مقدمه
اتیسم یکی از اختلالات رشدِ عصبی است که با علائمی از قبیل نقص در تعاملات اجتماعی، اختلال در برقراری ارتباط و نیز رفتارهای تکراری و علایق محدود شناخته میشود (کریمزاده و همکاران، ۱۴۰۰). مرور مطالعات انجامشده در چند سال اخیر نشان میدهد شیوع اختلالات طیف اتیسم ۶۰ نفر در هر ۱۰٬۰۰۰ نفر در افراد زیر ۸ سال است. از این تعداد، بین ۱۰ تا ۳۰ نفر در هر ۱۰٬۰۰۰ نفر بهطور خاص مبتلا به اُتیسم هستند (کریمزاده و همکاران، ۱۴۰۰). آشکارترین ویژگی اختلال طیف اتیسم، دشواری در تعامل اجتماعی است. این افراد حتی از سنین بسیار پایین در استفاده و فهم ارتباط چشمی، حالات چهره، ایما و اشاره، لحنهای مختلف صدا و برقراری رابطه عاطفی متقابل دچار مشکل هستند (اخگری و همکاران، ۱۴۰۰). افزونبراین، بسیاری از آنان در تعبیر و تفسیر افکار و احساسات دیگران ناتواناند (اخگری و همکاران، ۱۴۰۰).
فرضیه «نظریه ذهن» درباره اتیسم، شاید تأثیرگذارترین و قدیمیترین نظریه شناختی باشد که تلاش میکند ویژگیهای اختلال طیف اتیسم را توضیح دهد. نسخههای مختلف این فرضیه مطرح میکنند که یک نقص شناختی خاص در نظریه ذهن، مشخصه اتیسم است و بسیاری از نشانههای اتیسم را میتوان به این نقص نسبت داد (لانگ و همکاران، ۲۰۲۵). رابطه میان صرفونحو، و همچنین چگونگی تعامل آنها با یکدیگر، «صرفشناسی» نامیده میشود؛ این اصطلاح همچنین برای تأکید بر این واقعیت بهکار میرود که صرفونحو بهطور متقابل به یکدیگر وابستهاند. مطالعه صرفشناسی بر تصریف و الگوهای صرفی متمرکز است و برخی رویکردهای صرف-نحوی، پدیدههای واژهسازی، ترکیب و اشتقاق را خارج از حوزه خود در نظر میگیرند. در قلمرو صرفشناسی، بررسی پدیدههایی همچون همخوانی و حاکمیت نیز قرار میگیرد (ویکی پدیا، ۲۰۲۵).
براساس دیدگاه (چامسکی، ۱۹۵۷)، ساختارهای نحوی توسط یک نظام صوری از قواعد کنترل میشوند که جملههای دستوری یک زبان را مستقل از تفسیر معنایی، تولید میکند. (ویتکه و همکاران، ۲۰۱۷) با تحلیل نمونههای زبانی ۸۲ کودک مبتلا به اتیسم نشان داد ماهیت و فراوانی خطاهای دستوری به سطح توانایی زبانی بیانی وابسته است؛ بهگونهایکه حتی کودکان با زبان بیانی بالا نیز درصد قابلتوجهی از خطاهای دستوری، بهویژه در حوزه صرفونحو و انتخاب ضمیر نشان میدهند. این یافتهها بر ناهمگونی رشد دستوری در اتیسم تأکید دارد. همچنین، نتایج مطالعه (سوکنیک و فریدمن، ۲۰۱۸) نشان میدهد اگرچه عملکرد کلی نحوی کودکان مبتلا به اتیسم و افراد دارای اختلال زبانی رشدی ممکن است مشابه به نظر برسد، اما الگوهای خطا و مکانیسمهای زیربنایی پردازش نحوی در این دو گروه متفاوت است. برایناساس، اختلال طیف اتیسم را نمیتوان معادل اختلال زبانی رشدی دانست، زیرا هریک ریشه در فرایندهای شناختی- زبانی متمایزی دارند.
پژوهشهای اخیر نشان میدهد توسعه و نگهداری مهارتهای دستوری در کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم و اختلال زبانی رشدی پیچیده و متنوع است. وانگ و همکاران، ۲۰۲۴، نشان داد کودکان مبتلا به اختلال زبانی رشدی در یادگیری و حفظ دستور زبان نسبت به همسالان با رشد معمول ضعف دارند و یافتهها با فرضیه کاستی رویهای و نظریه سیستمهای یادگیری مکمل سازگار است. منکوویچ و همکاران، ۲۰۲۲، نیز نشان داد کودکان مبتلا به اتیسم تمایل بیشتری به تکرار واحدهای واژگانی و نحوی دارند و تولید جملات پیچیدهتر با روشهای نوین تحلیل تکرار بهتر قابلارزیابی است.
قراملکی و همکاران، ۱۴۰۲، توسعه و اعتباربخشی آزمون درک دستوری ترکی آذربایجانی را گزارش کرد و آن را ابزاری معتبر برای ارزیابی بالینی و پژوهشی معرفی نمود. همچنین (کالدر و همکاران، ۲۰۲۳) نشان داد وظیفه قضاوت دستوری ابزاری حساس و قابلاعتماد برای شناسایی اختلال زبانی رشدی و ارزیابی مهارتهای مورفوسنتاکسی است.
