مقدمه
خانواده رکن اساسی اجتماع و مناسبترین جایگاه رشد جسمانی و شکوفایی شخصیت کودک دانسته میشود. کودکان نیز دستکم در بخشهای گستردهای از جهان، برحسب جریان طبیعی امور، محیط خانه را مأمن اصلی خود دانسته و والدین و نزدیکان خویش را قابلاعتمادترین افراد تلقی میکنند (خداوندی و همکاران، 1405). با اینکه خانواده غالباً بهعنوان پناهگاه امنیت و خوشبختی تصور میشود (محمدزاده و همکاران، 1403)؛ عوامل خطرساز مشکلات رفتاری در کودکان، عمدتاً با ساختار خانوادگی، عوامل اقتصادی- اجتماعی بهعنوان پیشبینیکننده مشکلات رفتاری ارتباط دارند (یادگار و همکاران، 1401). مشکلات رفتاری یکی از شایعترین اختلالات سلامت روان در دوران کودکی است که 5 تا 10 درصد از کودکان را تحت تأثیر قرار میدهد و هزینههای گزافی برای خانوادهها و برای جامعه درپی دارد (افارلی و همکاران، 2021). اعمال خشونت بر کودکان توسط نزدیکان، آثار مخربتری دارد، چراکه کودک اعتماد خود را به والدین از دست داده و به عنصری هنجارشکن تبدیل میشود (شقایق و همکاران، 1400).
همچنین مشکلات رفتاری در اوایل کودکی ممکن است مانع رشد طیفی از از شایستگیهای اجتماعی، عاطفی و شناختی در کودکان شود؛ درنهایت، مشکلات رفتاری درماننشده در اوایل دوران کودکی زیانبار در نظر گرفته شده است (فرارو و همکاران، 2016). مشکلات رفتاری میتواند به نابسامانی خانوادگی منجر شود؛ اگر کودکان با مشکلات رفتاری وارد سیستم آموزشی شوند، ازآنجاکه این کودکان عزتنفس پایین و دامنه توجه کوتاهی دارند، آسیب میبینند و ازآنجاکه در ارتباطات اجتماعی دارای مشکل بوده و به آسانی ناکام میشوند، آسیبزننده نیز هستند (نایبی، 1399؛ شیرمحمدی و همکاران،1403). بنابراین مشکلات رفتاری، یکی از تهدیدهای بزرگ برای نظام خانواده محسوب میشود که پژوهشگران را به بررسی خاستگاه این مشکل تشویق میکند (گودرزی و همکاران، 1397؛ بهجت و همکاران، 1404)
ازسویدیگر، همهگیری بیماری ویروس کرونا، شرایط را برای همه دنیا در بخشهای مختلف دشوار کرده است. چین انتشار ویروس کرونا را که از اواسط ماه دسامبر در شهر ووهان آغاز شد، گزارش داد و بهتدریج تمام کشورهای جهان درگیر شدند (عباسی و همکاران، 1399). شیوع بیماری کووید-19 در جهان، تمام ساختار اجتماعی را در کشورهای سراسر دنیا تحت الشعاع خود قرار داد؛ حوزههایی ازقبیل فرهنگ، اقتصاد، صنعت و گردشگری درگیر این ویروس شدهاند که حوزه ساختار خانواده و وضعیت اقتصادی-اجتماعی آن نیز از این قاعده مستثنی نیست (توکلیان و همکاران، 1402). شرایطی که ویروس کرونا بر خانوادهها حکمفرما کرده است ازجمله آسیبهای روانی، فشار اقتصادی، ماندن بیش از حد اعضای خانواده در خانه و غیره غالباً سهم بزرگی در بروز مشکلات رفتاری در کودکان ایجاد کرده است (باقری و همکاران، 1402).
مشکلات رفتاری به رفتارهای فردی اطلاق میشود که بدون پایین بودن بهره هوشی، از اندازه عمومی اجتماع دور و دارای شدت و مداومت باشد، بهطوریکه در عملکرد تحصیلی، فرد دچار درماندگی شود (طاهری و همکاران، 1404). میزان این مشکلات در کودکان سنین دبستان بین 2 تا 12 درصد متغیر است و عواملی همچون نابسامانی خانگی، روابط مدرسه، سن، جنس، هوش و عوامل فرهنگی و اقتصادی-اجتماعی، مهمترین علل بروز آن هستند (ایسکیوسا، 2014؛ فرح، 2017). آکوس و همکاران دریافتند که مشکلات رفتاری بیشتر بهصورت پرخاشگری و ترس بوده و تأثیرات منفی بر رفتار اجتماعی در دوران نوجوانی میگذارد، درحالیکه عدم شناخت والدین این مشکلات را تشدید میکند (آکوس و همکاران، 2023).
