دوره 6، شماره 4 - ( دوره 6، شماره 4 (پیاپی 22) 1404 )                   جلد 6 شماره 4 صفحات 555-540 | برگشت به فهرست نسخه ها

Ethics code: 14030905/273/3


XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Mirgol A, Ghorbani Z, Mohammadi F, Alisoufi A N, Soheyli M. (2026). Comparing the Effect of Islamic Quality of Life Education and Dialectical Behavior Therapy Skills on Self-Harming Behaviors in Delinquent Adolescents. Journal of Childhood Health and Education. 6(4), 540-555. doi:10.32598/JECHE.6.4.369.1
URL: http://jeche.ir/article-1-336-fa.html
میرگل احمد، قربانی زهرا، محمدی فرشید، علیصوفی الله نظر، سهیلی مرضیه.(1404). مقایسه اثربخشی آموزش ‌ارتقای‌کیفیت ‌زندگی ‌اسلامی و مهارت‌های رفتاردرمانی دیالکتیکی بر رفتارهای خودآسیب‌رسان در نوجوانان بزهکار فصلنامه سلامت و آموزش در دوران کودکی 6 (4) :555-540 10.32598/JECHE.6.4.369.1

URL: http://jeche.ir/article-1-336-fa.html


1- گروه روان شناسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه پیام نور، زاهدان، ایران.
2- گروه روانشناسی تربیتی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3- گروه آموزش روانشناسی و مشاوره، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.
4- گروه روانشناسی تربیتی، واحد علوم تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
متن کامل [PDF 6853 kb]   (169 دریافت)     |   چکیده (HTML)  (495 مشاهده)
متن کامل:   (28 مشاهده)
مقدمه
نوجوانی نشان‌دهنده دوره رشدی است که با افزایش تکانشگری و درگیر شدن در رفتارهای مخاطره‌آمیز مشخص می‌شود، از جمله افکار و رفتارهای آسیب‌رسان به خود که با شرایط منفی سلامت‌روانی و جسمی مرتبط است که تا بزرگسالی ادامه می‌یابد (ویلوقبی و همکاران، 2021). دین اسلام به انسان‌ها نشان می‌دهد که در کنار زندگی مادی به زندگی ماندگار اخروی توجه کنند و همین رویکرد به تحمل دشواری‌ها و افزایش کیفیت زندگی منجر خواهد شد (یدالله‌پور و همکاران، 1392).
در آموزه‌های اسلام، حیات بزرگ‌ترین موهبت الهی به انسان است. بااین‌حال، برخی نوجوانان در مواجهه با فشارهای خانوادگی و اجتماعی ممکن است به رفتارهای پرخطر ازجمله خودآسیب‌رسانی روی آورند (مشک‌آبادی و همکاران، 1403). رفتار خودآزاری غیرخودکشی در کودکان و نوجوانان یک نگرانی عمده است که به ارزیابی و توجه دقیق متخصصان سلامت‌روان نیاز دارد (افراهی، 1402). رفتار آسیب‌رسان به خود می‌تواند به‌عنوان یک «مکانیسم مقابله» یا استراتژی تنظیم هیجانی عمل کند (پدرولا-پونزو همکاران، 2024). 
رفتارهای خودآسیب‌رسان شامل بریدن یا کندن سطحی پوست با یک جسم تیز، ضربه زدن به خود و برداشتن زخم است. علاوه‌براین، کوبیدن، سوزش و سوء مصرف مواد نیز اشکال رایج رفتارهای خودآسیب‌رسان هستند (کلونسکی و موهلنکامپ، 2007). مطالعات متاآنالیز شیوع رفتارهای خودآسیب‌رسان را در طول زندگی 1/22 درصد تخمین می‌زنند (لیم و همکاران، 2019). تحقیقات اخیر نشان می‌دهد افرادی که به خود آسیب می‌رسانند، به‌ طورکلی سطوح بالاتری از عاطفه منفی را نسبت به افرادی که به خود آسیب نمی‌رسانند تجربه می‌کنند (رز و هیث، 2003). پژوهش سون و همکاران (2021) نشان داد 73/0درصد از نمونه‌ها برای رهایی از یک حالت وحشتناک ذهنی به خود آسیب می‌زنند.
به‌طورکلی تفکر خودکشی ازجمله افکار پایدار در ذهن افرادی است که اقدام به خودکشی می‌نمایند و یا از این عمل خودداری می‌کنند. آمار کمتر خودکشی درکشورهای اسلامی نشان‌دهنده تأثیر مستقیم و غیرمستقیم دین اسلام در پاسداشت حیات انسان است. آیه ۲۹ سوره نساء -«و لا تقتلوا انفسکم ان الله کان بکم رحیما»- به‌طور مستقیم خودکشی را تحریم نموده است. همچنین دین اسلام با مداخله غیرمستقیم و ارائه راهکارهای کنترل دلایل متعدد تفکر خودکشی همچون افسردگی و مشکلات روانی، خانوادگی، اجتماعی و ضربات عاطفی، منجر به خاموش شدن تفکر خودکشی و ادامه حیات انسان می‌گردد. بر اساس نتایج تحقیق صابرپور و همکاران (1403) توسل به رهنمودهای قرآن کریم و ائمه اطهار (ع) می‌تواند در تحمل شرایط سخت زندگی و جلوگیری از دامن گیرشدن شعله‌های تفکر خودکشی مؤثر باشد.
