دوره 6، شماره 3 - ( دوره6، شماره3(پیاپی21) 1404 )                   جلد 6 شماره 3 صفحات 479-462 | برگشت به فهرست نسخه ها

Ethics code: IR.IAU.SRB.REC.1401.272


XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Mirzaei Jahed A, vakili S, moghadasin M, nasrolahi B, Molanorouzi K. (2025). The Mediating Role of Parents’ Difficulties With Emotion Regulation in the Relationship Between Parental Psychological Flexibility and Children’s Clinical Disorders. Journal of Childhood Health and Education. 6(3), 462-479. doi:10.32598/JECHE.6.3.372.1
URL: http://jeche.ir/article-1-341-fa.html
میرزایی جاهد عاطفه، وکیلی سمیرا، مقدسین مریم، نصرالهی بیتا، ملانوروزی کیوان.(1404). نقش واسط های دشواری تنظیم هیجان در رابطه انعطاف پذیری روان شناختی والدین و اختلالات بالینی کودکان در والدین کودکان دبستانی شهر تهران فصلنامه سلامت و آموزش در دوران کودکی 6 (3) :479-462 10.32598/JECHE.6.3.372.1

URL: http://jeche.ir/article-1-341-fa.html


1- گروه روانشناسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2- گروه روانشناسی و آموزش کودکان استثنایی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3- گروه روانشناسی بالینی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
4- گروه روانشناسی عمومی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
5- گروه علوم ورزشی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
متن کامل [PDF 8995 kb]   (133 دریافت)     |   چکیده (HTML)  (892 مشاهده)
متن کامل:   (24 مشاهده)
مقدمه
کودکان به‌عنوان یکی از گروه‌های سنی حساس، بیشتر از سایرین در معرض مشکلات روان‌شناختی قرار دارند. این آسیب‌پذیری به‌طور عمده به دو عامل برمی‌گردد: نخست، ویژگی‌های رشدی و نیازهای خاص هر مرحله از رشد؛ و دوم، وابستگی کودک به بزرگسالان در مدیریت شرایط محیطی و موقعیتی زندگی‌اش (ری و همکاران، 2020). اختلالات روانی دوران کودکی باعث اختلال جدی در عملکرد و رشد کودکان می‌شوند و بر جنبه‌های هیجانی، اجتماعی و تحصیلی زندگی آن‌ها تأثیر می‌گذارند (باریکان و همکاران، 2022). 
مشکلات سلامت روان در کودکان و نوجوانان دربرگیرنده انواع مختلفی از اختلالات هیجانی و رفتاری ازجمله اختلالات افسردگی، اضطراب و اختلالات رشدی فراگیر (اوتیسم) است که به‌عنوان اختلالات درون‌سازی‌شده  یا برون‌سازی‌شده هم شناخته می‌شوند. دراین‌میان مشکلات رفتاری  مخرب مانند کج خلقی، اختلال نقص توجه/بیش‌فعالی، اختلالات نافرمانی مقابله‌ای و سلوک شایع‌ترین مشکلات رفتاری در کودکان پیش دبستانی و دبستانی هستند (اوگاندل، 2018). این مشکلات در کودکان کمتر از 6 سال در رشد حوزه‌های مختلف، ازجمله تعاملات اجتماعی، روابط والدین و فرزند، سلامت جسمانی و آمادگی برای مدرسه اختلال ایجاد می‌کند (فاینینگف و همکاران، 2019؛ زمینه‌یابی ملی سلامت، 2018) و این اثرات به شکل بلندمدت زندگی این کودکان را تحت تأثیر قرار می‌دهد (ویش و همکاران، 2020).
دراین‌میان، خانواده اولین و مهم‌ترین محیطی است که در تکوین و رشد شخصیت کودکان نقش اساسی ایفا می‌کند (ری و همکاران، 2020). خانواده نظامی یکپارچه از نقش‌های متقابل است که در حکم یک واحد، فرزندان را به سمت تکامل جهت می‌دهد و از بروز بسیاری از ناهنجاری‌ها بر شخصیت کودک جلوگیری می‌کند و اگر در این زمینه به‌طور صحیح عمل کند می‌تواند نسل سالمی را به جامعه تحویل دهد‌، درغیر این‌صورت اختلالات رفتاری و ناهنجاری‌های شخصیتی در جامعه نمود پیدا می‌کند (جیو و همکاران، 2020).
 فروید (1905) 6 سال اول زندگی را شالوده و اساس شکل‌‌گیری شخصیت کودک می‌داند و اریکسون (1950) اعتماد اساسی‌، استقلال وجودی، ابتکار‌، سازندگی و احساس هویتی که در چند سال اول زندگی و دررابطه‌با والدین شکل می‌گیرد را در شکل‌گیری شخصیت‌ مهم می‌داند (لیو و همکاران، 2021). 
مرور ادبیات پژوهشی در زمینه عوامل خطرساز اختلالات رفتاری و بالینی کودکان، با تأکید بر بستر خانواده، نشان می‌دهد شیوه‌های فرزندپروری والدین یکی از مؤثرترین عوامل در شکل‌گیری و تداوم این مشکلات به شمار می‌آیند (لیو و همکاران، 2021؛ جیو و همکاران، 2020؛ ری و همکاران، 2020). فرزندپروری یک فعالیت پیچیده است که شامل الگوهای متفاوتی از ارزش‌ها، شیوه‌ها و رفتارهای والدین است که به‌عنوان سبک‌های فرزندپروری نیز شناخته می‌شود (بامریند، 1991). درنتیجه توجه به عوامل زمینه‌ساز  اختلالات و مشکلات رفتاری و بالینی در کودکان و مدل‌سازی دقیق از آن‌ها امری ضروری است؛ دراین‌میان یکی از عوامل خطر عمده‌ی شکل‌گیری این اختلالات در کودکان، انعطاف‌پذیری روان‌شناختی والدین است (براسل و همکاران، 2016).
مفهوم انعطاف‌پذیری روان‌شناختی در زمینه فرزندپروری، برگرفته از چارچوب گسترده‌تری است که این سازه را به‌عنوان یکی از فرآیندهای کلیدی تغییر در درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) معرفی می‌کند (هیز و همکاران، 2006؛ هیز و همکاران 2012). انعطاف‌پذیری روان‌شناختی به‌عنوان «تماس با لحظه حال به‌طور کامل به‌عنوان یک انسان آگاه، و براساس آنچه موقعیت فراهم می‌کند و تغییر یا تداوم در رفتار در راستای ارزش‌های انتخابی فرد» تعریف می‌شود (گرکو و همکاران، 2008). 
مطالعات مختلف نشان می‌دهد انعطاف‌پذیری روان‌شناختی یک پیش‌بینی‌کننده بسیار مهم برای سلامت روان است (لوکاس و مور، 2020). در طرف مقابل، انعطاف‌ناپذیری روانشناختی به‌عنوان ناتوانی در اصلاح مؤثر رفتار در پاسخ به یک عامل استرس‌زا یا در پاسخ به درخواست‌های محیطی شناخته می‌شود. این ناتوانی در سازگاری با تغییرات محیطی ممکن است استرس را تشدید کند و در شروع و حفظ علائم آسیب‌شناسی روانی ازجمله اختلالات افسردگی و اضطراب (گیلبرت و همکاران، 2019؛ استانگه و همکاران، 2017)، اختلال در رفتارها و نگرش‌های غذایی (مندس و همکاران، 2021)، آسیب‌پذیری روان‌شناختی (آگور و همکاران، 2021) و اضطراب در کودکان (سیمون و وربون، 2016) نقش دارد. عدم انعطاف‌پذیری روانشناختی به‌عنوان علت اصلی عملکرد ناسازگارانه و رنج انسان شناخته شده است (بوند و همکاران، 2011).