عوامل اقتصادی و خانوادگی از فاکتورهای مهم در سلامت روان میباشند (نوری، 1397)؛ یکی از متغیرهای کلیدی در مواجهه کودک با خشونت، پایگاه اقتصادی- اجتماعی والدین است که بهعنوان جایگاه فرد برحسب میزان بهرهمندی از ثروت و منزلت شغلی تعریف میشود (حیدرنژاد و همکاران، 1395). فقر با استرس، اعتیاد و تغذیه نامناسب در ارتباط است و احتمال بدرفتاری را افزایش میدهد (بهاری و ستوده، 1395؛ فرناندز، 2020). والدین متعلق به طبقات پایین، گرایش بیشتری به تأدیب تند و خشن نشان میدهند (پورواحد و امیری مجد، 1396). نظریه سیستمی بر این باور است که همه افراد خانواده بخشی از یک سیستم هستند و رفتارهای هر فرد بر وضعیت روانی سایر اعضا اثر مستقیم دارد (آنجلا و همکاران، 2016). آنچه برای یک عضو سیستم رخ میدهد برای سایر اعضا نیز اتفاق خواهد افتاد که این مفهوم تکمیلکنندگی نامیده میشود (جمشیدی و کاکابرایی، 1396). باتوجهبه این مبانی نظری و تأثیرات دوره پسا کرونا بر ساختار خانوادگی، این پژوهش به بررسی رابطه عوامل اقتصادی-اجتماعی با مشکلات رفتاری کودکان پیشدبستانی شهرستان رومشکان با نقش میانجی ساختار خانواده میپردازد. برایناساس، دو فرضیه اصلی پژوهش عبارتاند از:
«بین عوامل اقتصادی-اجتماعی با مشکلات رفتاری کودکان پیشدبستانی شهرستان رومشکان باتوجهبه نقش میانجی ساختار خانوادگی در دوره پسا کرونا رابطه معناداری وجود دارد.»
« بین عوامل اقتصادی-اجتماعی با مشکلات رفتاری کودکان پیشدبستانی شهرستان رومشکان در دوره پسا کرونا باتوجهبه نقش میانجی ساختار خانوادگی و جنس کودک رابطه معناداری وجود دارد.»
روش پژوهش
طرح پژوهش و شرکتکنندگان
پژوهش حاضر از نوع توصیفیتحلیلی و همبستگی است که با هدف بررسی رابطه عوامل اقتصادی-اجتماعی با مشکلات رفتاری کودکان (با نقش میانجی ساختار خانواده) انجام شد. جامعه آماری شامل 1150 کودک 5 تا 6 ساله پیشدبستانی شهرستان رومشکان در سال 1400-1401 بود که طبق جدول مورگان، 288 نفر به روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند.
ملاکهای ورود شامل بازه سنی هدف و رضایت آگاهانه والدین، و ملاکهای خروج شامل وجود معلولیتهای حاد یا بیماریهای مزمن در کودک و نقص در تکمیل پرسشنامهها بود. دادهها پس از اخذ مجوزهای لازم، از طریق تکمیل پرسشنامههای استاندارد توسط والدین به شیوه خودگزارشی جمعآوری و با رعایت اصل محرمانگی وارد فرآیند تحلیل شد.
ابزارهای پژوهش
پرسشنامه وضعیت اقتصادی- اجتماعی(SES)(1392)
پرسشنامه وضعیت اقتصادی-اجتماعی (SES) را قدرتنما و همکاران (1392) جهت سنجش وضعیت معیشتی و رتبه اجتماعی خانوادهها تدوین کردهاند که در ابتدا بر روی جامعه دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز اجرا گردید؛ این ابزار شامل 11 سؤال در چهار مؤلفه اصلی میزان درآمد، طبقه اقتصادی، تحصیلات و وضعیت مسکن است و نمرهگذاری آن براساس مقیاس 5 درجهای لیکرت از خیلی پایین (1) تا خیلی بالا (5) انجام میشود که مجموع امتیازات در پنج طبقه ضعیف، پایین، متوسط، بالا و عالی دستهبندی میگردد. درخصوص ویژگیهای روانسنجی این ابزار، در نسخه اصلی (قدرتنما و همکاران، 1392)، روایی از طریق تحلیل عاملی با شاخص KMO برابر با 75/0 و پایایی با ضریب آلفای کرونباخ 72/0 گزارش شده است؛ همچنین در نسخه ایرانی (قدرتنما و همکاران، 1392)، روایی با شاخص KMO برابر با 75/0 و پایایی با ضریب آلفای کرونباخ 72/0 تأیید گردیده و در پژوهش حاضر نیز روایی صوری و محتوایی توسط خبرگان مورد تأیید قرار گرفت و پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برابر با 72/0 به دست آمد که نشاندهنده همسانی درونی مناسب پرسشنامه در این مطالعه میباشد.