کانو ویلاگراسا و همکاران، ۲۰۲۴، نشان داد همپوشانی اتیسم و صرع اثر منفی ترکیبی بر درک زبان دستوری دارد. درمقابل، (آرتوسو و بلاچی، ۲۰۲۳) گزارش کرد کودکان مبتلا به اتیسم بدون اختلال فکری یا زبانی میتوانند الگوهای رشدی نسبتاً مشابه همسالان با رشد معمول در زبان ساختاری نشان دهند. لارسون و همکاران، ۲۰۲۲، نشان داد حتی در کودکانی که تشخیص اتیسم را از دست دادهاند، اختلال زبان ساختاری ممکن است باقی بماند. همچنین، مارتانتی و همکاران، ۲۰۲۳، گزارش کرد داستانگویی میتواند پیچیدگی نحوی و میانگین طول جمله را در کودکان مبتلا به اتیسم افزایش دهد. اِتیم و همکاران، ۲۰۲۴ نیز نشان داد کاستیهای ریختشناختی یکی از جنبههای کلیدی محدودیتهای زبانی در این کودکان است.
مطالعه ریندال و همکاران (2021) به بررسی اختلالات زبان ساختاری و کاربردشناختی در کودکان ارجاعشده برای ارزیابی طیف اتیسم پرداخته است. شرکتکنندگان شامل ۱۷۷ کودک بودند که به دو گروه تقسیم شدند: کودکان با تشخیص اتیسم (148 نفر) و کودکان بدون تشخیص اتیسم (29 نفر). از نسخه دوم پرسشنامهی ارزیابی مهارت های ارتباطی کودکان (CCC-2 ) برای ارزیابی مهارتهای زبانی استفاده شد. همچنین، تأخیر در زبانآموزی اولیه نیز بررسی گردید. نتایج نشان داد که اختلالات زبان ساختاری و نیز اختلالات در کارکرد زبان کاربردی در میان هر دو گروه رایج بود، اما این اختلالات در گروه اتیسم بهمراتب شدیدتر ظاهر شد. همچنین مشخص شد نارسایی در زبان ساختاری با کاهش در شایستگی کاربردی زبان در هر دو گروه رابطه دارد. درعینحال، دختران کمتر دچار تأخیر زبانی و مشکلات ساختاری بودند. این یافتهها بر اهمیت ارزیابی دقیق مهارتهای زبان ساختاری در فرایند تشخیص اتیسم تأکید دارند و میتوانند در شناسایی کودکانی که نیازمند مداخلههای خاص زبانی هستند مؤثر باشند.
مطالعات نشان میدهد کودکان مبتلا به اتیسم در استفاده از مرفمهای زمان گذشته و جمع دچار دشواری هستند و میانگین طول جملات آنها پایین و نرخ خطا بالا است. مجاهدی و همکاران، ۱۳۹۷، نشان داد کودکان با عملکرد بالای اتیسم در ارجاع روایی از راهبردهای کمتر کارآمد استفاده میکنند. دلاگ و همکاران، ۲۰۲۲ نیز گزارش کرد آموزش حافظه کاری موجب بهبود تواناییهای نحوی و سرعت پردازش میشود.
جنکی و پروویچ، ۲۰۱۷، نشان داد کودکان با عملکرد بالای اتیسم در استفاده از نشانههای زمینهای عملکرد نسبتاً خوبی دارند، هرچند در سازههای عملگرایانه پیچیده ضعفهایی دیده میشود. احدی و همکاران، ۱۴۰۲، نیز دشواریهای قابلتوجهی را در نحو، مورفوسنتاکسی و آگاهی فرازبانی کودکان فارسیزبان مبتلا به اتیسم گزارش کرد. عظیمی و همکاران، ۱۴۰۳، نشان داد دوزبانگی متعادل موجب رشد بهتر ساختارهای نحوی و معنایی زبان دوم میشود.
رشد نحوی و رابطه آن با حافظه کوتاهمدت کلامی (VSTM) در کودکان دارای ناتوانی ذهنی در مطالعهای تطبیقی مورد بررسی قرار گرفت. شرکتکنندگان شامل سه گروه بودند: ۱۴ کودک با اختلال طیف اتیسم، ۲۰ کودک با سندرم داون (DS)، و ۲۱ کودک با رشد معمول که ازنظر سن ذهنی غیرکلامی همسطح بودند. آزمونها شامل درک نحوی، بیان نحوی، تکرار اعداد، واژه، شبهواژه، جمله و داستان بودند که بهمنظور سنجش جنبههای مختلف حافظه کلامی طراحی شده بودند. نتایج نشان داد هر دو گروه کودکان مبتلا به اتیسم و سندرم داون در درک و بیان ساختارهای نحوی پیچیده، عملکردی پایینتر از گروه با رشد معمول با سن ذهنی برابر داشتند. کودکان مبتلا به اتیسم در حافظه معنایی (تکرار جمله و داستان) ضعف بیشتری نشان دادند، درحالیکه کودکان دارای سندرم داون در همه انواع حافظه کوتاهمدت کلامی (شامل حافظه آوایی و معنایی) دچار افت عملکرد بودند. این یافتهها بیانگر آن است که نوع نارسایی حافظهای در هر گروه با الگوی خاصی از ضعف زبانی و نحوی همراه است. بنابراین، تمایز بین این دو نوع ناتوانی شناختی از منظر رشد زبانی برای طراحی مداخلات آموزشی مؤثر ضروری است(کازویومی و کوجیما ، ۲۰۲۲).