رفتار خودآسیب‌رسان یک مشکل مهم بهداشت عمومی در نوجوانان است که از جنبه تنبیهی شیوع بالایی دارد. امروزه، طیف گسترده‌ای از برنامه‌های درمانی خاص با هدف پیشگیری از رفتارهای خودآزاری و خودآسیب‌رسانی در نوجوانان وجود دارد. این برنامه‌ها بسته به مدل مداخله روان‌شناختی اعمال‌شده کارایی نسبی را نشان می‌دهند. 
یکی از درمان‌هایی که با هدف درمان برخی مشکلات به‌ویژه رفتارهای خودآسیب‌رسان در نوجوانان بزهکار مورد استفاده قرار گرفته است، رفتار درمانی دیالکتیکی است. مداخلات مبتنی بر رفتار درمانی دیالکتیکی یک رویکرد مفید برای کاهش علائم بیرونی (مانند پرخاشگری و سرکشی) در بین نوجوانان است (جاکوبویک و درابیک، 2023). درواقع رفتار درمانی دیالکتیکی، رویکردی شناختی-رفتاری است که در ابتدا برای درمان اختلال شخصیت مرزی ابداع شد. این رویکرد، مداخلات مربوط به درمان‌های شناختی-رفتاری را که مبتنی بر اصل تغییر است با آموزه‌ها و فنون فلسفه‌ شرقی ذن که مبتنی بر اصل پذیرش است، درآمیخته و براین‌اساس چهار مؤلفه مداخله‌ای را در شیوه‌ درمان گروهی خود مطرح می‌کند: ذهن‌آگاهی و تحمل پریشانی به‌عنوان مؤلفه‌های پذیرش و تنظیم هیجانی و کارآمدی بین فردی به‌عنوان مؤلفه‌های تغییر (لینهان و همکاران، 2002). مطالعه یوسفی و همکاران (1394) اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیک بر پرخاشگری، رفتارهای خودآسیب‌رسان و خودتنظیمی هیجانی نوجوانان بزهکار را نشان داده‌اند.
ازطرفی، یکی دیگر از روش‌های درمان که ریشه در روان‌شناسی مثبت‌گرا دارد، درمان مبتنی بر کیفیت زندگی است. باتوجه‌به جنبه‌هایی که در این روش درمانی تأکید می‌شود، بهزیستی فردی از طریق قلمروهای عاطفی و ذهنی تقویت شود (دماوندیان و همکاران،1400). در درمان مبتنی بر کیفیت زندگی، سعی می‌شود تغییراتی در پنج حوزه یعنی، شرایط زندگی، نگرش‌ها یا ادراک، استانداردهای تعریف‌شده برای خویش، ارزش‌ها و رضایت عمومی از زندگی به دست آید (فریچ، 2016). 
عملکرد خانواده نیز یکی از شاخص‌های مهم تضمین‌کننده کیفیت زندگی و سلامت‌روانی خانواده و اعضای آن است، همچنین رابطه منفی آنان به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل ایجادکننده و نگهدارنده اختلالات روحی و هیجانی افراد مطرح می‌شود. ازسوی‌دیگر، اولین خطاب آیات قرآن به مومنان، مربوط به یک سبک رفتاری است نه یک اخلاق یا عقیده و خداوند علاوه‌بر نقد آن به‌عنوان یک سبک به زیبایی و عدم زیبایی آن نیز توجه دارد (باغبان، 1398). 
کیفیت زندگی از دیدگاه اسلامی، به مجموعه‌ای از موضوعات مورد قبول اسلام اشاره دارد که بر اساس آن، معیار رفتار ما باید مبتنی بر اسلام و آموزه‌های اسلامی باشد. خدامحوری، آخرت‌محوری و حاکمیت ارزش‌های اسلامی از مهم‌ترین معیارهای این سبک از زندگی است؛ سبک‌زندگی‌اسلامی به پشتوانه رهنمودها دین اسلام در رشد شاخص‌های بهزیستی اجتماعی نقش قابل‌توجهی داد و شکوفایی، انسجام و مشارکت اجتماعی از پیامدها قابل‌توجیه سبک‌زندگی‌اسلامی است (سراج‌زاده اصفهانی و همکاران، 1399). 
در این راستا نتایج پژوهش سراج‌زاده اصفهانی و همکاران (1399) نشان داد متغیرها سبک ‌زندگی ‌اسلامی و مهارت‌های اجتماعی قادر به پیشبینی بهزیستی اجتماعی است. همچنین نتایج پژوهش افخمی اردکانی و همکاران (1397) نشان داد درمان کیفیت زندگی مبتنی بر معنویت درمانی اسلامی به بهبود مشکلات روانی مادران کودکان اوتیستیک ازجمله سازگاری اجتماعی این کودکان کمک می‌کند. یافته‌های پژوهش کنتاپ و همکاران (2021) نشان می‌دهد برخی از نوجوانان، ناراحتی‌های روانی و تناقضات درونی خود را به‌وسیله رفتارهایی مانند خودآسیبی بیان می‌کنند تا هیجانات منفی را از خود دور کنند. 
با اینکه محققان در سال‌های اخیر، خودآزاری عمدی در نوجوانان را مورد توجه قرار داده‌اند، اما هنوز اطلاعات کمی درباره این رفتار آسیب‌رسان وجود دارد. همچنین درباره میزان شیوع رفتارهای خودآسیبی در نمونه‌های غیربالینی اطلاعات دقیقی در دست نیست. با در نظرگرفتن اهمیت این موضوع، تأثیر عوامل مختلف بر خودآسیبرسانی نوجوانان، خصوصاً نوجوانان بزهکار بر کسی پوشیده نیست. بنابراین استفاده از روش‌های پیشگیری و درمان ضرورتی انکارناپذیر است. بنابراین فرضیه‌های پژوهش حاضر به شرح زیر است:
1. درمان ارتقای کیفیت زندگی و آموزش مهارت‌های رفتاردرمانی دیالکتیکی نقش مؤثری در کاهش رفتارهای خودآسیب‌رسان نوجوانان ایفا می‌کنند. 
2. استفاده از رفتاردرمانی دیالکتیکی و درمان ارتقای کیفیت زندگی بر بهبود کارکردهای درون فردی و بهبود کارکردهای بین فردی در مرحله پس‌آزمون تأثیر دارد.