مقیاس ساختار خانواده (FACES-III)(1985):
این مقیاس را السون و همکاران در سال 1985جهت سنجش دو مؤلفه کلیدی انسجام و انطباقپذیری در نظام خانواده طراحی کردهاند که در نسخه اصلی شامل 40 سؤال و نمرهگذاری 5 درجهای لیکرت است. در نسخه ایرانی نیز این ابزار را آهنگرکانی و همکاران (1393) بومیسازی و اجرا کردند. درخصوص ویژگیهای روانسنجی، در نسخه اصلی (دیوید اچ. السون و همکاران، 1985)، روایی از طریق تحلیل عاملی و پایایی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ (انسجام 77/0 و انطباقپذیری 62/0) گزارش شده است؛ همچنین در نسخه ایرانی (آهنگرکانی و همکاران، 1393)، روایی از طریق تحلیل عاملی و پایایی با روشهای آلفای کرونباخ (انسجام 74/0 و انطباقپذیری 75/0) و بازآزمایی (انسجام 83/0 و انطباقپذیری 80/0) تأیید گردید و در پژوهش حاضر نیز روایی صوری و محتوایی مورد تأیید خبرگان قرار گرفت و پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ (انسجام 74/0 و انطباقپذیری 75/0) به دست آمد که نشاندهنده ثبات قابلقبول ابزار در این مطالعه میباشد
پرسشنامه مشکلات رفتاری کودکان و نوجوانان (RBPC) 1987)
این پرسشنامه را کوای و پترسون (1987) با هدف شناسایی و بررسی مشکلات رفتاری در کودکان و نوجوانان طراحی کردهاند. این ابزار شامل 88 سؤال است که در 4 مؤلفه اصلی تنظیم شدهاند: پرخاشگری اجتماعی، اختلال سلوک، (سؤالات 1 تا 38)، مشکلات توجه- ناپختگی، (سؤالات 39 تا 71)، پرخاشگری اجتماعی، (سؤالات 72 تا 80) و اضطراب- گوشهگیری (سؤالات 81 تا 88). هدف از طراحی این زیرمقیاسها، تفکیک دقیق رفتارهای هنجار از ناهنجار و ارزیابی شدت اختلالات در ابعاد مختلف رشدی و اجتماعی است؛ و نمرهگذاری آن براساس طیف 3 نقطهای (0 تا 2) انجام میشود. در نسخه ایرانی، شهیم و همکاران (1386) این ابزار را بومیسازی کردند و بر روی دانشآموزان ابتدایی شیراز اجرا گردید. درخصوص ویژگیهای روانسنجی، در نسخه اصلی (کوای و پترسون، 1987) روایی از طریق تحلیل عاملی (82/0) و همبستگی با پرسشنامه راتر 1967) (88/0) و پایایی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ (96/0 تا 98/0) گزارش شده است؛ همچنین در نسخه ایرانی (شهیم و همکاران، 1386) روایی تأیید گردید و پایایی با ضریب آلفای کرونباخ 97/0 به دست آمد و در پژوهش حاضر نیز روایی صوری و محتوایی مورد تأیید خبرگان قرار گرفت و پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای کل ابزار 0/98 و به تفکیک مؤلفهها شامل اختلال سلوک 0/97، مشکلات توجه 0/97، پرخاشگری اجتماعی 0/82 و اضطراب 0/85 گزارش شد که نشاندهنده ثبات بالای این ابزار در مطالعه حاضر میباشد.
شیوه اجرا
در راستای اجرای پژوهش حاضر، ابتدا مجوزهای قانونی لازم از سوی دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی و اداره کل آموزشوپرورش استان لرستان اخذ گردید. پس از هماهنگیهای لازم و با در نظر گرفتن ملاحظات اخلاقی، هدف از انجام مطالعه برای شرکتکنندگان تشریح شد و پرسشنامههای پژوهش تنها پس از کسب رضایت آگاهانه از والدین در اختیار آنها قرار گرفت تا داوطلبانه در این فرایند مشارکت نمایند.
فرایند جمعآوری دادهها با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چند مرحلهای انجام شد؛ به این صورت که از بین 4 منطقه شهرستان رومشکان، نمونههای موردنظر انتخاب شدند و سه پرسشنامه مذکور جهت تکمیل در اختیار جامعه هدف قرار گرفت. پس از جمعآوری اطلاعات، دادههای خام استخراج و جهت پردازش نهایی وارد محیط نرمافزاری شدند.
بدین منظور، ابتدا برای اطمینان از صحت نتایج، مفروضههای آماری پیش از آزمون شامل نرمال بودن توزیع دادهها با استفاده از آزمون کولموگروف-اسمیرنوف و همسانی واریانسها از طریق آزمون لون مورد بررسی قرار گرفت. درنهایت، دادهها در دو سطح آمار توصیفی و آمار استنباطی (با بهرهگیری از روش رگرسیون همزمان) مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند. همینطور تجزیهوتحلیل یافتههای این پژوهش با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 23 انجام گرفت.
یافتهها
جامعه آماری این پژوهش شامل 288 کودک پیشدبستانی از شهرستان رومشکان بود که از این تعداد، 146 نفر (50/69 درصد) دختر و 137 نفر (47/56 درصد) پسر بودند. بررسی وضعیت تحصیلی والدین نشان داد بیشترین فراوانی در میان مادران مربوط به سطح تحصیلات دیپلم و پایینتر با 47/56 درصد و در میان پدران مربوط به مقطع کارشناسی (لیسانس) با 50/37 درصد است. از منظر وضعیت اشتغال، نتایج حاکی از آن بود که اکثریت پدران (72/56 درصد) شاغل هستند، درحالیکه در گروه مادران، 33/68 درصد شاغل و بخش عمدهای (62/15 درصد) در وضعیت بیکار یا خانهدار گزارش شدند.