انعطاف‌پذیری در بافت فرزندپروری به‌عنوان توانایی پذیرش غیرقضاوتی تغییرات و افکار و هیجانات منفی در فرزندپـروری هم‌زمـان بـا انجام اقدامات مبتنی بر ارزش که شیوه‌های فرزندپروری و پاسـخ‌دهی حساس بــه نیازهای فرزندان را بهبود می‌بخشد تعریف شده است (براسل و همکاران، 2016). به‌طور خاص، به نظر می‌رسد انعطاف‌پذیری روان‌شناختی در فرزندپروری به‌عنوان یک منبع تنظیم هیجان فردی برای مقابله با تجربیات فردیِ منفی مرتبط با نقش والدین عمل می‌کند. همه والدین استرس را تا حدی درنتیجه خواسته‌های مرتبط با فرزندپروری تجربه می‌کنند (هاکوورت و همکاران، 2012)، که ممکن است به تجارب فردی منفی مکرر (عواطف و افکار منفی) تبدیل شود و به احساس شرم منجر می‌شود. سطوح پایین انعطاف‌پذیری در والدین باعث می‌شود تجربیات درونی ناخوشایند خود از استرس والدینی را به‌صورت منفی ارزیابی ‌کنند و تمایل به استفاده از راهبردهای کنترل، اجتناب یا سرکوب برای مقابله با این تجربیات ناخوشایند داشته باشند (برک و مور، 2015). پژوهش سایرانن و همکاران(2018) که با حضور والدینِ کودکان دارای بیماری مزمن انجام شد، نشان دادانعطاف‌ناپذیری روان‌شناختی پیش‌بین معنی‌داری برای پریشانی روان‌شناختی، فرسودگی شغلی، افسردگی، استرس و اضطراب در والدین می‌باشد.
والدینی که انعطاف‌پذیری روان‌شناختی کمتری در فرزندپروری دارند، تمایل بیشتری به استفاده از شیوه‌های ناکارآمد مانند انضباط شدید و وضع قوانین متناقض را گزارش کرده‌اند (براون و همکاران، 2015؛ برک و مور، 2015). ناتوانی والدین در انعطاف‌پذیری روان‌شناختی می‌تواند توانایی کودک را برای پذیرش تجربیات درونی و پاسخ مناسب به خواسته‌های محیطی با رفتارهای هدفمند دچار مشکل کند (ویلیامز و همکاران، 2012) و درنتیجه زمینه‌ساز ایجاد مشکلات رفتاری در کودکان باشد. نتایج پژوهش شیرمحمدی و همکاران (1402) نشان داد والدگری ذهن‌آگاهانه که با آگاهی و حضور بدون قضاوت در رابطه والد-کودک مشخص می‌شود، تأثیر مستقیمی بر مشکلات رفتاری کودکان دارد. 
پژوهش فونسکا و همکاران (2020) نشان داد سطوح پایین انعطاف‌پذیری روان‌شناختی در فرزندپروری با استفاده کمتر از سبک‌های فرزندپروری سازگارانه مانند فرزندپروری مقتدرانه و استفاده بیشتر از سبک‌های فرزندپروری مستبدانه یا آسان‌گیر همراه است. نتایج این پژوهش اهمیت انعطاف‌پذیری روان‌شناختی در فرزندپروری را به‌عنوان یک مهارت خودتنظیمی در رابطه والد-کودک نشان می‌دهد که بر توانایی مادران برای تنظیم رفتار و هیجاناتشان و افزایش پاسخ‌دهی حساس به نیازهای کودک و استفاده از شیوه‌های مناسب فرزندپروری حتی با وجود منابع استرس‌زا تأثیر می‌گذارد. همچنین نتایج پژوهش رن و همکاران (2022) نشان داد انعطاف‌پذیری روان‌شناختی والدین به‌طور منفی مشکلات رفتاری درون‌سازی‌شده (مثل اضطراب و افسردگی) و برون‌سازی‌شده (مثل پرخاشگری و بیش‌فعالی) در کودکان را پیش‌بینی می‌کند. 
مسئله مهم‌تری که باید در این رابطه در نظر گرفت این است که انعطاف‌پذیری روان‌شناختی والدین از طریق چه مکانیسم‌هایی با مشکلات رفتاری کودکان در تعامل است. بدین منظور مکانیسم‌هایی که تحت تأثیر انعطاف‌پذیری روان‌شناختی والدین هستند و ازسوی‌دیگر بر مشکلات رفتاری کودکان تأثیر می‌گذارند، مورد بررسی قرار می‌گیرند. تنظیم هیجان والدین یکی از مکانیسم‌هایی است که می‌تواند در تبیین این رابطه تأثیرگذار باشد.
تنظیم هیجان شکل خاصی از خودتنظیم‌گری و فرایندی است که افراد از طریق آن هیجاناتشان را به‌منظور پاسخ‌دهی مناسب به درخواست‌های محیطی خود به شکلی هشیار یا ناهشیار تنظیم می‌کنند (بارق و ویلیام، 2007). دشواری تنظیم هیجان به‌عنوان یک ساختار چند بعدی در نظر گرفته می‌شود که به مشکلات فرد در ادراک تجربیات عاطفی و پاسخ سازگارانه به آن‌ها اشاره دارد و شامل عدم‌پذیرش تجربیات عاطفی خود، مشکلات در انجام وظایف یا کنترل تکانه‌ها در هنگام ناراحتی، فقدان آگاهی یا درک احساسات خود، یا راهبردهای محدود برای تنظیم احساسات می‌شود (ام‌سی‌رائه و گراس، 2020؛ گرتز و رومر، 2004). تحقیقات نشان می‌دهد مشکلات در تنظیم هیجان یک عامل خطر در ایجاد و تداوم مشکلات روانی مختلف مانند اضطراب و افسردگی (یانگ و همکاران، 2019)، رفتارهای تکانه‌ای مانند خودزنی و رفتار جنسی پرخطر (میلر و راسین، 2022)، مصرف مواد (استلرن و همکاران، 2023) و اندیشه‌پردازی خودکشی (ثناگومحرر و همکاران، 1403) می‌باشد. 
پژوهش کوبوس سانچز و همکاران(2022) نشان داد عدم انعطاف‌پذیری روان‌شناختی با دشواری تنظیم هیجان و استفاده از راهبردهای ناسازگارانه تنظیم هیجان همراه است. پژوهش فاستینو (2021) نشان داد دشواری تنظیم هیجان نقش میانجی معنی‌داری در رابطه انعطاف‌ناپذیری روان‌شناختی و علائم آسیب‌شناختی روانی دارد. در پژوهش دیگری کارراس و همکاران (2019) دریافتند پریشانی روان‌شناختی در والدین با مشکلات تنظیم هیجان در آن‌ها همراه است و دشواری تنظیم هیجان نقش میانجی معنی‌داری در رابطه پریشانی روان‌شناختی والدین و مراقبت و حساسیت والدینی نسبت به کودکان داشت. دشواری تنظیم هیجان در والدین می‌تواند در فرآیند تنظیم هیجان کودکان و مشکلات رفتاری آن‌ها تأثیرگذار باشد. پژوهش کرسپو و همکاران (2017) نشان داد مشکلات تنظیم هیجان و فقدان آگاهی هیجانی در مادران به‌طور معنی‌داری با دشواری تنظیم هیجان و مشکلات درونی‌سازی و برونی‌سازی در کودکان همراه می‌باشد. هاشمی و کشاورز (1403) در بررسی خود دریافتند که بین هوش هیجانی مادران و پرخاشگری کودکان رابطه معنی‌داری وجود دارد. همچنین، تنظیم هیجانی نقش میانجی معنی‌داری در رابطه بین هوش هیجانی مادران و پرخاشگری کودکان ایفا کرد.
درمجموع کودکان یکی از گروه‌های سنی آسیب‌پذیر و در معرض اختلالات مرتبط با سلامت روان هستند. تحقیقات متعدد نشان می‌دهند خانواده، سبک‌های فرزندپروری و ویژگی‌های روان‌شناختی والدین نقشی مؤثر در ایجاد یا پیشگیری از مشکلات رفتاری و بالینی کودکان دارند. به‌منظور ایجاد راهکارهای مؤثر در جهت پیشگیری و مداخله در اختلالات و مشکلات رفتاری به‌خصوص شاخص‌های بالینی کودکان و بهبود مهارت‌های فرزندپروری والدین، نیاز است این مسئله از جهات مختلف مورد بررسی قرار گیرد و عوامل زمینه‌ساز آن تبیین شوند. باتوجه‌به نقش برجسته تنظیم هیجان در مشکلات روان‌شناختی، بررسی نقش میانجی آن در قالب یک مدل ساختاری در ارتباط بین انعطاف‌پذیری روان‌شناختی والدین و مشکلات رفتاری کودکان (شاخص‌های بالینی) حائز اهمیت است؛ بنابراین هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه‌ای دشواری تنظیم هیجان والدین در رابطه بین انعطاف‌پذیری روان‌شناختی والدین و اختلالات بالینی کودکان است. فرضیه‌های مدل تحقیق شامل موارد زیر است:
1. انعطاف‌پذیری روان‌شناختی والدین با اختلالات بالینی کودکان رابطه منفی و معنی‌دار دارد. 
2. انعطاف‌پذیری روان‌شناختی والدین با دشواری تنظیم هیجان رابطه منفی و معنی‌دار دارد. 
3. دشواری تنظیم هیجان با اختلالات بالینی کودکان رابطه مثبت و معنی‌دار دارد. 
4. انعطاف‌پذیری روان‌شناختی والدین با میانجیگری دشواری تنظیم هیجان با اختلالات بالینی کودکان رابطه غیرمستقیم و معنی‌دار دارد.
 تصویر شماره 1 مدل مفهومی پژوهش را نشان می‌دهد.



