری بر سطح کلی رفتارهای خودمراقبتی دانشآموزان داشته است. بهعبارتدیگر، دانشآموزان پس از گذراندن برنامه آموزشی طراحیشده، مهارتهای ۱۶ بُعدی خودمراقبتی آنان بهطور چشمگیری بهبود یافته است و این بهبود، صرفاً ناشی از تصادف نبوده و نتیجه مستقیم و مؤثر اجرای بسته ارتقای رفتارهای خودمراقبتی (SBEP) میباشد.
بحث و نتیجهگیری
هدف از پژوهش حاضر، ارتقای رفتارهای خودمراقبتی در دانشآموزان ابتدایی از طریق تدوین و اجرای یک بسته آموزشی جامع بود. این پژوهش با رویکرد آمیخته انجام شد. در بخش کیفی، با استفاده از مصاحبه نیمهساختاریافته و تحلیل تماتیک، مدل مفهومی خودمراقبتی استخراج شد و در بخش کمی، اثربخشی بسته آموزشی طراحیشده براساس مدل مذکور بر رفتارهای خودمراقبتی دانشآموزان مورد آزمون قرار گرفت.
یافتههای پژوهش در بخش کیفی، یک مدل جامع ۱۶ مؤلفهای از خودمراقبتی در دانشآموزان ابتدایی را استخراج کرد که در ابعاد سنتی (فیزیکی، روانی و اجتماعی) با پژوهشهای پیشین همچون حیدری و همکاران (1401)، گری و همکاران (2023) همسویی دارد، اما از طریق افزودن ابعاد نوظهوری چون دیجیتال، متاورسی، مالی، ژنتیکی و بیننسلی، مفهوم خودمراقبتی را بهطور اساسی توسعه میدهد تا با چالشهای عصر حاضر مطابقت یابد. این توسعه مفهومی بر لزوم آموزش سواد سلامت جامع برای مدیریت فضای مجازی، منابع مالی و مسئولیتهای زیستمحیطی تأکید دارد، و باتوجهبه نتایج اسپیتالتا (2023)، بر اهمیت حمایت شبکهای از خانوادهها برای اجرای مداوم خودمراقبتی تأکید میورزد. (0/01>P)
نتایج کمی پژوهش، اثربخشی بسته آموزشی طراحیشده براساس مدل ۱۶ مؤلفهای را بهطور معنیداری بر افزایش تمامی انواع خودمراقبتی در گروه آزمایش تأیید کرد (0/01>P)، که این یافته با نتایج مطالعات قبلی درباره تأثیر آموزش چون امیدی گرگری و همکاران (1401) همسو است. تبیین این اثربخشی در بالاتر بودن میانگین نمرات گروه آزمایش، نشاندهنده موفقیت این بسته در نهادینهسازی رفتارهای سالم و اصلاح سبک زندگی دانشآموزان بوده است. باتوجهبه اهمیت حیاتی سنین ابتدایی در تثبیت الگوهای رفتاری و تأثیر آن بر سلامت نسلهای آینده، این نتیجه لزوم مداخلات زودهنگام و جامع در نظام آموزشی را تقویت میکند. اثبات اثربخشی معنادار بسته آموزشی بر تمامی ۱۶ نوع خودمراقبتی، عمدتاً بهدلیل جامعیت محتوایی مدل و سن رشدی دانشآموزان قابلتبیین است. جامعیت مدل باعث شد بسته آموزشی تمامی حوزههای زندگی کودک (از فیزیکی تا مجازی) را پوشش دهد و شکافهای موجود در مداخلات قبلی را برطرف سازد. همچنین، بهدلیل قابلیت شکلپذیری بالای کودکان در مقطع ابتدایی، آموزش رفتارهای خودمراقبتی در این سنین بهراحتی به نهادینهسازی و درونیسازی مهارتها منجر شده است. این اثربخشی نهتنها موفقیت در سطح فردی را نشان میدهد، بلکه باتوجهبه تأثیر سبک زندگی کنونی بر نسل بعدی، یک اقدام پیشگیرانه حیاتی در راستای ارتقای سلامت عمومی آینده محسوب میشود.