بهمنظور بررسی مفروضه نرمال بودن توزیع دادههای مربوط به متغیرهای پژوهش، از آزمون کولموگروف-اسمیرنوف استفاده گردید. نتایج حاصل از این آزمون در
جدول شماره 1 ارائه شده است.

نتایج مندرج در
جدول شماره 1 نشان میدهد مقدار سطح معناداری (Sig) برای تمامی متغیرهای پژوهش شامل مشکلات رفتاری (0/289)، ساختار خانواده (0/315) و عوامل اقتصادی-اجتماعی (0/412) بزرگتر از ملاک 0/05 است. بنابراین، باتوجهبه عدم معناداری نتایج آزمون، مفروضه نرمال بودن توزیع دادهها تأیید شده و استفاده از آزمونهای آماری پارامتریک (نظیر رگرسیون) مجاز میباشد. در ادامه بهمنظور بررسی مفروضه همگنی واریانسها در متغیرهای تحقیق از آزمون لون استفاده شد. نتایج بهدستآمده از این آزمون در
جدول شماره 2 ذکر گردیده است.

نتایج
جدول شماره 2 در مورد متغیرهای تحقیق نشان داد سطح معناداری برخی از متغیرهای وابسته در آزمون لون بیشتر از 0/05 میباشد. لذا فرض همگنی واریانسها در متغیرها تأیید میگردد.
برای تحلیل فرضیه اول پژوهش از آزمون رگرسیون همزمان استفاده شد که نتایج آن در
جداول شماره 3،
4 و
5 آمده است.

طبق یافتههای
جدول شماره 3، مدل رگرسیونی حاکم بر مشکلات رفتاری کودکان معنادار بوده و در مجموع 58/2 درصد از واریانس این متغیر را تبیین میکند. نتایج نشان داد هر دو متغیر ساختار خانوادگی (β=-0/460) و عوامل اقتصادی-اجتماعی (β=-0/250) پیشبینهای منفی و معناداری برای مشکلات رفتاری هستند؛ به این معنا که با بهبود وضعیت اقتصادی-اجتماعی و ارتقای کیفیت ساختار خانواده، مشکلات رفتاری کودکان کاهش مییابد. باتوجهبه سهم بیشتر ساختار خانوادگی در پیشبینی این متغیر، در گام بعدی تحلیل رگرسیونی جهت بررسی تأثیر عوامل اقتصادی-اجتماعی بر ساختار خانواده انجام شد تا نقش واسطهگری این متغیر مشخص گردد که نتایج آن در
جدول شماره 4 ارائه شده است.
مطابق با نتایج ارائهشده در
جدول شماره 4، عوامل اقتصادی-اجتماعی با ضریب بتای 0/478 و سطح معناداری 0/000، تأثیر مستقیمی بر ساختار خانوادگی دارد و توانست 33/4 درصد از واریانس این متغیر را تبیین نماید. این یافته نشان میدهد درواقع وضعیت اقتصادی-اجتماعی بسترسازِ کیفیت ساختار خانوادگی است و تغییرات در این عوامل بهطور مستقیم بر انسجام و ساختار خانواده اثر میگذارد. در ادامه، برای بررسی جامعتر، میزان کل تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم در
جدول شماره 5 گزارش شده است.
یافتههای
جدول شماره 5 تبیینکننده مدل نهایی اثرات است. براساس این نتایج، ساختار خانوادگی تنها بهصورت مستقیم (β=0-/460) بر کاهش مشکلات رفتاری اثر میگذارد. در مقابل، عوامل اقتصادی-اجتماعی تأثیری دوگانه دارند؛ بهاینترتیب که این متغیر هم بهصورت مستقیم (با بتای 0/250-) و هم بهصورت غیرمستقیم از طریق تأثیر بر ساختار خانواده (با اثر غیرمستقیم 0/278-) بر کاهش مشکلات رفتاری کودکان اثر میگذارد. مجموع اثر کل این متغیر 0/528- برآورد شده است که نشان میدهد عوامل اقتصادی-اجتماعی نهتنها خود اثرگذار هستند، بلکه از طریق تغییر در ساختار خانواده، شدت تأثیر خود بر کاهش مشکلات رفتاری کودکان را افزایش میدهند.
برای تحلیل فرضیه دوم پژوهش از آزمون رگرسیون خطی چندگانه استفاده شد که نتایج آن در
جداول شماره 6،
7 و
8 ارائه شده است.

مطابق
جدول شماره 6، ضریب همبستگی چندگانه (R) برابر با 0/372 است که نشاندهنده همبستگی متغیرهای پیشبین با مشکلات رفتاری میباشد. همچنین ضریب تعیین (R²) برابر با 0/138 به دست آمده که نشان میدهد حدود 14 درصد از واریانس مشکلات رفتاری کودکان توسط این سه متغیر تبیین میشود. برای بررسی معناداری این مدل، نتایج آنالیز واریانس در
جدول شماره 7 ارائه شده است.
دادههای
جدول شماره 7 نشان داد سطح معناداری آزمون (0/001) کمتر از 0/05 است؛ بنابراین مدل رگرسیونی معنادار بوده و اثر ترکیبی عوامل اقتصادی-اجتماعی، جنس کودک و ساختار خانواده بر مشکلات رفتاری تأیید میشود. سهم اختصاصی هریک از این متغیرها در
جدول شماره 8 گزارش شده است.