روش پژوهش

طرح پژوهش و شرکت‌کنندگان

این پژوهش مطالعه‌ای شبه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون-پیگیری (دو گروه آزمون و یک گروه کنترل) است و ازلحاظ رویکرد انجام تحقیق، پژوهشی کمّی می‌باشد جامعه در این پژوهش کلیه نوجوانان مقیم کانون اصلاح و تربیت شهر زاهدان در سال میلادی 2024 بود.  با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند و با بهره‌گیری از نرم‌افزار جی‌پاور (ا ندازه اثر=15/0) و حجم مناسب نمونه برای مطالعات نیمه‌تجربی، حجم نمونه مطالعه حاضر 60 نوجوان تعیین گردید. به این صورت که ابتدا لیست نوجوانانی که سابقه رفتارهای خودآسیب‌رسان (شرط ورود به مطالعه) را در پروندهی خود داشتند، تهیه شد. سپس تعداد 6۰ داوطلب از بین نوجوان واجد شرایط، انتخاب شد. در پایان و به‌صورت تصادفی ساده (قرعه‌کشی) در دو گروه ازمون و یک کنترل (هر گروه 20 نفر) جایگزین شدند.  
ملاک‌های ورود شامل سن بین 12 تا 17 سال،  اعلام آمادگی، توانایی حضور در تمام جلسات، دارای سابقه خودآسیب‌رسان و دریافت نکردن برنامه مداخله‌های هم‌زمان بود. ملاک‌های خروج شامل غیبت بیش از 1 جلسه در جلسات درمان و انجام ندادن تکالیف بود. همچنین درباره محرمانه ماندن اطلاعات به نمونه‌های پژوهش اطمینان داده شد. ابزار سنجش در این پژوهش پرسش‌نامه خودآسیب‌رسانی کلونسکی و گلن بود. 

ابزارهای پژوهش

پرسش‌نامه رفتارهای خودآسیب‌رسان (2009)

  این پرسش‌نامه را کلونسکی و گلین (2009) ساخته‌اند. این سیاهه شامل 2 کارد کارکرد درون فردی و بین فردی و 39 سؤال است. نمرات به‌صورت لیکرت سه گزینه‌ای از کاملاًً غیرمرتبط (0) تا حدی مرتبط (1) نمره و کاملاًً مرتبط (2) نمره درجه‌بندی شده است. بنابراین هریک از خرده‌مقیاس‌ها از (0) تا (6) نمره‌گذاری می‌شوند. در یک پژوهش روایی صوری و محتوایی این سیاهه با نظر اساتید دانشگاه مورد تأیید قرار گرفته است و همچنین برای بررسی همسانی درونی آلفای کرونباخ 71/0 محاسبه شده است (پیمان و همکاران، 2017). در پژوهش حاضر به‌منظور تعیین روایی صوری پرسش‌نامه توسط 3 نفر از اعضای هیئت علمی مورد تأیید قرار گرفت. برای بررسی همسانی درونی پرسش‌نامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است که ضریب آلفای کرونباخ مرحله پیش‌آزمون 78/0 و مرحله پس‌آزمون 79/0 به دست آمده است.

معرفی برنامه مداخله 
در پژوهش حاضر برای گروه مداخله پروتکل‌درمانی زیر استفاده شد:
 
پروتکل رفتار درمانی دیالکتیکی 

 در پژوهش حاضر جلسات مداخله گروه آزمایش اول براساس پروتکل مطرح‌شده در پژوهش اقتباس از لینهان و همکاران (2002) طراحی شده است. این مداخله شامل 8 جلسه، 90 دقیق‌های که به‌صورت گروهی در طول 2 ماه و هر هفته‌ یک جلسه با پروتکل ارائه‌شده در جدول شماره 1 به نوجوانان بزهکار آموزش داده شد.



 پروتکل آموزش ارتقای کیفیت زندگی
 در پژوهش حاضر جلسات مداخله گروه آزمایش دوم براساس پروتکل مطرح‌شده در پژوهش از نجارپور استادی و همکاران (1398) و هاشمی نصرت‌آباد و همکاران (1401) طراحی شده است. این مداخله شامل7 جلسه هر هفته‌ 2 جلسه و هر جلسه 90 دقیقه به‌صورت گروهی با  پروتکل ارائه‌شده در جدول شماره 2 به نوجوانان بزهکار آموزش داده شد.