علیرغم تأیید قوی اثربخشی بسته آموزشی ۱۶ بُعدی خودمراقبتی، پژوهش حاضر با محدودیتهایی چون ماهیت شبهآزمایشی و غلبه دادههای مصاحبهای در بخش کیفی مواجه بود. در بعد کاربردی و سیاستگذاری، قویاً پیشنهاد میشود وزارت آموزشوپرورش برای ارتقای سلامت نسل آینده، محتوای جامع این الگوی ۱۶ بُعدی (بهویژه ابعاد نوظهور نظیر خودمراقبتی دیجیتال و مالی) را بهصورت رسمی در برنامه درسی دوره ابتدایی ادغام نموده و با برگزاری کارگاههای آموزشی تخصصی برای والدین و مربیان و تولید محتوای چندرسانهای جذاب و مناسب سن، به ترویج و تثبیت این رفتارهای حیاتی در میان دانشآموزان بپردازد. در حوزه پژوهشی نیز، انجام مطالعات پیگیری بلندمدت برای سنجش ماندگاری اثر، اعتبارسنجی ساختار ۱۶ مؤلفهای الگو با روش تحلیل عاملی تأییدی در جمعیتهای گستردهتر و بررسی تأثیر مداخله بر متغیرهای حیاتی مانند عملکرد تحصیلی و سلامت روان دانشآموزان ضروری است.
ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش
این مطالعه تمام اصول اخلاقی را رعایت کرد. بهمنظور رعایت امانتداری متون، منابع تمامی متون استفادهشده، ارائه شدهاند. همه والدین کودکان فرم رضایتنامه کتبی را امضا کردند و محرمانگی اطلاعات حفظ شد.
حامی مالی
پژوهش حاضر برگرفته از طرح پژوهشی با شماره قرارداد (609/74864/631) میباشد. هزینههای پژوهش حاضر ازسوی اداره کل آموزشوپرورش استان سمنان تأمین مالی شده است.
مشارکت نویسندگان
همه نویسندگان بهطور یکسان در مفهوم و طراحی مطالعه، جمعآوری و تجزیهوتحلیل دادهها، تفسیر نتایج و تهیه پیشنویس مقاله مشارکت داشتند.
تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله تعارض منافع ندارد.
تشکر و قدردانی
نویسندگان پژوهش از خانم عرب کرمانی، معلم پایه ششم مدرسه پسرانه شاهد و خانم سلطانی، معلم پایه چهارم مدرسه دخترانه ولیعصر سمنان که در اجرای موفقیتآمیز بسته آموزشی همکاری داشتند، تشکر و قدردانی میکنند.
References
Altaş, E. N. (2022). Investigating Preschoolers’ Self-Care Behaviors: Teacher and Parent Reports [MA thesis]. Ankara: Middle East Technical University. [Link]
Arnett, J., Maynard, A. E., Brownlow, C., Chapin, L., & Machin, T. (2020). Child development a cultural. Pearson Australia Group, 4(2), 24-32. [DOI:10.34190/ejel.23.3.4099]
Asad Zandi, M. (2021). [Designing and Validating a Model of Spiritual Self-Care Empowerment for Students with an Approach to the Sound Heart Model (Persian)]. Journal of Strategies in Medical Education, 14(1), 53-62. [Link]
Cajita, M. I., Cajita, T. R., & Han, H. R. (2016). Health Literacy and Heart Failure: A Systematic Review. The Journal of Cardiovascular Nursing, 31(2), 121–130. [DOI:10.1097/JCN.0000000000000229] [PMID]
Collie, R. J., & Martin, A. J. (2019). Teachers’ sense of adaptability: Examining links with perceived autonomy Coyne I, Sheehan A, Heery E, and While AE. Healthcare transition for adolescents and young adults with long-term conditions: Qualitative study of patients, parents and healthcare professionals’ experiences. Journal of Clinical Nursing, 28, 4062-4076. [DOI:10.1016/j.lindif.2017.03.003]
Chi, I. J., & Lin, L. Y. (2022). Using the assessment of motor and process skills and the pediatric evaluation of disability inventory to assess self-care performance among preschool children with autism Spectrum disorder. The American Journal of Occupational Therapy, 76(2), 56-62. [DOI:10.5014/ajot.2022.046326] [PMID]
Geary, M. R., Shortway, K. M., Marks, D. R., & Block-Lerner, J. (2023). Psychology doctoral students’ self-care during the COVID-19 pandemic: Relationships among satisfaction with life, stress levels, and self-compassion. Training and Education in Professional Psychology, 2(3), 65-74. [DOI:10.1037/tep0000444]