براساس نتایج
جدول شماره 8، عوامل اقتصادی-اجتماعی با ضریب 0/309- و جنس کودک با ضریب 0/183 پیشبینهای معنادار (0/01>P) مشکلات رفتاری هستند. متغیر ساختار خانواده با ضریب 0/107 و سطح معناداری 0/052 در مرز معناداری آماری قرار دارد. این یافتهها وجود رابطه معنادار بین عوامل مذکور با مشکلات رفتاری کودکان را تأیید میکند.
بحث و نتیجهگیری
پژوهش حاضر با هدف بررسی همهجانبه رابطه میان عوامل اقتصادی-اجتماعی و مشکلات رفتاری کودکان پیشدبستانی شهرستان رومشکان، با تمرکز بر نقش میانجیگری ساختار خانواده اجرا شد. جامعه آماری شامل 1150 کودک 5 تا 6 ساله پیشدبستانی شهرستان رومشکان در سال 1400-1401 بود. در این راستا، تحلیل دادهها نشان داد متغیرهای پیشبین شامل عوامل اقتصادی-اجتماعی، جنسیت و ساختار خانواده بهطور معناداری قادر به تبیین و پیشبینی تغییرات مربوط به مشکلات رفتاری کودکان هستند.
فرضیه اول پژوهش به بررسی رابطه میان عوامل اقتصادی-اجتماعی با مشکلات رفتاری کودکان با نقش میانجی ساختار خانواده اختصاص داشت. یافتههای حاصل از آزمون این فرضیه نشان داد میان پایگاه اقتصادی-اجتماعی والدین و بروز مشکلات رفتاری در کودکان رابطه معکوس و معناداری وجود دارد؛ به این معنا که با کاهش سطح اقتصادی-اجتماعی، میزان مشکلات رفتاری در کودکان افزایش مییابد. این نتیجه با یافتههای پژوهشی یادگار و همکاران (1401)، گودرزی و همکاران (1397) و بهجت و همکاران (1404) همسویی کامل دارد.
در نقد و مقایسه این یافته با پژوهشهای پیشین، میتوان گفت که همانند دیدگاه حیدرنژاد و همکاران (1395)، سرمایههای اقتصادی فراتر از یک منبع مالی صرف، بهعنوان یک ضربهگیر در برابر آسیبهای روانی نقش ایفا میکنند. اگرچه ناهمسوییهای احتمالی در برخی مطالعات ممکن است ناشی از متغیرهای تعدیلکنندهای مانند حمایت اجتماعی باشد، اما در بافتار شهرستان رومشکان، بهدلیل شرایط خاص و فشارهای مالی ناشی از آن (توکلیان و همکاران، 1402)، اثر وضعیت اقتصادی بر رفتار کودکان بهشدت برجسته شده است. در تبیین این یافته میتوان استدلال کرد که فقر و محدودیتهای معیشتی طبق نظر بهاری و ستوده (1395)، با ایجاد استرس مزمن و تغذیه نامناسب، آستانه تحمل والدین را کاهش میدهد.
براساس مدل سیستمی آنجلا و همکاران (2016)، خانواده یک کلِ یکپارچه است که در آن فشارهای محیطی و اقتصادی واردشده بر والدین، مستقیماً به کوچکترین و حساسترین عضو سیستم یعنی کودک منتقل میشود. علاوهبراین، طبق دیدگاه فرناندز (2020)، والدین در طبقات اقتصادی پایینتر بهدلیل درگیری با تنشهای روزمره، گرایش بیشتری به اتخاذ سبکهای تربیتی مستبدانه و رفتارهای تند و خشن پیدا میکنند که این رویکرد، محرک اصلی بروز اختلالات رفتاری و ناسازگاری در کودکان محسوب میشود. در تحلیل نهایی این یافته میتوان گفت که وضعیت اقتصادی-اجتماعی بهعنوان یک متغیر زیربنایی، ثبات ساختار خانواده را تحتالشعاع قرار میدهد. درواقع، زمانی که فشارهای مالی افزایش مییابد، انسجام درونی خانواده سست شده و نقشهای تربیتی با اختلال مواجه میشوند؛ این نابسامانی در ساختار خانواده، محیطی ناامن برای رشد کودک ایجاد کرده و درنهایت به شکلگیری الگوهای رفتاری نابهنجار منجر میشود. بنابراین، میانجیگری ساختار خانواده باعث میشود فقر و محدودیتهای اجتماعی نهتنها بهعنوان یک کمبود مادی، بلکه بهعنوان یک عامل تخریبگر در مناسبات خانوادگی عمل کرده و مسیر بروز مشکلات رفتاری را هموار سازند.