تیموری و همکاران، ۱۴۰۲، نیز ضعف کودکان مبتلا به اتیسم را در ساختار خرد و کلان روایتهای گفتاری تأیید کرد. در بزرگسالان، (لی و همکاران، ۲۰۲۵) نشان داد پردازش نحوی زبان و موسیقی در اتیسم با پاسخ فیزیولوژی اعصاب کاهش یافته و با تأخیری همراه است. در حوزه مداخله، (دورلمن و همکاران ، ۲۰۲۳) گزارش کرد آموزش جملات مکمل موجب بهبود همزمان نحو و نظریه ذهن میشود. (آندرسر و کاتسوس ، ۲۰۱۷) تأکید کرد دشواریهای عملگرایانه حاصل تعامل دستور، واژگان و نظریه ذهن است و (پریستری و همکاران، ۲۰۱۷) نشان داد توانایی زبانی نقش تعیینکنندهای در مهارتهای روایی کودکان مبتلا به اتیسم دارد.
درنهایت، (شافر و همکاران، ۲۰۲۳) و (تقیپور و رحمانی، ۱۴۰۴) بر شیوع اختلالات زبان ساختاری و تعامل پیچیده زبان و شناخت اجتماعی در کودکان مبتلا به اتیسم تأکید کردند. مطالعات نشان میدهد کودکان مبتلا به اتیسم در درک و بیان ساختارهای دستوری زبان فارسی دچار مشکلات جدی هستند. این نتایج نشاندهنده نیاز به توجه بیشتر به این مشکلات در برنامههای آموزشی و درمانی برای این کودکان است.
باتوجهبه اهمیت مطالب مطرحشده، در داخل کشور پژوهشهایی که مستقیماً روش بررسی اختلالات ساختارهای دستور زبان فارسی در میان کودکان اتیسم را مورد بررسی قرار داده باشند، وجود ندارد؛ لذا پژوهشهایی که در زمینه اتیسم و نزدیک به پژوهش حاضر وجود دارد، توضیح داده شد.
باتوجهبه این فرضیه که کودکان مبتلا به اتیسم در ساختارهای دستوری فارسی مشکل دارند، پژوهش حاضر به بررسی اختلالات دستور زبان فارسی در کودکان مبتلا به طیف اتیسم در مقایسه با همسالان با رشد معمول پرداخت.
روش پژوهش
طرح پژوهش و شرکتکنندگان
پژوهش حاضر از نوع مطالعه علّیمقایسهای میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه کودکان ۳-۷ ساله مبتلا به اختلال اتیسم و کودکان پیشدبستانی و دبستانی با رشد معمول که در سال تحصیلی 1401-1402 در تبریز مشغول به تحصیل بودند، تشکیل داد.
نمونههای پژوهش کودکان 3-7 ساله مبتلا به اتیسم و همتایان سنی با رشد معمول آنها بودند. باتوجهبه تعداد کودکان مبتلا به اتیسم حاضر در مراکز توانبخشی سطح شهر تبریز و محدودیت حضورشان، تمام شماری انجام شد و دقیقاً متناسب با تعدا آنها از کودکان با رشد معمول بهصورت نمونهگیری تصادفی از کودکستانها و مدارس عادی تبریز در مطالعه شرکت داده شد. این پژوهش تمام افراد موجود با شرایط ورود (۸۰ نفر) را بررسی کرد. ۴۰ نفر کودک مبتلا به اتیسم بهصورت نمونهگیری هدفمند و ۴۰ نفر کودک با رشد معمول بهصورت نمونهگیری تصادفی هدفمند و باتوجهبه ملاکهای ورود و خروج از پژوهش انتخاب شدند.
ملاکهای ورود برای گروههای آزمون و کنترل شامل ابتلا به اختلال طیف اتیسم براساس فرم غربالگری کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم، تأیید تشخیص اختلال طیف اتیسم توسط روانپزشک کودک، بودن در بازه سنی 3 تا 7 سال شمسی (۳۶ ماه تا ۸۴ ماه شمسی) و نبود اختلالات روانشناختی و روانپزشکی دیگر بهجز اتیسم و ناتوانی فکری است.
ملاکهای خروج شامل تشخیص رسمی اختلال طیف اتیسم، عدم دریافت مداخلات تخصصی گفتاردرمانی و توانایی گفتار حداقل 4 کلمهای و دریافت یک دوره آموزشی زبان فارسی در طول زمان انجام مطالعه بود.
ابزارهای پژوهش
پرسشنامه مشخصات بیمار
اطلاعات مربوط به مشخصات عمومی و جمعیتشناختی بیمار توسط آزمونگر با استفاده از این فرم جمعآوری شد و با بهکارگیری آن ، تعدادی از شرایط معیار ورود افراد شرکتکننده بررسی گردید. در این فرم اطلاعات مربوط به مشخصات فردی و نوع اختلالات گفتار و زبان برای بررسی معیار های ورود به مطالعه وجود دارد.
فرم غربالگری اختلال طیف اتیسم
این فرم برای غربالگری کودکان طیف اتیسم طراحی گردیده است و دارای ۲۶ گویه با پاسخ بله، خیر و ۵ گویه با پاسخ تک کلمه میباشد که به بررسی وضعیت زبانی ، ارتباطی و گفتاری فرد مبتلا میپردازد. این فرم توسط والدین اظهار و بهوسیله درمانگر تکمیل شد. این فرم توسط گفتار درمانگران برای ارزیابی بیماران مبتلا به اختلالات طیف اتیسم به کار میرود و از روایی و پایایی برخوردار است و ضریب پایایی آن ۸۰ درصد محاسبه شده است (نیکلاسی و همکاران، ۱۹۹۶).
