مقدمه
چاقی در دوران کودکی و نوجوانی بهعنوان یک چالش جدی سلامت عمومی، ریشه بسیاری از بیماریهای مزمن دوران بزرگسالی تلقی میشود؛ ازجمله دیابت نوع2 ، سندرم متابولیک، آپنه تنفسی، فشار خون بالا، بیماریهای قلبیعروقی و انواع خاصی از سرطان. علاوهبراین، تغییرات نامطلوب فیزیولوژیکی و متابولیکی که در کودکی آغاز میشوند، اغلب به دوره بزرگسالی تسری یافته و پیامدهای آن، خطر بیماری، ناتوانی و مرگومیر را در سالهای آتی بهطور قابلملاحظهای افزایش میدهد (سبزی، 1397).
مشاهده شده است چاقی طولانیمدت شدت این عوارض را تشدید کرده و فرآیند انتقال سالم فرد از کودکی به بزرگسالی را با چالشهای جدی متابولیکی و روانشناختی مواجه میسازد (لی و همکاران، 2011). افزون بر پیامدهای جسمانی و بیولوژیکی، چاقی در کودکی با تبعات اجتماعی-اقتصادی پایداری نیز همراه است. این پیامدها شامل مواجهه با انگ اجتماعی و تبعیض، کاهش کیفیت زندگی مرتبط با سلامت و محدود شدن فرصتها برای دستیابی به موفقیتهای تحصیلی و شغلی در دوره بزرگسالی است (دنیلز، 2006).
شیوع فزاینده این وضعیت که با تجمع بیش از حد بافت چربی و نامطلوب بودن ترکیب بدنی مشخص میشود، نهتنها خطرات متابولیکی را افزایش میدهد، بلکه بهطور قابلملاحظهای بر عملکرد جسمانی و کارایی حرکتی روزانه دانشآموزان تأثیر میگذارد (ژبیلی و همکاران، 2022). این افزایش توده چربی، به سنگینی بدن و کاهش کارایی کلی حرکتی منجر میشود. بهطور خاص، چابکی که بهعنوان توانایی تغییر سریع و مؤثر جهت حرکت بدن در فضا تعریف میشود، ازجمله توانمندیهای حرکتی است که مستقیماً تحت تأثیر نامطلوب چاقی قرار گرفته و غالباً در دانشآموزان چاق دچار نقص میشود و درنتیجه، مشارکت آنها را در فعالیتهای بدنی محدود میسازد (مورانو و همکاران، 2020).
ضرورت پرداختن به این کاهش توانمندیهای حرکتی و ترکیب بدنی نامناسب در جامعه دانشآموزی، از اهمیت بالایی برخوردار است. بهبود چابکی برای این گروه سنی حیاتی است، چرا که به افزایش اعتماد به نفس حرکتی، ارتقای عملکرد در بازیها و ورزشها، و کاهش خطر آسیبدیدگیهای ناشی از ضعف در کنترل تعادل پویا کمک میکند. همچنین، اصلاح ترکیب بدنی از طریق کاهش بافت چربی و افزایش توده بدون چربی، یک هدف اساسی و زیربنایی برای جلوگیری از توسعه بیماریهای مزمن در آینده است (هیل و وایات، 2005؛ سبزی، 2025). بنابراین، شناسایی و اجرای مداخلات ورزشی مؤثر، کمفشار و درعینحال جذاب که بتواند بهطور همزمان این دو مؤلفه کلیدی (چابکی و ترکیب بدنی) را در محیطی مناسب بهبود بخشد، یک نیاز مبرم و پژوهشی در حوزه تربیت بدنی و سلامت محسوب میشود (بوردهم و ریداک، 2001).
امـروزه بـا اسـتفاده از روشهـای دارو درمانـی مـیتوان تـا انـدازهای نارسـاییهـای جسـمانی ناشـی از چاقـی و ضعـف تعــادل را برطــرف کــرد، امــا بــه نظــر مــیرســد بــرای مقابلــه بـا ایـن معضـل بـزرگ و رو بـه رشـد کـودکان، بایـد راه کارهـای مطمئـنتـر و کـمهزینـهتـری پیـدا کـرد. با وجود تأکید فراوان بر مزایای کلی فعالیت بدنی، جنبههایی از تأثیر مداخلات تمرینی خاص بر این جمعیت آسیبپذیر همچنان نامشخص باقیمانده است. ورزش و فعالیـتهای بدنــی یــک ابــزار مفیــد و قابــلاجــرا بــرای پیشگیری و حتــی درمــان بســیاری از بیمــاریهــا و مشــکلات جســمی، روحــی و روانــی بــرای انســانها شــناخته شــده اســت (مورانو و همکاران،2020؛ العلمی و همکاران، 2019؛ غلامی و همکاران، 1404؛ مسعودنیا و همکاران، 1404)، بهطوریکه برخی از تحقیقات تأثیر انواع مختلف فعالیت بدنی بر چاقی را مورد بررسی قرار دادهاند (سون و همکاران، 2023؛ ژنگ و همکاران، 2025؛ ییلین و همکاران، 2022؛ مایرز و همکاران، 2017).