درخصوص فرضیه دوم پژوهش که به رابطه عوامل اقتصادی-اجتماعی با مشکلات رفتاری باتوجهبه نقش میانجی ساختار خانوادگی و متغیر جنس کودک میپرداخت، نتایج رگرسیون تأیید کرد که جنسیت کودک در کنار ساختار خانواده، پیشبینهای معتبری برای ناهنجاریهای رفتاری هستند. این یافته با پژوهش ایسکیوسا (2014) و فرح (2017) که بر اهمیت جنس و عوامل فرهنگی در بروز پرخاشگری تأکید داشتند، همسویی دارد. در مقایسه با دیدگاه آکوس و همکاران (2023)، این پژوهش نشان داد جنسیت میتواند شدت تأثیرپذیری از نابسامانیهای خانوادگی را تغییر دهد. در تبیین این موضوع، براساس نظریه سیستمی و مفهوم تکمیلکنندگی جمشیدی و کاکابرایی (1396)، میتوان چنین تحلیل کرد که ساختار خانواده بهدلیل ماندن بیش از حد اعضا در خانه (باقری و همکاران، 1402) دچار تنش شده و این تنش در کودکان با جنسیتهای مختلف به شکلهای متفاوتی (مانند اضطراب یا پرخاشگری) بروز میکند.
همچنین طبق نظر شقایق و همکاران (1400)، هنگامی که ساختار خانواده از حالت مأمن امن خارج میشود، کودک اعتماد خود را به والدین از دست داده و فارغ از جنسیت، به سمت هنجارشکنی سوق مییابد، اما شدت این هنجارشکنی تحت تأثیر ویژگیهای جنسیتی و انتظارات فرهنگی جامعه از کودک است. با استناد به یافتههای پژوهش، میتوان چنین استنباط کرد که فشارهای اقتصادی و اجتماعی بهطور مستقیم بر بروز مشکلات رفتاری اثر نمیگذارند، بلکه ابتدا کارکرد و انسجام ساختار خانواده را تضعیف کرده و از طریق ایجاد تنش در محیط خانه، به کودک منتقل میشوند. در این فرایند، جنسیت کودک بهعنوان یک متغیر تعدیلگر عمل میکند؛ به این معنا که پسران و دختران بهدلیل تفاوتهای زیستی و انتظارات متفاوتی که جامعه از آنها دارد، تنشهای ناشی از نابسامانی خانواده را به شیوههای گوناگونی (مانند رفتارهای پرخاشگرانه برونریزیشده یا اضطراب درونریزیشده) بازتاب میدهند. درواقع، ساختار خانواده بهعنوان مجرای اصلی انتقال استرسهای محیطی عمل کرده و جنسیت، نوع و شدت بروز این واکنشهای رفتاری را تعیین مینماید.
تبیین نهایی یافتهها نشان میدهد مشکلات رفتاری، محصول یک تعامل پیچیده میان فقر اقتصادی و ساختار صلب خانوادگی است. طبق نظر عباسی و همکاران (1399)، همهگیری کرونا تمام زیرساختها را متأثر کرد و این مطالعه ثابت کرد که در شهرستان رومشکان، این تأثیرات به شکل افزایش مشکلات رفتاری در کودکان پیشدبستانی نمود یافته است. اگر این مشکلات براساس هشدار فرارو و همکاران (2016) در این سنین درمان نشوند، مانع رشد شایستگیهای عاطفی شده و کودک را با عزتنفس پایین وارد سیستم آموزشی میکنند (نایبی، 1399) که هزینههای گزافی برای جامعه خواهد داشت (افارلی و همکاران، 2021). درواقع، ساختار خانواده بهعنوان یک میانجی عمل میکند؛ به این معنا که فشارهای اقتصادی ابتدا کیفیت روابط والد-کودک را تخریب کرده و سپس این تخریب ساختاری به شکل مشکلات رفتاری در کودک ظاهر میشود.
در مسیر انجام این مطالعه، محدودیتهای پژوهش شامل عدم همکاری برخی مدیران مراکز پیش از دبستان در مراحل اولیه، دشواری و زمانبر بودن روند اخذ مجوزهای قانونی برای حضور در مدارس و انجام مصاحبهها، و همچنین فقدان انگیزه و رغبت کافی در برخی دانشآموزان جهت پاسخگویی به سؤالات بود. علاوهبراین، محدود بودن دامنه سنی به ۵ تا ۶ سال و اتکا به ابزارهای خودگزارشدهی که ممکن است با سوگیری همراه باشد، از دیگر محدودیتهایی است که تعمیمدهی نتایج را با احتیاط مواجه میکند.
براساساین محدودیتها و یافتههای بهدستآمده، پیشنهادات کاربردی پژوهش بدین شرح ارائه میگردد:
- نهادهای متولی سلامت و آموزش در شهرستان رومشکان باید دورههای آموزش خانواده را با تمرکز بر مدیریت خشم و جایگزینی الگوهای تنبیهی با شیوههای تعاملی باز تدوین کنند تا اثرات مخرب ساختارهای همنوا کاهش یابد.
- ضروری است سیاستگذاران رفاه اجتماعی با تمرکز بر فقرزدایی در مناطق نیمهبرخوردار، بستر اقتصادی لازم برای آرامش روانی خانوادهها را فراهم آورده و مداخلات بومی متناسب با فرهنگ منطقه را طراحی کنند.
- پیشنهادات پژوهشی جهت غنای دانش در این حوزه شامل تکرار این مطالعه در مقاطع تحصیلی بالاتر از جمله مقطع ابتدایی و راهنمایی برای بررسی پایداری این رفتارها در طول زمان است.