شیوه اجرا
حریم خصوصی آزمودنی‌ها نیز در طول پژوهش رعایت و گزارش پژوهش به‌گونه‌ای تهیه و ارائه شد که شناسایی آزمودنی‌ها ممکن نباشد. برای انجام پژوهش حاضر، پس از هماهنگی و اخذ مجوزهای لازم و هماهنگی با کانون اصلاح و تربیت، ابتدا به نمونه پژوهش علاوه‌بر بیان هدف و اهمیت پژوهش، درباره رعایت نکات اخلاقی اطمینان خاطر داده شد و آنان رضایت‌نامه شرکت آگاهانه و داوطلبانه در پژوهش را امضاء کردند. روند اجرای پژوهش به این صورت بود که باتوجه‌به معیارهای ورود و خروج 60 نوجوان از داوطلبان انتخاب و به‌صورت جایگزینی یا گمارش تصادفی در دو گروه آزمون و یک گروه کنترل قرار گرفتند. پس از اجرای پیش‌آزمون پرسش‌نامه خودآسیب‌رسانی، از هر دو گروه آزمون و گروه کنترل (20نفر در هر گروه)؛ جلسات آموزش‌ارتقای‌کیفیت‌زندگی‌اسلامی در قالب 8 جلسه در طول 2 ماه، هفته‌ای 1 جلسه و هر جلسه 90 دقیقه به‌صورت گروهی و رفتار درمانی دیالکتیکی در قالب 7 جلسه هر هفته 2 جلسه و هر جلسه 90 دقیقه اجرا شد.
جلسات درمانی در کانون اصلاح تربیت شهر زاهدان توسط یک متخصص روان‌شناسی با درجه دکتری برگزار شد. جهت جلوگیری از ریزش اعضای گروه‌ها، حین مصاحبه اولیه، از نوجوانان و مدیر کانون خواسته شد تعهد خود را نسبت به شرکت در کل جلسات حفظ کنند. این امر در طول جلسات نیز رصد می‌شد و همبستگی گروهی که بین اعضا ایجاد شده بود، مانع ریزش افراد گروه گردید. بعد از اتمام جلسات، آزمودنی‌ها پس‌آزمون پرسش‌نامه رفتارهای خودآسیب‌رسان کلونسکی و گلین (2009) را تکمیل کردند. پس از گذشت 2 ماه از اجرای پس‌آزمون مجدداً این در مورد تمامی آزمودنی‌ها اجرا شد تا اثرات آموزش ارتقای کیفیت زندگی و آموزش مهارت‌های رفتاردرمانی دیالکتیکی در طول زمان مشخص گردد. برای اینکه گروه کنترل بدون هیچ‌گونه آموزشی فرایند پژوهش را ترک نکنند، پس از اتمام پژوهش، فنون آموزش داده‌شده به دو گروه آزمایش، در قالب پکیج آموزشی به اعضای گروه کنترل ارائه شد. در این پژوهش تمام اصول اخلاقی رعایت گردید. 
به‌منظور تجزیه‌وتحلیل آماری از نرم‌افزار SPSS نسخه 26 استفاده شد. جهت بررسی فرضیه پژوهش از میانگین و انحراف‌معیار، شاخص آماره‌ام. باکس، تحلیل واریانس چندمتغیری، تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر، آزمون تعقیبی و واریانس بین گروهی استفاده شد. سطح معنی‌داری اختلاف 05/0 در نظر گرفته شد.

یافته‌ها
در پژوهش حاضر 60 نوجوان 12 تا 17 ساله شرکت کردند که واریانس کل 0267/2 میانگین سنی آن‌ها 2/15، انحراف‌معیار 4236/1 و دامنه تغییرات 15 است نتایج نشان داد بین سه گروه تفاوت آماری معنی‌داری وجود نداشت و سه گروه همگن بودند. 
در ادامه، در جدول شماره 3 شاخص‌های توصیفی متغیرهای پژوهش شامل میانگین و انحراف‌معیار به تفکیک گروه آزمایش و کنترل آورده شده است و پس از آن، آزمون فرضیات تحقیق ارائه می‌شود.
نتایج جدول شماره 3 نشان می‌دهد در دو گروه مداخله میانگین نمرات هر دو متغیر کاردکردهای درون فردی و کارکردهای بین فردی در مراحل پس‌آزمون و پیگیری کاهش یافته است. در مقابل تغییرات مشابهی در مراحل مزبور در گروه کنترل مشاهده نشد.



درخصوص مؤلفه‌های رفتارهای خودآسیب‌رسان بررسی مفروضه‌های تحلیل واریانس مختلط نشان داد شاخص شاپیرو- ویلک مربوط به مؤلفه‌های کارکردهای درون فردی و کارکردهای بین فردی به‌ترتیب در مراحل پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری در سطح 05/0 معنادار نیست. این یافته‌ها بیانگر آن است که مفروضه همگنی واریانس‌های خطا در بین داده‌های پژوهش حاضر برقرار است. در ادامه، جدول شماره 4 بیانگر آزمون برابری واریانس‌ها است.



نتایج جدول شماره 4 نشان می‌دهد شاخص آماره‌ام.باکس برای متغیر وابسته معنادار است (000/0=sig، و کمتر از 05/0) بنابراین از نتایج آزمون آماره ویلکس-لامبدا استفاده شد. برای تحلیل فرضیه اول پژوهش از آزمون واریانس چندمتغیری، واریانس با اندازهگیری مکرر، آزمون تعقیبی دانکن، استفاده شده که در ادامه جدول شماره 5 نشان‌دهنده آزمون واریانس چندمتغیری جهت مقایسه اثر اجرای متغیرهای مستقل بر مؤلفه‌های رفتارهای خودآسیب‌رسان نوجوانان بزهکار است.
نتایج جدول شماره 5 نشان می‌دهد اثر اجرای متغیرهای مستقل بر مؤلفه‌های رفتارهای خودآسیب‌رسان نوجوانان بزهکار (000/0=P، 82/7=F) معنادار است. به‌طور مشخص، آموزش مهارت‌های ارتباطی با میانگین تفاوت مثبت (10/36) موجب کاهش رفتارهای خودآسیب‌رسان شده و کاهش نشانه‌های اختلال نقص توجه نیز با میانگین تفاوت منفی (90/40) تأثیر معناداری بر بهبود این رفتارها داشته است. همچنین نتایج تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر نشان می‌دهد درمان ارتقای کیفیت زندگی و آموزش مهارت‌های رفتاردرمانی دیالکتیکی نقش مؤثری در کاهش رفتارهای خودآسیب‌رسان نوجوانان ایفا می‌کنند.