دراینمیان، تمرینات ریباندر بهعنوان مداخلهای نوین مطرح است. این تمرینات بهدلیل ماهیت پلایومتریک با ضربه کم، فشار وارده بر مفاصل را که در کودکان چاق بسیار آسیبپذیر هستند، به حداقل میرساند و درعینحال، سیستمهای دهلیزی و تعادلی را بهشدت به چالش میکشد (راتی و همکاران، 2024). این نوع تمرینات سبب تقویت سیستم تعادلی (هلایینگ و همکاران، 2021) و تقویت حس عمقی (گائو و همکاران، 2025) می شود.
علاوهبرآن بهدلیل ماهیتی که این نوع تمرینات دارد، این امکان را فراهم میکند که فرد حجم تمرینی بالایی را تحمل کند (گولرنده و همکاران، 2023). شوفل و همکاران (2021) به این نتیجه رسیدند که پرش روی ترامپولین راهی مؤثر برای رسیدن به آمادگی قلبیتنفسی است؛ و باعث ایجاد لذت در افراد میشود و میتوان از آن برای ارتقای فعالیت بدنی کودکان استفاده کرد. همچنین لورنسو و استیووس (2021) برنامههای تمرینی و فعالیت بدنی روی ریباندر را روی کودکان طیف اوتیسم بررسی کردند و نشان دادند کودکان بعد از 20 هفته پیشرفتهای قابلتوجهی در رشد حرکتی درشت و پرشها داشتند و استفاده از ریباندر در بهبود مهارتهای حرکتی کودکان نقش اساسی دارد (لورنسو و استیووس، 2021). علاوهبرآن، تمرین روی ترامپولین سبب بهبود شاخصهای عملکرد جسمانی و حرکتی (فروزانطلب و همکاران، ۱۴۰۱)، شاخص توده بدنی و قلبیعروقی (پیری و همکاران، 1401)، و افزایش تعادل، قدرت و استقامت عضلانی کودکان شده است (عابدین زاده و همکاران، 1403).
با وجود مطالعات پراکنده در مورد فواید عمومی ترامپولین، خلاء پژوهشی جدی در ادبیات تحقیق مشاهده میشود: اکثر پژوهشهای گذشته یا بر جنبههای روانشناختی و تفریحی ریباندر تمرکز کردهاند و یا تأثیر آن را در جوامع خاص مانند کودکان با نیازهای ویژه (اوتیسم یا فلج مغزی) بررسی نمودهاند. همچنین، تاکنون مطالهای تغییرات ترکیب بدنی و چابکی را در یک پروتکل کنترلشده ۸ هفتهای برای کودکان چاق مورد بررسی قرار نداده است. درواقع، مشخص نیست آیا تحریکات حس عمقی ناشی از سطح ناپایدار ریباندر میتواند بر چابکی کودکانی که دارای اضافه وزن مفرط هستند و محدودیت حرکتی دارند، اثر معناداری بگذارد یا خیر؟
پژوهش حاضر در راستای پر کردن این شکاف، نوآوری خود را در اجرای یک پروتکل تمرینی استاندارد و هدفمند ریباندر با تمرکز بر یک دوره 8 هفتهای و ارزیابی تأثیرات آن بر دو حوزه حیاتی عملکردی و سلامتی در دانشآموزان چاق قرار داده است. باتوجهبه خلأ پژوهشی در تحقیقات گذشته، فرضیههای پژوهش عبارتاند از:
1. تمرینات ریباندر بر چابکی کودکان چاق 10-12 سال تأثیر معنیداری دارد.
2. تمرینات ریباندر بر ترکیب بدنی کودکان چاق 10-12 سال تأثیر معنیداری دارد.
روش پژوهش
طرح پژوهش و شرکتکنندگان
این مطالعه از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون، پسآزمون و همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری کلیه کودکان پایه چهارم تا ششم دبستانهای شهر کرج در سال تحصیلی 1402-1403 بودند که با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس تعداد 30 دانشآموز دختر چاق در دامنه سنی 10-12 ساله بهعنوان نمونه انتخاب شده و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمون و کنترل (هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. حجم نمونه با در نظر داشتن سطح اطمینان 95 درصد و توان آماری 8/0 و خطای استاندارد/انحرافمعیار مشاهده شده و جایگزینی در فرمول پیشنهادی کوهن (1970)، 15 نفر برای هر گروه تعیین شد.
معیارهای ورود آزمودنیها: نداشتن بیماری قلبیعروقی، نداشتن آسیبهای عضلانی، نداشتن هرگونه اختلال نورولوژی، نداشتن ناهنجاریهای واضح قامت، نداشتن مشکلات حرکتی (راه رفتن بدون کمک)، عدم اختلال در بینایی و مشکلات ارتوپدیک، قلبیعروقی، سیستم دهلیزی و حسهای پیکری و رضایت والدین بود.