روش پژوهش

طرح پژوهش و شرکت‌کنندگان

طرح پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش متشکل از والدین کودکان دبستانی 7 تا 11 سال بود که در سال تحصیلی 2022-2023 در مدارس شهر تهران مناطق 2، 4، 7 و 15 ثبت نام کرده‌اند. جهت تعیین حجم نمونه مناسب برای پژوهش حاضر از اصول تعیین حجم نمونه در تحلیل رگرسیون چندمتغیری استفاده شد. در تحلیل رگرسیون چند متغیری نسبت تعداد نمونه (مشاهدات) به متغیرهای مستقل نباید از ۵ کمتر باشد. در غیر این صورت نتایج حاصل از معادله رگرسیون چندان تعمیم‌پذیر نخواهد بود. نسبت ۱۰ مشاهده در برابر هر متغیر مستقل نیز پیشنهاد شده است. حتی در نظر گرفتن ۱۵ مشاهده به‌ازای هر متغیر پیش‌بین در تحلیل رگرسیون چندگانه با روش معمولی کمترین مجذورات استاندارد، قاعده سرانگشتی خوبی محسوب می‌شود. پس به‌طورکلی در روش‌شناسی مدل‌یابی معادلات ساختاری تعیین حجم نمونه می‌تواند بین ۵ تا ۱۵ مشاهده به‌ازای هر متغیر اندازه‌گیری تعیین شود (هومن، 2006). 
نمونه‌ها 650 نفر والد و کودک (پدر یا مادر با یک فرزند) را شامل می‌شدند که روش نمونه‌گیری در این پژوهش باتوجه‌به مناطقی که اداره کل آموزش‌وپرورش برای جمع‌آوری اطلاعات مشخص کرد از نوع داوطلبانه بود؛ به این صورت که با گرفتن مجوز از دانشگاه به اداره آموزش‌وپرورش رفته و با نشان دادن مجوز، اداره آموزش‌وپرورش مدارس مناطق مختلفی که امکان همکاری داشتند را معرفی نموده و با مراجعه به مدارس مناطق 2، 4، 7 و 15 و صحبت با مدیران مربوطه پرسش‌نامه‌ها شامل مقیاس انعطاف‌پذیری روان‌شناختی (18 گویه)، دشواری در تنظیم هیجان (3۶ گویه) و مقیاس سنجش رفتار کودک (175 گویه) تحویل معلمان داده شد تا در جلسه اولیای مربیان در بین والدین پخش و توزیع گردد و پس از تکمیل با مراجعه به مدارس جمع‌آوری شود. 
معیارهای ورود در این پژوهش به شرح زیر مشخص شده‌اند: در مرحله نخست، شرکت‌کنندگان بزرگسال (والدین) لازم بود از سلامت عمومی روان برخوردار باشند، فاقد تشخیص اختلال شدید روان‌پزشکی یا ناتوانی شناختی مؤثر بر توان پاسخ‌دهی به پرسش‌نامه‌ها باشند، و سواد خواندن و نوشتن کافی برای درک پرسش‌نامه‌ها داشته باشند. این موارد از طریق خوداظهاری در ابتدای پرسش‌نامه و عدم مشاهده رفتار مشکوک در فرآیند اجرا کنترل گردید. همچنین، تنها کودکانی با بهره هوشی در محدوده طبیعی و در بازه سنی ۷ تا ۱۱ سال واجد شرایط شرکت در مطالعه بودند. دررابطه‌با معیارهای خروج از پژوهش نیز در صورت وجود هرگونه اختلال یادشده در والدین، خروج از دامنه سنی تعیین‌شده در کودکان، یا پایین‌تر یا بالاتر بودن ضریب هوشی از حد نرمال، افراد از ادامه پژوهش کنار گذاشته می‌شدند.

ابزار پژوهش

مقیاس انعطاف‌پذیری روان شناختی (PAQ)

این پرسش‌نامه 18 سؤالی را گرین و همکاران (2015) ساخته‌اند و ۶ بعد پذیرش، گسلش، بودن در زمـان حال، ارزش‌ها، اقدام متعهدانه و خود به‌عنوان بافت را می‌سنجد. نمره‌گذاری پرسش‌نامه در یک طیف لیکرت ۴ درجه‌ای (۱ تـا ۴) انجام می‌شود. در نسخه‌ اصلی، این مقیاس در نمونه‌ای از مادران دارای کودکان ۳ تا ۱۲ ساله بررسی شد. روایی پرسش‌نامه در نسخه اصلی با تحلیل عامل تأییدی بررسی شد که نتایج تحلیل وجـود ۶ عامل را تأیید کرد. همچنین پایایـی پرسش‌نامه بـا اسـتفاده از روش همسـانی درونـی مورد بررسی قرار گرفت کـه آلفـای کرونباخ کل پرسش‌نامه 0/88 و مؤلفه‌ها بین 0/60 تا 0/83 به دست آمد. در ایران نیز در مطالعه‌ عبداله‌زاده رافی و همکاران (1400) بـرای بررسی روایی پرسش‌نامه از تحلیل عامـل تأییدی استفاده شد و ۶ عامل تأیید شدند. 
همچنین، پایایی پرسش‌نامه با استفاده از روش همسـانی درونی بررسی شد و آلفای کرونباخ کل پرسش‌نامه 0/79، مؤلفه پذیرش 0/61 ،گسلش 0/50، بودن در زمان حال 0/65، ارزش‌ها 0/69، اقدام متعهدانه 0/50 و خود به‌عنوان بافت 0/63به دست آمد. در این پژوهش نیز پایایی با روش آلفای کرونباخ محاسبه شد و میزان آلفای کرونباخ 0/80 برای کل مقیاس، مؤلفه پذیرش 0/63، گسلش 0/63، بودن در زمان حال 0/77، ارزش‌ها 0/61، عمل متعهدانه 0/26 و خود به‌عنوان بافت 0/55به دست آمد. دو خرده‌مقیاس عمل متعهدانه و خود به‌عنوان بافت به‌دلیل ضریب کمتر از 0/60 از تحلیل نهایی پژوهش حذف شدند.

مقیاس دشواری در تنظیم هیجان (DERS)
این مقیاس 36 گویه‌ای با 6 خرده‌مقیاس یک شاخص خود گزارش‌دهی برای ارزیابی دشواری‌های موجود در تنظیم هیجان است که گرتز و رومر (2004) ساخته‌اند. شش خرده‌مقیاس شامل عدم پذیرش پاسخ‌های هیجانی، اشکال در مشارکت در رفتارهای هدفمند، مشکلات کنترل تکانه، کمبود آگاهی هیجانی، محدودیت در دستیابی به راهبردهای تنظیم هیجانی و عدم وضوح هیجانی می‌باشد و براساس درجه‌بندی لیکرت از 1 (تقریباً هرگز) تا 5 (تقریباً همیشه) نمره‌گذاری می‌شود. گرتز و رومر (2004) ضریب همسانی درونی این پرسش‌نامه را 0/93 و پایایی آزمون-بازآزمون را 0/88 گزارش کرده‌اند. ویژگی‌های روان‌سنجی نسخه فارسی این پرسش‌نامه توسط بشارت (1396) در نمونه‌های بالینی و غیر بالینی در ایران بررسی، تأیید و با ضریب آلفای کرونباخ بین 0/79 تا 0/92 و پایایی بازآزمایی به‌ترتیب برابر با 0/71 و 0/87 گزارش شد. همچنین، روایی همگرا و واگرای این مقیاس با بررسی همبستگی آن با متغیرهای سلامت روان، تنظیم شناختی هیجان و عواطف مثبت و منفی مورد تأیید قرار گرفت. در این پژوهش نیز پایایی با میزان آلفای کرونباخ 0/91 برای کل مقیاس و 0/60 تا 0/86 برای خرده‌مقیاس‌ها به دست آمد.