جدول شماره 6 نتایج آزمون تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر را برای بررسی اثر زمان بر مؤلفه‌های رفتارهای خودآسیب‌رسان نوجوانان بزهکار نشان می‌دهد.
نتایج جدول شماره 6 نشان می‌دهد مطابق با مقادیر سطح معناداری برای تمامی آماره‌های آزمون اثرات درون‌گروهی، فرض صفر رد می‌شود؛ بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که تأثیر سطوح متغیر عامل (زمان: پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری) بر متغیر وابسته به‌طور معنادار مشخص است.




در ادامه جدول شماره 7 به آزمون تعقیبی دانکن به مقایسه میانگین نمرات سه گروه (مداخله 1، مداخله 2 و کنترل) در سه مرحله اجرا پرداخته است.



نتایج جدول شماره 7 نشان می‌دهد رفتارهای خودآسیب‌رسان براساس زمان در سه زیر گروه تقسیم‌بندی شده است. کمترین میانگین به‌ترتیب متعلق به پس‌آزمون رفتاردرمانی دیالکتیکی در کارکردهای درون فردی (3/5) و کارکردهای بین فردی (4/5)، پس‌آزمون درمان ارتقای کیفیت زندگی در کارکردهای بین فردی (4/7) و کارکردهای درون فردی (0/8)، می‌باشد. همچنین در دوره پیگیری میانگین گروه‌های مداخله تغییر زیادی نکرده اما میانگین گروه کنترل افزایش یافته است. به‌عبارتی می‌توان گفت رفتاردرمانی دیالکتیکی و درمان ارتقای کیفیت زندگی باعث کاهش رفتارهای خودآسیب‌رسان شده است.
برای تحلیل فرضیه دوم پژوهش از آزمون واریانس بین گروهی استفاده شده که در ادامه جدول شماره 8 نشان‌دهنده تحلیل واریانس بین گروهی جهت مقایسه  اثربخشی دو روش مداخله آموزش ‌ارتقای ‌کیفیت ‌زندگی‌ اسلامی و مهارت‌های رفتاردرمانی دیالکتیکی بر کارکردهای درون فردی و بین فردی است



نتایج جدول شماره 8 نشان می‌دهد استفاده از رفتاردرمانی دیالکتیکی و درمان ارتقای کیفیت زندگی بر بهبود کارکردهای درون فردی (01/0=P، 4/89=F) و بهبود کارکردهای بین فردی (000/0=P، 21/30=F) در مرحله پس‌آزمون تأثیر دارد؛ بنابراین فرضیه پژوهش تأیید شد.