-همچنین پیشنهاد میشود در پژوهشهای آتی از روشهای ترکیبی (کمی و کیفی) و مشاهدات مستقیم در کنار ابزارهای خودگزارشدهی استفاده شود تا دقت نتایج افزایش یافته و امکان تعمیمبخشی بیشتری فراهم گردد.
ملاحظات اخلاقی
پ
یروی از اصول اخلاق پژوهش
پژوهش حاضر با رعایت کامل اصول اخلاقی حوزه علوم انسانی و براساس استانداردهای کمیته اخلاق انجام شده است. این مطالعه دارای کد اخلاق به شماره (IR.USWR.REC.1403.045) از دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی میباشد. در تمامی مراحل تحقیق، اصل رازداری و حفظ حریم خصوصی شرکتکنندگان رعایت گردید. به تمامی والدین و مدیران مراکز اطمینان داده شد اطلاعات استخراجشده بهصورت محرمانه باقی مانده، نامی از شرکتکنندگان در گزارش نهایی ذکر نخواهد شد و دادهها صرفاً برای مقاصد پژوهشی مورد استفاده قرار میگیرند. همچنین مشارکت در پژوهش کاملاً داوطلبانه بوده و حق انصراف در هر مرحله برای شرکتکنندگان محفوظ بوده است.
حامی مالی
این مقاله برگرفته از پایاننامه خاطره اقاپور، رشته علوم ترببتی، دانشکده علوم رفتاری و سلامت روان، دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی است و هیچگونه کمک مالی از سازمانیهای دولتی، خصوصی و غیرانتفاعی دریافت نکرده است.
مشارکت نویسندگان
تهیه و طراحی و نگارش مقاله: خاطره آقاپور و آتنا توکلیان؛ ناظر علمی و ویرایش محتوایی مقاله: روح الله خدابندهلو، منصوره کریمزاده و علیرضا محمدی آریا.
تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله تعارض منافع ندارد.
تشکر و قدردانی
بدینوسیله از تمامی عزیزانی که ما را در انجام این پژوهش یاری کردند تشکر و قدردانی میشود.
References
Abbasi, F., Hejazi, E., & Hakimzadeh, R. (2020). [Elementary school teachers’ lived experience of opportunities and challenges of teaching in the student educational network (SHAD): A phenomenological study (Persian)]. Journal of Teaching Research, 8(3), 1-24. [Link]
Ahangarkani, M., ZadeMohammadi, A., Heidari, M., & Talebi, M. (2014). [The relationshib between marital values and reliegion oreiantation with family structure in male and female married individuals (Persian)] Journal of Research in Behavioural Sciences, 12(1), 44-57. [Link]
Tóth, Á. L., Kívés, Z., Szovák, E., Kresák, R., Jeges, S., & Kertai, B., et al. (2023). Sense of Coherence and Self-Rated Aggression of Adolescents during the First Wave of the COVID-19 Pandemic, with a Focus on the Effects of Animal Assisted Activities. International Journal of Environmental Research and Public Health, 20(1), 769. [DOI:10.3390/ijerph20010769] [PMID] [PMCID]
Angela, K. H., Shannon, M. V., Alyssa, M., & Patrick, H. T. (2016). Family Functioning and High Risk Adolescents’ Aggressive Behavior: Examining Effects by Ethnicity. Journal of Youth and Adolescence, 45(1), 145-155. [DOI:10.1007/s10964-014-0222-8] [PMID]
Bagheri, F., Hossienkhanzadeh, A. A., Farahani, H., & Fathi-Ashtiani, A. (2023). [Domestic violence against children and women during the Coronavirus 2019 pandemic (COVID-19): A systematic review study (Persian)]. Journal of Health, 14(2), 127-140. [Link]
Bahari, S., & Sotodeh, H. (2016). The pathology of family. Tehran: Niday-e-Aryana Publications. [Link]
Behjat, B., Semsar Yazdim S., & Demehri, F. (2025). [Comparing of the Effects of Parent-child Interaction Therapy and Childparent Relationship Therapy on Behavioral Problems and Family Functioning in Preschool Children (Persian)]. Journal of Childhood Health and Education, 6(3), 362-375. [Link]
Eşkisu, M. (2014). The relationship between bullying, family functions, perceived social support among high school students. Procedia-Social and Behavioral Sciences, 159, 492-496. [DOI:10.1016/j.sbspro.2014.12.412]
Farah, M. J. (2017). The neuroscience of socioeconomic status: Correlates, causes, and consequences. Neuron, 96(1), 56-71. [DOI:10.1016/j.neuron.2017.08.034] [PMID] [PMCID]
Fernandes, N. (2020). Economic effects of coronavirus outbreak (COVID-19) on the world economy. IESE Business School Working Paper, No. WP-1240-E, [DOI:10.2139/ssrn.3557504]
Ferraro, K. F., Schafer, M. H., & Wilkinson, L. R. (2016). Childhood disadvantage and health problems in middle and later life: Early imprints on physical health?. American Sociological Review, 81(1), 107-133. [DOI:10.1177/0003122415619617] [PMID] [PMCID]
Ghodratnama, A., Heidari Nejad, S., & Davoodi, I. (2013). [The relationship between socio-economic status and physical activity level of Shahid Chamran University students in Ahvaz (Persian)]. Sport Management Journal, 5(16), 5-20. [DOI:10.22059/jsm.2013.30410]
Goudarzi, M., Hashemi, R., & Taghavi, M. (2018). [The effect of Barkley’s parental behavior training program for mothers on reducing behavioral problems in elementary school children with conduct disorder (Persian)]. Knowledge & Research in Applied Psychology, 19(1), 1-9. [Link]
Heidarnejad, A., Sasan, V., & Torkaman, F. (2016). Investigating the relationship between socio-economic status, lifestyle and job security of police officers in Tehran. Social Security Quarterly, 42, 2-202.