آزمون آفازی دوزبانه (۱۹۸۷)
در این پژوهش، آزمون آفازی دوزبانه (پارادیس و لیبین، ۱۹۸۷) بهمنظور بررسی درک و بیان ساختارهای دستوری فارسی در میان کودکان مبتلا به اتیسم و همسالان با رشد معمول آنان مورد استفاده قرار گرفت. این آزمون یکی از ابزارهای استاندارد برای ارزیابی تواناییهای زبانی در افراد دوزبانه است و روایی و پایایی مناسبی در مطالعات مختلف گزارش شده است. در نسخه اصلی آزمون، اعتبار سازه و محتوای آن توسط متخصصان زبانشناسی و آسیبشناسی گفتار و زبان تأیید و پایایی مطلوبی گزارش شده است.
در نسخه فارسی این آزمون، محرکهای تصویری اصلی حفظ شد و جملات به زبان فارسی و متناسب با ساختارهای دستوری این زبان توسط آسیبشناس گفتار و زبان و زبانشناس تطبیق داده شد. روایی محتوایی نسخه فارسی توسط متخصصان گفتاردرمانی و زبانشناسی تأیید شد.
در پژوهش حاضر، برای اطمینان از روایی محتوایی، نسخه فارسی آزمون توسط دو متخصص گفتاردرمانی و یک زبانشناس بررسی و تأیید شد. همچنین، پایایی آزمون از طریق بررسی همسانی در اجرای آزمون توسط آزمونگر متخصص و ثبت دقیق پاسخها مورد تأیید قرار گرفت.
کودکان مبتلا به اتیسم که پیشتر توسط روانپزشک تشخیص اتیسم دریافت کرده بودند، در مطالعه گنجانده شدند. ابتدا، نسخه جزئی آزمون آفازی دوزبانه در این مطالعه استفاده شد، درحالیکه محرکهای بصری اصلی آزمون آفازی دوزبانه به کار گرفته شد، موارد آزمون به فارسی و بهصورت شفاهی توسط آزمونگر براساس هر تصویر تطبیق داده شد. این تطبیق مقدماتی تحت نظارت آسیبشناس گفتار و زبان برای ارزیابی درک و تولید ساختارهای دستوری در کودکان فارسیزبان انجام شد. سپس پاسخهای کودکان در پرسشنامه درک دستور زبان تدوینشده توسط (دوروثی بیشاپ، ۱۹۸۳) ثبت گردید (پرسشنامه جزء دستورالعمل آزمون آفازی دو زبانه است).
پس از انتخاب شرکتکنندگان، آزمون در اتاق گفتاردرمانی ۴×۳ متری انجام شد. اتاق رنگارنگ و مجهز به میز، صندلی و کابینت شیشهای حاوی پاداشها بود. هیچ محرک حسی دیگری جز موارد آزمون (تصاویر روی بایندر و برگه پاسخ) وجود نداشت. اندازه و ارتفاع میز بهگونهای بود که کودک بتواند فعالیت درخواستی را بهراحتی روی میز انجام دهد. ارتفاع صندلیهای گفتاردرمانگر و کودک تنظیم شد تا بهترین تماس چشمی ممکن را داشته باشند و در سطح یکسانی باشند. دما و روشنایی اتاق مناسب و راحت بود. بیشتر این کودکان تجربه قبلی شرکت در جلسات گفتاردرمانی داشتند و در طول آزمون همکاری و پذیرش خوبی نشان دادند.
آزمون توسط گفتاردرمانگر در حضور زبانشناس انجام شد. به کودک گفته شد «میخواهم چند تصویر به تو نشان بدهم. پس از آن یک جمله میگویم. از تو میخواهم تصویری را که مربوط به جمله من است نشان دهی. به این تصاویر نگاه کن.» بعد از اینکه کودک به تصویر نگاه کرد جمله محرک بیان شد: «نهتنها دختر، بلکه گربه هم نشسته است.»
تصویر شماره 1 نمونهای از این تصاویر میباشد. جمله یکبار گفته شد و سپس ۱۰ ثانیه مکث برای پاسخ دادن کودک در نظر گرفته شد. اگر پاسخ کودک درست نبود به تصویر صحیح اشاره میشود و گفته میشود، این تصویر مربوط به جمله «نهتنها دختر، بلکه گربه هم نشسته است.» میباشد. مجدد سؤال مطرح و از کودک خواسته شد به پاسخ صحیح اشاره کند. بعد از اطمینان از متوجه شدن کودک از نحوه آزمون، به صفحه بعد تصاویر رفته و شروع به اجرای پرسش گویههای آزمون (آزمون شامل ۳۶ گویه میباشد) شد.
تمامی گویهها دقیقاً همانگونه که در کتابچه ثبت نمرات نوشته شده بود، اجرا شدند. در مواقعی که کودک در جواب دادن با شکست مواجه شد، گویه مجدداً اجرا شد. اگر کودک بعد از دوبار اجرا باز هم پاسخ نداد، دیگر گویه تکرار نشد و نمره آن گویه روی پرسشنامه درج شد. درصورتیکه کودک برای بار سوم درخواست تکرار گویه را کرد به او گفته شد که «اجازه بده سراغ بعدی برویم» و به صفحه بعد رفته شد. هنگامی که کودک تصویر درست را انتخاب کرد به او نمره (1) و هنگامی که انتخاب او نادرست بود نمره (0) برایش ثبت شد. تعداد تکرارها ثبت شد.
پرسشنامه آزمون ادراک گرامر (TROG)
پرسشنامه (TROG) برای بخش آزمون ادراک گرامر و سنجیدن تقش نحوی به 9 قسمت تقسیمبندی شده است.