بروز سوانحِ ارتوپدی در طی مداخله، عدم تمایل همکاری از سوی آزمودنی و والدین علیرغم موافقت اولیه، عدم حضور در پسآزمون در موعد مقرر، تعداد غیبت بیش از 3 جلسه در طی مراحل اجرای پروتکل تمرین ازجمله معیارهای خروج آزمودنیها بودند.
ابزار پژوهش
ترکیب بدنی (1980)
برای اندازهگیری ترکیب بدنی از معادله تعمیمیافته جکسون و پولاک (1980) استفاده شد. این ابزار با هدف تخمین غیرمستقیم چگالی و درصد چربی بدن طراحی شده است. فرمول سه نقطهای زنان در مطالعه اصلی بر روی زنان بزرگسال اعتباریابی شد تا جایگزینی برای روشهای دشواری مانند وزنکشی زیر آب باشد. این ابزار بر پایه اندازهگیری ۳ مؤلفه شامل ضخامت چینخوردگی پوستی در نقاط پشتبازو، فوق خاصره و ران استوار است. شیوه اجرا بدین صورت است که ضخامت هر نقطه با استفاده از کالیپر (با دقت میلیمتر) اندازهگیری شده و مجموع این سه نقطه همراه با سن آزمودنی در فرمول رگرسیونی (فرمول شماره 1) جهت محاسبه چگالی بدن قرار میگیرد:
1. Db=1.0994921−0.0009929(sum3)+0/0000023(sum3)2−0.0001392(age)
در نهایت، برای تبدیل چگالی به درصد چربی بدن، از فرمول سیری استفاده میشود. در مطالعه اصلی، روایی ملاکی این ابزار از طریق همبستگی با روش معیار (وزنکشی زیر آب) معادل 84/0=R و با خطای استاندارد برآورد 9/3 درصد گزارش شده است. پایایی بین آزمونگران در صورت تسلط بر تکنیک اندازهگیری، بالای 90/0 گزارش شده است (جکسون و پولاک، ۱۹۸۰). در پژوهش حاضر، جهت اطمینان از پایایی، تمامی اندازهگیریها توسط یک آزمونگر واحد با تجربه و با تکرار سه باره در هر نقطه (میانگین بهعنوان عدد نهایی) انجام شد که ضریب همبستگی درونکلاس) معادل 89/0 به دست آمد. همچنین برای روایی، از کالیپر استاندارد دارای تأییدیه کالیبراسیون استفاده گردید.
آزمون چابکی (1990)
برای اندازهگیری چابکی از آزمون تی که سمنیک در سال 1990 طراحی شده بود، استفاده شد. این آزمون با هدف ارزیابی توانایی تغییر جهت سریع، سرعت دویدن رو به جلو، گامبرداری جانبی و دویدن رو به عقب طراحی شده است. در مطالعه اصلی، این پروتکل برای ورزشکاران رشتههای تیمی و انفرادی که چابکی فاکتور تعیینکنندهای در عملکرد آنهاست، اعتباریابی شد.
این ابزار شامل ۴ مؤلفه حرکتی (دویدن مستقیم، گام جانبی به راست، گام جانبی به چپ و دویدن به عقب) است که در یک مسیر T شکل چیده شده در مسافت مجموعاً ۴۰ متر اجرا میشود. آزمودنی از نقطه شروع ۱۰ متر مستقیم دویده و مخروط میانی را لمس میکند. سپس ۵ متر گام جانبی به راست (لمس مخروط دوم)، ۱۰ متر گام جانبی به چپ (لمس مخروط سوم)، مجدداً ۵ متر گام جانبی به راست تا مخروط میانی و درنهایت ۱۰ متر دویدن رو به عقب تا خط پایان را طی میکند. نمرهگذاری بر اساس زمان ثبتشده توسط کرونومتر (با دقت صدم ثانیه) انجام میشود. هر آزمودنی 2 تکرار انجام داده و بهترین زمان (کمترین زمان) بهعنوان رکورد نهایی ثبت میگردد. خطاهایی مانند جفت نکردن پاها هنگام گام جانبی یا عدم لمس مخروطها باعث تکرار آزمون میشود. روایی ملاکی این آزمون از طریق همبستگی با آزمونهای معتبر چابکی (مانند آزمون ساید-استپ) گزارش شده است. سمنیک (۱۹۹۰) پایایی بازآزمایی این ابزار را در بازه 93/0 تا 98/0 گزارش کرده است که نشاندهنده ثبات بالای ابزار در سنجش چابکی است. در پژوهش حاضر، جهت تعیین پایایی، آزمون با فاصله ۴۸ ساعت بر روی ۱۰ نفر از آزمودنیها تکرار شد که ضریب همبستگی درونکلاس معادل 91/0 محاسبه گردید. همچنین جهت حفظ روایی، تمامی مراحل تحت نظارت دقیق داور و در شرایط محیطی یکسان اجرا شد.