سیستم سنجش رفتار کودک ویراست سوم (BASC-3)
سیستم سنجش رفتار کودک، ویرایش سوم (رینولدز و کامفاوس، (2015) یکی از ابزارهای چندوجهی ارزیابی مشکلات رفتاری و رفتارهای انطباقی مثبت کودکان است. این سیستم ارزیابی از چند بعد گوناگون خودگزارشی، معلم‌ها و والدین رفتار فرد را ارزیابی می‌کند. مقیاس درجه‌بندی والد و معلم شامل سه گروه سنی پیش از دبستان (2 تا 5 سال)، کودک (6 تا 11سال) و نوجوانان (12 تا 18 سال) است. فرم کودک (6 تا 11سال) که شامل فرم والد (175 سؤال) و فرم معلم(139 سؤال) می‌باشد. پاسخ‌ها در مقیاس 4 گزینه‌ای لیکرت از «هرگز» تا «تقریباً همیشه» (۰ تا ۳ امتیاز) نمره‌گذاری می‌شوند. پرسش‌نامه حاضر دارای چهار مقیاس ترکیبی (مشکلات درونی‌سازی، عدم توجه/بیش‌فعالی، علائم هیجانی و سازگاری شخصی)، 12 مقیاس بالینی (عجیب‌وغریب بودن، محل کنترل، استرس اجتماعی، اضطراب، افسردگی، حس بی‌کفایتی، جسمانی‌سازی، مشکلات توجه، بیش‌فعالی، هیجان‌جویی، سوء مصرف الکل و ناسازگاری در مدرسه)، 4 مقیاس انطباقی (روابط با والدین، روابط بین فردی، عزت نفس و خود اتکایی) و 4 مقیاس محتوایی (کنترل خشم، توانمندی ایگو، شیدایی، اضطراب امتحان) می‌باشد. در این پرسش‌نامه، مقیاس‌های ترکیبی و تعدادی از مقیاس‌های بالینی، مشکالت درونی‌سازی و برونی‌سازی را مورد بررسی قرار می‌دهند. اعتباریابی نسخه اصلی (انگلیسی) بر روی یک نمونه 1000 نفری از کودکان که ازلحاظ متغیرهای نواحی جغرافیایی، تحصیلات والدین و قومیت کنترل شده بود انجام شد (رینولدز و کامفاوس، 2015). 
در ایران مقدسین (1395)، اقدام به انطباق و استانداردسازی فرم کودک نسخه والدین (PRS-C) نمود. بررسی ویژگی روانسنجی در شهر تهران روی گروه نمونه 950 نفری از والدین کودکان 6 تا 11 انجام گرفت. آلفای کرونباخ کل مقیاس‌های فرم گزارش والد در نشانگان رفتاری از 0/83 تا 0/96 گزارش شده است. براساس نمرات به‌دست‌آمده از گزارش والد برای همبستگی خرده‌مقیاس‌ها و کل سؤالات می‌توان بیان کرد که در والد مقیاس‌های بیش‌فعالی، گوشه‌گیری، پرخاشگری، افسردگی، مشکلات توجه، جسمانی سازی و غیرمعمول بودن دارای آلفای قابل‌قبول (0/86 تا 0/92) بودند.
 نتایج استانداردسازی نسخه والدین در جمعیت ایرانی نشان داد شاخص‌های مربوط به تحلیل عاملی تأییدی برازش مناسبی بین نسخه انگلیسی و فارسی داشتند. کودکان مبتلا به اختلالات بالینی شامل ADHD، اوتیسم، عقب‌مانده‌گی ذهنی، مشکلات رفتاری، در تمام مؤلفه‌های بالینی فرم PRS-C در BASC-3 از نمرات بالاتری برخوردار بودند. همبستگی بین خرده‌مقیاس‌های بالینی از 0/79 تا 0/86 به دست آمد (مقدسین، 1395). در پژوهش حاضر از شاخص‌های بالینی بیش‌فعالی، پرخاشگری، سلوک، اضطراب، افسردگی، جسمانی‌سازی، مشکل توجه، عجیب‌وغریب بودن و دوری گزینی فرم گزارش والد استفاده شد. در این پژوهش پایایی با ضریب آلفای کرونباخ بین 0/81 تا 0/96 برای شاخص‌های بالینی به دست آمد.

شیوه اجرا
ابتدا با گرفتن مجوز از دانشگاه به اداره آموزش‌وپرورش مراجعه شد و با نشان دادن مجوز و توضیح شرایط پژوهش، مسئولین ذی‌ربط مدارس مناطقی که امکان همکاری داشتند را به پژوهشگران معرفی نموده و با مراجعه به مدارس مناطق 2، 4، 7 و 15 و صحبت با مدیران مربوطه در مورد جزئیات مطالعه حاضر، پرسش‌نامه‌ها به معلمان تحویل داده شد تا در جلسه اولیا مربیان در بین والدین توزیع و بعد از تکمیل آن‌ها با مراجعه به مدارس جمع‌آوری شد. سپس داده‌ها به‌صورت دستی وارد نرم‌فزار SPSS شدند. در جهت رعایت ملاحظات اخلاقی مشارکت در مطالعه به‌صورت داوطلبانه بود و پیش از اجرای پژوهش، هدف و مراحل آن برای والدین توضیح داده شد و رضایت آگاهانه کتبی از آنان دریافت گردید. همچنین به شرکت‌کنندگان اطمینان داده شد که اطلاعات جمع‌آوری‌شده صرفاً برای اهداف پژوهشی استفاده می‌شود، پاسخ‌ها به‌صورت محرمانه نگهداری خواهد شد و آنان در هر مرحله از پژوهش مجاز به انصراف بدون هیچ پیامدی هستند. هیچ‌گونه تهدید، اجبار یا منفعت مادی برای مشارکت در پژوهش وجود نداشت. 
درنهایت جهت تحلیل توصیفی داده‌های جمع‌آوری‌شده از  نرم‌افزار SPSS نسخه 27 و جهت مدل‌سازی متغیرهای پژوهش و تحلیل معادلات ساختاری از نرم‌افزار Amos نسخه 29 استفاده شد. 

یافته‌ها
در پژوهش حاضر تعداد 650 نفر والد و کودک مورد بررسی قرار گرفتند که شرکت‌کنندگان در گروه نمونه مادران، دامنه سنی 24 تا 54، در بخش والدین پدر دامنه سنی 30 تا 72 و دامنه سنی کودکان بین 8 تا 11 سال بودند. در جدول شماره 1 سایر ویژگی‌های جمعیت‌شناختی گزارش شده است.



همان‌طور که جدول شماره 1 نشان می‌دهد از جهت وضعیت تأهل 630 نفر متأهل (96/9 درصد) و 20 نفر متارکه کرده (3/1 درصد) بودند. ازنظر میزان تحصیلاتِ مادران اغلب شرکت‌کنندگان دارای مدرک لیسانس (37/7 درصد) و پس از آن دارای مدرک دیپلم (37/5 درصد) بودند. ازنظر میزان تحصیلات پدران اغلب شرکت‌کنندگان دارای مدرک لیسانس (35/2 درصد) و پس از آن دارای مدرک دیپلم (33/5 درصد) بودند. در بخش مقطع تحصیلیِ کودکان 207 نفر کلاس اول (31/8 درصد)، 184 نفر کلاس دوم (28/3)، 145 نفر کلاس سوم (22/3)، 46 نفر کلاس چهارم (7/1 درصد) و 68 نفر (10/5 درصد) کلاس پنجم بودند. از جهت جنسیتی 460 نفر کودک پسر (70/8) و 190 نفر کودک دختر (29/2) بودند. 
پیش از تحلیل داده‌ها مفروضه‌های نرمال بودن و عدم هم‌خطی متغیرهای پژوهش بررسی شد. شاخص‌های کجی و کشیدگی برای بررسی مفروضه‌ نرمال بودن توزیع سه متغیر انعطاف‌پذیری روان‌شناختی والدین، دشواری تنظیم هیجان و اختلالات بالینی کودکان مورد بررسی قرار گرفت که توضیحات آن در جدول شماره 2 ذکر شده است. هو و بنتلر (۱۹۹۵) نقطه برش 3± را برای مقدار چولگی مناسب می‌دانند. برای شاخص کشیدگی نیز به‌طورکلی مقادیر بیش از 10± در پژوهش‌های چندمتغیری مشکل‌آفرین است (کلاین، ۲۰۱6). برای بررسی مفروضه‌ عدم هم‌خطی نیز از آماره‌های عامل تورم واریانس (VIF) و شاخص تحمل استفاده شد. در ادامه جدول شماره 2 شاخص‌های توصیفی متغیرهای پژوهش را نشان می‌دهد.