۱. ترکیب دو جز (دو اِلمان)،
۲. جملات منفی،
۳. جمله برگشتی معلوم،
۴. صرف اسامی مفرد/جمع،
۵. جمله برگشتی مجهول،
۶. فاعل توصیفشده،
۷. نهتنها x بلکه Y،
۸. جملات نسبی،
۹. جملات درونهگیریشده
هر کدام از این 9 قسمت شامل 4 گویه میباشد. اگر کودک پاسخ صحیح میداد نمره (1) و در غیر اینصورت نمره (0) برای هر گویه دریافت میکرد. تصویر شماره 2 نمونهای از بخشی از این پرسشنامه میباشد.
شیوه اجرا
این پژوهش زیر نظر دانشگاه آزاد اهر انجام شد. پیش از آغاز پژوهش، مجوزهای لازم از مراکز آموزشی و توانبخشی اخذ شد و رضایتنامه آگاهانه از والدین کودکان دریافت گردید و محققین والدین را از هدف مطالعه آگاه کردند. به شرکتکنندگان اطمینان داده شد اطلاعات آنان محرمانه باقی خواهد ماند و در هر مرحله امکان انصراف از پژوهش برای آنان وجود دارد. این مطالعه در مراکز آموزشی و توانبخشی کودکان مبتلا به اتیسم و نیز کودکستانها و مدارس عادی انجام شد. مراکز بهگونهای انتخاب شدند که شرایط نسبتاً یکسانی برای هر دو گروه فراهم شود. پژوهش در فاصله زمانی مهرماه سال ۱۴۰۱ تا اردیبهشت سال ۱۴۰۲ اجرا گردید. دادههای حاصل با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه ۲۵ تجزیهوتحلیل شدند. برای تحلیل دادهها از آمار توصیفی (میانگین و انحرافمعیار) و آزمونهای آماری مناسب از جمله یومن ویتنی و شاپروویلک استفاده و سطح معناداری کمتر از ۰۵ /۰ محاسبه شد.
یافتهها
ویژگیهای جمعیتشناختی از جمله سن، در دو گروه آزمایش و کنترل در جدول شماره 1 ارائه شده است. جدول شماره 1 نمره میانگین سن کودکان مبتلا به اتیسم ۹۱/۵ سال با انحراف استاندارد ۳۶/۱ و چولگی ۰۰۶/۱- نشان می هد. در واقع کمترین سن کودکان ۳ سال و بیشترین، ۷ سال بوده است.
برای آزمون فرضیه و بهمنظور انتخاب آزمون آماری مناسب جهت تجزیهوتحلیل دادههای گردآوریشده، ابتدا پیش نرمال بودن متغیرها مورد ارزیابی قرار داده شد تا نوع توزیع متغیرها ازلحاظ نرمال بودن پراکندگی آن ارزیابی شود که در این مورد از آزمون شاپیرو ویلک در جدول شماره 2 استفاده شد.
جدول شماره 2، نتایج آزمون شاپروویلک نشان میدهد سطح معناداری آزمون فوق در مورد تمامی متغیرها در بین کودکان ۰۵/۰>P کمتر از ۰۵/۰ میباشد و فرضیه مورد قبول میباشد. بناربراین از آزمون ناپارامتریک یومنویتنی استفاده شد که نتایج آن در جدول شماره 3 ارائه شده است.
جدول شماره 3 نتایج آزمون یومنویتنی نشان میدهد تفاوت قابلتوجهی بین کودکان با رشد معمول و کودکان مبتلا به اتیسم وجود دارد. درک و بیان ترکیب دو عنصر (۰۵/۰
نتایج جدول شماره 4 نشان میدهد درک و بیان ترکیب دو عنصر در میان کودکان مبتلا به اتیسم با میانگین رتبه ۲۵/۲۲ پایینتر از کودکان با رشد معمول با میانگین رتبه ۷۵/۵۸ است. درک و بیان جملات منفی در میان کودکان مبتلا به اتیسم با میانگین رتبه ۶۵/۲۳ پایینتر از کودکان با رشد معمول با میانگین رتبه ۳۵/۵۷ است. درک و بیان جملات بازگشتی در میان کودکان مبتلا به اتیسم با میانگین رتبه ۵۶/۲۲ پایینتر از کودکان با رشد معمول با میانگین رتبه ۴۴/۵۸ است. درک و بیان اسمهای مفرد/جمع در میان کودکان مبتلا به اتیسم با میانگین رتبه ۲۶/۲۳ پایینتر از کودکان با رشد معمول با میانگین رتبه ۷۴/۵۷ است.

درک و بیان جمله غیرفعال در میان کودکان مبتلا به اتیسم با میانگین رتبه ۱۶/۱۶ پایینتر از کودکان با رشد معمول با میانگین رتبه ۸۴/۵۴ است. درک و بیان موضوع توصیفشده در میان کودکان مبتلا به اتیسم با میانگین ۸/۲۴ پایینتر از کودکان با رشد معمول با میانگین رتبه ۲/۵۶ است. درک و بیان نهتنها X بلکه Y در میان کودکان مبتلا به اتیسم با میانگین رتبه ۸۹/۲۲ پایینتر از کودکان با رشد معمول با میانگین رتبه ۱۱/۵۸ است. درک و بیان جملات نسبی در میان کودکان مبتلا به اتیسم با میانگین رتبه ۱۴/۳۰ پایینتر از کودکان با رشد معمول با میانگین رتبه ۸۶/۵۰ است. درک و بیان جملات موضوعهشده در میان کودکان مبتلا به اتیسم با میانگین رتبه ۱۱/۲۵ پایینتر از کودکان با رشد معمول با میانگین رتبه ۷۹/۵۵ است.