برنامه مداخلهای
پروتکل تمرینات منتخب بر روی ترامپولین
برنامه مداخله در این پژوهش شامل پروتکل تمرینات منتخب بر روی ترامپولین بود که بر پایه نظریه کنترل حرکتی شانوی کوک و ولاکوت (2000) و نظریه یکپارچگی حسی جین ایرز (1973) طراحی گردید. این پروتکل با هدف بهبود هماهنگی عصب-عضله و با بهرهگیری از نیروهای شتاب و گرانش، طی ۲۴ جلسه (۸ هفته، ۳ جلسه در هفته) بهصورت حضوری و در گروههای کوچک تحت نظارت مربی اجرا شد. هر جلسه تمرینی ۵۰ تا ۶۰ دقیقه به طول انجامید و شامل سه بخش مجزا بود: ۱۰ دقیقه گرم کردن (شامل درجا زدن، ریتم و کشش تنه)، ۳۰ تا ۴۰ دقیقه بدنه اصلی تمرین (براساس اصل اضافه بار تدریجی و حرکت از تمرینات ساده به ترکیبی) و ۱۰ دقیقه سرد کردن (شامل تنفس عمیق و تمرینات تمرکزی). الگوی کلی این جلسات براساس پروتکل محمدزاده و یوسفی (۱۴۰۲) تنظیم شد که شرح دقیق توالی تمرینات و اهداف هر مرحله در جدول شماره 1 ارائه شده است.
روش اجرا
فرایند اجرایی پژوهش حاضر پس از اخذ مجوزهای لازم از اداره آموزشوپرورش شهر کرج و کسب تأییدیه اخلاق آغاز گردید. در راستای رعایت ملاحظات اخلاقی، ابتدا جلسه توجیهی جهت تبیین اهداف، مزایا و خطرات احتمالی طرح برای والدین شرکتکنندگان برگزار و متعاقب آن، رضایتنامه آگاهانه کتبی اخذ شد. جهت غربالگری و انتخاب آزمودنیها، درصد چربی بدن با استفاده از روش کالیپر و جایگذاری در معادلات جکسون و پولاک (۱۹۷۸) و سیری (۱۹۶۱) برآورد گردید و ۳۰ آزمودنی با درصد چربی 26 درصد و بالاتر (طبقهبندی چاق) بهصورت تصادفی در دو گروه آزمون و کنترل قرار گرفتند.
پس از اجرای پیشآزمون در هر دو گروه، گروه آزمون بهمدت 8 هفته تحت نظارت مستقیم محقق در پروتکل تمرینات ریباندر شرکت نمود، درحالیکه گروه کنترل تنها به فعالیتهای روزمره خود ادامه داد. در پایان دوره، پسآزمون مشابه با شرایط پیشآزمون از هر دو گروه به عمل آمد در تحلیل آماری دادهها، در سطح توصیفی از میانگین و انحرافمعیار و در سطح استنباطی، پس از بررسی نرمال بودن توزیع داده ها از طریق آزمون شاپیرو-ویلک، برابری واریانس خطا از طریق آزمون لون، بررسی پیشفرض برابری ماتریس واریانس- کوواریانس از طریق آزمون امباکس، از آزمون تی مستقل و تحلیل کوواریانس استفاده شد. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 24 در سطح معنیداری (05/0>P)تحلیل شدند.
یافتهها
دو گروه پژوهش ازنظر سن، قد، وزن و شاخص توده بدنی از طریق آزمون تی مستقل با یکدیگر مقایسه شدند. در جدول شماره 2 ویژگیهای جمعیتشناختی ارائه شده است.
جدول شماره 2، میانگین سن، قد، وزن و شاخص توده بدنی کودکان را نشان می دهد که بین دو گروه تفاوت معنیداری وجود ندارد.
پیش از اجرای تحلیل کوواریانس، پیشفرضهای آماری آن بررسی شد. نتایج آزمون شاپیرو-ویلک حاکی از نرمال بودن توزیع دادهها در متغیرهای چابکی و ترکیب بدنی بود (05/0
نتایج جدول شماره 3 حاکی از آن است که میانگین و انحرافمعیار شاخص ترکیب بدنی در گروه آزمون در پیشآزمون برابر با (56/2±4/29) و در پسآزمون برابر با (۱/2±98/26) بود، درحالیکه این مقادیر برای گروه کنترل بهترتیب (۱۱/2±1/29) و (54/2±۵2/29) گزارش شد. نتایج آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد پس از اعمال پروتکل تمرینی، بین گروه آزمون و گروه کنترل ازلحاظ شاخص ترکیب بدنی (با کنترل اثر پیشآزمون) تفاوت معناداری وجود دارد (001/0>P، 14/61=(1،27)F). این نتایج حاکی از آن است که تمرینات ریباندر بر بهبود شاخص ترکیب بدنی گروه ازمون تأثیر مثبت و معناداری داشته است. اندازه اثر نشان میدهد ۶۴ درصد از واریانس در نمرات پسآزمون ترکیب بدنی، ناشی از تمرینات ریباندر بوده است.