بحث و نتیجه‌گیری
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان ارتقای کیفیت ‌زندگی ‌اسلامی و آموزش مهارت‌های رفتاردرمانی دیالکتیکی بر رفتارهای خودآسیب‌رسان در نوجوانان بزهکار کانون اصلاح تربیت شهر زاهدان انجام شد.  
نتایج تجزیه‌وتحلیل آماری فرضیه اول نشان داد درمان ارتقای کیفیت ‌زندگی ‌اسلامی و آموزش مهارت‌های رفتاردرمانی دیالکتیکی نقش مؤثری در کاهش رفتارهای خودآسیب‌رسان نوجوانان ایفا می‌کنند که این یافته‌ها با پژوهش نظری‌فر و همکاران (1401)، افراهی و همکاران (1402)، عبداللهی و نوری (1403)، دماوندیان و همکاران (1400)، قدرتی (1400)، عباسی‌راد و همکاران (1402) همسو است. در تبیین مغایرت یافته‌های حاصل از این پژوهش با یافته‌های پژوهش‌های بالا باید بیان کرد که نمونه برخی از این پژوهش‌ها، نوجوانان بزهکار نبودند؛ در نتیجه نتایج قابل‌تعمیم به این جامعه نیست. از طرفی همسو بودن این پژوهش‌ها با نتایج تحقیق حاضر از آن جهت است که عمده‌ترین هدف درمان دیالکتیکی گروهی و ارتقای کیفیت ‌زندگی ‌اسلامی در درمان  خودآسیب‌رسانی کاهش احساسات و افکار ناخوشایند و حرکت به سوی اعمال مبتنی بر خواسته‌های مراجعه‌کنندگان از یک زندگی مطلوب است.
در راستای تبیین یافته‌های این بخش از پژوهش حاضر می‌توان بیان نمود که در حال حاضر نوجوانی به‌عنوان مرحله‌ای از تحول نه‌تنها ازنظر بلوغ جسمانی و تحول روان شناختی مرحله‌ای بحرانی است، بلکه مرحله اوج بروز اختلالات روانی نیز تلقی می‌شود (بارندس و همکاران، 2023) یافته‌ها نشان از شیوع بالای رفتارهای خودآسیبی در میان افراد به‌خصوص نوجوانان دارد (لیو و همکاران، 2023).
 در پژوهش حاضر، تنظیم هیجان منفی و اثبات قدرت در بین نوجوانان بزهکار فراوانی بالایی داشت که این امر ناشی از نادیده گرفته شدن توسط دیگران و والدین بوده است. همچنین نوجوانان بزهکار احساس تعلق بیشتری به همسالان خود داشتند که این امر حس مراقبت از خود و دیگران را در آن‌ها بیشتر ایجاد می‌کرد. با استفاده از درمان دیالکتیکی و آموزش‌ارتقای‌کیفیت ‌زندگی ‌اسلامی این فرصت ایجاد شد که فعالیت‌های آموزشی با برقراری ارتباط درست و آموزش‌های صحیح کارکردهای بین فردی و درون فردی نوجوانان بزهکار بهبود یابد و درنتیجه رفتارهای خودآسیب‌رسان آن‌ها کاهش پیدا کند.
 یافته‌های حاصل از پژوهش بیانگر این بود که رفتاردرمانی دیالکتیکی توانسته است رفتارهای خودآسیب‌رسان غیرخودکشی‌گرا در نوجوانان دختر به‌طور معناداری بهبود بخشد. پژوهش نیز  نشان داد طرح‌واره درمانی مبتنی بر مدل ذهنیت‌مدار بر بدتنظیمی هیجانی و خودشناسی انسجامی مؤثر و ماندگار است. نتایج تجزیه‌وتحلیل آماری فرضیه  دوم نشان داد استفاده از رفتاردرمانی دیالکتیکی و درمان ارتقای کیفیت ‌زندگی ‌اسلامی بر بهبود کارکردهای درون فردی و بهبود کارکردهای بین فردی  در مرحله پس‌آزمون تأثیر دارد که این یافته‌ها با پژوهش هاشمی نصرت‌آبادی و همکاران(1401) همسو است.
در راستای تبیین یافته‌های این بخش از پژوهش حاضر میتوان بیان نمود که استفاده از رفتاردرمانی دیالکتیکی و درمان ارتقای کیفیت زندگی به این دلیل در مرحله پس‌آزمون موجب بهبود کارکردهای درون‌فردی و بین‌فردی می‌شود که این رویکردها هم‌زمان بر تنظیم هیجان، افزایش خودآگاهی، تحمل پریشانی و اصلاح الگوهای فکری ناکارآمد تمرکز دارند و ازسوی‌دیگر مهارت‌هایی مانند ارتباط مؤثر، همدلی و حل مسئله را تقویت می‌کنند. درنتیجه، فرد در سطح درونی به کنترل بهتر هیجانات و افکار خود دست می‌یابد و در سطح بین‌فردی نیز تعاملات سازگارانه‌تری را تجربه می‌کند؛ بنابراین انتظار می‌رود در پس‌آزمون نسبت به پیش‌آزمون، بهبود معناداری در این دو حوزه مشاهده شود. مهارت‌های ‌زندگی ‌اسلامی از طریق مؤلفه‌هایی همچون ارتباط، همدلی و غیره موجب می‌شود افراد از حمایت‌های اجتماعی دیگران برخوردار شوند همین سبب افزایش سرزندگی فرد می‌شود.
ازطرفی، آموزش ‌ارتقای ‌کیفیت ‌زندگی ‌اسلامی همراه با مهارت‌های رفتاردرمانی دیالکتیکی با هدف بهبود سلامت‌روان، توانسته است در اصلاح افکار و رفتار نوجوانان بزهکار مؤثر باشد؛ هرچند اجرای این برنامه‌ها با محدودیت‌هایی مانند نیاز به مشارکت فعال، صرف زمان و هزینه همراه است. همچنین، مهارت‌های ‌زندگی ‌اسلامی به‌عنوان عاملی مرتبط با حمایت‌های اجتماعی و الهی شناخته می‌شود؛ به‌گونه‌ای که رعایت مؤلفه‌هایی مانند همدلی و ارتباط مؤثر، موجب بهره‌مندی بیشتر از حمایت الهی و درنتیجه افزایش احساس سرزندگی و رضایت فرد می‌شود. ازآنجاکه اسلام برای تمامی ابعاد زندگی فردی و اجتماعی برنامه دارد، کاهش دینداری می‌تواند پیامدهای منفی گسترده‌ای به همراه داشته باشد، درحالی‌که اجرای صحیح سبک ‌زندگی ‌اسلامی به شادابی و پیشرفت جامعه کمک می‌کند.
این پژوهش نیز همچون سایر پژوهش‌ها با محدودیت‌هایی روبه‌رو بود، ازجمله اینکه در پژوهش حاضر از ابزارهای خودگزارش‌دهی استفاده شد. از دیگر محدودیت‌ها این بود که مطالعه حاضر روی نوجوانان بزهکار شهر زاهدان انجام شد. لذا نتایج به‌دست‌آمده قابل‌تعمیم به نقاط دیگر کشور نیست. بنابراین در بخش کاربردی پیشنهاد می‌شود باتوجه‌به اثربخشی هر دو رویکرد، اجرای کارگاه‌های آموزشی ارتقای کیفیت ‌زندگی ‌اسلامی و مهارت‌های رفتاردرمانی دیالکتیکی در مراکز اصلاح و تربیت، مدارس ویژه و کانون‌های مشاوره نوجوانان بزهکار توصیه می‌شود تا از این طریق امکان کاهش رفتارهای خودآسیب‌رسان و بهبود کارکردهای درون‌فردی و بین‌فردی آنان فراهم گردد.
همچنین در بخش پژوهشی پیشنهاد می‌شود انجام پژوهش‌های آینده با نمونه‌های بزرگ‌تر و متنوع‌تر (دختران و پسران، مناطق مختلف فرهنگی) به‌منظور تعمیم بهتر یافته‌ها و بررسی تفاوت‌های احتمالی در میزان اثربخشی دو روش پیشنهاد می‌شود.