در مجموع، درک و بیان ساختار دستوری فارسی در میان کودکان مبتلا به اتیسم با میانگین رتبه ۹۶/۲۰ پایینتر از کودکان با رشد معمول با میانگین رتبه ۰۴/۶۰ است. درواقع، کودکان مبتلا به اتیسم در درک و بیان ساختار دستوری فارسی در شاخصهای مختلف دچار اختلال هستند.
بحث و نتیجهگیری
هدف پژوهش حاضر بررسی درک و بیان ساختارهای دستوری زبان فارسی در کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم بود. در راستای فرضیه پژوهش مبنی بر وجود اختلال در درک و بیان ساختارهای دستوری زبان فارسی در کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم، نتایج نشان داد این کودکان در مقایسه با همسالان با رشد معمول، عملکرد ضعیفتری در درک و تولید ساختارهای دستوری دارند. این یافته فرضیه پژوهش را تأیید میکند و نشان میدهد اختلال طیف اتیسم با کاستیهایی در پردازش و تولید ساختارهای مورفوسنتاکسی همراه است.
این یافته با نتایج پژوهشهای پیشین همسو است. برایمثال، (احدی و همکاران، ۱۴۰۲) گزارش کردند کودکان فارسیزبان مبتلا به اتیسم در حوزههای نحو، مورفوسنتاکسی و آگاهی فرازبانی با دشواریهای قابلتوجهی مواجه هستند. همچنین، (اِتیم و همکاران، ۲۰۲۴) نشان دادند این کودکان در استفاده از ساختارهای صرفی، ازجمله نشانگرهای زمان و جمع، عملکرد ضعیفتری دارند و میزان خطاهای دستوری در آنها بیشتر است. افزونبراین، (ویتکه و همکاران، ۲۰۱۷) نشان دادند حتی کودکان مبتلا به اتیسم با سطح زبان بیانی بالا نیز در تولید ساختارهای نحوی صحیح، بهویژه در کاربرد ضمایر و ساختارهای پیچیده، دچار خطا میشوند. این همسویی نشان میدهد نقص در ساختارهای دستوری یکی از ویژگیهای مهم اختلال زبانی در کودکان مبتلا به اتیسم است. یافتههای این پژوهش همچنین با نتایج (سوکنیک و فریدمن، ۲۰۱۸) همخوانی دارد که نشان دادند اگرچه عملکرد کلی نحوی در برخی کودکان مبتلا به اتیسم ممکن است مشابه سایر گروهها باشد، اما مکانیسمهای پردازش نحوی در این کودکان متفاوت است.
علاوهبراین، (لی و همکاران، ۲۰۲۵) نشان دادند پردازش نحوی در افراد مبتلا به اتیسم با پاسخهای نوروفیزیولوژیکی کاهش یافته و با تأخیری همراه است که نشاندهنده تفاوت در پردازش عصبی زبان در این افراد است. این یافتهها نشان میدهد نقص در ساختارهای دستوری میتواند ناشی از تفاوت در مکانیسمهای شناختی و عصبی پردازش زبان باشد. این یافته را میتوان براساس نظریه ذهن و نظریههای شناختی زبان تبیین کرد. براساس نظریه ذهن، کودکان مبتلا به اتیسم در درک حالات ذهنی و دیدگاههای دیگران دچار مشکل هستند، و این نقص میتواند بر توانایی آنها در پردازش و تولید ساختارهای زبانی پیچیده تأثیر بگذارد.
ازسویدیگر، براساس نظریه دستور زایشی (چامسکی، ۱۹۵۷)، تولید و درک جملات مستلزم پردازش قواعد نحوی و ساختارهای صوری زبان است و هرگونه نقص در سیستمهای شناختی مرتبط میتواند به اختلال در عملکرد دستوری منجر شود. همچنین، نظریه سیستمهای یادگیری مکمل (وانگ و همکاران، ۲۰۲۴) بیان میکند یادگیری ساختارهای دستوری به تعامل میان سیستمهای حافظه رویهای و اعلانی وابسته است و اختلال در این سیستمها میتواند موجب ضعف در مهارتهای دستوری شود.
از دیدگاه پژوهشگر، ضعف در درک و بیان ساختارهای دستوری در کودکان مبتلا به اتیسم میتواند ناشی از محدودیت در پردازش شناختی، حافظه کاری، و یکپارچهسازی اطلاعات زبانی باشد. این کودکان اغلب در پردازش ساختارهای پیچیده زبانی و استفاده از قواعد دستوری در بافتهای ارتباطی با مشکل مواجه هستند.
علاوهبراین، محدودیت در تعاملات اجتماعی و تجربههای زبانی میتواند فرصتهای یادگیری و تقویت ساختارهای دستوری را کاهش دهد. این عوامل میتوانند موجب شوند این کودکان در درک و تولید ساختارهای دستوری عملکرد ضعیفتری نسبت به همسالان خود داشته باشند. بهطورکلی، نتایج این پژوهش نشان داد کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم در درک و بیان ساختارهای دستوری زبان فارسی دچار ضعف هستند. این یافته اهمیت ارزیابی دقیق مهارتهای دستوری و توجه به جنبههای ساختاری زبان در فرایند تشخیص و مداخله را نشان میدهد. باتوجهبه نقش اساسی ساختارهای دستوری در برقراری ارتباط مؤثر، بهبود این مهارتها میتواند نقش مهمی در ارتقای تواناییهای ارتباطی و اجتماعی این کودکان داشته باشد.