میانگین و انحرافمعیار چابکی (برحسب ثانیه) در گروه آزمون در پیشآزمون برابر با (88/۰±26/۱6) و در پسآزمون برابر با (98/۰±۵3/14) بود. این مقادیر برای گروه کنترل بهترتیب (1/1±18/۱6) و (7/۰±98/15) گزارش شد. تحلیل کوواریانس برای متغیر چابکی نیز تفاوت معناداری بین گروهها را پس از اتمام دوره تمرینی تأیید کرد (001/0>P، 588/37=(1،27)F). بر اساس نتایج، تمرینات ریباندر توانسته است بهبودی معنادار در چابکی گروه آزمون ایجاد کند. اندازه اثر نشان میدهد ۵۸ درصد از واریانس در نمرات پسآزمون چابکی را میتوان به تمرینات ریباندر نسبت داد.
بحث و نتیجهگیری
هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر یک دوره 8 هفتهای تمرینات ریباندر بر بهبود چابکی و شاخصهای ترکیب بدنی در کودکان دارای چاقی بود. یافتهها نشان داد اجرای تمرینات ریباندر به بهبود معنیداری در چابکی و ترکیب بدنی کودکان چاق منجر شده است. اندازه اثر گزارششده حاکی از آن است که تمرینات ریباندر، اثر متوسط تا بزرگی بر چابکی و ترکیب بدنی کودکان چاق داشته است که نشان میدهد از دیدگاه بالیدگی این تغییرات ناشی از مداخله اهمیت ویژهای دارد. درارتباطبا فرضیه اول پژوهش مبنی بر تأثیر تمرینات ریباندر بر چابکی، یافتهها نشان داد بهبود در این فاکتور با یافتههای تحقیقات پیشین همسو است (فروزانطلب و همکاران، ۱۴۰۱؛ عابدینزاده و همکاران، ۱۴۰۳).
تمرینات ریباندر از طریق چند مکانیسم سبب بهبود چابکی در کودکان چاق شده است. مکانیسم اول تمرینات ریباندر سبب تقویت کنترل عصبی-عضلانی و ثبات مرکزی میشود. محیط الاستیک و ناپایدار ترامپولین، چالشی برای سیستم کنترل وضعیتی بدن ایجاد میکند. این ناپایداری مکانیکی، دستگاه عصبی-عضلانی را وادار میسازد تا بهمنظور حفظ تعادل و جلوگیری از سقوط، واکنشهای رفلکسی سریعی را سازماندهی کند (هلایینگ و همکاران، 2021). بهطور مشخص، نوسانات ریباندر موجب فراخوانی مداوم واحدهای حرکتی در عضلات تثبیتکننده مرکزی میشود؛ عضلاتی که نقشی کلیدی در انتقال بهینه نیرو بین زنجیرههای حرکتی، حفظ راستای ستون فقرات و مدیریت مرکز جرم در حین تغییر جهتهای ناگهانی ایفا میکنند. درمجموع، بهبود این هماهنگی عصبی-عضلانی به دانشآموزان چاق اجازه میدهد تا در مواجهه با جابهجاییهای سریع، پاسخهای حرکتی دقیقتر و هماهنگتری ارائه دهند که مستقیماً در ارتقای راندمان چابکی نمود پیدا میکند.
علاوهبرآن، تمرینات ریباندر سبب بهبود کیفیت ورودیهای آوران و درک فضایی موقعیت اندامها میشود. تمرین بر روی سطوح متغیر ترامپولین، گیرندههای مکانیکی موجود در مفاصل، رباطها و دوکهای عضلانی پایینتنه را با محرکهای حسی-حرکتی غنی و متفاوتی مواجه کرده و از این طریق به تقویت حس عمقی منجر میگردد (گائو و همکاران، 2025). ازآنجاکه اجرای موفقیتآمیز الگوهای چابکی مستلزم واکنشپذیری آنی و وابسته به بازخوردهای حسی دقیق است، دانشآموزان چاق با ارتقای این توانایی حسی میتوانند وضعیت بدن خود را در مراحل شتابگیری و کاهش شتاب با دقت بالاتری تنظیم کنند.
بنابراین، تقویت حس عمقی با بهینهسازی زمان پردازش مرکزی و اجرای حرکتی، به کاهش خطای حرکتی و بهبود چشمگیر سرعت پاسخدهی در آزمونهای چابکی منجر میشود. مکانیسم بعدی به مزیت بیومکانیکی منحصربهفرد ترامپولین در فراهمسازی امکان تحمل حجم تمرینی بالا با کمترین استرس مفصلی اشاره دارد. باتوجهبه اینکه فشارهای ناشی از ضربه در حین فعالیتهای پرشی بر روی سطوح سخت، یکی از موانع اصلی تداوم فعالیت در افراد چاق محسوب میشود، ساختار منعطف ریباندر بخش عمدهای از انرژی ضربه را جذب کرده و آن را به یک فعالیت کمبرخورد تبدیل میکند (گولرنده و همکاران، 2023). این ویژگی حمایتی به دانشآموزان چاق اجازه میدهد تا بدون تجربه درد یا خستگی زودرس مفصلی، شدت و تکرار تمرینات را افزایش داده و بدین ترتیب فرصت بیشتری برای سازگاریهای عصبی و یادگیری الگوهای حرکتی پیچیده پیدا کنند. درنهایت، همین افزایش حجم تمرین در یک محیط ایمن، بستری پایدار برای بهبود توان انفجاری و ارتقای عملکرد چابکی فراهم میآورد.