Henneberger, A. K., Varga, S. M., Moudy, A., & Tolan, P. H. (2016). Family functioning and high risk adolescents’ aggressive behavior: Examining effects by ethnicity. Journal of Youth and Adolescence, 45(1), 145-155. [DOI:10.1007/s10964-014-0222-8] [PMID] [PMCID]
Jamshidi, R., & Kakabaraee, K. (2017). Determining the relationship between the use of cyberspace with behavioral problems (aggressive behavior, withdrawal and depression) of adolescents. 10th International Conference on Psychology and Social Sciences, Tehran. [Link]
Khodavandi, Z., Kiani, Q., & Sobhi A. (2026). [The effectiveness of gestalt play therapy on internalizing and externalizing problems in children (Persian)]. Journal of Childhood Health and Education, 7(1). [Link]
Mohamadzade, R., Hasannataj, F., & Taghipour Javan, A . A. (2025). [The Effectiveness of the Floortime Program on Behavioral Problems and Parent-child Interaction in Children with Attention Deficit Hyperactivity Disorder (Persian)]. Journal of Childhood Health and Education, 5(4), 161-171. [DOI:10.32592/jeche.5.4.161]
Nayebi, M. (2020). The effect of economic factors on the aggression of elementary school children Case study: Comparison of the type and amount of aggression in students in poor and affluent urban areas of Qazvin province. Paper presented at: 6th International Conference on Psychology, Educational Sciences and Lifestyle, Tbilisi, Georgia, 15 September ; 2020. [Link]
Noori, S. M. [Domestic Violence against Children: Nature, Reason and Some Solutions for Its Treatment in the Light of Legal Attempts (In Persian)]. Human Rights. 2007; 02(2):35-54. [link]
O’Farrelly, C., Watt, H., Babalis, D., Bakermans-Kranenburg, M. J., Barker, B., & Byford, S., et al. (2021). A brief home-based parenting intervention to reduce behavior problems in young children: A pragmatic randomized clinical trial. JAMA Pediatrics, 175(6), 567–576. [DOI:10.1001/jamapediatrics.2020.6834] [PMID] [PMCID]
Olson, D. H., Portner, J., & Lavee, Y. (1985). “Faces III”: Family Adaptability & Cohesion Evaluation Scales, Family Social Science. St. Paul: University of Minnesota. [Link]
Pourvahed, A., & Amiri Majd, M. (2017). [The relationship between mother’s psychological problems and family violence with behavioral problems of children with intellectual disability (Persian)]. Social Health Journal, 4(2), 110-117. [DOI:10.22037/ch.v4i2.14943]
Quay, H. C., & Peterson, D. R. (1987). Manual for the Revised Behavior Problem Checklist. Miami: University of Miami. [Link]
Shahim, S., Yousefi, F., & Ganbari Mazidi, M. (2007). [Psychometric properties of the revised Quay and Peterson behavior problem checklist (Persian)]. Iranian Journal of Psychiatry and Clinical Psychology, 13(4), 350-358. [Link]
Shaqayeq, M., Barzegar, K., & Rahimi, M. (2021). [The role of family factors in the aggression of preschool children with the mediation of social skills (Persian)]. Journal of Tolo-e-Behdasht, 20(1), 38-54. [DOI:10.18502/tbj.v20i1.6183]
Shirmohammadi, F., Mousavi, N., Kakavand, A., Abbasi, N., & Dabiri, T. (2024). [The Mediating Role of Parental Stress in the Relationship Between Mindful Parenting and Behavioural Problems in Preschool Children (Persian)]. Journal of Childhood Health and Education, 5(1), 67-79. [Link]
Taheri, S., Mohammadi Arya, A., Karimzadeh, M., & Vahedi, M. (2025). Determining the effectiveness of life skills training on behavioral problems and resilience of working children in Karaj (boys 7 to 13 years old). Journal of Childhood Health and Education, 6(1), 64-75. [Link]
Tavakolian, A., Zibaei, N., & Karimzadeh, M. (2023). Determining the relationship between aggression and family structure with the mediation of parents’ socio-economic factors among preschool children. 7th International School Psychology Congress, Tehran. [Link]
Yadegar, P., Tahmasebi, S., Karimzadeh, M., & Hosseinzadeh, S. (2022). Determining the relationship between domestic violence towards preschool children (4 to 6 years old) with individual and socio-economic factors of the family during the corona pandemic in Hamadan. 5th International Conference on Educational Psychology, Tehran. [Link]