ملاحظات اخلاقی

پیروی از اصول اخلاق پژوهش

این مقاله دارای کد مصوب با شماره 273/8/1908/403 در دانشگاه فرهنگیان می‌باشد. تمام اصول اخلاقی در این مقاله رعایت شده است. شرکت‌کنندگان از هدف تحقیق و مراحل اجرای آن مطلع شدند. همچنین به آن‌ها در مورد محرمانه بودن اطلاعاتشان اطمینان داده شد و هر زمان که مایل بودند، می‌توانستند از مطالعه خارج شوند و در صورت تمایل، نتایج تحقیق در دسترس آن‌ها قرار خواهد گرفت.

حامی مالی
این پژوهش هیچ‌گونه کمک مالی از سازمانی‌های دولتی، خصوصی و غیرانتفاعی دریافت نکرده است.

مشارکت نویسندگان
همه نویسندگان به‌طور یکسان در مفهوم و طراحی مطالعه، جمع‌آوری و تجزیه‌وتحلیل داده‌ها، تفسیر نتایج و تهیه پیش‌نویس مقاله مشارکت داشتند.

تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله تعارض منافع ندارد.

تشکر و قدردانی
 از تمامی کسانی که در انجام پژوهش حاضر ما را یاری کردند تشکر و قدردانی می‌شود.