براساس داده‌های جدول شماره 2 مقادیر به‌دست‌آمده برای چولگی و کشیدگی متغیرها حاکی از تحقق پیش‌فرض نرمال بودن متغیرهای پژوهش دارد و خارج از محدوده 3± نمی‌باشد. همچنین جهت بررسی مفروضه عدم هم‌خطی از شاخص تحمل و تورم واریانس استفاده شد که باتوجه‌به اینکه هیچ‌یک از مقادیر مربوط به شاخص تحمل کمتر از 0/1 و هیچ‌یک از مقادیر مربوط به عامل تورم واریانس بیشتر از ۱۰ نبود، براین‌اساس می‌توان نسبت به مفروضه عدم هم‌خطی نیز اطمینان حاصل کرد. در ادامه، ماتریس همبستگی متغیرهای پژوهش در جدول شماره 3 ارائه شده است.



همان‌طور که مندرجات جدول شماره 3 نشان می‌دهد انعطاف‌پذیری روان شناختی با اختلالات بالینی کودکان و تمام ابعادش دارای رابطه منفی و معنی‌دار است. همچنین دشواری تنظیم هیجان با اختلالات بالینی کودکان و تمام ابعادش دارای رابطه مثبت و معنی‌دار است. درنهایت انعطاف‌پذیری روان‌شناختی  با دشواری تنظیم هیجان رابطه منفی و معنی‌دار دارد. این روابط در سطح 0/01 معنی‌دار می‌باشند. در ادامه شاخص‌های برازش مدل ساختاری محاسبه و نتایج آن در جدول شماره 4 نشان‌داده ‌شده است. 



 همان‌گونه که مندرجات جدول شماره 4 نشان می‌دهد شاخص‌های برازش نشانگر برازش خوب مدل است. همه شاخص‌ها در محدوده پذیرش مدل قرار دارند، بنابراین ساختار مدل فرضی پژوهش مورد تأیید می‌باشد.
در ادامه نتایج تصویر شماره 2 اثرات مستقیم متغیرهای پژوهش را با گزارش مقادیر استاندارد نشان می‌دهد.
تصویر شماره 2، نشان می‌دهد بارهای عاملی نشانگرهای متغیرهای پژوهش بالاتر از حد مطلوب 0/4 قرار دارند و تمامی مسیرهای میان متغیرهای مکنون و نشانگرهای مشاهده‌شده‌ آن‌ها در سطح 0/01 معنی‌دار هستند. این یافته‌ها حاکی از مناسب بودن متغیرهای مشهود برای اندازه‌گیری متغیرهای مکنون می‌باشد.



برای تحلیل فرضیه اول تا سوم پژوهش که بیانگر روابط مستقیم بین متغیرهای پژوهش بودند از روش مدل‌سازی معادلات ساختاری همراه با گزارش ضرایب استاندارد و غیراستاندارد و بررسی سطح معنی‌داری استفاده شد. جدول شماره 5 اثرات مستقیم متغیرهای پژوهش را با ضرایب استاندارد و غیراستاندارد گزارش می‌کند. بنابراین می‌توان به تأیید یا رد اثرات مستقیم متغیرهای پژوهش در اختلالات بالینی کودکان در راستای فرضیه های اول تا سوم پژوهش پرداخت. 



باتوجه‌به جدول شماره 5 در مواردی که سطح معنی‌داری کمتر از 0/05 است دو متغیر با یکدیگر ارتباط معنی‌دار دارند. همان‌طور که می‌توان مشاهده کرد مسیر مستقیم انعطاف‌پذیری روان‌شناختی به متغیر اختلالات بالینی کودکان معنی‌دار است (0/442-=β) که فرضیه اول پژوهش را تأیید می‌کند. مسیر مستقیم متغیر‌ انعطاف‌پذیری روان‌شناختی به متغیر دشواری تنظیم هیجان معنی‌دار است (0/539-=β) و فرضِیه دوم پژوهش را تأیید می‌کند. در نهایت مسیر مستقیم متغیر‌ دشواری تنظیم هیجان به متغیر اختلالات بالینی کودکان معنی‌دار است (0/254=β) که بیانگر تأیید فرضیه سوم پژوهش می‌باشد. در ادامه در جهت بررسی فرضیه چهارم پژوهش از روش بوت استرپ با گزارش ضرایب استاندارد و غیراستاندارد و بررسی سطح معنی‌داری استفاده شد. بدین منظور روش بوت‌استرپ با 5000 بار فرایند نمونه‌گیری اجرا شد که اطلاعات آن در جدول شماره 6 ارائه شده است. بنابراین می‌توان به تأیید یا رد اثرات غیرمستقیم متغیرهای پژوهش در اختلالات بالینی کودکان در راستای فرضیه چهارم پژوهش پرداخت.



باتوجه‌به داده‌های جدول شماره 6 می‌توان مشاهده کرد که اثر غیرمستقیم متغیر‌ انعطاف‌پذیری روان‌شناختی بر متغیر اختلالات بالینی کودکان از طریق دشواری تنظیم هیجان معنی‌دار است (P<0/05, β=-0/137) که بیانگر تأیید فرضیه چهارم و فرضیه اصلی پژوهش حاضر می‌باشد.