ازجمله محدودیتهای پژوهش حاضر میتوان به محدود بودن حجم نمونه و تمرکز بر یک گروه سنی خاص اشاره کرد که ممکن است تعمیمپذیری نتایج را محدود کند. همچنین، تفاوتهای فردی در سطح عملکرد شناختی، زبانی و میزان شدت اختلال میتواند بر نتایج تأثیرگذار باشد. پیشنهاد میشود پژوهشهای آینده با حجم نمونه بزرگتر و در گروههای سنی مختلف انجام شود و تأثیر برنامههای مداخلهای زبانی بر بهبود مهارتهای دستوری این کودکان مورد بررسی قرار گیرد.
از نظر کاربردی، نتایج این پژوهش میتواند برای آسیبشناسان گفتار و زبان، روانشناسان، و متخصصان آموزش ویژه مفید باشد. طراحی برنامههای آموزشی و درمانی مبتنی بر تقویت مهارتهای دستوری میتواند به بهبود تواناییهای ارتباطی این کودکان کمک کند.
از جمله پیشنهادهای پژوهشی که میتوان به آن اشاره کرد، استفاده از روشهای آموزشی هدفمند برای تقویت ساختارهای نحوی و صرفی میتواند نقش مهمی در ارتقای عملکرد زبانی و کیفیت زندگی کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم داشته باشد
ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش
قبل از اجرای پروتکل پژوهش، کد اخلاق با شماره ۱۴۰۱.۲۶۷ IR.IAU.TABRIZ.REC.اخذ شد.
حامی مالی
این پژوهش برگرفته از رساله دکتری آرزو فیروزی، رشته زبانشناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهر است و هیچگونه کمک مالی از سازمانیهای دولتی، خصوصی و غیرانتفاعی دریافت نکرده است.
مشارکت نویسندگان
همه نویسندگان بهطور یکسان در مفهوم و طراحی مطالعه، جمعآوری و تجزیهوتحلیل دادهها، تفسیر نتایج و تهیه پیشنویس مقاله مشارکت داشتند.
تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله تعارض منافع ندارد.
تشکر و قدردانی
بدین وسیله از تمامی افرادی که در انجام این پژوهش همکاری و مساعدت داشتهاند، از جمله کودکان اتیسم و خانواده هایشان، قدردانی و تشکر میشود.
References
Akhgari, M. R., Pourmohamadreza-Tajrishi, M., Movallali, G., & Bidhendi Yarandi, R. (2021). Designing Social Stories Program and Determining Its Efficacy on Social Skills and Its Three Components of Children with Autism Spectrum Disorder. Journal of Childhood Health and Education, 2(3), 98-122. [Link]
Artuso, C., & Belacchi, C. (2023). Implicit grammatical gender representation in Italian children with autism without intellectual/language disorder. Children, 10(11), 1737. [DOI:10.3390/children10111737]
Ahadi, H., Abbasi, H., & Fekar Gharamaleki, F. (2023). Linguistic and metalinguistic characteristics of Persian-speaking children with autistic spectrum disorders: A systematic review. Journal of Public Health Research, 12(3), 1–9. [DOI:10.1177/22799036231189068]
Azimi, M., Zarifian, T., Karimijavan, G., Fekar Gharamaleki, F., & Vahedi, M. (2024). Investigating morphosyntactic and semantic measures in bilingual Azeri-Persian speaking children aged 5.5 to 6.5 years with and without language impairment. Applied Neuropsychology: Child. Advance online publication. [DOI:10.1080/21622965.2024.2417810]
Andrés-Roqueta, C., & Katsos, N. (2017). The contribution of grammar, vocabulary and theory of mind in pragmatic language competence in children with autistic spectrum disorders. Frontiers in Psychology, 8, 996. [DOI:10.3389/fpsyg.2017.00996]
Bishop, D. V. M. (2003b). The Test for Reception of Grammar, Version 2 (TROG-2). London: Harcourt Assessment. [Link]
Chomsky, N.(1957). Syntactic structures. The Hague: Mouton. [DOI:10.31513/linguistica.2017.v13n2a14026]
Calder, S. D., Visentin, D., Claessen, M., Hollingsworth, L., Ebbels, S., & Smith-Lock, K., et al. (2023). The grammaticality judgement of inflectional morphology in children with and without Developmental Language Disorder. Clinical Linguistics & Phonetics. [DOI:10.1080/02699206.2023.2236768]
Cano Villagrasa, A., Porcar Gozalbo, N., Valles González, B., & López-Zamora, M. (2024). The comprehension of grammatical structures in a pediatric population with ASD and epilepsy: A comparative study. Journal of Autism and Developmental Disorders. Advance online publication. [DOI:10.1007/s10803-024-06291-9]
Durrleman, S., Bentea, A., Prisecaru, A., Thommen, E., & Delage, H. (2023). Training syntax to enhance Theory of Mind in children with ASD. Journal of Autism and Developmental Disorders, 53(6), 2444–2457. [DOI:10.1007/s10803-022-05507-0]
Delage, H., Eigsti, I. M., Stanford, E., & Durrleman, S. (2022). A preliminary examination of the impact of working memory training on syntax and processing speed in children with ASD. Journal of Autism and Developmental Disorders, 52(10), 4233–4251. [DOI:10.1007/s10803-021-05295-z]
Etim, V. E., Okon, E. A., & Ushuple, L. M. (2024). Expressive morphological deficiencies in children with autism: Regular past inflections and pluralization morphemes. Journal of Child Language Acquisition and Development(JCLAD),12(2),1082–1104. [DOI:10.5281/zenodo.14032659]
Fekar Gharamaleki, F., Darouie, A., Ebadi, A., Zarifian, T., & Ahadi, H. (2024). [Designing and preliminary validation of an Azerbaijani-Turkish grammar comprehension test for 4–6 years old children (Persian)]. Archives of Rehabilitation, 24(4), 472–495. [DOI:10.32598/RJ.24.4.2131.2]