درارتباطبا فرضیه دوم پژوهش مبنی بر تأثیر تمرینات بر ترکیب بدنی، یافتهها نشان داد تمرینات ریباندر سبب بهبود معنادار ترکیب بدنی کودکان چاق میشود که با یافتههای پیری و همکاران (۱۴۰۱) و مورانو و همکاران (۲۰۲۰) همخوانی دارد. کاهش مشاهدهشده در ترکیب بدنی، نتایج تحقیقاتی را تأیید میکند که نشان میدهند فعالیت بدنی با شدت متوسط تا شدید، حتی در قالبهای کمبرخورد، در افزایش مصرف انرژی و بهبود متابولیسم چربی در نوجوانان مؤثر است (سون و همکاران، 2023).
تمرینانت ریباندر سبب افزایش قابلتوجه مصرف انرژی و اکسیداسیون چربی میشوند. این تمرینات بهدلیل نیاز به فعالسازی عضلانی گسترده در حین هر پرش، باعث افزایش چشمگیر در مصرف اکسیژن و درنتیجه افزایش کالریسوزی میشود (سون و همکاران، 2023). برخلاف تمرینات هوازی سنتی که در کودکان چاق بهدلیل فشار مفصلی بالا ممکن است زودتر متوقف شوند، ریباندر یک فعالیت کمبرخورد است که به آنها اجازه میدهد برای مدتزمان طولانیتری در محدوده ضربان قلب هدف باقی بمانند. افزایش مدتزمان فعالیت در ناحیه هوازی و شدت متوسط، سوختوساز بدن را به سمت استفاده از چربیها بهعنوان منبع اصلی انرژی سوق میدهد (ژنگ و همکاران، 2025).
این امر، در درازمدت و پس از یک دوره تمرینی مشخص (مانند 8 هفته)، به کاهش معنیدار در درصد چربی و بهینه شدن ترکیب بدنی منجر میگردد. همچنین این نوع تمرینات سبب تحریک و حفظ توده عضلانی فعال میشود. اثرات مکانیکی ناشی از پرشهای مکرر روی ترامپولین، بهویژه در برابر نیروی گرانش که با فرود تقویت میشود، نوعی تمرین مقاومتی را برای عضلات فراهم میکند (یی لین و همکاران، 2022). عضلات پایینتنه و مرکزی بدن (مانند چهارسر ران، همسترینگ و عضلات شکم) برای کنترل شتاب و کاهش سرعت در فازهای مختلف پرش، تحت انقباضات برونگرا و درونگرا قرار میگیرند. این تحریک نه تنها قدرت عضلانی را حفظ میکند، بلکه میتواند به افزایش اندک در توده عضلانی بدون چربی نیز کمک کند. افزایش یا حتی حفظ توده عضلانی در حین کاهش وزن، برای افزایش متابولیسم پایه ضروری است، چراکه بافت عضلانی از نظر متابولیکی فعالتر از بافت چربی است. درنتیجه، حفظ توده عضلانی به کودکان چاق کمک میکند تا وزن سالم خود را بهتر مدیریت کرده و از بازگشت چاقی جلوگیری کنند (مایرز و همکاران، 2017).
بهطور خلاصه، ریباندر با ایجاد یک محیط تمرینی که کنترل عصبی-عضلانی و حس عمقی را به چالش میکشد و همزمان محدودیتهای تحمل وزن را به حداقل میرساند، یک مسیر چندمکانیسمی برای تقویت چابکی و بهبود ترکیب بدنی فراهم میکند. این مداخله یک راهکار جایگزین و جذاب را برای مقابله با چاقی و کمتحرکی در محیطهای آموزشی پیشنهاد میکند که همزمان بر شاخصهای سلامت متابولیک و کیفیت حرکتی تمرکز دارد.
ازجمله محدودیت پژوهش حاضر این است که نمونه پژوهش محدود به کودکان دختر 10 تا 12 ساله بود و در تعمیم یافتهها باید احتیاط کرد. همچنین عدم کنترل خواب، شرایط تغذیهای، حالت روانی آزمودنیهای مانند انگیزه و خستگی اشاره کرد. در حوزه کاربردی، نتایج این تحقیق راهکاری جایگزین و جذاب را برای مقابله با چاقی و کمتحرکی در محیطهای آموزشی و توانبخشی پیشنهاد میکند. باتوجهبه سادگی و قابلیت استفاده از ریباندر در فضاهای کوچک و با حداقل تجهیزات، مربیان تربیت بدنی و متخصصان تغذیه میتوانند این روش را بهراحتی در برنامههای درمانی و پیشگیرانه خود ادغام کنند. این مداخله، همزمان هم بر بهبود شاخصهای سلامت متابولیک (کاهش چربی) و هم بر افزایش کیفیت حرکتی (چابکی) تمرکز دارد که هر دو برای ارتقای سلامت عمومی و اعتمادبهنفس دانشآموزان چاق حیاتی هستند. بنابراین، استفاده از ریباندر میتواند به یک ابزار مؤثر برای افزایش پایبندی طولانیمدت به فعالیت بدنی در این گروه سنی تبدیل شود.