بحث و نتیجه‌گیری
مطالعه حاضر با هدف بررسی رابطه انعطاف‌پذیری روان‌شناختی در والدین با اختلالات بالینی کودکان با نقش میانجی دشواری تنظیم هیجان انجام شد. یافته‌های پژوهش در بخش تحلیل همبستگی طبق انتظار نشان داد انعطاف‌پذیری روان‌شناختی و مشکلات تنظیم هیجان والدین به‌طور معنی‌داری با اختلالات بالینی کودکان در ارتباط بودند. همچنین نتایج مدل‌سازی با معادلات ساختاری حاکی از معنی‌داری اثر غیرمستقیم انعطاف‌پذیری روان‌شناختی والدین از طریق دشواری در تنظیم هیجان بر اختلالات بالینی کودکان بود.
نتایج پژوهش در راستای فرضیه‌ اول نشان داد بین انعطاف‌پذیری روان‌شناختی والدین و اختلالات بالینی کودکان رابطه‌ای منفی و معنی‌دار وجود دارد. این یافته با نتایج پژوهش‌های رن و همکاران (2022)، فونسکا و همکاران (2020) و سیمون و وربون (2016) همسو است. انعطاف‌پذیری پایین در والدین از چند طریق می‌تواند در ایجاد مشکلات رفتاری و بالینی کودکان مؤثر باشد. این والدین میل زیادی به استفاده از شیوه‌های ناکارآمد مانند انضباط شدید و وضع قوانین متناقض دارند (براون و همکاران، 2015؛ برک و مور، 2015)، توانایی کودک برای پذیرش تجربیات درونی و پاسخ مناسب به خواسته‌های محیطی با رفتارهای هدفمند را دچار مشکل می‌کنند (ویلیامز و همکاران ، 2012) و همچنین این والدین به‌دلیل انعطاف‌پذیری کم از سبک‌های فرزندپروری سازگارانه مانند فرزندپروری مقتدرانه کمتر استفاده می‌کنند و میل بیشتری به استفاده از سبک‌های ناسازگارانه مانند سبک مستبدانه یا آسان‌گیر دارند (فونسکا و همکاران ،2020) و این رفتارها زمینه‌ساز ایجاد مشکلات درون‌سو و برون‌سوی بالینی در کودکان می‌باشد. به‌کارگیری سبک‌های فرزندپروری ناسازگارانه مانند سبک استبدادی و سهل‌گیر بر ایجاد مشکلات رفتاری درون‌سو و برون‌سوی کودکان در هر دو جنس تأثیر زیادی دارد (هوسوکاوا و کاتسورا، 2019). به‌عنوان‌مثال والدین مستبد و غیرمنعطف برای تربیت فرزند خود خواسته‌های متفاوتی از آن‌ها دارند و همچنین محبت و گرمای عاطفی کمی را در روابط خود با فرزندان نشان می‌دهند و درنتیجه تأثیر منفی در رشد روانی اجتماعی کودکان دارند (وینسلر و همکاران، 2005). فرزندان این والدین احتمالاً از عزت نفس پایینی برخوردارند، رضایت کمتری از زندگی دارند و نگرش منفی نسبت به دنیا پیدا می‌کنند و درنتیجه دچار مشکلات رفتاری و بالینی مختلف می‌شوند. علاوه‌براین انعطاف‌ناپذیری روان‌شناختی در والدین می‌تواند با علائم اضطراب و افسردگی در آن‌ها همراه باشد (سایرانن و همکاران، 2018؛ گیلبرت و همکاران، 2019) و این علائم در والدین با مشکلات درونی‌سازی بالینی مانند اضطراب، افسردگی و جسمانی‌سازی در کودکان همراه است (مانلی و فرانسیس، 2022؛ احمدزاده و همکاران، 2021). 
دیگر یافته قابل‌توجه پژوهش حاضر در راستای فرضیه‌های دوم تا چهارم، نقش معنی‌دار دشواری تنظیم هیجان به‌عنوان متغیر میانجی در رابطه انعطاف‌پذیری روان‌شناختی و اختلالات بالینی کودکان و رابطه منفی و معنی‌دار آن با انعطاف‌پذیری روان‌شناختی بود. این یافته با پژوهش کوبوس سانچز و همکاران (2022)، فاستینو (2021) و پژوهش کارراس و همکاران (2019) که نشان دادند دشواری تنظیم هیجان با انعطاف‌ناپذیری روان‌شناختی همراه است و نقش معنی‌داری در آسیب‌شناسی روانی دارد همسو می‌باشد. به‌طورکلی عدم انعطاف‌پذیری روان‌شناختی با دشواری تنظیم هیجان و استفاده از راهبردهای ناسازگارانه تنظیم هیجان همراه است (کوبوس سانچز و همکاران، 2022). تنظیم هیجان والدین مسئله‌ای حیاتی در فرزندپروری می‌باشد و فقط مربوط به خود والدین نیست. والدینی که دشواری تنظیم هیجان دارند در فرآیند تنظیم هیجان کودکان و مشکلات رفتاری آن‌ها نیز تأثیر بسزایی دارند. مشکلات تنظیم هیجان و فقدان آگاهی هیجانی در مادران به‌طور معنی‌داری با دشواری تنظیم هیجان و مشکلات درونی‌سازی و برونی‌سازی در کودکان همراه می‌باشد (کرسپو و همکاران، 2017). والدینی که از هیجان‌های خود آگاه نیستند، ممکن است در تنظیم موقعیت‌های هیجانی عملکرد ضعیفی داشته باشند، در رشد ادراک هیجانی در فرزندان خود با مشکل مواجه شوند و یا ممکن است در آموزش مستقیم مهارت‌های مقابله‌ای به فرزندان با شکست مواجه شوند. درنتیجه احتمالاً فرزندان آن‌ها ازنظر ظرفیت‌های تنظیم هیجانی خود آمادگی لازم را پیدا نمی‌کنند و آن‌ها را در معرض خطر بیشتری برای توسعه آسیب‌شناسی روانی قرار می‌دهند (کرسپو و همکاران، 2017؛ زمن و همکاران 2013).
علاوه‌براین والدین و خصوصاً مادران درنتیجه فرزندپروری سطوحی از استرس را تجربه می‌کنند. در حضور سطوح بالای استرس، مادران ممکن است تجربیات درونی منفی مرتبط با تجربه والدگری مانند ادراک منفی از خود به‌عنوان یک مادر، شک به خود، ناامیدی، خشم و ترس را تجربه کنند که ممکن است آن‌ها را دردناک بدانند. مادرانی که در پذیرش تجربیات منفی خود مشکل بیشتری دارند و انعطاف‌پذیری کمتری دارند، ممکن است در دام راهبردهای ناسازگارانه تنظیم هیجان و اجتناب تجربی برای اجتناب یا سرکوب تجربیات ناخوشایند درونی مرتبط با استرس گرفتار شوند که مشخصه سطوح پایین‌ انعطاف‌پذیری روان‌شناختی در زمینه فرزندپروری است. رفتار تعاملی چنین مادرانی که سطوح کمتری از انعطاف‌پذیری روان‌شناختی را در فرزندپروری نشان می‌دهند، براساس تلاش برای اجتناب از چنین تجربیات منفی در زمینه تعامل آن‌ها با فرزندشان هدایت می‌شود نه براساس ارزش‌های مرتبط با والدگری (فونسکا و همکاران، 2020؛ برک و مور، 2015).
در جهت افزایش انعطاف‌پذیری روان‌شناختی در والدین می‌توان از تکنیک‌های درمان پذیرش و تعهد استفاده کرد. درمان پذیرش و تعهد با هدف افزایش انعطاف‌پذیری روان‌شناختی انجام می‌شود و بخشی از درمان‌های رفتاری موج سوم است که بر ارزش‌های زمینه‌ای و عملکردی رفتار تأکید می‌کند (هیز، 2011). پژوهش فلوجاس کنترراس (2022) که یک مداخله بالینی خانوادگی با استفاده از تکنیک‌های درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد را برای ارتقای مهارت‌های انعطاف‌پذیری روان‌شناختی و تنظیم هیجان والدین طراحی کرده بود، نشان‌دهنده بهبود انعطاف‌پذیری روانشناختی، تنظیم هیجان و کاهش استرس در والدین است.
در نظر گرفتن محدودیت‌ها جهت تعمیم یافته‌های تحقیق مهم است. جمع‌آوری داده‌ها براساس پرسش‌نامه‌های خودگزارش‌دهی انجام شد نتایج پژوهش می‌تواند تحت تأثیر گزارش براساس مطلوبیت اجتماعی یا یادآوری نادرست تجربیات قرار گیرد. نمونه پژوهش را والدین کودکان دبستانی در 4 منطقه شهر تهران تشکیل می‌دادند؛ بنابراین نتایج ممکن است برای کل جامعه قابل‌تعمیم نباشد. در راستای محدودیت‌ها می‌توان چند پیشنهاد کاربردی و پژوهشی را مطرح کرد. 
باتوجه‌به یافته‌های پژوهش حاضر پیشنهاد کاربردی این است که از نتایج پژوهش در تدوین و اجرای برنامه‌های آموزشی ویژه والدین، با محوریت تقویت انعطاف‌پذیری روان‌شناختی و بهبود تنظیم هیجان در محیط‌های آموزشی و مراکز مشاوره مورد استفاده قرار گیرد. اجرای چنین مداخلاتی می‌تواند در پیشگیری و کاهش بروز اختلالات بالینی در کودکان و همچنین بهبود کیفیت تعامل والد–کودک نقش مؤثری ایفا کند. درارتباط‌با پیشنهادات پژوهشی می‌توان به بررسی افتراقی اختلالات خاص (نظیر ADHD، اضطراب یا افسردگی) درارتباط‌با ویژگی‌های روان‌شناختی والدین ازجمله انعطاف‌پذیری روان‌شناختی اشاره کرد. همچنین در مطالعات آتی از طرح پژوهش کمی و کیفی به‌صورت هم‌زمان استفاده شود تا درک جامعی نسبت به نقش انعطاف‌پذیری و تنظیم هیجان والدین در ایجاد مشکلات رفتاری و بالینی کودکان به دست آید. علاوه‌براین پیشنهاد می‌شود، در مطالعات آینده، بررسی دقیق‌تری در مورد اینکه چگونه ویژگی‌های کودک (مانند سن، جنسیت یا دوره تحصیلی) بر انعطاف‌پذیری والدین و مشکلات رفتاری و بالینی تأثیر می‌گذارد، انجام شود. ممکن است این متغیرهای زمینه‌ای رابطه بین انعطاف‌پذیری روان‌شناختی و اختلالات بالینی کودکان را تعدیل کنند. 