Glassburn, S., McGuire, L. E., & Lay, K. (2019). Reflection as self-care: Models for facilitative supervision. Reflective Practice, 20(6), 692-704. [DOI:10.1080/14623943.2019.1674271]
Hashemi, Z., Khorsandi, M., Shamsi, M., & Moradzadeh, R. (2023). [The effect of blended learning on oral health self-efficacy and self-care behaviors of students: A randomized controlled trial (Persian)]. Journal of Mashhad University of Medical Sciences, 62(2), 1-21. [DOI:10.1186/s12903-021-01693-y] [PMID]
Heydari, P., Pakdaman, Sh., & Lavasani, M. (2023). [Designing and Implementing a Self-Care Empowerment Training Package to Promote Elementary School Students’ Health (Persian)]. Iranian Journal of Health Psychology, 6(2), 48-3. [DOI:10.30473/ijohp.2023.63717.1246]
Kajita, T. (2016). Nobel Lecture: Discovery of atmospheric neutrino oscillations. Reviews of Modern Physics, 88(3), 25-36. [DOI:10.1103/RevModPhys.88.030501]
Lewis, S. A., & Noyes, J. (2013). Effective process or dangerous precipice: Qualitative comparative embedded case study with young people with epilepsy and their parents during transition from children’s to adult services. BMC Pediatrics, 13(5), 1-24. [DOI:10.1186/1471-2431-13-169] [PMID]
Maia, M. A., & Reis, I. A. (2016). Torres HD. Relationship between the users’ contact time in educational programs on diabetes mellitus and self-care skills and knowledge. Revista da Escola de Enfermagem da USP, 50(1):59-64. [DOI:10.1590/S0080-623420160000100008] [PMID]
Mohammadi Zeidi, I., Pakpour Haji Agha, A., &Mohammadi Zeidi, B. (2013). The Effectiveness of Educational Intervention Based on the Stages of Change Theory in Improving Oral Health Self-Care Behaviors in Elementary School Students. Journal of Isfahan Dental School, 9(1), 37-49. [Link]
Omidi Gargari, Gh., Hojjati, S. A., & Imanzadeh, A. (2023). [Designing a Self-Care Model for Secondary School Students Using the Grounded Theory Model (Persian)]. New Psychological Research Quarterly, 18(71), 23-3. [DOI:10.22034/jmpr.2023.54852.5356]
Rathore, N., & Panwar, N. L. (2022). Outline of solar energy in India: advancements, policies, barriers, socio-economic aspects and impacts of COVID on solar industries. International Journal of Ambient Energy, 43(1), 7630-7642. [DOI:10.1080/01430750.2022.2075925]
Ray, J., Pijanowski, J., & Lasater, K. (2020). The self-care practices of school principals. Journal of Educational Administration, 58(4), 435-451. [DOI:10.1108/JEA-04-2019-0073]
Spitaletta, G., Biagioli, V., Greco, F., Mascolo, R., Liburdi, A., & Manzi, G., et al. (2023). Self-care in children and young people with complex chronic conditions: A qualitative study using Emotional Text Mining. Frontiers in Pediatrics, 11(3), 45-57. [DOI:10.3389/fped.2023.1170268] [PMID]
Wells, T., & Archibald, J. (2023). A Phenomenological Study of Black Female Secondary School Counselors and Their Experiences with Self-Care. Professional School Counseling, 27(1). [DOI:10.1177/2156759X231182138]
Zari Moghadam, Z., Davoodi, H., Ghaffari, Kh., & Jamilian, H. (2019). [The Effectiveness of Psychological Self-Care Training on Mental Health and Social Adjustment of Students (Persian)]. Journal of Mashhad University of Medical Sciences, 62(6), 1888-1897. [DOI:10.22038/mjms.2020.15340]
Zhu, Z., Tanaka, E., Tomisaki, E., Watanabe, T., Sawada, Y., & Li, X et al. (2022). Do it yourself: The role of early self-care ability in social skills in Japanese preschool settings. School Psychology International, 43(1), 71-87. [DOI:10.1177/01430343211063211]