در حوزه پژوهشی، پیشنهاد میشود در پژوهشهای آتی، تأثیر طولانیمدت این تمرینات (بیش از ۸ هفته) و پایداری نتایج پس از دوره بیتمرینی مورد بررسی قرار گیرد. همچنین بررسی متغیرهای روانشناختی مانند انگیزه درونی، لذت از ورزش و عملکرد اجرایی مغز در کنار شاخصهای فیزیولوژیک میتواند درک عمیقتری از اثرات همهجانبه ریباندر ارائه دهد.
ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش
این مطالعه مطابق با اصول اخلاقی پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه پیام نور (کد پروپوزال: ۴۹۸۲/د/۱۶۹) انجام شد. پیش از شروع مطالعه، رضایتنامه کتبی از والدین تمامی شرکتکنندگان اخذ گردید. حریم خصوصی و محرمانگی اطلاعات شرکتکنندگان در طول فرآیند تحقیق به دقت حفظ شد.
حامی مالی
این تحقیق هیچ گونه کمک مالی از سازمانهای تأمین مالی در بخشهای عمومی ، تجاری یا غیرانتفاعی دریافت نکرد.
مشارکت نویسندگان
مسئول طراحی مطالعه، تجزیهوتحلیل آماری و نظارت کلی: امیرحمزه سبزی؛ جمعآوری دادهها، اجرای جلسات مداخله و تدوین پیشنویس اولیه مقاله: آسیه عسگری.
تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله تعارض منافع ندارد.
تشکر و قدردانی
نویسندگان ز معلمان تربیتبدنی شهر کرج، دانشآموزان و والدینی که در این مطالعه شرکت کردند، قدردانی میکنند.
References
Abedinzadeh, S., Zahedi, E., Abbasi, H., & Sharifatpour, R. (2025). The effect of 8-week of rebound exercises on balance, strength and muscle endurance of children with Down syndrome. Journal of Practical Studies of Biosciences in Sport, 13(34), 82-97. [DOI:10.22077/jpsbs.2024.7527.1860]
Boreham, C., & Riddoch, C. (2001). The physical activity, fitness and health of children. Journal of Sports Sciences, 19(12), 915-929. [DOI:10.1080/026404101317108426]
Daniels, S. R. (2006). The consequences of childhood overweight and obesity. The Future of Children, 16(1), 47-67. [DOI:10.1353/foc.2006.0004]
El-Alameey, I. R., Ahmed, H. H., & Abushady, M. M. (2019). Role of lifestyle intervention program in regulating brain derived neurotrophic factor in obese children with metabolic syndrome components. Biomedical and Pharmacology Journal, 12(3), 1317-1328. [DOI:10.13005/bpj/1760]
Forozan-Talab M., Hosseini-Kakhak, A., & Arzani, A (2023). The effect two program work with trampoline with number of different sessions and the same volumes on some of the Physical and motor function factors in girls with mental retardation. Sport and Biomotor Sciences, 14(28), 35-42. [DOI:10.22034/sbs.2023.372340.0]
Gao, J., Fu, X., Xu, H., Guo, Q., & Wang, X. (2025). The effect of instability resistance training on balance ability among athletes: A systematic review. Frontiers in Physiology, 15, 1434918. [DOI:10.3389/fphys.2024.1434918]
Gholami, M., Hejazi Dinan, P., & Sangari, M. (2025). Impact of Functional Exercises on the Gross Motor Skills and Sensory Integration of 5-6-year-old Preschool Children. Journal of Childhood Health and Education, 6(2), 303-318. [DOI:10.22034/jeche.6.2.303]
Gulrandhe, P., Kovela, R. K., Samal, S., & Kovela Sr, R. K. (2023). Effect of the Dynamic Neuromuscular Stabilization Technique on Functional Capacity in Overweight and Obese Individuals: A Randomized Controlled Trial. Cureus, 15(7). [DOI:10.7759/cureus.42076]
Sabzi, A. H. (2019). Comparison of Components of Physical Fitness, Motor Skills, and Perceived Physical in obese and Non-obese children. Quarterly Journal of Child Mental Health, 5(4), 169-181. [Link]
Hill, J. O., & Wyatt, H. R. (2005). Role of physical activity in preventing and treating obesity. Journal of Applied Physiology. [DOI:10.1152/japplphysiol.00137.2005]
Hlaing, S. S., Puntumetakul, R., Khine, E. E., & Boucaut, R. (2021). Effects of core stabilization exercise and strengthening exercise on proprioception, balance, muscle thickness and pain related outcomes in patients with subacute nonspecific low back pain: A randomized controlled trial. BMC Musculoskeletal Disorders, 22(1), 998. [DOI:10.1186/s12891-021-04858-6]
Jackson, A. S., & Pollock, M. L. (1978). Generalized equations for predicting body density of men. British Journal of Nutrition, 40(3), 497-504. [DOI:10.1079/BJN19780152]