 
References 
Abasi Rad, A., Bahrami Hidaji, M., Tajeri, B., Mohamadi Shirmahaleh, F., & Ranjbari Poor, T. (2023). The effectiveness of schema therapy based on the mindset model based on emotional dysregulation and coherent self-knowledge in self-harming delinquent teenagers. Rooyesh, 12 (7), 93-102. [Link]  
Abdullahi, R., & Nouri, T. (2024). Dialectical Behavior Therapy: Impact on self-harming behaviors, bullying, and cognitive emotion regulation in delinquent teenagers. Journal of Adolescent and Youth Psychological Studies (JAYPS), 5(5), 14-20.   [DOI:10.61838/kman.jayps.5.5.3]
Afkhami Ardakani, M., &  Dehghan, M. (2018). [The effectiveness of quality of life based on Islamic spiritual therapy on social adjustment of mothers with autistic children in Ardakan city (Persian)]. Journal of Islamic Psychology, 4(9), 29-53. [Link]
Afrahi, M. (2023). Self-Injurious behaviour among children in the child psychiatry inpatient unit [PhD dissertation]. Vilnius: Vilniaus Universitetas. [Link]   
Baghban, R. (2019). Solutions for Improving the Quality of Iranian-Islamic Life. Paper presented at: Regional Conference on Applied Research in Humanities and Islamic Sciences, Tehran, Iran,  17-18   17-18,  2019. [Link]   
Barendse, M. E. A., Lara, G. A., Guyer, A. E., Swartz, J. R., Taylor, S. L., & Shirtcliff, E. A., et al.  (2023). Sex and pubertal influences on the neurodevelopmental underpinnings of schizophrenia: A case for longitudinal research on adolescents . Schizophrenia Research, 252, 231 -241. [DOI:10.1016/j.schres.2022.12.011]  
Damavandian, A., Golshani, F., Safarinia, M., & Baghdasarians, A. (2021). [Comparison of the efficacy of compassion-based therapy and dialectical behavior therapy on aggression, self-harming behaviors, and emotional self-regulation of juvenile delinquents at Tehran Correctional Center (Persian)]. Social Psychology Researches, 11(41), 31-58. [DOI:10.22034/spr.2021.253334.1579]  
Frisch, M. B. (2016). Quality of life therapy. In: The Wiley handbook of positive clinical psychology (pp. 409-425).‏ New Jersey: Wiley. [DOI:10.1002/9781118468197.ch27]  
Ghodrati, S. (2021). The effectiveness of dialectical behavior therapy on non-suicidal self-injurious behaviors in adolescent girls. Modern Advances in Behavioral Sciences, 6(54), 566-582. [Link] 
Hashemi Nosratabad, T., Gargari, B., Bayrami, R., Rouhani M., & Ahad, M. (2022). The effectiveness of life skills training with an Islamic approach on students’ academic vitality. Quarterly Journal of New Psychological Research, 17(65), 309-317. [DOI:10.22034/jmpr.2022.13465] 
Jakubovic, R. J., & Drabick, D. A. (2023). Dialectical behavior therapy-based interventions for externalizing problems among adolescents: A meta-analysis. Clinical Psychology: Science and Practice, 25. [DOI:10.1037/cps0000140] 
Kentopp, S. D., Conner, B. T., Fetterling, T. J., Delgadillo, A. A., & Rebecca, R. A. (2021). Sensation seeking and nonsuicidal self-injurious behavior among adolescent psychiatric patients. Clinical Child Psychology and Psychiatry, 26(2), 430-442. [DOI:10.1177/1359104521994627]  
Klonsky, E. D., & Glenn, C. R. (2009). Assessing the functions of non-suicidal self-injury: Psychometric properties of the Inventory of Statements About Self-injury (ISAS). Journal of Psychopathology and Behavioral Assessment, 31, 215-9. [DOI:10.1007/s10862-008-9107-z]  
Klonsky, E.D., & Muehlenkamp, J. J. (2007). Self-injury: A research review for the practitioner. Journal of Clinical Psychology, 63, 1045–1056. [DOI:10.1002/jclp.20412 ]
Lim, K. S., Wong, C. H., McIntyre, R. S., Wang, J., Zhang, Z., & Tran, B. X., et al. (2019). Global lifetime and 12-month prevalence of suicidal behavior, deliberate self-harm and non-suicidal self-injury in children and adolescents between 1989 and 2018: A meta-analysis. International Journal of Environmental Research and Public Health, 16(22), 4581. [DOI:10.3390/ijerph16224581] 
Linehan, M. M., Dimeff, L. A., Reynolds, S. K., Comtois, K. A., Welch, S. S., & Heagerty, P., et  al. (2002). Dialectical behavior therapy versus comprehensive validation therapy plus 12-step for the treatment of opioid dependent women meeting criteria for borderline personality disorder. Drug and Alcohol Dependence, 67(1), 13-26. [DOI:10.1016/S0376-8716(02)00011-X] 
Liu, M., Xiao, J., Kamper -DeMarco, K. E., & Fu, Z. (2023). Problematic internet use and suicidality and self-injurious behaviors in adolescents: Effects of negative affectivity and social support. Journal of Affective Disorders , 325, 289 -296.  [DOI:10.1016/j.jad.2023.01.019] 
Lloyd-Richardson, E. E., Perrine, N., Dierker, L., & Kelley, M. L. (2007). Characteristics and functions of non-suicidal self-injury in a community sample of adolescents. Psychological Medicine, 37, 1183–1192. [DOI:10.1017/S003329170700027X ]  
Moshkabadi, E. G., Heydari, S., & Fakhri, M. (2024). [Comparison of the effectiveness of cognitive behavioral training and acceptance and commitment training on high-risk behaviors in self-injurious adolescents (Persian)]. Journal of Adolescent and Youth Psychological Studies (JAYPS), 5(5), 126-35. [DOI:10.61838/kman.jayps.5.5.15]  
Najarpour Ostadi, S, Akbari, B., Khalatbari, J., & Babapour Khairuddin, J. (2019). [Comparing the effectiveness of teaching dialectical behavior therapy techniques and quality of life-based therapy on the impulsivity of female students with smartphone addiction (Persian)]. Journal of Modern Psychological Researches, 16(62), 32-45. [Link]
Nazarifar, M., Savari, H., & Moghaddam, H. K. (2022). The Effectiveness of Group-Based Dialectical Behavior Therapy in Aggression and Social Adjustment of Single-Parent Adolescents. International Journal of Health Studies,  8(4), 1-5. [Link]  
Nock, M. K., & Prinstein, M. J. (2004). A functional approach to the assessment of self-mutilative behavior. Journal of Consulting and Clinical Psychology, 72(5), 885. [DOI:10.1037/0022-006X.72.5.885]  
Pedrola-Pons, A., Sanchez-Carro, Y., Pemau, A., Garcia-Ramos, A., & De la Torre-Luque, A. (2024). Efficiency of psychological interventions in the prevention of suicidal behavior and self-injury in penitentiary population: A systematic review. International Journal of Law and Psychiatry, 92, 101948. [DOI:10.1016/j.ijlp.2023.101948]  
Peyman Nia, B., Hamid, N., Mehrabizadeh Artman, M., & Mahmoud Alilo, M, (2017). [Effectiveness of dialectical behavior therapy based on teaching skills to family and child on impulsivity and quality of life of girls with self-injurious behaviors  (Persian)]. Iranian Journal of Rehabilitation Research in Nursing, 4(3). [ Link]
Saberpour, H., & Zohri, K, (2023). A study of ways to prevent passive suicidal thoughts from the perspective of the revealed religion of Islam. Paper presented at: 9th Student Conference on the Study of Health Culture from the Perspective of the Quran and Hadith, Tehran, Iran. [Link]   
Serajzadeh Esfahani, M., & Mehrabi, H.  (2020). Predicting social well-being based on Islamic lifestyle and social skills of Isfahan city people. Journal of Islamic Psychology, 6(13), 65-83. [Link]
Son, Y., Kim, S., & Lee, J. S. (2021). Self-injurious behavior in community youth. International Journal of Environmental Research and Public Health, 18(4), 1955. [DOI:10.3390/ijerph18041955]  
Willoughby, T., Heffer, T., Good, M., & Magnacca, C. (2021). Is adolescence a time of heightened risk taking? An overview of types of risk-taking behaviors across age groups. Developmental Review, 61, 100980.  [DOI:10.1016/j.dr.2021.100980]  
Yadollahpour, M., Hasanzadeh, R., & Fazeli Kebria, M. (2014). Comparative study on “Improvement of Quality of Life” from the Viewpoint of Islam and Positivist Psychologists. Journal of Research & Health, 1(1), 72-81.
Yusefi, A. A., Dahestani, M., Abaspour, P., Bakhtiari, M., & Vafaee, S. (2015). [Evaluation of the effectiveness of quality of life therapy (QOLT) on individual well-being and happiness of infertile women (Persian)]. Mediterranean Journal of Social Sciences, 6(6), S6. [Link]  
 
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: تخصصي
دریافت: 1404/2/8 | پذیرش: 1404/10/13 | انتشار: 1404/10/13

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه سلامت و آموزش در دوران کودکی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Childhood Health and Education

Designed & Developed by : Yektaweb