ملاحظات اخلاقی

پیروی از اصول اخلاق پژوهش

پژوهش حاضر مطابق با اصول اخلاقی و پروتکل‌های هلسینکی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات تهران با کد اخلاق (IR.IAU.SRB.REC.1401.272) تصویب شده است. در این راستا، اطلاعات کاملی در مورد اهداف پژوهش، نحوه استفاده از داده‌ها و حفظ محرمانگی اطلاعات به شرکت‌کنندگان ارائه گردید.

حامی مالی
این مقاله برگرفته از رساله دکتری عاطفه میرزایی جاهد در رشته روان‌شناسی عمومی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات تهران است و هیچ‌گونه کمک مالی از سازمانی‌های دولتی، خصوصی و غیرانتفاعی دریافت نکرده است.

مشارکت نویسندگان
همه نویسندگان به‌طور یکسان در مفهوم و طراحی مطالعه، جمع‌آوری و تجزیه‌وتحلیل داده‌ها، تفسیر نتایج و تهیه پیش‌نویس مقاله مشارکت داشتند.

تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله تعارض منافع ندارد.

تشکر و قدردانی
نویسندگان مقاله از تمامی شرکت‌کنندگان محترم در این پژوهش سپاسگزاری می‌کنند.




 
References
Ahmadzadeh, Y. I., Schoeler, T., Han, M., Pingault, J. B., Creswell, C., & McAdams, T. A. (2021). Systematic review and meta-analysis of genetically informed research: Associations between parent anxiety and offspring internalizing problems. Journal of the American Academy of Child & Adolescent Psychiatry, 60(7), 823-840. [DOI:10.1016/j.jaac.2020.12.037] [PMID] 
Abdollahzadeh Rafi, M., Mohammadi, H., Mohammadi, M., & Rafiei Boldaji, M. (2022). [Investigating the relationship between maternal psychological flexibility in parenting and adolescent depression (Persian)]. Journal of Pediatric Nursing, 8(3), 8-15. [DOI:10.22034/JPEN.8.3.8] 
Bargh, J. A., & Williams, L. E. (2007). The nonconscious regulation of emotion. In J. J. Gross (Ed.), Handbook of emotion regulation (pp. 429-445). New York: Guilford Press. [Link]
Barican, J. L., Yung, D., Schwartz, C., Zheng, Y., Georgiades, K., & Waddell, C. (2022). Prevalence of childhood mental disorders in high-income countries: A systematic review and meta-analysis to inform policymaking. Evidence-based Mental Health, 25(1), 36-44. [DOI:10.1136/ebmental-2021-300277] [PMID] 
Baumrind, D. (1991). Parenting styles and adolescent development. The Encyclopedia of Adolescence. [Link]
Besharat, M. A. (2018). [Emotion Regulation Difficulty Scale (Persian)]. Thoughts and Behavior in Clinical Psychology, 13(47), 89-92.  [Link]
Bond, F. W., Hayes, S. C., Baer, R. A., Carpenter, K. M., Guenole, N., & Orcutt, H. K., et al. (2011). Preliminary psychometric properties of the Acceptance and Action Questionnaire-II: A revised measure of psychological inflexibility and experiential avoidance. Behavior Therapy, 42(4), 676-688. [DOI:10.1016/j.beth.2011.03.007] [PMID]
Brassell, A. A., Rosenberg, E., Parent, J., Rough, J. N., Fondacaro, K., & Seehuus, M. (2016). Parent’s psychological flexibility: Associations with parenting and child psychosocial well-being. Journal of Contextual Behavioral Science, 5, 111-120. [DOI:10.1016/j.jcbs.2016.03.001]
Brown, F. L., Whittingham, K., & Sofronoff, K. (2015). Parental experiential avoidance as a potential mechanism of change in a parenting intervention for parents of children with pediatric acquired brain injury. Journal of Pediatric Psychology, 40(4), 464-474. [DOI:10.1093/jpepsy/jsu109] [PMID]
Burke, K., & Moore, S. (2015). Development of the parental psychological flexibility questionnaire. Child Psychiatry & Human Development, 46, 548-557. [DOI:10.1007/s10578-014-0495-x] [PMID]
Carreras, J., Carter, A. S., Heberle, A., Forbes, D., & Gray, S. A. (2019). Emotion regulation and parent distress: Getting at the heart of sensitive parenting among parents of preschool children experiencing high sociodemographic risk. Journal of Child and Family Studies, 28, 2953-2962. [DOI:10.1007/s10826-019-01471-z] [PMID] 
Erikson, E. H. (1950). Childhood and society. New York: Norton. [Link]
Freud, S. (1905). Three essays on the theory of sexuality. In J. Strachey (Ed. ), The standard edition of the complete psychological works of Sigmund Freud (Vol. 7). London: Hogarth Press. 
Cobos-Sánchez, L., Flujas-Contreras, J. M., & Becerra, I. G. (2022). Relation between psychological flexibility, emotional intelligence and emotion regulation in adolescence. Current Psychology, 41(8), 5434-5443. [DOI:10.1007/s12144-020-01067-7]
Crespo, L. M., Trentacosta, C. J., Aikins, D., & Wargo-Aikins, J. (2017). Maternal emotion regulation and children’s behavior problems: The mediating role of child emotion regulation. Journal of Child and Family studies, 26, 2797-2809. [DOI:10.1007/s10826-017-0791-8]
Faustino, B. (2021). Transdiagnostic perspective on psychological inflexibility and emotional dysregulation. Behavioural and Cognitive Psychotherapy, 49(2), 233-246. [DOI:10.1017/S1352465820000600] [PMID]
Finning, K., Ford, T., Moore, D. A., & Ukoumunne, O. C. (2019). Emotional disorder and absence from school: Findings from the 2004 British Child and Adolescent Mental Health Survey. European Child & Adolescent Psychiatry , 29, 187-198. [Link]
Flujas-Contreras, J. M., García-Palacios, A., & Gómez, I. (2022). Parenting intervention for psychological flexibility and emotion regulation: Clinical protocol and an evidence-based case study. International Journal of Environmental Research and Public Health, 19(9), 5014. [DOI:10.3390/ijerph19095014] [PMID] 
Fonseca, A., Moreira, H., & Canavarro, M. C. (2020). Uncovering the links between parenting stress and parenting styles: The role of psychological flexibility within parenting and global psychological flexibility. Journal of Contextual Behavioral Science, 18, 59-67. [DOI:10.1016/j.jcbs.2020.08.004]
Gilbert, K. E., Tonge, N. A., & Thompson, R. J. (2019). Associations between depression, anxious arousal and manifestations of psychological inflexibility. Journal of Behavior Therapy and Experimental Psychiatry, 62, 88-96. [DOI:10.1016/j.jbtep.2018.09.006] [PMID] 
Gratz, K. L., & Roemer, L. (2004). Multidimensional assessment of emotion regulation and dysregulation: Development, factor structure, and initial validation of the difficulties in emotion regulation scale. Journal of Psychopathology and Behavioral Assessment, 26(1), 41-54. [DOI:10.1023/B:JOBA.0000007455.08539.94]
Greco, L. A., Lambert, W., & Baer, R. A. (2008). Psychological inflexibility in childhood and adolescence: Development and evaluation of the Avoidance and Fusion Questionnaire for Youth. Psychological Assessment, 20(2), 93. [DOI:10.1037/1040-3590.20.2.93] [PMID]
Greene, R. L., Field, C. E., Fargo, J. D., & Twohig, M. P. (2015). Development and validation of the parental acceptance questionnaire (6-PAQ). Journal of Contextual Behavioral Science, 4(3), 170-175. [DOI:10.1016/j.jcbs.2015.05.003]
Hakvoort, E. M., Bos, H. M., Van Balen, F., & Hermanns, J. M. (2012). Spillover between mothers’ postdivorce relationships: The mediating role of parenting stress. Personal Relationships, 19(2), 247-254. [DOI:10.1111/j.1475-6811.2011.01351.x]
Hashemi, Y., & Keshavarz, S. (2025). The relationship between mothers’ emotional intelligence and aggressive behaviors in preschool children: The mediating role of children’s emotion regulation. Journal of Childhood Health and Education, 6(2), [Link]
Hayes, S. C., Luoma, J. B., Bond, F. W., Masuda, A., & Lillis, J. (2006). Acceptance and commitment therapy: Model, processes and outcomes. Behaviour Research and Therapy, 44(1), 1-25. [DOI:10.1016/j.brat.2005.06.006] [PMID]
Hayes, S. C., Pistorello, J., & Levin, M. E. (2012). Acceptance and commitment therapy as a unified model of behavior change. The Counseling Psychologist, 40(7), 976-1002. [DOI:10.1177/0011000012460836]