Janke, V., & Perovic, A. (2017). Contrasting complement control, temporal adjunct control and controlled verbal gerund subjects in ASD: The role of contextual cues in reference assignment. Frontiers in Psychology, 8, Article 448. [DOI:10.3389/fpsyg.2017.00448]
Karimzadeh, M., & Kazemi, J. (2021). Exploring and Comparing the Personality of Autistic and Normal Children through the Symbolic Elements of Colored Drawings. Journal of Childhood Health and Education, 2(2), 13-25. [Link]
Koizumi, M., & Kojima, M. (2022). Syntactic development and verbal short-term memory of children with autism spectrum disorders having intellectual disabilities and children with Down syndrome. Autism & Developmental Language Impairments, 7, 1–13. [DOI:10.1177/23969415221109690]
Long, E. L., Catmur, C., & Bird, G. (2025). The theory of mind hypothesis of autism: A critical evaluation of the status quo.Psychological Review. Advance online publication. [DOI:10.1037/rev0000532 ]
Larson, C., Rivera-Figueroa, K., Thomas, H. R., Fein, D., Stevens, M. C., & Eigsti, I.-M. (2022). Structural language impairment in Autism Spectrum Disorder versus Loss of Autism Diagnosis: Behavioral and neural characteristics. NeuroImage: Clinical, 34, 103043. [DOI:10.1016/j.nicl.2022.103043]
Li, J., Petrova, A., Bernotaite, Z., Sujawal, M., Zhao, C., & Ahmed, H., et al. (2025). Linguistic and musical syntax processing in autistic and non‐autistic individuals: An event‐related potential (ERP) study. Autism Research, 18(6), 1245–1256. [DOI:10.1002/aur.70038]
Martanti, S., Sumarlam, S., Andayani, A., & Suganda, M. A. (2023). Language development of autistic children on syntactic acquisition in Indonesia through story stimulus. International Journal of Professional Business Review, 8(9), e03276. [DOI:10.26668/businessreview/2023]
Mankovich, A., Blume, J., Wittke, K., Mastergeorge, A. M., Paxton, A., & Naigles, L. R. (2022). Say that again: Quantifying patterns of production for children with autism using recurrence analysis. Frontiers in Psychology, 13, 999396. [DOI:10.3389/fpsyg.2022.999396]
Mojahedi Rezaeian, S., Ahangar, A. A., Hashemian, P., & Mazaheri, M. (2018). Character reference choice in the narratives by Persian-speaking children with autism spectrum disorder. Journal of Modern Rehabilitation, 12(1), 45–60. [DOI:10.32598/jmr.12.1.45]
Nicolosi, L., Harryman , E., & Kresheck, J. (2004). Terminology of communication disorders: Speech-language-hearing. Lippincott Williams & Wilkins. [Link]
Paradis, M., & Libben, G. (214). The assessment of bilingual Aphasia. Milton Park: Taylor & Francis. [Link]
Peristeri, E., Andreou, M., & Tsimpli, I. M. (2017). Syntactic and story structure complexity in the narratives of high- and low-language ability children with autism spectrum disorder. Frontiers in Psychology, 8, 2027. [DOI:10.3389/fpsyg.2017.02027]
Reindal, L., Nærland, T., Weidle, B., Lydersen, S., Andreassen, O. A., & Sund, A. M. (2021). Structural and pragmatic language impairments in children evaluated for autism spectrum disorder (ASD). Journal of Autism and Developmental Disorders, 53(2), 701–719. [DOI:10.1007/s10803-020-04853-1]
Schaeffer, J., Abd El-Raziq, M., & Castroviejo, E. (2023). Language in autism: Domains, profiles and co-occurring conditions. Journal of Neural Transmission, 130, 433–457. [DOI:10.1007/s00702-023-02592-y]
Sukenik, N., & Friedmann, N. (2018). ASD is not DLI: Individuals with autism and individuals with syntactic DLI show similar performance level in syntactic tasks, but different error patterns. Frontiers in Psychology, 9, 279. [DOI:10.3389/fpsyg.2018.00279]
Teimouri Sangani, M., Nakhostin Ansari, N., Soleymani, Z., Jalilevand, N., Sohrabi, M., & Mohamadi, R., et al. (2023). Narrative microstructure and macrostructure skills of Persian-speaking children with autism spectrum disorder. Medical Journal of the Islamic Republic of Iran, 37, Article 119. [DOI:10.47176/mjiri.37.119 ]
Taghipour, S., (2025). “One morphology, different syntax: The case of Persian psychological constructions”, Glossa: A Journal of General Linguistics, 10(1). [DOI:10.16995/glossa.16606]
Wikipedia Contributors. (2025). Morphology (linguistics). In Wikipedia, The Free Encyclopedia. Retrieved from: [Link]
Wittke, K., Mastergeorge, A. M., Ozonoff, S., Rogers, S. J., & Naigles, L. R. (2017). Grammatical language impairment in autism spectrum disorder: Exploring language phenotypes beyond standardized testing. Frontiers in Psychology, 8, 532. [DOI:10.3389/fpsyg.2017.00532]
Wong, A. M. Y., Au, C. W. S., Chan, A., & Momenian, M. (2024). A comparison of learning and retention of a syntactic construction between Cantonese-speaking children with and without DLD in a priming task. Brain and Language, 251, 105404. [DOI:10.1016/j.bandl.2024.105404]