Jean Ayres, A. (1973). Sensory Integration and Learning Disorders. Alaska: Western Psychological Services. [Link]
Jebeile, H., Kelly, A. S., O’Malley, G., & Baur, L. A. (2022). Obesity in children and adolescents: Epidemiology, causes, assessment, and management. The Lancet Diabetes & Endocrinology, 10(5), 351-365. [DOI:10.1016/S2213-8587(22)00047-X]
Lee, H., Lee, D., Guo, G., & Harris, K. M. (2011). Trends in body mass index in adolescence and young adulthood in the United States: 1959–2002. Journal of Adolescent Health, 49(6), 601-608. [DOI:10.1016/j.jadohealth.2011.04.019]
Lourenço, C., & Esteves, D. (2021). Inclusion Strategies: A Trampoline Program for Children with Autism Spectrum Disorder. [DOI:10.21203/rs.3.rs-798851/v1]
Masoudnia, M., Rahavi Ezabadi, R., & Khalil Marandi, P. (2025). Effect of Physical Activity on Children’s Self-regulation Skills in three Domains: Cognitive, Emotional, and Physical. Journal of Childhood Health and Education, 6(2), 179-191. [DOI:10.22034/jeche.6.2.179]
Mohammadzadeh, H., & Yousefi, E. (2023). [The Effect of Rhythmic Rebounding Exercises on Children’s Motor Proficiency and Motivation (Persian)]. Journal of Sports and Motor Development and Learning, 15(1), 5-18. [DOI:10.22059/jsmdl.2023.351414.1688]
Morano, M., Robazza, C., Bortoli, L., Rutigliano, I., Ruiz, M. C., & Campanozzi, A. (2020). Physical activity and physical competence in overweight and obese children: An intervention study. International Journal of Environmental Research and Public Health, 17(17), 6370. [DOI:10.3390/ijerph17176370]
Myers, A. M., Beam, N. W., & Fakhoury, J. D. (2017). Resistance training for children and adolescents. Translational Pediatrics, 6(3), 137-143. [DOI:10.21037/tp.2017.04.01]
Piri, M., Ghofrani, M., & Mohammaddoost, O. (2022). [Effect of Trampoline rebound exercises on cardiovascular indices, body mass index, and lipid profile of obese and overweight women (Persian)]. Yafteh, 24(1), 24-37. [DOI:10.32592/Yafteh.2022.24.1.3]
Rathi, M. A., Joshi, R., Munot, P., Pandit, S., & Kulkarni, C. A. (2024). Rebound exercises in rehabilitation: A scoping review. Cureus, 16(7), 1-6. [DOI:10.7759/cureus.63711]
Sabzi, A. H. (2025). The Effect of Selected Motor Games on Fine Motor Skill Development in Children with Developmental Coordination Disorder. Journal of Motor Control and Learning, 7(7), 1-7. [DOI:10.5812/jmcl-161094]
Schöffl, I., Ehrlich, B., Rottermann, K., Weigelt, A., Dittrich, S., & Schöffl, V. (2021). Jumping into a Healthier Future: Trampolining for Increasing Physical Activity in Children. Sports Medicine-Open, 7(1), 53. [DOI:10.1186/s40798-021-00335-5]
Shumway-Cook, A., & Woollacott, M. H. (2001). Motor control: Theory and practical applications. Philadelphia: Lippincott Williams & Wilkins. [Link]
Semenick, D. (1990). Tests and measurements: The T-test. National Strength and Conditioning Association Journal, 12(1), 36-37. [Link]
Siri, W. E. (1961). Body composition from fluid space and density. Techniques for measuring body composition. California: University of California. [Link]
Sohn, S., Lee, J. H., Joung, H., Lee, M., & Ha, M. S. (2023). Effect of physical activity levels on blood lipids, insulin resistance, and adipokines in children with obesity. Physical Activity and Nutrition, 27(4), 34-40. [DOI:10.20463/pan.2023.0035]
Yi-Lin, S., Hsiao-Lien, C., Shao-Li, H., Yueh-Kuei, L., Su-Yun, L., & Chieh-Hsing, L. (2022). Effectiveness of elastic band exercises on the functional fitness of older adults in long-term care facilities. Journal of Nursing Research, 30(5), e235. [DOI:10.1097/jnr.0000000000000511]
Zheng, W., Yin, M., Guo, Y., Liu, H., Sun, J., & Zhu, A., et al. (2025). Effects and moderator of high-intensity interval training and moderate-intensity continuous training among children and adolescents with overweight or obese: A systematic review and meta-analysis. Frontiers in Physiology, 16, 1625516. [DOI:10.3389/fphys.2025.1625516]