Hayes, S. C., Strosahl, K. D., & Wilson, K. G. (2011). Acceptance and commitment therapy: The process and practice of mindful change. New York: Guilford Press. [Link]
Hooman, H. A. (2006). [Multivariate data analysis in behavioral research (Persian)]. Tehran: Peyk Farhang Publishing Institute. [Link]
Hosokawa, R., & Katsura, T. (2019). Role of parenting style in children’s behavioral problems through the transition from preschool to elementary school according to gender in Japan. International Journal of Environmental Research and Public Health, 16(1), 21. [DOI:10.3390/ijerph16010021] [PMID] 
Hu, L. T., & Bentler, P. M. (1995). Evaluating model fit. In R. H. Hoyle (Ed.), Structural equation modeling: Concepts, issues, and applications (pp. 76-99). Thousand Oaks, CA: Sage. [Link]
Jiao, W. Y., Wang, L. N., Liu, J., Fang, S. F., Jiao, F. Y., & Pettoello-Mantovani, M., et al. (2020). Behavioral and emotional disorders in children during the COVID-19 epidemic. The Journal of Pediatrics, 221, 264-266. [DOI:10.1016/j.jpeds.2020.03.013] [PMID] 
Kline, R. B. (2016). Principles and practice of structural equation modeling. New York: Guilford Press. [Link]
Liu, Q., Zhou, Y., Xie, X., Xue, Q., Zhu, K., & Wan, Z., et al. (2021). The prevalence of behavioral problems among school-aged children in home quarantine during the COVID-19 pandemic in china. Journal of Affective Disorders, 279, 412-416. [DOI:10.1016/j.jad.2020.10.008] [PMID] 
Lucas, J. J., & Moore, K. A. (2020). Psychological flexibility: Positive implications for mental health and life satisfaction. Health Promotion International, 35(2), 312-320. [DOI:10.1093/heapro/daz036] [PMID]
Manley, S., & Francis, S. (2022). The role of parental anxiety sensitivity and beliefs about child anxiety in the relationship between parent and child anxiety. Journal of Psychopathology and Behavioral Assessment, 44(1), 125-138. [DOI:10.1007/s10862-021-09937-5]
McRae, K., & Gross, J. J. (2020). Emotion regulation. Emotion, 20(1), 1-9.  [DOI:10.1037/emo0000703] [PMID]
Mendes, A. L., Canavarro, M. C., & Ferreira, C. (2021). How psychological inflexibility mediates the association between general feelings of shame with body image-related shame and eating psychopathology severity? Appetite, 163, 105228. [DOI:10.1016/j.appet.2021.105228] [PMID]
Miller, A. E., & Racine, S. E. (2022). Emotion regulation difficulties as common and unique predictors of impulsive behaviors in university students. Journal of American College Health, 70(5), 1387-1395. [DOI:10.1080/07448481.2020.1799804] [PMID]
Moghadassin, M., & Mazaheri, Z. (2017). A preliminary study of the psychometric properties of the parent form of the Behavioral Assessment System for Children (BASC-3) [MA thesis]. Tehran: Kharazmi University. 
National Institute for Health and Clinical Excellence (NICE). (2018). Challenging behaviour and learning disabilities: Prevention and interventions for people with learning disabilities whose behaviour challenges. National Institute for Health and Care Excellence (NICE).
Ogundele, M. O. (2018). Behavioural and emotional disorders in childhood: A brief overview for paediatricians. World Journal of Clinical Pediatrics, 7(1), 9-26. [DOI:10.5409/wjcp.v7.i1.9] [PMID] 
Ray, D. C., Angus, E., Robinson, H., Kram, K., Tucker, S., & Haas, S., et  al. (2020). Relationship between adverse childhood experiences, social-emotional competencies, and problem behaviors among elementary-aged children. Journal of Child and Adolescent Counseling, 6(1), 70-82. [DOI:10.1080/23727810.2020.1719354]
Ren, X., Ren, X., Yan, Z., Lu, S., & Zhou, X. (2022). Parental Psychological Flexibility and Children’s Behavior Problems in Rural Areas in Northeast China: The Mediation of Children’s Emotion Regulation. International Journal of Environmental Research and Public Health, 19(23), 15788. [DOI:10.3390/ijerph192315788] [PMID] 
Reynolds, C. R., & Kamphaus, R. W. (2015). Behavior assessment system for children. Bloomington: NCS Pearson, Inc. (BASC-3). [Link]
Sairanen, E., Lappalainen, P., & Hiltunen, A. (2018). Psychological inflexibility explains distress in parents whose children have chronic conditions. Plos One, 13(7), e0201155. [DOI:10.1371/journal.pone.0201155] [PMID] 
Sanago Moharer, G. R., Ajloo, M., Karbalaie Hasani, P., &  Shariati F. (2025). The mediating role of emotional and interpersonal difficulties in the relationship between defense mechanisms and suicidal ideation in mothers with mentally retarded children. Journal of Childhood Health and Education, 6(1). [Link] 
Shirmohammadi, F., Mousavi, N., Kakavand, A., Abbasi, N., & Dabiri, T. (2024). The mediating role of parental stress in the relationship between mindful parenting and behavioural problems in preschool children. Journal of Childhood Health and Education, 5(1), 6. [Link] 
Simon, E., & Verboon, P. (2016). Psychological inflexibility and child anxiety. Journal of Child and Family Studies, 25, 3565-3573. [DOI:10.1007/s10826-016-0522-6] [PMID] 
Stange, J. P., Alloy, L. B., & Fresco, D. M. (2017). Inflexibility as a vulnerability to depression: A systematic qualitative review. Clinical Psychology: Science and Practice, 24(3), 245. [DOI:10.1111/cpsp.12201] [PMID] 
Stellern, J., Xiao, K. B., Grennell, E., Sanches, M., Gowin, J. L., & Sloan, M. E. (2023). Emotion regulation in substance use disorders: A systematic review and meta‐analysis. Addiction, 118(1), 30-47. [DOI:10.1111/add.16001] [PMID] 
Uğur, E., Kaya, Ç., & Tanhan, A. (2021). Psychological inflexibility mediates the relationship between fear of negative evaluation and psychological vulnerability. Current Psychology, 40(9), 4265-4277. [DOI:10.1007/s12144-020-01074-8] [PMID] 
Vish, N. L., & Stolfi, A. (2020). Relationship of children’s emotional and behavioral disorders with health care utilization and missed school. Academic Pediatrics, 20(5), 687-695. [DOI:10.1016/j.acap.2020.02.017] [PMID]
Williams, K. E., Ciarrochi, J., & Heaven, P. C. (2012). Inflexible parents, inflexible kids: A 6-year longitudinal study of parenting style and the development of psychological flexibility in adolescents. Journal of Youth and Adolescence, 41, 1053-1066. [DOI:10.1007/s10964-012-9744-0] [PMID]
Winsler, A., Madigan, A. L., & Aquilino, S. A. (2005). Correspondence between maternal and paternal parenting styles in early childhood. Early Childhood Research Quarterly, 20(1), 1-12. [DOI:10.1016/j.ecresq.2005.01.007]
Young, K. S., Sandman, C. F., & Craske, M. G. (2019). Positive and negative emotion regulation in adolescence: Links to anxiety and depression. Brain Sciences, 9(4), 76. [DOI:10.3390/brainsci9040076] [PMID] 
Zeman, J., Cassano, M., & Adrian, M. C. (2013). Socialization influences on children’s and adolescents’ emotional selfregulation processes: A developmental psychopathology perspective. In K. C. Barrett, N. A. Fox, G. A. Morgan, D. J. Fidler, & L. A. Daunhauer (Eds.), Handbook of self-regulatory processes in development: New directions and international perspectives (pp. 79-106). New York, NY: Psychology Press. [DOI:10.4324/9780203080719-6]
 
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: تخصصي
دریافت: 1404/2/22 | پذیرش: 1404/7/15 | انتشار: 1404/9/25

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه سلامت و آموزش در دوران کودکی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Childhood Health and Education

Designed & Developed by : Yektaweb